یادداشتچی


یادداشتچی1

پیداکنید پرتقال فروش را ؟؟؟

 

میگویند رای حسن روحانی، نه به احمدی نژاد بود. بحثم سراینکه چقدر این حرف درست است نیست. به هرحال خیر سرشان کلی آدم حسابی( شما بخوانید پر ادعا) و تحلیلگر و جامعه شناس قپی2 اومدند!! فقط مانده ام چطور تا چند روز پیش از حماسه عظیم سیاسی از خودشان قمپز3 در نکرده بودند؟!؟

من میگویم نه به احمدی نژاد درست! حرفی درش نیست. ولی بد نیست دوستان اگر از آمپاس4 اومدند بیرون یا حداقل همان مدعیان بصیرت بنشینند ببینند چه شد که دولتی که سال88 بخاطر خدمات جهادیش و مشی انقلابیش  24میلون رای داشت و این همه خدمت صادقانه (هدفمندی،تولید علم،بنزین،هسته ای، مسکن مهر، سدسازی، محرومیت زدائی،...) به جائی رسید که نه بشنود؟؟

آخه همون مدعیان میگویند که رای روحانی از روستا بود! روستائیان عزیز که از عالم سیاست بیخبر بودند و  طعم شیرین خدمت صادقانه را بیشتر از بقیه چشیده بودند و تازه خاتمی و رفسنجانی چه گلی به سرشان زده بودند که روحانی زیرعبای بنفش متمایل به شکلاتی سرخپوش بتواند بزند؟

با شیطان صفتی  تمام، وجه احمدی نژاد (انتقاد جدیمان به دولت دهم سرجای خودش باقیست) را چنان با حرکتهای موذیانه رسانه ای و جنگ روانی تخریب کردند که مردم ما که استعداد فراموشی درشان موج میزند تمام زحماتش را به پای چند اشتباه دادند. یادشان رفت این خدمات خروجی گفتمان انقلاب بود. جان به فدای حضرت آقا که صدبار فرمود نقاط مثبت را هم بگوئید...

رای دادند به سینه چاک اکبر رفسنجانی که صدقه سر تفکرات تکنوکراتیش و توسعه طلبانه اش باعث اشرافیگری و فقیرکردن فقرا شد و شد آنچه شد...

البته حواستان که هست اکبر رفسنجانی سینه چاکان و غلامان حلقه به گوش زیادی در طیف اصولگرائی دارد...همان ها در این حرکت موذیانه نقش موریانه ای را داشتند که تمام خدمات صادقانه و انقلابی احمدی نژاد را از خاطر مردم خوردند!!! ( خدای نکرده ذهنتان به بهارستان نشینان جلب نشود)

ضمنا چرا بله را فقط به روحانی دادند؟ بقیه نامزدها هم که ماشاالله در تخریب کردند مسابقه گذاشته بودند. جالبه اکثرشون داره مدت خدمتشون تموم میشه و خود بر لبه تیزتیغ نقد نشسته اند؟؟

متاسفانه و هزار افسوس احمدی نژاد در این بازی دور خورد و چنان بی بصیرتانه عمل کرد که به جبهه خودی (انقلاب) گل زد.

شاید دکتر بعدا که فیلم بازی را در سمعی بصری دانشگاه تازه تاسیسش ببیند از گلهائی که به خودمان زده شرمنده شود...من نمیدانم شرمندگی تاثیر دارد یا نه!!؟

احمدی نژاد گفت حلالش کنیم! نمیدانم میشود بخاطر آب شد قند در دل اکبر رفسنجانی اینکار را کرد یا نه ؟؟؟

عمری زغم تو مُردم و زنده شدم // در هرچه که بی‌تو بود بازنده شدم

زان روز که مهر تو به جانم زده شد  // با عشق تو من دولت پاینده شدم

نمیدانم حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه شریف) این مصرع آخر را تائید میفرمایند؟؟ شاید تائید این مصرع را بگذارند به عهده نایبشان...!

حواست که هست! رئیس جمهور مشروعیتش به دست نایب برحق حضرت است... روحانی بااین همه سابقه انقلابی و اجرائی میداند سعادت دنیا و آخرتش در گرو لبخند رضایت رهبر است؟؟

دل خوش سیری چند؟؟؟



1- بروزن قاشقچی

2،3،4 – از تولیدات  اخیر و تازه های نشر دانشگاه صدا و سیما در ماه مبارک رمضان... برای پایان نامه دکترایتان لازم میشود!

یادداشتچی

یادداشتچی1

کینه­ های بدر و خیبری ....

تمام شد....همه فوحش دادن ها تمام شد!! البته بعید میدانم این جماعت سیاسی کشور حداقل تا یک سال بعد از پایان دولت احمدی نژاد همه تقصیرها را گردنش می اندازنند. از همین حالا شروع کردند.   می گویند کشور دچار چنان بحرانی شده که حالا حالاها باید فقط بررسی کرد بعد ببینیم چه باید!!! جانم فدای حضرت آقا (روحی فدا) ایشان گفتند کمی اجازه بدهید تا دولت منتخب مستقر بشود بعد شروع کنید به نقد(شما بخوانید عیب جوئی)... اصلا داشتم از کینه ها میگفتم یکسری چنان کینه­ ای از احمدی نژاد در دل دارند که از اصحاب فتنه ندارند؟!! باور کنید این کینه­ ها کاری به این دوسال آخر دولت دهم )که خون به دل همه کرد) ندارد انگار از همان تیر 84 است!! بنده خدا وارد منطقه ممنوعه قدرت شده بود....دیدید که می خواستند با چه وضعی بیرونش کنند!!! بازهم هزاربار جان فدای ولایت...

فقط مانده ­ام ببینم مجلس­ شورای محترم با بصیرت!! از پس آزمون چگونه بر می آید...البته حضرات نشان داده­ اند که همیشه از آنطرف پشتبام افتاده اند.... البته این دفعه با بهانه اعتدال گری!

جالب است اکبر رفسنجانی در دیدار نمایندگان مجلس گفته ""  اگر بگذارند، روحانی به اعتماد و امیدواری مردم پاسخ شایسته می‌دهد"" !!!!!!!! حواست هست دوباره پروژه "اگر بگذارند"...

عجب صبری حضرت  آقا دارد...

بااهل درد شرح غم خود نمی­کنم // تقدیر قصه دل من ناشنیدن است2

دل خوش سیری چند؟؟؟



1-بروزن قاشقچی

2- این بیت رانسبت میدهندبه حضرت آقا


یادداشتچی

 یادداشتچی1

ترس آمریکا !!!

ما که بچه بودیم توپ پلاستیکی بود برا بازی تو کوچه( حواست هست تو کوچه نه چمن مصنوعی) توپ را که میخریدیم بعدش تازه عملیات محکم سازی شروع میشد از توپ های قبلی که سوراخ شده پوسه ای جور میشد و روی توپ اصلی کشیده میشد...با این اوصاف توپ چند پوسه نام میگرفت و ما احساس میکردیم این توپ نفوذناپذیر است ولی امان که این هم دوباره سوراخ میشد و ما بااین تجربه یاد میگرفتیم که هرچیز اگر به زعم مان محکم است ولی باز هم ممکن است از بین برود ...پس دفعه بعد در پوسه کردن دقت میکردیم!! نمیدونم حالا این بازی های کامپیوتری برای بچه ها تجربه درست میکنه  یا هروقت خواستی با یه کلیک دوباره از همون مرحله که سوختی بازی start میشه(یعنی زحمت زیادی نکش... میخواد بگه نترس اگه تو زندگیت یه جائی اشتباه رفتی باعث سقوطت نمیشه!!!! بیخیال عاقبت اندیشی؟؟)

یا اینکه قبلا چون خیلی بیرون بازی میکردیم و میخوردیم زمین سر زانو شلوارمون همیشه پاره میشد بعدش وصله میکردند(یعنی اقتصاد مقاومتی) ولی الان اصلا پاره نمیشه( یقین جنسشون خب شدس!) یا کسی دیگه بیرون بازی نمیکنه!!!! دلتنگ شلوار با سرزانو وصله شده هستم...هرکجا دیدید شادی روح من صلوات بفرستید!

نکنه بچه ها هم دارند روشنفکر( بخوانید منورالفکر) میشوند؟!!

من میگم آمریکا از بچه های قدیم بیشتر میترسه تا از بچه هائی که الان دارند نم نم بزرگ میشن (البته با این fast food ها احتمالا خیلی چیزهاشون زودتر بزرگ میشه!)

دل خوش سیری چند؟؟؟


1- بر وزن قاشقچی




یادداشتچی

یادداشتچی1

فارسی را پاس بداریم (بدارند) !!!

یادم هست بچه که بودیم و هنوز صدا و سیما اینقدر طول و عرض(عقب و جلو) پیدا نکرده بود بیشتر از دو شبکه نداشت و بیشتر وقتها برفک مهمان صفحه TV بود. که انصافا اخلاصش هم بیشتر بود شاید!!!! به جای پیام بازرگانی یه پیام میومد روی صفحه که فارسی را پاس بدانیم و درباره اصطلاحات صحیح فارسی تذکر میداد. ماشاالله صدا و سیما هنوز همان رسالت را دارد! خدا خیر دهد به مسئولین سازمان الان هم دارند فرهنگ گفتمانی اراذل و اوباش و لات های محله ها و کافه داران را در سریال هایشان ترویج میکنند. به هرحال آقایان توجیه دارند اقتضائات امروز اینست که بچه های نسل ما از این اصطلاحات بلد باشند حتما در پیشبرد اهداف انقلاب و فرهنگ ایرانی اسلامی  نقش دارد.

یادم افتاد به کلام امام بزرگوار که فرمود صدا و سیما باید دانشگاه باشد. از حق نگذریم در این زمینه رشد کردیم. الان داریم به مخاطبانمان در زمینه اصطلاحات  زشت لیسانس میدهیم! در زمینه بی عفافی و  بی حجابی دکترا و در ترویج فرهنگ غربگرائی درجه استادتمامی !!!!

حواستان که هست صدا و سیما دارد خود فرهنگ( شما بخوانید ضد فرهنگ) تولید میکند.....

دل خوش سیری چند؟؟؟؟


1- بروزن قاشقچی


یا اشباه الرجال و لارجال...


یا اشباه الرجال و لا رجال....

کوفه، چه آهنگ ناخوشایندی دارد این نام، و چه بار سنگینی از رنج با خود می آورد! باری به سنگینی همه رنج هائی که علی(علیه السلام) از کوفیان کشید.... بگذار رنج های زهرا و حسن و حسین را نیز بر آن بیفزایم؛ باری به سنگینی همه رنجی که در این آیه مبارکه نهفته است: لقد خلقنا الانسان فی کبد... آه چه رنجی!1

نخستين نامه كوفيان در دهم ماه مبارك رمضان سال 60 قمري به دست امام حسين(ع) رسيد و از آن پس نامه‌هاي فراوان ديگري پي در پي به محضر آن حضرت ارسال شد. شيخ عباس قمي در كتاب منتهي‌الآمال خود درباره اين نامه مي‌آورد: «و چون خبر وفات معاويه به كوفه رسيد و كوفيان از فوت او مطلع شدند و خبر امتناع امام حسين عليه السلام و ابن زبير از بيعت يزيد و رفتن ايشان به مكه به آنها رسيد، شيعيان كوفه در منزل سليمان بن صرد خزاعي جمع شدند و حمد و ثناي الهي ادا كردند و در باب فوت معاويه و بيعت يزيد سخن گفتند، سليمان گفت: «اي جماعت شيعه! همانا بدانيد كه معاويه ستمكاره رخت بربست و يزيد شراب‌خوار به جاي او نشست و حضرت امام حسين عليه السلام سر از بيعت او برتافت و به جانب مكه معظمه شتافت و شما شيعيان كه از پيش شيعه پدر بزرگوار او بوده‌ايد. پس اگر مي‌دانيد كه او را ياري خواهيد كرد و با دشمنان او جهاد خواهيد نمود، نامه به سوي او نويسيد و او را طلب كنيد و اگر ضعف و جبن بر شما غالب است و در ياري او سستي خواهيد ورزيد و آنچه شرط نيك‌خواهي و متابعت است به عمل نخواهيد آورد، او را فريب ندهيد و در مهلكه‌اش نيفكنيد.» ايشان گفتند كه اگر حضرت او به سوي ما بيايد، همگي با دست ارادت با او بيعت خواهيم كرد و در ياري او با دشمنانش جانفشاني‌ها به ظهور خواهيم رسانيد. پس كاغذي به اسم سليمان بن صرد و مسيب بن نجبه و رفاعه بن شداد بجلي و حبيب بن مظاهر و ساير شيعيان به سوي او نوشتند و در آن نامه بعد از حمد و ثنا و بيان هلاكت معاويه درج كردند كه «يابن رسول الله! ما در اين وقت امام و پيشوايي نداريم. به سوي ما توجه نما و به شهر ما قدم رنجه فرما تا آنكه شايد از بركت جناب شما، حق تعالي حق را بر ما ظاهر گرداند و نعمان بن بشير حاكم كوفه در قصرالاماره در نهايت ذلت نشسته و خود را امير جماعت دانسته، لكن ما او را امير نمي‌دانيم و به امارت نمي‌خوانيم و به نماز جمعه او حاضر نمي‌شويم و در عيد با او به جهت نماز بيرون نمي‌رويم و اگر خبر به ما رسد كه حضرت تو متوجه اين صوب گرديده، او را از كوفه بيرون مي‌كنيم تا به اهل شام ملحق شود. والسلام.» پس آن نامه را با عبدالله بن مسمع همداني و عبدالله بن وال به خدمت آن زبده اهل بيت عصمت و جلال فرستادند و مبالغه كردند كه ايشان آن نامه را با نهايت سرعت به خدمت آن حضرت برسانند، پس ايشان به قدم عجل و شتاب راه در نورديدند تا دهم ماه رمضان به مكه معظمه رسيدند و نامه كوفيان را به خدمت آن امام معظم رسانيدند.

مگر امام فراموش کرده بود کوفیان با پدر و برادرش چه کردند؟ امام کوفیان را می شناخت . اما امام، در ادای آن عهد ازلی، هرگز اجازه ندارد که حجت ظاهر را رها کند چگونه می توان همه آن هزاران نامه را نادیده انگاشت و حکم برتاویل کرد؟ و از آن گذشته، اگر امام به دعوت کوفیان اعتماد نکند چه کند؟ آیا میتوان با یزید دست بیعت داد و بازهم به جانب قبله نماز گزارد؟ مفهوم صلح با یزید چه می توانست باشد؟ آیا باید رمه را به گرگی که خود را به چهره شبانان آراسته است واگذاشت و گریخت؟2

دوستان ما با ولی زمانمان چه کردیم؟؟ چند نامه برایش نوشتیم؟؟ یا حتی از بس که سرمان شلوغ است یادمان نیست باید نامه بنویسم!!! اگر نوشتیم...پای حرفمان بودیم یا بدتر از کوفیان عمل کردیم؟ قرار بود از رفتار کوفیان بگوئیم تا خود مثل کوفیان نشویم!! من نگرانم کوفیان در قیامت جلویمان را بگیرند! که شما خود چه کردید؟ فقط بد ما گفتید؟؟؟

خون حسین و اصحابش کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند. بگذار اصحاب دنیا ندانند3....

 .............................................................................................................

 1،2،3-  کتاب فتح خون شهید آوینی(ره)

 

یادداشتچی

یادداشتچی!!!1

خدا را شکرکه این دو تیم فوتبال و والیبال کمی تا قسمتی توانستند شادی و نشاط برای جامعه به ارمغان بیاورند!!!! البته باید از روحانی هم تشکر کرد؟؟!!! حالا من که  سیاسی نویس نیستم شما هم بهتر میدانید... میخواهم در باب اهدا جوایز بگویم، اگر حرفی بزنیم میگویند گربه دستش به گوشت نمیرسید میگفت کلسترولم بالاست! ولی من کاری به مبلغش ندارم (احتمالا کلسترول من هم بالاست؟) مانده ام از قسمت دوم جوایز، اجازه ورود خودرو!!!!!!! این با کدام سیاست نظام جور در میآید؟؟این را باید از دولتمردان و مجلس نشینان پرسید. احتمالا با رویکرد حمایتی از تولید ملی هماهنگ است!  و در راستای ترویج روحیه پهلوانی!

 یادم میآید یه بزرگواری که انسان شریف و خودساخته ای بود و از اول انقلاب در یک سازمانی( منظورم صدا و سیما نیست!) بود میگفت در جلسات سیاستگذاری سازمان بعد از کلی جلسه و بحث من میرفتم صورت جلسات را که میدیدم متوجه میشدم ای دل غافل؟! کاملا با نظرات حضرت آقا تناقض دارد....!!!!

دل خوش سیری چند؟؟؟


1-   بر وزن قاشقچی

مصاحبه دکتر شهاب اسفندیاری درباره اصغر فرهادی و فیلم "گذشته"


از روند فیلم های اصغر فرهادی شروع کنیم. از ابتدا تا «گذشته»...

من از ابتدای فعالیت سینمایی اصغر فرهادی کارهای او را دنبال کرده ام. در میان آثار او هنوز هم فیلم اول او یعنی «رقص در غبار» را شخصاً بیشتر دوست دارم. اگر خط سیر آثار اصغر فرهادی را دنبال کنیم از «رقص در غبار» تا «گذشته»، عناصر مشترکی دیده می شود. یکی از این ویژگی ها، «تلخی» است. فرهادی کلا فیلمساز تلخ کامی است. از او نمی توان انتظار پایان خوش داشت. به نظرم این تلخ کامی ناشی از نوعی دردمندی و دغدغه اجتماعی است. ادا و اطوار روشنفکرانه نیست. این وضعیت را در آثار خانم رخشان بنی اعتماد هم می بینیم. اگر به این ویژگی و امتداد آن در آثار فرهادی توجه شود آن سوء تفاهمی که درباره سیاه نمایی «جدایی نادر از سیمین» به وجود آمد، به نظرم منتفی است. ویژگی دوم، اهمیت درام در آثار اوست که شاید به سابقه تئاتری او بازگردد. در همه کارهایش بارِ درام سنگین است. این وجه تمایز او از نسل فیلمسازان رئالیست پیشین است. در تلاش برای تقرب به واقعیت در بازنمایی سینمایی و نیز در توجه به جزئیات و حواشی، به نظرم اصغر فرهادی از کسانی چون کیارستمی و حتی سهراب شهید ثالث متأثر است، اما او از الگوهای  کلاسیک روایت هم مطلقا رویگردان نیست و همین نقطه قوت و مزیت کار اوست. یعنی هر چند خاستگاه فرهادی همان سینمای واقع گرایانه است ولی وجه پررنگ کارهایش درام است. داخل پرانتر عرض کنم که این نکته هم به نظرم جالب توجه است که در بازنمایی تصویری تلخ و سیاه از جامعه غرب وجه اشتراکی بین «اوتوپیا»ی شهید ثالث، که سالها قبل در آلمان ساخته شده، و «گذشته» فرهادی که در فرانسه ساخته شده وجود دارد. ویژگی دیگر در سیر آثار فرهادی توجه به طبقات پایین جامعه و حاشیه‌نشین‌ها است. شخصا برداشتم این است که همیشه قهرمان اصلی داستان های فرهادی از طبقات محروم بوده اند. ولی او تصویری ذلیلانه از آنها ارائه نمی کند. اتفاقا با آنها سمپاتی دارد و عزت نفس و یا ایثار آنها را نشان می دهد. با دنبال کردن همین خط سیر است که من به این نتیجه می رسم که در «جدایی...» هم قهرمان او «راضیه» است. البته در «گذشته» داستان قدری متفاوت است اما حتی در پاریس هم او سراغ حاشیه‌نشین‌ها رفته است.

ادامه نوشته

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـد یقیــن

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـد یقیــن


با عنایت خاصه حضرت بقیه الله طول هفته گذشته  به مناطق عملیاتی جنوب مشرف شده بودم.
انصافا و بدون اغراق از بهترین لحظات عمرم سپری شد. حال و هوایی بود که هیچ جا نمونه اش را نداشتم.
خدا شاهده حتی تو تمام سفرهای زیارتی قبلیم نتونسته بودم اینقدر حال کنم.(البته این مربوط به حال خراب منه)
شور و حالی بود نگفتنی. به خودم گفتم بعد از ۲۵ سال اینه حال و هوا، امان از زمان جنگ!
2روز هم میزبانانمون از عزیزان درچه بودند در پادگان شهید باکری خرمشهر. الحق و ولانصاف سنگ تموم گذاشتن. هم با ادب و هم منظم و هم با معرفت.
من جزء گروهی بودم به نام راویان جوان. قراره انشاالله از سال آینده تابستون و عید برای روایتگری اونجا باشیم.
اتفاقاتی هم قبل و در طول سفر اتفاق افتاد که مجال گفتن نیست.
القصه، از لطف حضرت زهرا(س) روز دوم اطلاع دادند که قراره ۱۲۰ شهید گرانقدر در مرز شلمچه وارد ایران شوند.
کاروان ما به همراه خیلی دیگر از کاروان های دیگه یه سمت شلمچه سرازیر شدند. جمعیتی زیاد با شور و هیجانی وصف نشدنی. بنده هم با استفاده از فنون خاصی که بلدم رفتم قاطی مسئولین اون جلوی جلو(تصویر اول سمت راست)
ابتدا عراقیا با تشریفات نظامی اجساد خودشون را در حضور ماموران صلیب سرخ تحویل گرفتند.(تصویر۱)تعداد اجساد عراقی ها حدود ۲۰ تا بود که بعداز بردن ۱۲ تاشون فرماندشون خسته شد و دستور داد مارش قطع بشه و همینطوری سر تابوت ها را بگیرن و سریع برن. بعدش ریختنشون عقب یه وانت و رفتند.
جعمیت ایرانی ها هم لحظه به لحظه زیادتر میشد(تصویر۲و۳). نیرو های پلیس مرزبانی و سپاه قادر به کنترل جمعیت نبودند. مردم مشتاق بودند زودتر شهدا را تحویل بگیرند. بطوری که وقتی شهدا را دیدند جمعیت با شعار یا حسین ماموران را کنار زدند و زیر تابوت ها رفتند. طوری که نزدیک بود تابوت ها روی زمین بیافتند(تصویر ۴). به خدا وصف نشدنیه.
عراقی ها و صلیب سرخی ها مات و مبهوت داشتند نگاه میکردندو عکس میگرفتند. اینجا بود که به خودم گفتم عجب مکتبی داریم،عجب امامی داشتیم،عجیب مردمی داریم.
به خدا حالا حالا ها مونده این غربیا بفهمند شهادت یعنی چه؟ ولایت یعنی چه؟ بسیجی یعنی چه؟

 

من انقلابی‌ام

من انقلابی‌ام


برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید:

فتنه و تایتانیک!

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

بعد از 3 سال از گذشت فتنه ما متوجه شدیم که هنوز هم هنوز است درست و حسابی نفهمیدیم که تایتانیک دختره بود یا پسره . فلذا مشتری گرامی! پس وارد کردن رمز ، گزینه ی مورد نظر خود را انتخاب کنید :

- ساکتین فتنه

- صاحبین فتنه

- قائلین فتنه

- قاعدین فتنه

- عاقلین فتنه

- قانعین فتنه / شرح : کسانی که به فتنه قانع هستند و چیزی بیشتر از آن نمی خواهند.

- عاشقین فتنه /شرح : کسانی که عاشق فتنه هستند. تبصره: اینها با آنهایی که بر اثر فتنه عاشق هم میشوند و کارشان به امر خیر می کشد تومنی ده تومن تفاوت دارند.

- غالبین فتنه

- قالبین فتنه / شرح : کسانی که فتنه را قالب می کنند.

- طالبین فتنه

- تاجرین فتنه / شرح :افرادی که از راه فتنه نان می خورند.

- قاصدین فتنه / شرح : رسانه های فتنه که خبر را می بردند و می آوردند. تبصره : ...میره و برمیگرده، شاپرک خسته می شه ، بالهاشو زود می بنده ، روی گلها می شینه ، شعر می خونه می خنده !

- عاجزین فتنه

- فاتحین فتنه/شرح :با غالبین فتنه فرقی ندارد.این گزینه برای افرادی که سواد ندارند و معنی غالب را نمیدانند، ذکر شده است.

- شاخصین فتنه

- شاغلین فتنه / شرح : کسانی که به فتنه مشغول شده اند و کار و زندگی ندارند.

- واردین فتنه / شرح : کسانی که در فتنه وارد می شوند.

- خارجین فتنه/شرح:کسانی که از فتنه خارج می شوند و در را هم پشت سرشان می بندند که داخل یخ نکند.

- اون یکی واردین فتنه / شرح : کسانی که در فتنه کردن وارد هستند.

- ذاکرین فتنه 

- مادحین فتنه /شرح:کسانی که از فتنه تعریف می کنند و  از آن خوششان می آید ،چطوری به پاریکال تی تاپ بدهند حال می کند؟ همانطوری.

- قابضین فتنه / شرح : کسانی که با وزش باد فتنه ، قبض را می گیرند.

- شارعین فتنه / شرح :شارع در اینجا به معنی خیابان است.منظور کسانی هستند که در خیابان پهن میشوند.

- شاعرین فتنه / شرح : مشتری گرامی ، عملیات درخواستی شما امکانپذیر نمی باشد(!)

- زارعین فتنه / شرح : کسانی که کاشت ، داشت و برداشت فتنه را بر عهده دارند.

- نائمین فتنه/شرح:کسانی که در فتنه خواب هستند یا خودشان را به خواب می زنند یا چون خوابشان نمی برد برای بقیه لالایی می گویند.

تذکر یک : در صورتی مشمول هیچ کدام از گزینه ها نمی باشید ، مبلغ یارانه بهمن ماه خود را به شماره حساب نویسنده وبلاگ واریز کرده و منتظر تکمیل ظرفیت باشید.

تذکر دو : انتخاب رشته صرفاً اینترنتی می باشد . لطفاً از مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی بطور جت لی خودداری کنید.

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و اهلک اعدائهم

منبع: اسکالپل

ریزش خواص

خبر مهم :
به علت ریزش خواص محور انصار امام مسدود است لطفا از بزرگراه ولایت حرکت کنید !

ميلاد حضرت عيسی مسيح (علیه السلام)، مبارک باد

ميلاد حضرت عيسی مسيح (علیه السلام)، پيام آورصلح با خوبان، محبت به ستمديدگان و دوری از ستمگران برهموطنان مسیحی مبارک باد

بشارت عيسي 

و ياد كن آنگاه كه فرشتگان گفتند: «اي مريم، خدا تو را به كلمه اي از خود كه نامش مسيح، عيسي بن مريم است، نويد مي دهد كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان (الهي) و با مردم در گهواره و در بزرگسالي سخن مي گويد و از نيكان و شايستگان است.

ـ مريم گفت: «من از تو به خداي رحمان پناه مي برم، اگر پرهيزگار باشي.» 

ـ (جبرئيل) گفت:«همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسري پارسا و پاكيزه ببخشم.» 

ـ مريم گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندي باشد و حال آنگه هيچ بشري به من دست نزده است؟» 

ـ گفت: «اين چنين است، خدا آنچه بخواهد، مي آفريند، چون اراده چيزي كند، به او گويد: («باش») پس مي شود. اين بر من آسان است و تا او را نشانه اي براي مردم و رحمتي از سوي خويش كنيم؛ اين كاري است حتمي و شدني.»......
قرآن مجيد، سوره مريم آيات 16 تا 22

ـ پس به او عيسي (ع) بار گرفت و با وي به مكاني دور بيرون رفت. آنگاه درد زايمان او را به سوي تنه درخت خرمايي كشانيد؛ گفت: 

«اي كاش پيش از اين مرده بودم و به فراموشي سپرده شده بودم». پس (كودك) از زير او ندايش داد: «غمگين مباش، پروردگار تو از زير پايت جويي روان ساخت، و خرما بن را به سوي خويش بجنبان تا بر تو خرماي تازه چيده فرو ريزد؛ بخور و بياشام و چشم روشن دار و اگر از آدميان كسي را ديدي، بگو: «من براي خداي رحمان روزه (سكوت) نذر كرده ام و امروز مطلقاً با هيچ انساني سخن نمي گويم». 

پس مريم او را برداشته، نزد كسانش آورد؛ گفتند: «اي مريم، چيزي شگفت آورده اي. اي خواهر هارون، نه پدرت مرد بدي بود و نه مادرت! » مريم به او (کودک) اشاره نمود؛ گفتند: «چگونه با كودكي خرد كه در گهواره است، حرف بزنيم؟» 

ـ (كودك) گفت: «من بنده خدا هستم، به من كتاب داده و پيامبرم گردانيده است و مرا هر جا كه باشم، با بركت ساخته و تا زنده ام به نماز و زكات سفارش نموده و مرا به مادرم نيكوكار كرده و گردنكشي بدبخت نگردانيده است و درود بر من، روزي كه زاده شدم و روزي كه بميرم و روزي كه زنده برانگيخته شوم». 

چرا كعبه را كعبه نامیده اند؟


از حضرت امام صادق علیه السّلام سؤال شد: براى چه كعبه(خانه خدا)، كعبه نامیده شده؟
 
حضرت فرمودند: زیرا چهار گوشه و به شكل مربع مى‏باشد.

محضر مباركش عرض شد: براى چه چهار گوشه و به شكل مربع مى‏باشد؟

 
حضرت فرمودند: زیرا به موازات و راستای بیت المعمور است (خانه خدا در آسمان ها كه آسمانیان به گرد آن طواف می كنند) و بیت المعمور چهار گوشه و به شكل مربع مى‏باشد....

عرض شد: براى چه بیت المعمور چهار گوشه و به شكل مربع است؟
 
حضرت فرمودند: زیرا بیت المعمور به موازات عرش است و عرش چهار گوشه و به شكل مربع مى‏باشد.
 
محضر مباركش عرض شد: چرا عرش چهار گوشه و به شكل مربع است؟
 
فرمودند: زیرا كلماتى كه اسلام بر آن بنا شده چهار تا است و آنها عبارتند از:

سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر.
 
علل الشرائع ؛ ج‏2 ؛ ص398
 

متن عربی روایت :

رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ ع‏ أَنَّهُ سُئِلَ لِمَ سُمِّیَتِ الْكَعْبَةُ كَعْبَةَ قَالَ لِأَنَّهَا مُرَبَّعَةٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَتْ مُرَبَّعَةً قَالَ لِأَنَّهَا بِحِذَاءِ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْبَیْتُ الْمَعْمُورُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّهُ بِحِذَاءِ الْعَرْشِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْعَرْشُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّ الْكَلِمَاتِ الَّتِی بُنِیَ عَلَیْهَا الْإِسْلَامُ أَرْبَعٌ وَ هِیَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَر

عکس معنا دار!

عکس معناداریه! دیدار سال گذشته است . اما خیلی حرفها توش نهفته !

ساکتین فتنه

چهل حدیث از امام موسی کاظم (علیه السلام)

چهل حدیث از امام موسی کاظم (علیه السلام)

احادیثی پیرامون دعا، توکل، انتظار فرج، فهم دین، محاسبه نفس، سکوت، خوش اخلاقی و ...

1. مَن لَم یجِد لِلاساءَةِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ

کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده ، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.

بحارالانوار، جلد 78، ص333

2. مَن دَعا قَبلَ الثَّناءِ عَلَی الله و الصَّلاهِ عَلَی النَّبِی (صلی الله علیه وآله) كَانَ كَمَن رَمی بِسَهمٍ بِلا وَترهر كه پیش از ستایش بر خدا و صلوات بر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) دعا كند چون كسی است كه بی زه كمان كشد.

تحف‌العقول ، ص‌ 425

3. أوشَک دَعوَةً‌ وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ
دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.

اصول کافی،ج1 ،ص52

4. مَن أرادَ أن یکنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلیتَوکل عَلی الله
هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید.

بحار الانوار، ج7 ، ص143

5. أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند ،‌ انتظار فرج و گشایش است.

تحف العقول، ص403

6. مَلْعُونٌ مَنْ اغْتابَ أخاهُ
ملعون است کسی که از برادرش غیبت کند.

بحار الأنوار، ج 74، ص 232

7. رَجُلٌ مِنْ أهْلِ قُمَ یَدْعوُ النّاسَ إلَی الحَقِّ، یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الحَدیدِ
مردی از قم، مردم را به حق فرا می‌خواند و گروهی چون پاره‌های آهن [استوار]، پیرامون او گرد می‌آیند.

بحارالأنوار، ج 57، ص 216

8. تَفَقَّهوا فی دینِ الله فإنَّ الفقه مفتاحُ البَصیرة،وتَمامُ العِبادة و السّببُ إلی المنازل الرفیعة و الرُّتبِ الجَلیلة فی الدین و الدنیا،و فَضلُ الفَقیه علی العابد كَفَضلِ الشمسِ علی الكواكب و مَن لَم یَتَفَقَّه فی دینهِ لَم یَرضَ اللهُ لهُ عملاً
در دین خدا، دنبال فهم عمیق باشید؛ زیرا فهم عمیق در دین، كلید بصیرت و كمال عبادت و سبب تحصیل مقام های والا و مراتب شكوهمند در امور دین ودنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند آفتاب است بر كواكب، و كسی كه در دینش فهم ِعمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نپسندد.

تحف العقول ص410

9. مَنِ استَوى‏ یوماهُ فَهُوَ مَغبُونٌ
هر کسى که دو روزش مساوى باشد (و روز بعد بهتر از روز قبل نباشد) مغبون است.

بحار الأنوار،ج 78،ص326،ح5

10. لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِبْ نَفسَهُ فی كُلِّ یَومٍ فَإنْ عَمِلَ حَسَناً استَزادَ اللهَ و إنْ عَمِلَ سیّئاً اسْتَغفَرَ اللهَ مِنهُ و تابَ اِلَیهِ
از مانیست كسی كه هر روز حساب خود رانكند ،پس اگر كار نیكی كرده است از خدا زیادی آن را بخواهد،واگر بدی كرده،از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.

اصول كافی ج 4 ص191

11. قِلَّهُ المَنطِق حُکمٌ عَظِیم، فَعَلَیکُم بِالصُّمتِ
بر شما باد به خموشی که کم گویی، حکمت بزرگی است.

بحاالانوار ، ج 78 ، ص 321

12. مَن اَحزَنَ والدَیهِ فَقَد عَقهُما
هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسی کرده است.

تحف العقول ، ص 425

13. مَا مِن شَیءٍ تَراهُ عَینَاک إلّا وَ فِیه مَوعِظَه
چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است.

بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319

14. وَاللّه‏ِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ
به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.

بحارالأنوار، ج 6، ص 28، ح29

15. إنَّ الحَرامَ لا یُنمى‏ وإن نُمِىَ لا یُبارَكُ فیهِ
مال حرام افزون نمى‏گردد و اگر هم افزون گردد برکت نمى‏یابد.

الکافى ، ج 5، 125

16. مَنِ اقتَصَدَ وَقَنَعَ بَقِیَت عَلَیهِ النِّعمَةُ ومَن بَذَّرَ وأسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَةُ
هرکه میانه‏روى کند و قناعت ورزد، نعمت بر او بپاید و هر که بى‏جا مصرف نماید و زیاده‏روى کند، نعمتش زوال یابد.

تحف‏العقول، ص 403

17. لِكُلِّ شَیءٍ دَلِیلٌ وَ دَلیلُ العَاقِل التَّفَكُّر، وَ دَلیلُ التَّفكُّرِ الصُمت 
برای هر چیزی دلیلی باید، و دلیل خردمند تفكر است، و دلیل تفكر خاموشی.

تحف العقول ، ص 406

18. طوبى لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِكَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القیامَةِ
خوشا به حال اصلاح‏کنندگان بین مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت‏اند.

تحف العقول، ص 393

19. إنَّ العاقِلَ لایَکذِبُ و إن کانَ فیهِ هَواهُ 
خردمند دروغ نمى‏گوید ، اگرچه میل او در آن باشد.

تحف العقول ، ص 391

20. اللّهَ جَلَّ وعَزَّ یُبغِضُ العَبدَ النَّوّامَ الفارِغَ خداوند عزّوجلّ، بنده خواب آلوده بیکار را دشمن دارد.

الکافی: ج 5 ، ص 84 ، ح 2

21. مُجَالِسَه أَهلِ الدِّینِ شَرَفُ الدَّنیَا وَ الاخِرَه
همنشینی با اهل دین، شرف دنیا و آخرت است.

تحف العقول ، ص 420

22. مُشاوَرَةُ العاقِلِ النّاصِحِ یُمنٌ وَ بَرَكَةٌ وَ رُشدٌ وَ تَوفیقٌ مِنَ اللّه
مشورت با عاقلِ خیرخواه، خجستگى، برکت، رشد و توفیقى از سوى خداست.

تحف العقول، ص 398

23. دَعوَةِ الصائِمِ تَستَجابُ عِندَ اِفطارِه 
دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33

24. الغَضَبُ مِفتَاحُ الشَّر
خشم كلید هر بدی است.

تحف العقول، ص 416

25. لِكُلِّ شَیءٍ زَكاهٌ، وَ زَكاهُ الجَسَدِ صِیامُ النَّوافِلبرای هر چیزی زكاتی است، و زكات تن روزه های مستحبی است.

تحف العقول، ص 425

26. التَّدبِیرُ نِصفُ العیشِ
تدبیر نیمی از زندگی است.

تحف العقول، ص 425

27. مَن وَلَههُ الفَقرُأبطَرهُ الغِنى
آن که نَدارى حیرانش کند، توانگرى سرمستش مى سازد.

بحارالانوار،ج۷۴ص۱۹۸

28. مَن رَأى أخاهُ عَلَى أمرٍ یُکرِهُهُ فَلَم یَرِدهُ عنهُ وَ هُو یقدِر عَلَیهِ، فَقَد خَانَههر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.

الامالى صدوق،ص۳۴۳

29. اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ به العَبدُ اِلی اللهِ بَعدِ المَعرِفَةِ به، الصَلوةُ
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.

تحف العقول،ص455

30. إنَّ أعظَمَ النّاسِ قَدَراً الَّذِی لایَرَی الدُّنیا لِنَفسِه خَطَرا، اما إنَّ أبدانَكُم لَیس لَها ثَمَنٌ إلّا الجَّنه، فَلا تَبِیعُوها بِغِیرِها
به راستی كه با ارزش ترین مردم كسی است كه دنیا را برای خود مقامی نداند، بدانید بهای تن شما مردم، جز بهشت نیست، آن را جز بدان مفروشید.

تحف‌العقول‌ ، ص‌410

31. أفضَل مَا یَتَقَرَّبُ بِه العَبدِ إلَی الله بَعدَ المَعرِفَهُ بِه الصَّلاه وَ بِرُّ الوالِدَینِ و تَركُ الحَسَد و العُجبُ و الفَخر
بهترین چیزی كه به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیكی به پدر و مادر و ترك حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.

تحف‌العقول‌ ، ص‌ 412

32. إنَّ الله حَرَّمَ الجَنَّهَ عَلی كُلِّ فَاحِشٍ بذِی قَلِیلِ الحَیاءِ لا یُبالِی مَا قَال وَ لا مَا قِیل فِیهخداوند بهشت را بر هر هرزه گوی كم حیا كه باكی ندارد چه می گوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است.

تحف‌العقول‌، ص‌ 416

33. إیّاكَ و الكِبر، فَإنَّهُ لایَدخُلُ الجَنَّهَ مَن كَانَ فِی قَلبِه مِثقالَ حَبَّهٍ مِن كِبر
از كبر و خودخواهی بپرهیز، كه هر كسی در دلش به اندازه دانه ای كبر باشد، داخل بهشت نمی شود.

تحف‌العقول، ص‌ 417

34. إیّاكَ و مُخَالِطَهُ النّاس و الإنس بِهِم إلا أن تَجِدَ مِنهُم عَاقِلاً و مَأمُوناً فَآنَسَ بِه و أهرَبَ مِن سایِرهِم كَهَربُكَ مِن السِّباعِ الضّارِیه
بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان، مگر این كه خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی كه (در این صورت) با او انس گیر و از دیگران بگریز، به مانند گریز تو از درنده های شكاری.

تحف‌العقول ، ص‌ 420

35. كُلَّما أحدَثَ النّاس مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَكُونُوا یَعمَلُون، أحدَثَ اللهُ لَهُم مِن البَلاءِ مَا لَم یَكُونُوا یَعِدُّونهرگاه مردم گناهان تازه ای که نمی كردند انجام دهند، خداوند بلاهایی تازه به آن ها دهد كه به حساب نمی آوردند.

تحف‌العقول ، ص‌ 434

36. مَن استَوی یَوماهُ فَهُو مَغبُون، و مَن كَان آخَر یَومَیه شَرُّهُما فَهُو مَلعُون، و مَن لَم یَعرف الزِّیادَه فِی نَفسِه فَهُو فی نُقصان، و مَن كان إلی النُّقصان فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاه
كسی كه دو روزش مساوی باشد، مغبون است، و كسی كه دومین روزش، بدتر از روز اولش باشد ملعون است، و كسی كه در خودش افزایش نبیند در نقصان است، و كسی كه در نقصان است مرگ برای او بهتر از زندگی است.

بحاالانوار، ج‌ 78، ص‌ 327

37. لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسبُ نَفسَه فِی كُلِّ یَومٍ، فَإن عَمِلَ حسناً استَزدادَ الله، و إن عَمِل سَیِّئاً استغفِرُ الله مِنه و تَاب إلیه
از ما نیست كسی كه هر روز حساب خود را نكند، پس اگر كار نیكی كرده است از خدا زیادی آن را بخواهد، و اگر در آن كار بدی كرده، از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.

اصول‌الكافى، ج‌ 4، ص‌ 191

38. إصبِر عَلَی طَاعَهِ الله و إصبِر عَنِ مَعاصِی الله، فإنّما الدُّنیا ساعَه، فَما مَضی مِنها فَلَیس تَجِد لَهُ سُرورا و لا حُزناً، و مَا لَم یَاتِ مِنها فَلیسَ تَعرِفُه، فَاصبِر عَلی تِلكَ السّاعَهِ الَّتِی أنت فِیها فَكَأنَّكَ قَد اغتَبَطَت
بر طاعت خدا صبر كن، از معاصی خدا صبر كن، دنیا همان ساعتی است، آن چه رفته نه شادی دارد و نه غم، آن چه نیامده ندانی كه چیست؟ به همان ساعتی كه در آنی صبر كن هم چنان باشد كه تو رشك برده شده ای.

تحف‌العقول ، ص‌ 417

39. مَثَلُ الدُّنیا مَثَل مَاءِ البَحر، كُلَّما شربَ مِنهُ العَطشان أزدادَ عَطَشاً حَتّی یقتِلهدنیا چون آب دریاست، هر چه تشنه كامش بیشتر نوشد، بیشتر تشنه شود تا او را بكشد.

تحف‌العقول ، ص‌ 417

40. وَجَدتُ عِلمَ الناس فی اَربعٍ:
اَوّلُهاأن تَعرِفَ رَبَّکَ 
وَالثّانیةُ أن تَعرِفَ ما صَنَعَ بکَ 
وَالثّالثَةُ  أن تَعـرِفَ ماأرادَ مِـنکَ 
وَالرّابعَةُ أن تَعرفَ ما َیخرُجُکَ مِن دینِکَ
علومی را که مردم به آن نیاز دارند در چهار چیز یافتم :
اول اینکه خدای خودت را بشناسی .
بشناسی که خداوند با تو چه کار کرده است .
بشناسی که خداوند چه چیزی از تو می خواهد .
و بشناسی که چه چیزی تو را از دینت خارج می کند.

بحارالانوار، ج 78 ، ص 328

5 نکته برای زندگی مومنانه!

امام موسی صدر چهره ای شناخته شده در میان دوستان انقلاب اسلامی است. روحانی وارسته و مجاهدی که سال ها الگو و اسوه انقلابیون و مجاهدان از ایران تا لبنان بوده است . او نمونه بارز سبک زندگی مسلمانی است.

او میگوید : «قرآن سند صدق گفتار محمد (ص) و اساس اسلام و کلام خداست . هنگامی که به قرآن گوش فرا میدهیم به خدا گوش میکنیم که با ما سخن میگوید. پس هر چه علم و بینش و معرفت ما افزون و وضعیت اندیشه ما بهتر و تجربه ما بیشتر شود از قرآن چیز جدیدتری در میابیم غیر از آنچه تا کنون دریافته ایم. امروزه در پرتو اطلاعات جدید خود قرآن را بیش از گذشته میفهمیم. بنابر این قرآن درهر عصر و زمانی راهنمای ماست هر قدر هم که پیشرفت ها زیاد شود»

5 نکته برای زندگی مومنانه

اول: ایمان به غیب مقدمه زندگی مؤمنانه

سوره بقره با صفات متقین آغاز میشود و سپس صفات آنها شمرده میشوند: «اَلَّذینَیُؤمِنونَبِالغَیب»... باور به غیب به عنوان اصلی که بر سایر اصول و فروع چیرگی دارد به میان می آید. هر چیزی به غیر از این ایمان قلبی به ذات استوار پروردگار محکوم به تزلزل ناشی از تکامل تدریجی است. علم، فلسفه، صنعت، اخلاق، تجربه و هر بشر ساخته دیگر نسبی است و نسبی بودنش آن را به تکامل میکشاند و تکامل پایه های آن را از استواری خارج میسازد و تزلزل آرامش را از دل میگیرد؛ «أَلَابِذِكْرِاللَّهِتَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

دوم : نماز مؤمن و تسبیح خلایق

بعد از ایمان به غیب، که تکیه گاه دل شد، نماز به میان می آید. نماز نشانه و واسطه است. هم یاد آوری است برای رو به خدا رفتن در زندگی روزمره و هم آدابی است برای اینکه ایمان به غیب از بین نرود. چه خسرانی برای مؤمن از این بیشترکه بدی ها او را از نماز و از نشانه های خدا دور کند. علاوه بر این در نگاه دین تمام هستی محراب بزرگی است که هر جزئی از اجزایش نمازگزار و تسبیح گوی و سجده گزار است. این نگاه انسان را وا میدارد تا با کاروان ازلی و ابدی به سوی خدا حرکت کند, حرکتی که به معنای دوری از وظایف در هستی نیست. «نماز» تمرین استوار کردن نقش انسان است و برای انسان مدرسه ای است که در آن می آموزد چگونه در اعمال و رفتارش به خدا روی آورد.

سوم: پرهیز از دروغ

دروغ کلید همه بدی ها نامیده شده است. زیرا دروغ مقیاس ها را وارونه و کلیه امور اجتماع را ویران میکند. چرا که روابط بشر با یکدیگر بر نیازهای واقعی و توانایی های چون به راستی ابراز شود میتواند تأثیر گزار باشد. در برابر هر درخواستی، اجابتی است و در برابر هر توانایی، در خواستی از دیگران. اما دروغ این مقیاس ها را وارونه میکند و تصویری غیر واقعی از نیازها و توانایی ها ارائه میدهد و روابط میان انسان ها دستخوش تنش میشود.

چهارم: پرهیز از دورویی ونفاق

آیات 8 و 9 سوره بقره از کسانی میگوید که خدا و مؤمنان را فریب میدهد و به «دروغ» میگویند ایمان آورده اند. قرآن با لحنی صریح میگوید که اینان در ظاهر خدا و مؤمنان را میفریبند و در حقیقت خدعه و نیرنگ به خودشان باز خواهد گشت. منافق در دیدگاه قرآن فردی است تنها که از جامعه جدا شده است و مصداق آیات 17 الی 20 سوره بقره منافق همچون کسی است که برای رهایی خود از تاریکی نوری می افشاند اما از آنجا که تاریکی محصول رفتار خود اوست خداوند نور دیدگانش را از او میگیرد و او در تاریکی مطلق عمل خود میماند. فساد و سفاهت نخستین نتایجی هستند که به گفته قرآن از سوی انسان منافق در جامعه بسط میابد و سیاهی او را در جامعه می پراکنند.

پنجم : کرامت داشتن و حد نگاه داشتن

آیات 190 الی 195 سوره بقره، از اصول دفاع میکند. از اصلی به نام کرامت انسانی که باید حفظ شود و حفظ آن اساس زندگی مؤمن است. آیات بر لزوم دفاع برابر و تعدی نکردن بر دشمن و حد نگاه داشتن تاکید کرده است. با این نگاه است که همه جا میگوید قتال در آیین مسلمانی برای دفع تجاوز و برقراری عدل است و اگر مؤمن از جهاد و دلیرانه به استقبال مرگ در راه خدا رفتن استقبال نکند هلاکت در انتظار اوست. نکته مهم تر اینکه مرتبه اول جهاد به خود مؤمن باز میگردد، مومنی که نفس خود را در راه خدا انفاق کرده است تا مانع از هلاکت او شود. مؤمن با جهاد راه تسلط ظالم را بر خود میبندد و جلوی هلاکت دائمی زندگی انسانی را میگیرد.

عاقبت شعار"نفت در جیب مردم" می شود امروز!

عاقبت شعار"نفت در جیب مردم" می شود امروز! 

به نقل از سایت هاشمی رفسنجانی، در ديدار اعضاي هيأت مديره و منتخبين اتحاديه صادركنندگان خدمات فني، مهندسي و صنايع انرژي ايران، به این نکته اشاره نموده است که(( عاقبت شعار "نفت در جیب مردم" میشود امروز!)

 نظر ایشان این است که طبق روال قبلی باید شعار این باشد (( "نفت در جیب هاشمی و فرزندان" )) تا جامعه گل و بلبل باشد.

نفت در جیب مردم چه معنی میدهد. لباسهایشان بوی نفت میگیرد. اصلا فضای کافی برای انبار بشکه های نفت و صندوقهای کافی برای پس انداز پول نفت ندارند. نفت باید در جیب آقا مهدی باشد چون هم در کشور های اروپایی جایی برای ذخیره نفت دارد و هم بانک های سوئیس در اختیارش هست برای پس انداز پول ها!

لذا بدینوسیله بنده هم مراتب اعتراض شدید خود را به شعار  پوچ و بی ریشه ی "پول نفت در جیب مردم" به اطلاع عموم خوانندگان میرسانم.

درورد بر سرداران بزرگ(کله بزرگان)، درود بر سازندگی، درود بر آل هاشم


والسلام

العبد الحقیر الشیخ الصبور 

آقای اوباما، چقدر شما مهربان هستید!

جناب آقای اوباما رئیس جمهور آمریکا

سلام

آقای اوباما، دیشب از طریق تلویزیون اشک های شما را دیدم.دیدم اشک شما را برای کودکان معصومی که در آن مدرسه بدون هیچ گناهی کشته شدند. کودکانی که برای آموختن الفبا به مدرسه رفته بودند اما مشق خون کردند. 

 من فکر میکردم شما بلد نیستید غصه دار بشید. معلومه که شما هم از شنیدن اینکه بچه های بیگناه کشته بشن ناراحت میشید.

آقای اوباما شما چقدر مهربان هستید. دلتان نازک است. آقای اوباما شما اگه تصاویر هولناک جنایات صهیونیسم رو تو فلسطین ببینید چی کار میکنید. آقای اوباما من توصیه میکنم نبینید. اخه ممکنه از غصه و ناراحتی سکته کنید یا بمیرید.

آقای اوباما بچه های مدرسه شما بدست هموطن خودتون و به خاطر وضع قوانین بد کشور خودتون کشته شدند. اما این بچه هایی که من میگم بدست یه عده آدم وحشی که از دور دنیا جمع شدن و یه قسمت از کشور همین بچه ها رو غصب کردن کشته شدن.


آقای اوباما کشته شدن این 20 کودک آمریکایی رو 1000 بار تو کل شبکه های دنیا نشون دادند و همه تسلیت گفتند، اما خبر کشته شدن بچه های غزه رو هیچکس  انعکاس نداد. اقای رئیس جمهور فکر  میکنم شما با این دل نازکتان حتما این تصاویر رو ندیده اید وگر نه حتما ناتو رو متقاعد میکردید بیان و این وحشی های صهیونیسم رو  نابود کنند.




به جای هزینه برای نذری و روضه حضرت سید الشهدا علیه السلام بیایید به فکر زلزله زده ها باشید!

1-      اخیرا توی شبکه های اجتماعی یک جریانی راه افتاده که لب کلامش این است که آهای ملت، به جای هزینه برای نذری و روضه حضرت سید الشهدا علیه السلام بیایید به فکر زلزله زده ها باشید. کمی که دقیق بشوی ظاهرا حضرات دلواپس زلزله زده ها نیستند و بیشتر نگران محرم و صفر اند که اسلام را زنده نگه داشته. امروز یک بنده خدایی توی پلاس مطلب قشنگی نوشته بود. گفته بود همین ها بیایند خرج یک ماه آرایششان را بدهند زلزله زده ها. خرج یک ماه پیتزا و کافی شاپ و لباس خریدن و ول گشتن توی خیابون ها و نه اصلا خرج یک ماه شارژ اینترنتشان را بدهند زلزله زده ها. جالب تر اینکه همین حضرات جنبش سبز که چندین ماه سرمایه های مملکت و مغازه های مردم را به آتش می کشیدند و شیشه می شکستند و اتوبوس می سوزاندند حالا دلواپس زلزله زده ها و ابادانی مملکت شده اند!

2-      جناب اخوی یک مطلبی توی پلاس گذاشته بود که مایه دارهای عالم در کشورهای دنیا چند درصد درآمدشان را صرف امور خیریه می کنند. ظاهرا در کشورهای توسعه یافته (از لحاظ مادی) حدود 25 درصد درآمدشان را می دهند امور خیر اما در خاورمیانه کمک ها در حدود هفت درصد است. اینکه آدم حساب کند چند درصد درآمدش را می دهد برای خدا خیلی نتیجه ها دارد.

3-      بنده خدایی جمله ای نوشته از قول شهید بزرگوار محمد جهان آرا : " بچه ها اگر شهر سقوط کرد دوباره آن را پس می گیریم، مواظب باشید ایمان تان سقوط نکند"

4-      از پلاس که بیاییم بیرون نگرانی چند شب پیش حاج آقا از پیچیدگی اوضاع جالب بود. چون خیلی ها نبودند عرض می کنم، وقتی خواستیم بلند شویم بیاییم، حاج آقا با یک حالت نگرانی گفتند این چند وقته مراقب نمازهایتان باشید، نماز شب فراموشتان نشود و ...

5-      تا نچشید نمی فهمید من چی میگم. رفقا چند شب پیش قیافه ام را دیدند. سر کار روغن ریخت روی صورتم و مختصری سوخت. حالا هم به لطف پماد و کرم خیلی اثری نماده از سوختگی ها. دیروز که عکس های دانش آموزانی که کلاسشان سوخته را دیدم داشتم دیوانه می شدم. یک دختر بچه کل صورت و بدنش بسوزد، وای! حالا بعضی ها پیله کرده اند که وزیر باید استعفا کند. واقعا دلواپس بچه هایید یا می خواهید وزیر را کله کنید؟ 

پی نوشت : توی همین پلاس اگر بتوانی بچه حزب اللهی ها را پیدا کنی و حواست باشد سراغ مزخرفاتش نروی این قدر برکات هست که نگو. بنده خدایی است که صحبت های جالب امام را شیر می کند. یکی دیگر وصایای شهدا را و ... .

*** منبع: مجمع فرهنگی کوثر

مدیریت خویشتن


بسم الله الرحمن الرحیم
مدیریت خویشتن
نویسنده : عمادطیبی

خیلی از خود سوال می پرسیم که چگونه برای خود برنامه ریزی کنم تا به کارهای بیشتری برسم یا موفق تر باشم.

یا اینکه چگونه باید اینهمه کار را سازماندهی کنم. کی به تفریح خودم برسم ، کی با خانواده باشم ، چقدر درس بخوانم و....

اینگونه سوالات تحت مقوله ی مدیریت خویشتن یا برنامه ریزی شخصی مطرح می شوند.


تعیین هدف:

مدیریت یعنی سازماندهی منابع و نیروها جهت رسیدن به هدف .

باید بنشینیم و با خود بیاندیشیم هدف ما از زندگی چیست؟ به کجا می خواهیم برسیم؟ چه باید بکنیم؟

اگر وجود و خویشتن خود را بررسی کنیم ، خود را سرشار از استعدادها و توانایی های خدادای می بینیم که در واقع کم و کاستی ندارند و بیشتر ما هستیم که از آنها استفاده نمی کنیم.

اما در بعضی جهات مثلا ابعاد ورزشی ، ساختار بدنی ما مهم است .

فرضا ما نمی توانیم وزنه بردار جهانی شویم اما لاغر اندام و دارای بنیه ی ضعیف باشیم.

این هدف هرچند با توجه به ساختار بدنی ما دست نیافتنی نیست اما نزدیک به محال و استثناء است.


ما اهداف خود را باید متناسب زمان در نظر بگیریم و هدف خود را در طولانی مدت ، میان مدت و کوتاه مدت مشخص کنیم.

مثلا هدف طولانی مدت ما استادی ریاضیات یک دانشگاه خوب است. ( چند ده ساله )

هدف میان مدت ما معدل بالا و مطالعه ی کتب ریاضیات است. (سالانه )

هدف کوتاه مدت ما خواندن 100صفحه از فلان کتاب در این هفته است (هفتگی )



برنامه ریزی :

حال که هدف خود را مشخص کردیم باید برای رسیدن به هدف برنامه ریزی کنیم.

مهمترین نکته این است که برنامه ریزی اساس موفقیت است.

اگر برنامه ریزی می کنیم و به هدف نمی رسیم یا هدف دور از دسترس است یا برنامه ریزی اشتباه است.

اگر برنامه ریزی می کنیم و بدان عمل نمی کنیم در درجه ی اول برنامه ریزی مشکل دارد و در درجه بعدی همت و اراده ی ما .

عمادطیبی

ادامه نوشته

به کجا چنین شتابان؟

روند برخورد با جوانان مومن، غيور و انقلابي ادامه دارد

شلاق،حبس و نفي بلد احكام سه طلبه ناهي از منكر!/تحصن طلاب در حوزه امام صادق(ع)بروجرد

گروه استان‌ها- لرستان:  در حالي كه رهبر انقلاب بارها نسبت به برخوردهاي تند با جوانان انقلابي ابراز انزجار كرده و در فرمايشات خود ضمن دعوت از همه برای پایبندی به اخلاق اسلامی و قانون تاكيد كردند: "مبادا كسانی به بهانه‌ی این حرف جوانان انقلابی را به عنوان جوان‌هاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوان‌هاى غيور كشور را، جوان‌هاى مؤمنِ انقلابى كشور را فرزندان خودم مي‌دانم و پشت سر آنها قرار مي‌گيرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غيور حمايت مي‌كنم" اما رويه برخور با جواناني كه بنابر احساس تكليف شرعي و ديني خود اقدام به امر به معروف و نهي از منكر ‌مي‌كنند، هنوز ادامه دارد.

حكم دادگاه ويژه روحانيت كه در آن سه تن از طلاب ناهي از منكر بروجرد را به شلاق، حبس و نفي بلد محكوم كرده است، با اعتراض و تجمع جمعي از طلاب بروجردي در مدرسه علميه امام صادق عليه السلام اين شهر همراه شد.
 
بنا به اين گزارش،‌ از اواخر هفته گذشته جمعی از طلاب و روحانیون  بروجردی در اعتراض به حكم دادگاه ویژه روحانیت براي سه نفر از طلاب انقلابی و ولایت‌مدار بروجردی در مدرسه علمیه امام صادق (علیه السلام) اين شهر تحصن كردند.
 
ماجرا از آنجا آغاز شد كه جمعی از طلاب و روحانیون بروجردی از چند سال پيش و در لبيك به فرمان رهبر معظم انقلاب، فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود را در باب امر به معروف ونهی از منکر، فرهنگ‌سازی مقوله مهم حجاب و همچنين مطالبه عدالت و نظارت مردم بر عملکرد مسئولین آغاز كردند.
 
از جمله فعاليت‌هاي اين جمع نامه‌اي به مسئولان شهر و استان بود كه با امضاي 90 تن از طلاب و روحانيون منتشر شد. طلاب در اين نامه با يادآوري نمونه‌هايي مصداقي از روند بدحجابي، خواستار جلوگيري از آن شدند.
 
گسترش پديده بدحجابي در اماكن عمومي شهري كه زادگاه بزرگاني همچون آيت الله بروجردي بوده و بنا بر اين بود تا قم ثاني شود باعث جريحه‌دار شدن احساسات و عواطف ديني اهالي بروجرد شده بود كه بر اين باور بودند از سوي مسئولان اقدام لازم براي جلوگيري از آن صورت نگرفته است. 
 
طلاب و روحانيون پس از آن كه پاسخي به اين نامه از سوي مقامات مسئول دريافت نكردند، در مقابل یکی از کلانتری‌های شهر بروجرد اقدام به تجمعي آرام و مسالمت‌آمیز كرده و از  نیروی انتظامی خواستند تا با مظاهر فساد و بی‌بندوباری در بروجرد برخورد كنند.
 
پس از اين تجمع مسئولان نهادهاي امنيتي و انتظامي به جای پاسخ‌گويی مناسب و منطقی به مطالبات قانونی طلاب، در برخوردي توهين آميز سه تن از آنها را احضار و به مدت 6 روز بازداشت کردند و بعد از آن نيز  دادگاه وي‍ژه روحانيت در حكمي عجيب متهم رديف اول را به تحمل 6 ماه حبس، 30 ضربه شلاق، پرداخت يك ميليون ريال جزاي نقدي و 5 سال اخراج از شهر بروجرد و متهم رديف دوم و سوم را هر كدام به ترتيب به تحمل يكصد روز حبس، 20 ضربه شلاق و پرداخت پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم كرد. 
 
پس از آن جمعي از طلاب و فضلای بروجردی در اعتراض به این حکم و دیگر رفتارهای نامناسب برخی از مسئولان بروجردي با طلاب ولایی و انقلابی در مسجد مدرسه علميه امام صادق (علیه السلام) این شهر تجمع و اعلام كردند تا زماني که مطالبات به حق مردم انقلابي بروجرد در مقابله روند بي‌حيايي در جامعه و همجنين موضوع برخورد تحکم آمیز و غیرقانونی كه در چند سال اخیر با نیروهای انقلابی و ولايی توسط برخي از نهادها صورت گرفته است، رسیدگی نشده به اعتراض خود ادامه خواهند داد.
 
در همين زمينه آيت الله علم‌الهدي امام جمعه مشهد نيز در نامه‌اي خطاب به رئيس ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر كل كشور با ابراز تاسف از تعقيب قانوني جمعي از طلاب بسيجي ناهي از منكر در بروجرد توسط دادگاه ويژه روحانيت اهواز، اين اقدام را برخورد ناحقي با آمرين به معروف كه سبب جريحه‌دار شدن عواطف ديني مردم شده است برشمرد و از حجت الاسلام و المسلمين زرگر خواست تا اين مطلب جدا پيگيري كند.
 
شنيده‌هاي حاكي از آن است كه جمعي از مقامات ارشد استاني و فعالان فرهنگي اقدامات اين طلاب را در راستاي امر به معرو ف و نهي از منكر عنوان كرده و خواستار لغو حكم آنها شده‌اند.

به کجا چنین شتابان؟

سلام

به حول و قوه الهی از امروز می خواهم سلسله مطالب به کجا چنین شتابان را بر روی وبلاگ قرار دهم.

محتویات و نوشته های این سلسله مطالب، گفته ها ، اقدامات و نظرات مسئولین است.لذا از دوستان نویسنده و خوانندگان وب در جهت بهبود کیفیت درخواست همکاری دارم.

اقتصاد مقاومتی یعنی چه؟

امروزه جمهوری اسلامی در حوزه‌های اقتصادی خود با مسائل یا مفاهیمی مواجه است كه به هیچ عنوان تاكنون چه در عرصه‌ی نظر و در كتاب‌های درسی و چه در عرصه‌ی عمل و تجارب بشری مشابه و مابه‌ازای واقعی نداشته است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مكلّف به نوآوری و ابتكار و نظریه‌پردازی و الگوسازی در این عرصه‌های جدید اقتصادی است. هر كشوری كه عَلم استكبارستیزی را برپا كند نیازمند چنین الگوهایی است. یكی از این مفاهیم، «اقتصاد مقاومتی» است.

اگر تمام دانش انباشته و كتاب‌های مرسوم اقتصادی دنیا را مطالعه كنید، نظریه یا تجربه‌ای مدون و مكتوب درباره‌ی اقتصاد مقاومتی نخواهید یافت. در تمام متون و كتاب‌های اقتصاد، هیچ پیشینه‌ای نظری یا عملی از تحریم بانك مركزی نخواهید دید و از آن‌جا كه این امر تاكنون سابقه نداشته، چگونگی واكنش به آن هم امری بدیع است. حتی اگر مطالعاتی هم در این باره صورت گرفته باشد، در طبقه‌بندی‌های محرمانه و امنیتی قرار گرفته و امكان دسترسی به آن برای كارشناسان معمولی وجود ندارد. نتیجه اینكه اقتصاددان انقلاب اسلامی نمی‌تواند از نظریه‌های متداول برای حل مشكل و مسأله‌ی خود بهره بگیرد. لذاست كه جنبش نرم‌افزاری و الگوی اسلامی- ایرانی اداره‌ی جامعه، شكل بدیعی به خود می‌گیرد كه الهام‌بخش جمیع ملت‌های آزاده خواهد بود.

مطلبی كه در این نوشته درآمدی بر آن خواهم داشت، مسأله‌ی اقتصاد مقاومتی است. ابتدا لازم است كه یك تبیین و تعریف علمی از اقتصاد مقاومتی ارائه دهیم. اقتصاد مقاومتی را می‌توان چهارگونه تعریف نمود و چهار الگو از آن یا تركیبی از همه‌ی آنها را در كشور به عنوان پروژه‌هایی ملی پیگیری كرد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اقتصاد موازی
تعریف اول از اقتصاد مقاومتی به مثابه‌ی «اقتصاد موازی» است؛ یعنی همان‌طور كه انقلاب اسلامی با توجه به نیاز خود به نهادهایی با روحیه و عملكرد انقلابی، اقدام به تأسیس نهادهایی مانند كمیته‌ی امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و بنیاد مسكن نمود، امروز نیز بایستی برای تأمین اهداف انقلاب، این پروژه را ادامه داده و تكمیل كند؛ چرا كه انقلاب اسلامی به اقتصاد مقاومتی و به نهادسازی‌های مقاومتی در اقتصاد نیاز دارد كه چه بسا ماهیتاً از عهده‌ی نهادهای رسمی اقتصادی برنمی‌آید. پس باید نهادهایی موازی برای این كارویژه ایجاد كند؛ یعنی ما در كشورمان به «اقتصاد پریم» نیاز داریم.
این امر البته به معنای نفی نهادهای مرسوم نیست. كما اینكه اكنون ما همزمان از هر دو نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهاد ارتش جمهوری اسلامی برای دفاع از انقلاب بهره‌مندیم. البته این الگو در مدل‌های حكمرانی مرسوم در دنیا و اتفاقاً در كشورهایی كه از تجربه و توان حكمرانی بیشتری برخوردار باشند وجود دارد و این كشورها از نظام‌های چندلایه‌ی سیاستگزاری و اداره‌ی امور عمومی برخوردارند. به عنوان مثال می‌توانیم از حضور همزمان نهادهای دولتی، سازمان‌های مردم‌نهاد، خیریه و بنگاه‌های خصوصی در عرصه‌ی بهداشت و سلامت یا حتی در عرصه‌ی دفاعی و امنیتی كشورهای توسعه‌یافته‌ی غربی نام ببریم. البته مهم‌ترین مشكل این الگو این است كه حسب نیازهای خاص انقلاب اسلامی و در عرصه‌ی اجرا با سؤالات نوینی روبه‌‌رو خواهد بود، زیرا مثلاً هیچ تصوری از «بانك مركزی موازی» در یك كشور و سامان‌بخشی به عرصه‌ی پولی- مالی كشور در دو لایه‌ی دولتی و عمومی وجود ندارد. ‌اما باز هم منطقاً نمی‌توان این الگو را در زمره‌ی مدل‌های اداره‌نشدنی و غیرمعقول به حساب آورد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اقتصاد ترمیمی
تعریف دوم از اقتصاد مقاومتی عبارت از اقتصادی است كه در پی «مقاوم‌سازی»، «آسیب‌زدایی»، «خلل‌گیری» و «ترمیم» ساختارها و نهادهای فرسوده و ناكارآمد موجود اقتصادی است. یعنی اگر در رویكرد قبلی می‌گفتیم كه فلان نهاد نمی‌تواند انتظارات ما را برآورده كند، در رویكرد جدید به دنبال آن هستیم كه با بازتعریف سیاست‌های نهادهای موجود، كاری كنیم كه انتظارات ما را برآورند. مثلاً در این تعریف، ما از بانك مركزی یا وزارت بازرگانی می‌خواهیم كه كانون‌های ضعف و بحران را در نظام اقتصادی كشور شناسایی كنند و خود را بر اساس شرایط جدید اقتصادی، تحریم‌ها یا نیازهای انقلاب اسلامی بازتعریف نمایند و در نتیجه عملكردی جهادی ارائه دهند. در مقام تمثیل می‌توان گفت این كار شبیه همان كاری است كه «پتروس فداكار» با فروبردن انگشت خود در تَرَك دیواره‌ی سد انجام داد؛ یعنی باید ترك‌های ساختاری دیوار نهادهای اقتصادی را ترمیم كنیم. این مسأله یعنی ترمیم و مقاوم‌سازی ساختارهای اجرایی و اداری كشور حسب نیازهای مختلف و مقتضیات زمان و مكان هم امری دور از ذهن نیست. كشورهای توسعه‌یافته نیز در برهه‌هایی از تاریخ اقتصادی خود، مجبور به مقاوم‌سازی ساختارهای اقتصادی شدند. مثلاً غرب پس از دو شوك نفتی ۱۹۷۹ و ۱۹۸۳ میلادی، اقدام به جایگزینی سوخت‌های فسیلی با سایر سوخت‌های نوین كرد؛ به‌طوری كه امروزه با قیمت‌های بالای یك‌صد دلار نیز دچار شوك نفتی نمی‌شود. با این توضیحات ما امروز فقط نیازمند عزمی ملی برای اجرای این پروژه‌ی ملی و ارزشی هستیم.
چهار تعریف از اقتصاد مقاومتی

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اقتصاد دفاعی
تعریف سوم از اقتصاد مقاومتی، متوجه «هجمه‌شناسی»،‌ «آفندشناسی» و «پدافندشناسی» ما در برابر آن هجمه است. یعنی ما باید ابتدا بررسی كنیم كه مخالفان ما حمله به اقتصاد ایران و اخلال در آن را چگونه و با چه ابزارهایی صورت می‌دهند. بنابراین وقتی به اقتصاد مقاومتی دست یافته‌ایم كه ابزارها و شیوه‌های هجمه‌ی دشمن را پیشاپیش شناخته باشیم و بر اساس آنها استراتژی مقاومت خود را علیه آنان تدوین و اجرا كنیم. بدیهی است تا آفند دشمن شناخته نشود، مقاومت متناسب با آن نیز طراحی و اجرا نخواهد شد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اقتصاد الگو
چهارمین تعریف نیز این است كه اساساً اقتصاد مقاومتی یك رویكرد كوتاه‌مدت سلبی و اقدامی صرفاً پدافندی نیست؛ بر خلاف سه تعریف قبلی كه اقتصاد مقاومتی را یا پدافندی یا كوتاه‌مدت می‌دانستند، این رویكرد چشم‌اندازی كلان به اقتصاد جمهوری اسلامی ایران دارد و یك اقدام بلندمدت را شامل می‌شود. این تعریف هم كه به نظر می‌رسد دور از دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب نیست، رویكردی ایجابی و دوراندیشانه دارد. در این رویكرد، ما در پی «اقتصاد ایده‌آلی» هستیم كه هم اسلامی باشد و هم ما را به جایگاه اقتصاد اول منطقه برساند؛ اقتصادی كه برای جهان اسلام الهام‌بخش و كارآمد بوده و زمینه‌ساز تشكیل «تمدن بزرگ اسلامی» باشد. بدین معنا اساساً در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت،‌ یكی از مؤلفه‌های مهم الگو می‌باید متضمن مقاومت و تحقق آن باشد. در این مقوله است كه اقتصاد مقاومتی مشتمل بر اقتصاد كارآفرینی و ریسك‌پذیری و نوآوری می‌شود.

البته همه‌ی این چهار تعریف از اقتصاد مقاومتی به نوعی با هم رابطه‌ی «عموم و خصوص مِن‌وجه» دارند،‌ منتها برخی كوتاه‌مدت و برخی بلندمدت هستند و البته تركیبی از استراتژی‌های مطلوب را نیز برایمان به تصویر می‌كشند.

عادل پیغامی، استاد اقتصاد و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام)

در کل اقتصاد مقاومتی یعنیتشخيص حوزه هاي فشار و متعاقبا تلاش براي کنترل و بي اثر کردن و در شرايط آرماني تبديل چنين فشارهايي به فرصت


معلم: چرا خودم رشد نکنم؟ (از سلسله مباحث نقد آموزش و پرورش )

بسم الله الرحمن الرحیم

معلم: چرا خودم رشد نکنم؟ (از سلسله مباحث نقد آموزش و پرورش )

در ساختار کنونی آموزش و پرورش معلم نقش آموزگاری را دارد که باید مطالب مشخص یک کتاب درسی با یک محتوا و روش یکسان را سالیان دراز و به طور مداوم همان ها را در کلاس های مختلف به دانش آموزان مختلف بیاموزد.

اگر دانش آموزی سوالی خارج از متن کتاب کرد معلم به راحتی می تواند پاسخ دهد نمی دانم و وظیفه ام آموزش این کتاب است نه تحقیق پیرامون سوالات خارج از متن کتاب و جستجوی جواب آنها.

و اگر معلمی نیز اطلاعاتی خارج از متن کتاب کسب کند جایی برای ارائه ندارد و به این امر ارزش گذاری صورت نمی گیرد.

حتی شاید اگر معلمی مطلب علمی خارج از متن کتاب سر کلاس مطرح کند مدیر و دانش آموزان شاکی شوند که چرا به متن کتاب نمی پردازی!

معلم در این ساختار به مشابه ضبط صوتی است که مطالبی را بارها و بارها برای دیگران بازگو می کند و هیچ رشدی برای خود او صورت نمی گیرد

چرا کتاب را خود انتخاب نکنیم؟(از سلسه مباحث نقد آموزش و پرورش )

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا کتاب را خود انتخاب نکنیم؟(سلسه مباحث نقد آموزش و پرورش )

نویسنده : عمادطیبی

در ساختار کنونی آموزش و پروش  نه تنها دانش آموز حق انتخاب کتاب ندارد بلکه معلم نیز حق معرفی و تدریس کتاب از نظر خود بهتر را ندارد و معلمین موظف اند کتب تالیفی توسط مرکز تالیف کتب درسی را عینا بدون کم یا زیاد تدریس کنند. برخی مسئولین آموزش و پرورش معتقدند چون این کتب توسط متخصصین منتخب کتب درسی تالیف شده است قطعا بهترین کتاب خواهد بود و نیاز نیست اجازه داده شود کتاب دیگری تدریس شود.

جواب اینکه اولا تالیف این کتب توسط متخصصین منتخب ادعای غیرواقع است و در اجرا صورت نمی گیرد ثانیا اگر هم اینچنین باشد و کتب واقعا توسط متخصصین منتخب کشور نه گروه محدودی تالیف می شوند سوال این است مگر نه اینکه ادعا دارید کتاب تالیفی شما بهترین کتاب است چرا حاضر نیستید اجازه دهید با دیگر کتب تالیفی توسط متخصصین مختلف سراسر کشور رقابت کند.

و ثالثا اگر واقعا این کتب بهترین کتب تالیفی هستند پس چرا توسط معلمین و متخصصین کشور این همه انتقادات هم از نظر سرفصل بندی و هم محتوا و هم روش بیان بر آنها وارد می کنند.

شاید پاسخ دیگر برخی مسئولین در مورد عدم حق انتخاب کتاب برای دانش آموز و معلم این باشد که از امکان دارد کتبی در کشور انتشار یابد که یا از نظر محتوای علمی و یا از نظر محتوای عقیدتی دارای اشکال باشند و اجازه انتشار کتب درسی باعث شود کتب غیرعلمی یا دارای محتوای غیراسلامی توسط برخی انتشارات رواج پیدا کند.

جواب اینکه آیا واقعا نمی توان هیچ راه حل قانونی اندیشید تا چنین کتب غیراستانداردی به فرض استقبال توسط معلم یا دانش آموز اجازه نشر پیدا نکند؟! به طور مثال آموزش و پرورش می تواند مصوب کند هر کتابی که به نام کتاب درسی طبق سرفصل بندی های مصوب آموزش و پرورش بخواهد انتشار پیدا کند باید توسط گروه علمی منتخب مربوطه خود آموزش و پرورش تایید یا اصلاح شود.

در گروه معارف اسلامی دانشگاه ها که مسئول تدوین کتب معارف عمومی دانشگاهی است. در مورد هر درسی تلاش شده است چندین کتب توسط مولفین مختلف با سرفصل بندی مشخص زیر نظر مستقیم خود گروه معارف تالیف شود تا استاد و دانشجو بتواند متناسب با سلیقه ی خود و روش بیانی که می پسندد حداقل بین همین تعداد کتاب انتخاب داشته باشد.

در نظام آموزش و پرورش ما حتی همین قدر هم حق انتخاب و حداقل در دروس دبیرستان هم داده نشده است.

به نظر می رسد اجازه انتخاب کتاب به معلم و دانش آموز در کل باعث پیشرفت کتب درسی ، تالیف کتب با کیفیت بیشتر ، کتب با روش های بیان مختلف و از همه مهمتر از منظر روانشناسی پویایی و احساس انتخاب معلم و دانش آموز و در نتیجه بالا رفتن بازدهی مطالعاتی شود.

انواع شورا قسمت2(سلسله مباحث تشکیلات اسلامی)

شورای تصمیم گیری:

در یک تشکیلات باید برای رسیدن به هدف تصمیم گیری شود ،حداقل بخاطر تفاوت روش ها تصمیم گیری افراد متفاوت است . در معنا باید تصمیم گیری را از اجرا جدا در نظر گرفت ، امکان دارد تصمیم گیرنده فرد یا افرادی باشند و اجرا کننده هم فرد یا افراد دیگری.

 مشخص است کس یا کسانی که میخواهند پیرامون موضوعی تصمیم گیری کنند باید متخصص آن موضوع باشند.

حال باید بررسی کرد آیا در یک ساختار تصمیم گیری فردی بهتر است یا تصمیم گیری جمعی (شورایی)

در این قسمت اختلاف نظر زیاد است ، برخی مطلقا تصمیم گیری فردی را قبول دارند و برخی مطلقا و برای هر ساختاری تصمیم گیری جمعی و در اکثر ساختارهایی که در جامعه می بینیم در این زمینه متفاوت عمل می شود و از بین انواع شورا ، این ساختار مورد بحث ترین است.

نحوه انتخاب تصمیم گیرنده یا تصمیم گیرندگان نیز بحث مهم این قسمت است ، زیرا باید برای تشخیص متخصص بودن فرد و اعلم بودن او باید ملاکی در نظر گرفت ، گاهی ملاک ، داشتن بالاترین درجه ی علمی است ، گاهی انتخاب توسط رای مساوی یا نامساوی اعضا ، گاهی انتصاب مسئول بالاتر ، انتخاب متخصصان دیگر و ملاک های دیگر انتخاب.

یک مثال جالبی که وجود دارد این است که فرض کنید عده ای می خواهند برای یک عمل جراحی تصمیم گیری کنند ،7نفر اینها قصاب هستند و 3نفر جراح.

1- می شود به صورت دموکراسی بگوییم همه ی جمع تصمیم بگیرند ، رای قصاب ها بر جراح ها غلبه می کند و احتمال بالا تصمیم غلطی می گیرند و مثلا می گویند دل و روده ی طرف را بکشیم بیرون!!

2- یک بار می شود انتخابات گذاشت و شورای 3نفره ای از جمع تصمیم بگیرند ، احتمال زیاد دارد در شورای 3نفره قصاب باشد ، یا اینکه قصاب ها قبول می کنند تخصص ندارند و 3نفر جراح از صندوق رای در خواهند آمد که مطمئنا بهتر از دموکراسی قبلی است ، یا اینکه 1یا 2نفر جراح و دیگران قصاب و یا اینکه قصاب ها به صنف خود رای می دهند و هر3نفر شورای انتخابی هم قصاب می شوند و چه بسا تصمیم بدتر از دموکراسی هم بشود.

3- به شکل دیگر می توان گفت 3جراح چون جراح اند تصمیم بگیرند ، این حالت قطعا بهتر از گزینه های قبلی است ، متخصصین تصمیم می گیرند.

4- روش دیگر این است که یک نفر از بین جمع 10نفره انتخاب شود و تصمیم گیرنده باشد ، در این حالت هم امکان دارد تصمیم گیرنده قصاب در آید ، که بدترین حالت است ، امکان هم دارد جراح در آید.

5- روش دیگر اینکه10نفر بیایند از بین جراح ها یک نفر را انتخاب کنند ، که یک جراج انتخاب شود و تصمیم گیرنده باشد.

6-خود 3جراح بیایند از بین خود 1نفر را انتخاب کنند.

نکته ای که اینجا هست این است خود جراح ها هم قطعا تفاوت مرتبه ی علمی دارند ، اگر یک نفر عالم تر باشد و دو نفر دیگر جاهل تر ، در تصمیم گیری جمعی ، رای دو جراح جاهل تر بر رای جراح عالم تر غلبه می کند.


در بحث انتخاب تصمیم گیرنده یا تصمیم گیرندگان باید روشی را دنبال کرد تا شخصی که بهتر است و عالم تر است ، انتخاب شود و در همین جا اختلاف ساختارها شکل می گیرد.

نکاتی درباب تفاوت های تصمیم گیری فردی و شورایی:

وقتی یک شخص تصمیم گیری می کند ، همه ی افراد او را مسئول آن تصمیم می دانند اما در تصمیم گیری شورایی همه ی شورا مسئول آن تصمیم هستند حتی کسی که رای خلاف آن تصمیم داده باشد.

در تصمیم گیری فردی می شود فرد را مواخذه کرد و با تکرار اشتباهات او را از مسند تصمیم گیری کنار گذاشت اما در شورای تصمیم گیری نمی دانیم کدامیک را باید مواخذه کنیم یا کدامیک را باید کنار بگذاریم.

در تصمیم گیری فردی احتمال استبداد و تکروی به نفع منافع خودی بالاتر می رود اما در شورای تصمیم گیری امکان استبداد به مراتب پایین می آید .

در تصمیم گیری فردی وحدت رویه وجود دارد اما در تصمیم گیری شورایی خیر.

در تصمیم گیری فردی امکان دارد مشورت صورت نپذیرد اما در تصمیم گیری جمعی ، حداقل افراد مجبورند با همدیگر مشورت کنند.

در کل ایده آل این است که اعلم و متخصص ترین فرد که مستبد نباشد در موضوع مورد تخصص خود تصمیم بگیرید اما آنچه باعث شده ساختار نویس های مجموعه ی مختلف بعضا همان ساختار شورایی را ترجیح دهند ، ترس از دیکتارتوری ، استبداد یا تکروی فرد تصمیم گیرنده است و همچنین ملاک چگونگی تشخیص فرد اعلم .

با این حال جالب است بدانید اغلب فلاسفه باستان از جمله افلاطون و ارسوط که از آنها آثاری در زمینه ساختارهای حکومتی بجا مانده است.

ضمن تشریح ساختار های متفاوت خود نظام فیلسوف شاه یا شاه عالم را ایده آل می دانستند.

می گفتند اول بهتر است عالم ترین فرد حاکم باشد و اگر اینگونه نبود باید حاکم را عالم کرد.

اما به هر حال این بحث بسیار دامنه دار است و بررسی کامل آن خود یک کتاب می شود.



دیدگاه ما در مورد زن

در فلسفه علوم اجتماعی گفته می شه که مشاهده برگرفته از نظریه است؛ خیلی نمی خوام این دیدگاه را بشکافم؛ اما شاید بشه این جوری خلاصشو گفت که ما نگاهمون از یک عقبه معرفتی برخورداره که بر اساس آن، دیدگاه های مختلف ما در زندگی شکل می گیره. حالا عامل این معرفت، خودش می تونه انواع مختلفی داشته باش، اما اجمالا می شه گفت که یک مقوله فرهنگیه. نوع نگاه هر جامعه ای به جنس زن هم از اون مقولاتیه که تفاوت های عجیب و غریبی داره؛ مثلا بعضیا زن رو بر اساس ذهنیت خودشون اینجوری می بینن:


نگاه به زن در جامعه



ادامه نوشته

انواع شورا (از سلسله مباحث تشکیلات اسلامی)

     بسم الله الرحمن الرحیم

نویسنده: عمادطیبی

وقتی میخواهیم یک مجموعه منابع انسانی ، طبیعی و مالی و...  را سازماندهی کنیم باید یک ساختار ، سازمان یا تشکیلات داشته باشیم یعنی به مجموعه شکل و ساخت مشخصی بدهیم و آن را سازماندهی

کنیم.

هر مجموعه ای حول یک هدف و مقصد مشخص جمع می شوند.

خیلی مهم است که بدانیم چگونه یک مجموعه را سازماندهی کنیم تا بهتر و زودتر و با اتلاف منابع کمتر به هدف برسیم.

اولین مسئله در سازماندهی منابع ، تقسیم مسئولیت هاست ، مشخصا دیگر منابع توسط منابع انسانی مدیریت می شوند یک نیروی انسانی نمی تواند همه ی کارها را انجام دهد.

برای تقسیم مسئولیت ها در هر ساختاری به مقتضای هدف اش باید توجه شود که هر فردی در بهترین جایگاه ممکن خویش قرار گیرد.

نوع مسئولیت ها می تواند از جهاتی تفکیک شود ، مثلا نظارتی ، مشورتی ، تصمیم گیری ،اجرایی و...

و هر کدام از این انواع مسئولیت می تواند توسط یک شورا (هیئت) انجام شود یا یک فرد.

شورایی یا فردی انجام شدن هر کدام از این مسئولیت ها نواقص و مزایایی دارد که قصد داریم بررسی کنیم.


کلمه ی شورا خود به معنی جمع مشورت دهنده است اما در اصطلاح عام به معنی جمع گرفته می شود اعم از مشاوره ، نظارت ، اجرا و... . ما هم منظورمان جمع است.

شورای مشورتی

مطمئنا شورای مشورتی مورد تایید در هر نوع ساختاری هست ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی . کلان یا خرد تفاوتی ندارد.

هر کسی تصدیق می کند در انجام امور مختلف باید از افراد مختلف ، متعد و متخصص و آگاه به مسئله مشورت گرفت.

دو نکته ی اساسی در مشورت این است که

اولا از افراد لایق ، متعهد و آگاه به آن امر مشورت بگیریم. اگر از فرد غیرمتعهد یا غیر آگاه به امر مشورت گرفتیم امکان دارد همین مشورت اشتباه باعث گمراهی ما شود.

دوما تا جایی که امکان دارد از افراد مختلف و از جنبه های مختلف مشورت بگیریم و به مشورت یک نفر اکتفا نکنیم ، شاید یک نفر در انجام یک کار توجیهاتی داشته باشد و ما قانع به امر او شویم اما با مشورت با یک شخص از آن دید توجیهاتی دیگری وجود داشته باشد.

به هرحال شورای مشورتی متعد و آگاه میتواند در انجام امور بسیار کارا باشد بخصوص که خود مشاوران جلساتی با همدیگر داشته باشند و خود بتوانند بهترین مشورت و خرد جمعی را به فرد ارائه دهند.

بر مسئله ی مشورت و شورا در دین عزیز اسلام نیز تاکیید فراوان شده است حتی تا جائیکه خداوند به پیامبر خود می فرماید با دیگران مشورت کن سپس تصمیم بگیر و به خدا توکل کن.

شورای نظارتی:

شورای نظارتی یعنی نظارت و بازرسی بر فرد یا افرادی و آگاه شدن و اطلاع پیدا کردن از تمام یا قسمتی از فعالیت ها و اموری که یک فرد یا افراد مسئول انجام می دهند.

امکان دارد نظارت بر قسمتی را فرد یا افرادی انجام دهند و بر نظارت بر قسمت های دیگر را فرد یا افراد دیگر.

این نظارت می تواند بر اجرا ، تصمیم یا حتی دوباره خود نظارت(نظارت چندلایه) باشد.

اگر یک فرد نظارت کند او را ناظر یا بازرس می نامند و اگر یک جمع آن را شورای نظارتی می نامند.

اینکه آیا این شورای مشورتی ، دارای قوه ی تصمیم گیری مثلا عزل و نصب هم باشد یا اینکه فقط وظیفه ی نظارت و آگاه کردن مسئول بالادست یا اعضا را بر عهده داشته باشد بستگی به نوع و هدف سازمان ما دارد و نمی توان یک قائده ی کلی برای هر ساختاری داد.

بحث نظارت در سازمان های اقتصادی و مالی بخصوص به شکل تعاون اعضا بسیار مهم است و نظارت از سوی نماینده ی اعضا بر هیئت مدیره و مدیرعامل صورت میگیرد یعنی پایین دست بر بالادست نظارت می کند.

اما در اغلب سازمان ها نظارت از بالادست بر پایین دست نظارت صورت می گیرد.

در سازمان ها اطلاعاتی و جاسوسی هم اصولا یک ساختار نظارتی چندلایه و حتی نظارت پنهان از اصول اساسی است.

در خود اصل نظارت نمی توان شکی کرد ، اما اینکه یک شخص نظارت کند یا شورا به طور کل بستگی به نوع سازمان دارد اما عموما شورای نظارتی بهتر است زیرا که شاید یک نفر ناظر نتواند همه ی اطلاعات را کسب کند حتی شاید در مسائلی با مسئول همدستی و خیانت کند. اما با بالا رفتن تعداد افراد و تبادل اطلاعات بین خود آنها و مشورت درونی درصد خطا کاهش می یابد و نظارت قوی تر می شود.

دو نکته اینجا هست

اولا اینکه باید دید در آن سازمان ما چند نفر ناظر نیاز است ، یک نفر یا یک شورای نظارت؟! آیا تامیین هزینه و نیروی نظارت را داریم یا نه و صرف می کند هزینه ی نظارت بیشتری را پرداخت کنیم ، چقدر احتمال کج روی ، انحراف در مسئولین ساختار وجود دارد؟!

دوما تعدد ناظر ، کار را بر مسئول تنگ می کند ، گاهی ممکن است خلاقیت را از او بگیرد چون می ترسد دسته ای از اخبار فعالیت های او به دیگران برسد و دسته ای خیر ، مصالحی که در کار در نظر گرفته توسط ناظران دیده نشود ، امکان دارد ناظران از قوه ی نظارت خود از او باج خواهی کنند و...

پس باید شرایط سازمان و نوع و هدف آن را دید و با توجه به آن تصمیم گرفت چه سیستم نظارتی را چید.

اما عموما شورای نظارتی یک امر لازم است.


دو بحث مهم شورای اجرایی و شورای تصمیم گیری که جای بحث اصلی است ، ان شاء الله در قسمت بعد توضیح خواهم داد.

در ضمن متن کاملا با دقت و خیلی مختصر و بدون مثال نوشته شده است لطفا چندبار بخوانید و فکر کنید.

آخرین نتایج شمارش آراء در استان اصفهان

کاشان و آران و بیدگل - عباسعلی منصوری
قمصر و نطنز - محمد فیروزی
نجف آباد - ابوالفضل ترابی
نائین - سیدحمیدرضا طباطبایی
اردستان - بخشایش
شهرضا - عوض حیدرپور
فلاورجان - سیدناصر موسوی لارگانی(جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پايداري)
دولت آباد و شاهین شهر: حسینعلی حاجی دلیگانی(جبهه متحد اصولگرایان)
مبارکه - ایران پور
حوزه ارامنه - بیگلریان
چادگان، فریدن و فریدونشهر - محمدعلی اسفنانی
گلپایگان و خوانسار - محمدحسین میرمحمدی
لنجان - محسن کوهکن و مجید منصوری به دور دوم رفتند.
سمیرم - بهروز جعفری (جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پايداري) و مسعود پیرمرادیان به دور دوم رفتند.

خمینی شهر - محسن صرامی


آخرین خبر:

نتایج نهایی انتخابات اصفهان با تعداد رای

آخرین نتایج شمارش آراء در اصفهان


۶۰۵ هزار رای شمارش شد/ ۸ نفر در شهرستان اصفهان دور دومی شدند


به گزارش خبرنگار آفتاب معرفت، شمارش آرا همچنان در حوزه شهرستان اصفهان ادامه دارد. 

بر اساس گزارش منابع غیر رسمی تاکنون 605 هزار رای شمارش شده و 54 صندوق مربوط به هسته مرکزی حوزه انتخابی شهرستان اصفهان باقی مانده است.
آرای ثبت شده مربوط به نفرات اول تا سوم حوزه انتخابی اصفهان به شرح ذیل است:
1-دکتر کامران202هزار رای
2-حجت الاسلام سالک149هزار رای
3-خانم اخوان147 هزار رای
همچنین سایر نفرات تا نفر دهم به شرح ذیل است:
۴-دکتر مقتدایی 
۵-مهندس فولادگر 
۶-سردار طلایی 
۷-مجید نادرالاصلی 
۸-حجت الاسلام ناصری
9-دکتر نیکدستی 
10-دکتر شهرزاد 
با توجه به لزوم کسب حداقل یک چهارم آرا توسط نفر منتخب جهت حضور مستقیم در مجلس تاکنون تنها حسن کامران مجوز ورود مستقیم را دریافت کرده و مابقی باید در دور دوم شرکت کنند.

خبرهای تکمیلی متعاقبا ارسال می شود. 


آخرین خبر:

نتایج نهایی انتخابات اصفهان با تعداد رای

خیلی وقته چیزی ننوشتم...

خيلي وقته چيزي ننوشتم...

وان یکادبخوانید...

ادامه نوشته

انتخابات – مردم- مومنین بصیر

(مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را مي شناسند، طبق تشخيص خودشان حتماً عمل كنند؛ اگر نمي شناسند، از افراد بصير و متدين در گزينشهاى انتخاباتى استفاده كنند.)1

ادامه نوشته

وظایف مجلس از منظر قانون اساسی

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه فصل ششم قانون اساسی که مربوط به وظایف و اختیارات قوه مقننه است وظایف نمایندگان مجلس  در دو بخش عمده است:

1- وظیفه ی قانون گذاری

2- وظیفه ی نظارت بر حاکمیت


1- وظیفه ی قانون گذاری:

مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می تواند قانون وضع کند(اصل71)

مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد. تشخیص این امر به ترتیبی که در اصل نود وششم آمده بر عهده شورای نگهبان است(اصل72)

طبق قانون اساسی دو مجرا برای بررسی قوانین در مجلس وجود دارد:

لوایح قانونی پس از تصویب هیأت وزیران به مجلس تقدیم می‌شود و

طرحهای قانونی به پیشنهاد حداقل پانزده نفر از نمایندگان، در مجلس شورای اسلامی قابل طرح است.(اصل74)


2-وظیفه ی نظارت بر تمام امور کشور

مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.(اصل76)

در راستای همین حق نظارت ، قانون اساسی حق استیضاح وزیران و سوال از رئیس جمهور را به مجلس داده است.

در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رییس جمهور و یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسئول، درباره یکی از وظایف آنان سوال کنند، رییس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رییس جمهور بیش از یک ماه و در مورد وزیر بیش از ده روز به تأخیر افتاد مگر با عذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی(اصل88)

نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌توانند در مواردی که لازم می‌دانند هیأت وزیران یا هر یک از وزراء را استیضاح کنند، استیضاح وقتی قابل طرح در مجلس است که با امضای حداقل ده نفر از نمایندگان به مجلس تقدیم شود(اصل89)


به طور عمده قانون گذاری و نظارت وظیفه ی مجلس است.

اما رای اعتماد به هیئت وزیران نیز از وظایف مقطعی و غیرعمده مجلس به شمار می رود.

رییس جمهور برای هیأت وزیران پس از تشکیل و پیش از هر اقدام دیگر باید از مجلس رأی اعتماد بگیرد. در دوران تصدی نیز در مورد مسایل مهم و مورد اختلاف می‌تواند از مجلس برای هیأت وزیران تقاضای رأی اعتماد کند. (اصل87)

در قانون اساسی مواردی نیز وجود دارد که برای اجرا حتما به تصویب مجلس احتیاج دارد که عمدتا موارد خاص ملی است که عبارتند از:

موافقت نامه های بین اللمللی(اصل77) ، تغییر در خطوط مرزی(اصل78) ، حکومت نظامی(اصل79) ، گرفتن و دادن وام بدون عوض داخلی یا خارجی(اصل80)استخدام کارشناسان خارجی(اصل82) انتقال بناها و اموال دولتی که از نفایس ملی باشد(اصل83)

نویسنده:عمادطیبی

گزارشی از پرسش و پاسخ اعضاء اصلی شورای جبهه پایداری انقلاب

در حاشیه پانزدهمین نشست دفتر پژوهش های فرهنگی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) که با شعار به سوی تحقق جامعه اسلامی 6 و 7 بهمن ماه در قم برگزار گردید، برخی از اعضای جبهه پایداری انقلاب اسلامی در این نشست حضور پیدا کرده و به سوالات حاضرین پاسخ دادند.

 گزیده ای از این سخنان در وبلاگ اصفهان پایداری منتشر شده که دوستان میتوانند مراجعه و مطالعه کنند.

http://epaydari.ir


تبلیغات زود هنگام! خارجی ها هم در اصفهان نقش دارند!

تبلیغات زود هنگام! خارجی ها هم در اصفهان نقش دارند!

طبق گزارشات دریافتی از برخی دوستان، یکی از کاندیدای مجلس شورای اسلامی به نام ح.ف که درحال حاضر نیز یکی از نمایندگان مردم اصفهان در مجلس  میباشند با حضور در مراسم های سوگواری و عزاداری ایام صفر اصفهان، اقدام به تبلیغات زود هنگام نموده اند. البته این تبلیغات در قالب کارت ویزیت و به عنوان شماره تلفن جهت ارتباط مردم با این نماینده توزیع شده است.

البته درج مشخصات تحصیلی و سوابق این نماینده در این کارت ها دلیل بر شروع تبلیغات غیر قانونی و زود هنگام این عزیز است!

درضمن درج مشخصات به زبان انگلیسی در نوع خود بسیار قابل توجه بوده و البته شاید این به معنی توجه وافر  عزیزان،  به همشهریان انگلیسی زبان اصفهانی باشد!





مطالب مهم مرتبط:

1-چاره انتخابات ، رقابت اصولگرایی

2-یک بدفهمی از کلام رهبری!

آداب مطالعه

« بسم الله الرحمن الرحیم »

آداب مطالعه

اهمیت علم اندوزی و مطالعه:

آیه9سوره ی زمر:« آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند یکسان هستند.»

پیامبر اکرم (ص): کسب علم بر هر مسلمانی واجب است.(اصول کافی جلد1ص30)

امام صادق(ع): دوست ندارم از شما جوانی را ببینم مگر اینکه فعالیت روزانه ی او با یکی از دو حالت آغاز شود : یا عالم باشد و یا متعلم و اگر هیچ کدام نبود در وظیفه کوتاهی کرده است.( بحالانوار جلد1ص170)


فرامکانی بودن کسب علم:

پیامبراکرم(ص): علم را بجوئید گرچه مستلزم رفتن به چین باشد. (وسایل الشیعه جلد27ص27)


فرازمانی بودن کسب علم:

پیامبر اکرم(ص): از گهواره تا گور دانش بجوی. (نهج الفصاحه ص218)


مطلوب بودن کسب علم نزد هر معلمی:

حکمت گمشده ی مومن است گرچه نزد مشرک باشد، زیرا شما از آنها به آن سزاوارترید و شایسته ی آن هستید.(بحارالانوار جلد2ص97)

 

انتخاب کتاب:

آیه ی 24سوره ی عبس «فلینظرالنسان الی طعامه» پس انسان باید به طعام خود بنگرد.


برای دیدن شرایط مطالعه و روشهای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

حاج شیخ منصور مردانی

بارالها از زمانه خسته ام
كس ندارم بر تو من دل بسته ام


بارالها حق اولاد رسول
قدر اين ناچيز را بنما قبول


اين همه مرداني از دنيا منال
نيست دنيا جز همه درد و وبال


از استاد شیخ منصور مردانی چه میدانید؟

جهت آشنایی با این عالم وارسته از زبان اقوام و مطالعه ی اشعار ایشان به لینک زیر مراجعه کنید>

http://www.sh-zeitoun.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=12:2011-01-24-08-00-58&Itemid=3

چرا همه هجمه‏‌‌ها به سمت رهبری است؟  

چرا همه هجمه‏‌‌ها به سمت رهبری است؟

(مواظب باشید)

خلاصه مطلب

×شبه افکنی در خصوص عملکرد و شیوه مدیریت مقام معظم رهبری که توسط دشمن در داخل وخارج انجام می شود.

×زیر سؤال بردن مرجعیت ودانش فقه رهبرمعظم انقلاب.

×خدشه‌دار نمودن جایگاه رهبر انقلاب در جهان اسلام

×تقدس زدایی از جایگاه معنوی رهبری و تخریب چهره مهذب ایشان.

 

حمله به «جایگاه رهبری»
در جمهوری اسلامی، فصل مشترک حلقه وصل و پیمان نانوشته همگی جریان‌های جبهه مقابلهبا نظام اسلامی به شمار می‌‌رود که در دو محور کلی «مشروعیت زدایی از اصل ولایتفقیه» و «ایجاد جنگ روانی برضد شخص رهبری انقلاب»، دنبال می‌‌گردد...
به گزارش مشرق بهنقل از برهان ، از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، ولایت فقیه و رهبری نظام بهعنوان مهم‌ترین رکن نظام اسلامی و مستحکم‌ترین سد دفاعی نظام، همواره مورد هجوم بیامان دشمنان بوده است. دشمنان نظام به درستی دریافته‌اند تا زمانی که اقتدار واعتبار رهبری در ایران محفوظ باشد، مطلقاً هیچ پروژه براندازانه‌ای در جمهوریاسلامی، قابلیت طرح و اجرا نخواهد داشت چرا که به عینه مشاهده کرده‌اند در گذشتهچگونه رهبر انقلاب در زمانی اندک و بی آن که از همه ابزارهای خود استفاده کند،پیچیده‌ترین طراحی‌های آنان را خنثی کرده است. از این رو، با فهم این که رازماندگاری و استقامت جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و رهبری است، لحظه‌ای از هجوم علیهاین رکن نظام، فروگذاری نکرده‌اند.
در داخل کشور نیز جریانسکولار و وابسته در همسویی آشکار و پنهان با بیگانگان، با علم به اهمیت و نقش ایناصل مترقی قانون اساسی و نظام اسلامی تا کنون تمامی تلاش خود را به کار بسته‌اندتا درونی‌ترین لایه اقتدار جمهوری اسلامی را تسخیر و تضعیف نمایند. نقش بی‌بدیلرهبر انقلاب در مقابله با توطئه‌های بی‌شمار، به زعم آن‌ها بر این موضوع صحه می‌گذاشتکه تنها در صورت از بین رفتن یا حتی تضعیف «ولایت فقیه»می‌توان نظام جمهوری اسلامیرا از یک حکومت دینی کارآمد به یک حکومت سکولار تبدیل کرد. آن‌ها این حقیقت را درطول سال‌های در قدرت اصلاح‌طلبان، به خوبی تجربه کرده‌اند که اگرچه بسیاری از نهادهایجمهوری اسلامی نظیر قوای مجریه و مقننه و شوراها را به چنگ آورده بودند، امانتوانستند نظام را به شیوه دلخواه به سوی غربی شدن و سکولاریسم پیش ببرند و اینتنها اصل ولایت فقیه بود که ثبات سیاسی ایران را تضمین و مانع از بروز بحران‌های سیاسی در آن دوره شد.


ادامه مطلب را ببینید.

ادامه نوشته

نماز شب

البته این پست را صرفا برای خودم گذاشتم و دوستان الحمدالله نیاز به این توضیحات ندارند.!

نماز شب
 
 
در فضيلت نماز شب و آثار آن

و از حضرت صادق عليه السلام روايتست كه فرموده بودند در وصيّت رسول خدا به علي (عليه السّلام) : يا علي وصيّت مي كنم تو را در باب نفس ‍ خودت به چند خصلت، پس حفظ كن آنها را، بعد از آن فرمودند: خداوندا ياري كن او را و ذكر فرمود جمله اي از خصلتها تا اينكه فرمود: 
((وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ الزَّوالِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ الزَّوالِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ الزَّوالِ)) 

بر تو باد به نماز شب ، بر تو باد به نماز شب ، بر تو باد به نماز شب ، بر تو باد به نماز زوال و سه بار تكرار فرمود.


به ادامه مطلب مراجعه کنید>>

ادامه نوشته

آداب دوستی از منظر روایات

«بسم الله الرحمن الرحیم »

آداب دوستی از منظر روایات

معانی دوست:

در زبان عربی دوست با لغاتی همچون حبیب رفیق صدیق خلیل و... به کار برده شده است.

حبیب یعنی کسی که شما او را دوست دارید و احساس جذبه ی درونی نسبت به او احساس میکنید.

رفیق از کلمه ی رفق به معنای شانه گرفته شده است یعنی دو دوست هنگامی که درکنار هم حرکت میکنند شانه هایشان به هم میخورد و دوشادوش هم حرکت میکنند اصطلاحا رفیق هستند.

صدیق علاوه بر معنای راستگو به معنای دوست یعنی کسی که شما با او روراست هستید نیز معنا میشود.

خلیل یعنی کسی که شما حاجت خود را نزد او میبرید و نیاز خود را نزد او مطرح میکنید درد دل های خود را پیش او میبرید.

مراتب دوستی:

دوستی و محبت از منظر دینی در هستی مراتبی دارد.

محبت و دوستی حقیقی از آن خداست و مومنان شدیدترین محبت شان نسبت به خداست.(165بقره)

هر آنچه غیر از آن اگر در راستای محبت خدا باشد دوستی الهی است در غیر این صورت دوستی شیطان و دنیوی هاست.

پیامبراکرم صلی الله علیه را دوست میداریم چون محبوب ترین خلق خداست اهل بیت را دوست میداریم چون نزد خدا و پیغمبرش محبوب ترینند.

ادامه نوشته

چه کسانی از تحریف سخنان رهبری سود می برند؟

تحریف سخنان رهبری هنوز ادامه دارد تا جایی که نمایندگان مجلس برای خود به خیال پردازی روی آورده اند و دفتر مقام معظم رهبری را وادار به تکذیبیه در این مورد کرده اند

متن خبر و تکذیبیه آن را بخوانید:(متن کاملتر در خبر گزاری فارس)

مأموریت دفتر رهبر انقلاب به یک تیم تخصصی حقوقی برای بررسی ایرادات قانون اساسی

سال گذشته ده‌ها مورد از مواردی که باید مجدداً در قانون اساسی مورد بازبینی و بازنگری قرار گیرد، به دستور دفتر رهبر معظم انقلاب به تیمی تخصصی از کارشناسان و حقوق‌دانان ارائه شد.

به گفته محمد دهقان عضو هیات رئیسه مجلس تعدادی از این موارد مورد رسیدگی قرار گرفته و گزارش نتیجه بررسی‌های این تیم به دفتر ایشان تقدیم شد. این تیم تخصصی از حقوق‌دانان زیر نظر دفتر مقام معظم رهبری تشکیل شده و ده‌ها مورد از موارد قانون اساسی برای بازبینی و بازنگری را مشخص کرده است. البته بنده عضو آن تیم نیستم اما از این امر مطلّعم.

این نماینده مجلس هشتم یادآور شد: رهبر انقلاب در پیشنهادی که برای تغییر نظام ریاستی به پارلمانی دادند، در آنجا نگاه جامعی داشتند؛ باید دانست که نوسازی نظام جمهوری اسلامی ایران با اصلاح ساختار سیاسی نظام صورت گیرد و شما نمی‌توانید نوسازی نظام را بدون تغییر ساختار در لایه دوم حکومت ایجاد کنید، لذا آن پیشنهاد، پیشنهاد هدفمندی بوده است.

به اعتقاد وی، رهبر معظم انقلاب با این پیشنهادشان فتح بابی را انجام دادند، سال‌هاست که این موضوع در خفا بیان می‌شود و مقام معظم رهبری در شرایط امروز این موضوع را به صورت علنی برای فراهم شدن زمینه گفت‌وگو بین اندیشمندان مطرح کردند. البته نباید در این امر افراط و تفریط کرد؛ بحث تغییر ساختار سیاسی نظام از ریاستی به پارلمانی بیش از آنکه یک موضوع سیاسی باشد، یک بحث علمی و کارشناسی است و نباید جبهه‌بندی سیاسی در این موضوع تأثیرگذار باشد و ربطی هم به جبهه‌بندی‌های سیاسی ندارد.

متن این اطلاعیه به شرح زیر است:

بسمه تعالي

به رغم تذكراتي كه تاكنون در جهت ابراز و نشر مطالب منتسب به رهبر معظّم انقلاب اسلامي و دفتر معظمٌ له داده شده، مجدداً با اظهاراتي غير واقعي و بي اساس در تريبون‎هاي عمومي خصوصاً در زمينه‌ي مباحث مهم و حساس مربوط به قانون اساسي مواجه شديم كه مايه تأسف بود.

اميد است هم صاحبان تريبون و هم اصحاب رسانه به اين مهم توجه كرده و از نقل و يا انعكاس هرگونه مطلب كه خارج از مجاري رسمي دفتر مقام معظم رهبري منتشر می شود، به‌طور جدي خودداري نمايند.

روابط عمومي دفتر مقام معظّم رهبري

خبر مرتبط:

رحیم‌پور ازغدی:نظام پارلمانی مدنظر رهبری در عرصه نظام‌سازی اسلامی مطرح شد!

http://www.javanonline.ir/vdciqpa53t1aw52.cbct.html

یک سفر یک عاشقی یک معرفت

 

سلام به همه رفقای جلسه

تا قبل از اینکه به ادامه مطلب بری و حس خوندن مطالب طولانی را نداشته باشی اجازه بدید از همتون خداحافظی کنم

ظاهرا خدای مهربون دریای بی کرانه لطف و مهربونیش را باز هم برای همصحبتی بدون فواصل مادی و فقط از دریچه و روی سیاه من قسمتم کرده

از همتون حلالیت می طلبم و محتاج دعای خیر شما عزیزان هستم

دعاکنید با معرفت از این سفر عارفانه بازگردیم...یاحق

ادامه نوشته

یک تحلیل .چه کنیم با این جریان انحرافی؟آقا چی می گن؟

سلام

تو فكر بودم كه بالاخره اين جريان انحرافي چي شد؟ حالا ما چي كارش كنيم ؟ "آقا" سر اين قضيه چي ميگن ؟با انتخابات مجلس چي كار كنيم ؟اين صحبت هاي آيت الله مصباح كه آخه خيلي تنده !يعني مشايي اينقدر خطرناكه ؟؟؟

تو همين اوضاع و احوال و حالت بي جوابي بوديم كه يه فايل از حاج آقا نبويان به دستمون رسيد.خيلي خوب صحبت كرده بودن .( پيشنهاد مي كنم اگه گوش نكردين ، گوش كنين )مدت ها بود منتظر يه حرف درست و حسابي و تحليل درست بودم.اما بعد اين قضيه هم ،‌تازه داغ ما تازه تر شد .حالا كمي با ديدگاه هاي اين بشر آشنا شديم ولي حالا چه بايد كرد؟ نظر خود مشايي در مورد اين حرف ها چيه ؟

هر چي منتظر شديم بازم مثل قبل جوابي از طرف مشايي به اين نقدهاي تئوريك و علمي نشد و تازه اصلا انگار همون سر و صداهاي قبلش رو هم كه داشتن ديگه ندارن.يه سري تو اينترنت زدم و برخي مباحثي رو كه طرفداراش مطرح مي كنند خوندم (البته خيلي خيلي هم به سايتاشون سر نزدم) . در مجموع اين سايتهايي كه من ديدم خيلي مطالب پر و پيمون داري نداشتن و بيشتر حرفاشون بهونه هاي الكي بود .خلاصه اينكه حرف حسابي نداشتن و از طرفي هم مدام اين سوال تو ذهنم با كه چه كنيم با اين مسئولين و اين تفكرات غلط؟ بالاخره لطفي شد و چند تا تحليل درست و حسابي اين ور و اونور ديديم و شنيديم و خودمون هم كمي ادويه جات بش اضافه كرديم تا شد اين...

اول چندتا قضيه نسبتا محرمانه را خدمتتون مي گم و بعد مي رم سر ادامه تحليل ها

خبر1:آقاي مشايي گفته براي انتخابات مجلس بايد 300 ميليارد هزينه كنيم (منبع خبر: يك نماينده مجلس)

خبر2:آقاي مشايي گفته براي اينكه يه نماينده بخواد راي بياره بايد حداقل 1 ميليارد هزينه كنه !(منبع خبر : همون نماينده مجلس)

خبر3:آقاي مشايي گفته ما براي 200 كرسي مجلس برنامه ريزي داريم ( منبع خبر: يه آدم رسانه اي، البته اين خبر رو به شكل هاي مختلف تو سايت ها هم زدند)

نتيجه :

كافي است اين سه خبر را كنار همديگر بگذاريم و آن را تحليل كنيم.اگر كسي از 290 كرسي مجلس بگويد ما براي 200 كرسي آن برنامه ريزي داريم ، چنين فردي بايد براي تمام 290 كرسي مجلس برنامه ريزي دقيق بكند تا بنا به اين فرض هم كه مثلا به همه ي اهداف خود نرسيد حداقل به بخشي از آن برسد.پس اينها بايد براي تمام كرسي هاي مجلس برنامه ريزي دقيق داشته باشند. و اگر بنا به گفته خودشان براي هر نفر 1 ميليارد هزينه كنند ، سر جمع هزينه لازم براي كل كرسي هاي مجلس ، مي شود 290 ميليون!!!يعني بدون اينكه خبر اول را هم مي فهميديم كه اينها حدود 300 ميليارد تومان براي انتخابات كنار گذاشته اند كه البته وجود اين خبر اول نشان مي دهد كه تمام تحليل هاي ما درست بوده و آنها واقعا چنين برنامه اي دارند .

يعني با 300 ميليارد ناقابل كل قوه مقننه را مي خواهند بخرند ! اينكه مي گويم ناقابل اصلا شوخي نيست ، كسي كه با كار دولتي آشنايي داشته باشد مي داند كه 300 ميليارد پول خرد است!!!

كسي كه با فضاي انتخابات آشنا باشد مي داند كه اگر فردي بخواهد براي مجلس برنامه ريزي كند ،‌بايد حداقل از يك سال قبل برنامه ريزي داشته باشد.كاري كه حتما جريان انحرافي نيز كه مي خواهد براي انتخابات حضور جدي داشته باشد ، شروع كرده است.

خوب حالا به نظر شما از يك سال مانده به انتخابات چه كار بايد بكنند؟

مهمترين كارهايي كه انجام مي دهند و بعضي اخبار هم آن را تاييد مي كند آن است كه اينها بايد در 2 محور اساسي كار كنند

الف) شناسايي افرادي همفكر و هم مسلك خودشان ، در حوزه هاي مختلف انتخابي كشور

ب) شناسايي كساني كه پتانسيل بر عهده گرفتن مسئوليت ستادهاي انتخاباتي را دارند و با آنها همسويي دارند

البته يك بخش ديگر هم دارد و آن آماده كردن منابع مالي مي باشد كه جريان آقاي م احتمالا در اين زمينه مشكل خاصي ندارند.

طبق برخي از اخبار اين جريان هر دو قسمت برنامه را تا همين امروز تقريبا انجام داده است.فقط يك اشاره مي كنم و رد مي شوم.اگر يادتان باشد در انتخابات 88 ،‌ 2 ستاد انتخاباتي براي احمدي نژاد كار مي كردند!كه توسط ايشان نيز هر 2 ستاد به رسميت شناخته شد.يكي ستاد بچه مذهبي ها و خود ماها كه معمولا بخش عملگي ها و... هم بر دوش همين ستاد بود.ويك ستاد ديگر كه برخي از افراد نيز كه بعضا از نظر ما مشكلاتي  داشتند در اين ستاد بودند و براي احمدي نژاد كار مي كردند كه رياست آن نيز اگر اشتباه نكنم بر عهده آقاي ثمره بود. امروز كه نگاه مي كنيم مي بينيم كه آن افرادي كه متعلق به ستاد اول بودند با قضاياي اخير، مخالف احمدي نژاد شده اند ولي كساني كه متعلق به ستاد دوم بودند ،‌امروز نيز حامي اويند و لذا بند ب ..........(بقيه را خودتان تحليل كنيد)

فكر هم نكنيد حالا كه به انتخابات رسيديم اينها افرادي را از طرف خود كانديدا  مي كنند و مي گويند "به ياوران مشايي راي دهيد"! . نه . ناگهان مي بينيم يك نفر كه ادعاي ولايت فقيه و پيروي از رهبري و امام و انقلاب مي كند ومثلا حسابي هم ريش دارد به صحنه مي آيد و مثلا 1 ميليارد تومان هم صرف انتخابات مي كند و شايد تعداد زيادي از بچه بسيجي ها هم از او حمايت كنند و به اين شكل به مجلس راه يابد و بعد بفهميم كه .... اي دل غافل...اين بابا از ياوران "م" بوده!!! حالا اگر يك قوه هم دست آقاي م بيفتد....آنگاه شايد آن خطري كه آيت الله مصباح مي گفتند شايد كمي ملموس تر شود!....

شايد بعضي ها خوششان نيايد ولي بايد اعتراف كرد كه آقاي مشايي فردي مطالعه كرده و اهل فكر است و بي خودي نيست كه مشايي ، مشايي شده است. بنده تا به حال فردي اين قدر فكر كرده و اينكه اينقدر راهكاري و عملي حرف بزند نديده ام و يا بهتر است بگويم كم ديده ام.نمي دانم اين فكرها و ديدگاه ها از شخص خود اوست و يا اينكه اين فرد اساتيدي دارد؟ البته افرادي نظير علي يعقوبي به عنوان اساتيد فكري اين فرد معرفي شده اند ولي خود او نيز به هر حال آدم فكر كرده اي است . همينكه توانسته رييس جمهور يك مملكت رو به سمت خودش بكشونه نشون مي ده الكي ، مشايي نشده !

خوب انگار بحث حساس شد! چه كنيم ؟ آقا نظرشان چيست؟ چه بايد كرد؟ انگار كار خيلي بيخ پيدا كرد.صحبت هاي حاج آقا نبويان (كه من فرض مي كنم كه شما گوش كرده ايد) و خطرهاي فكري اشاره شده در يك طرف ،‌اين قضيه انتخابات مجلس هم يك طرف.

در مورد اينكه چه بايد كرد چند طيف فكري وجود دارد.كه به ظاهر همه اينها نيز درست مي گويند و شايد هم بعضي از اين ديدگاه ها اصلا يك ديدگاه به نظر برسد ولي در عمل حاميان اين ديدگاه ها چندين طيف  كاملا مجزا مي شوند.

1-مطالبه گري جدي از رييس جمهور و به كار بردن تمام تلاش در جهت از بين بردن اين جريان انحرافي از آرمان هاي انقلاب اسلامي ، چه از نظر فكري و چه از نظر مصداق افراد حامي اين جريان

2-برخورد با سياست با اين جريان به گونه اي كه هم انقلاب كمترين آسيب را ببيند و در عين حال با اين جريان هم برخورد شود

3-اين ديدگاه ها بعضا ديدگاه هاي صحيحي است و اگر هم غلط باشد نبايد اينقدر بزرگش كرد و بايد گذاشت كار كشور جلو برود و اين قدر با سنگ اندازي فضاي ذهن مردم را ملتهب نكنيم .

به نظر شما كدام گزينه صحيح است؟آيا گزينه چهارمي هم وجود دارد؟ ديدگاه رهبري در اين قضيه چيست ؟

ادامه مطالب به علت طولاني شدن اين نوشته و همچنين ناقص بودن آنها ايشالا به زودي گذاشته مي شه(خودم هم هن.ز به نظر كاملي نرسيدم) .شما نظرتون در مورد نظر آقا چيه؟

حوزه علمیه سکولار!!

ویرایش1

                                               «بسم الله الرحمن الرحیم»

نویسنده مقاله:عمادطیبی


اروپا دوران خاصی دارد به نام قرون وسطی که آن را از قرن 4تا14میلادی در نظر میگیرند.

ویژگی بارزی که در قرون وسطی بر اروپا حاکم است حاکمیت کلیسای مسیحی با نگاهی متعصبانه بر جامعه است.

بعد از آن حادثه ای رخ میدهد به نام رنسانس که آن را نوعی انقلاب علمی میدانند که اساسا انقلابی فرهنگی است.

در حدود قرن14میلادی حوادثی در اروپا رخ میدهد که زمینه ساز رنسانس است.

عده ای از دانشمندان آن زمان با آزمایشات تجربی به نتایجی دست پیدا میکنند که اینها با ظاهر متون مقدس کلیسا نوعی تناقض دارد.

و جالب اینجاست که اغلب این دانشمندان معتقد واقعی به مسیحیت بوده اند و یا حتی برخی از آنها خود روحانیون مسیحی بوده اند.

این داستان ها را بارها شنیده اید که گالیله میگفت زمین به دور خورشید میچرخد اما کلیسا این را ضد متون مقدس میدانست و معتقد بود زمین مرکز عالم است. از این جهت به مجازات گالیله برآمد که در انتها گالیله توبه کرد و جان سالم به درد برد. اما دانشمندان زیادی بودند که به حکم ارتداد مجازات شدند.

اما بعد از مدتی که گذشت طبق تفسیر برخی علم بر دین پیشی گرفت و دستاوردهای دانشمندان تجربی اروپا کلیسای مسیحی را به عقب نشینی کشاند.

کلیسای مسیحی برای اینکه پایه اعتقادی مردم متزلل نشود رو به نوعی فلسفه آورد.

اینکه دین مربوط به ایمان است و علم مربوط به تجربه و از جنبه ای عقل.

و عملا اظهار نظر را مبتنی بر مسائل ایمانی کرد و از دخالت در مسائل علمی به کلی خودداری کرد.

و عملا سکولار را پذیرفت.

حال از این مقدمه چه استفاده ای میخواهیم بکنیم.

اتفاقی که در دنیای فکری افتاد این بود که خیلی دین را با علم در تعارض دیدند.

و این مسئله را کلی بیان کرده و به تمام ادیان بسط دادند.

و این تفکر در غرب به عنوان یک ایده ثابت در آمد و به این نتایج انجامید که دین امری کاملا شخصی است و دین باید به طور کلی از دخالت در مسائل اجتماعی بپرهیزد.

دین داخل کلیساست و خارج از آن دین معنایی ندارد.

این ایده حملات فکری زیادی را به دین زنده ی دیگر جهان یعنی اسلام آورد و علمای اسلامی درصدد پاسخگویی به این مسئله برآمدند.

آنچه که ما در اینجا میخواهیم بررسی کنیم این حرف است که آیا این ایده هیچ تاثیری در فضای حوزه های علمیه داشت یا نه؟ و اینکه آیا اساسا این مطلب که دین با علم  رابطه ای ندارد درست است یا خیر؟

این در مورد همه ی ادیان صدق میکند؟ و چه شرایطی بر این رابطه حاکم است.

این مطلب سکولار شدن کلیسا در اروپا تحقق پیدا کرد.

آنطور که در ذهن مجسم میشود این است که آیا همین پدیده در مورد حوزه های اسلامی هم پدید آمد یا نه.

ما ریشه یابی تاریخی نمیکنیم و واکنش علما را هم بررسی نمیکنیم.

میریم سراغ وضعیت کنونی حوزه های علمیه.

آنچه که مسلم است با تحقق جمهوری اسلامی ایران این اندیشه از نظر علمای شیعه که دین از سیاست جدا است کاملا منتفی است.

جوابها و مقالات فلسفی و منطقی علمای اسلام هم رابطه دین و علم را مشخص کرده و تعارض این دو را نفی کرده اند.

اما ما به جنبه ی دیگری میخواهیم بپردازیم و آن این است که متاسفانه حوزه های ما از این ایده ناخودآگاه تاثیر پذیرفت و قبول کرد که دین و علم دو حوزه جداگونه است و رابطه ی بین علم ودین را تبیین نکرد و یا در جواب پاسخ هم با دیدگاه غربی نسبت به دین نگاه کرد.

این اشتباه دلایل متفاوتی دارد که ما آن را در ادامه بررسی میکنیم.

آنچه که رخ داد این بود که درحال حاضر در کشور ما حوزه علمیه خطوط کاری خود را بیشتر به فقه فردی محدود کرده است و برنامه های حوزه های علمیه بیشتر محدود در همین حوزه علوم اسلامی میشود.

و این مشکل که حوزه توجهش از حوزه های دیگر علوم منحصرا اسلامی مثل تفسیر قرآن و حدیث و فلسفه اسلامی کم شده بماند.

فضای علمی بگونه ایست که دانشگاه به عنوان نهادی جداگانه که تاسیسش در ایران هم برمبنای غربی بوده و حتی اساتید اولیه آن همگی در غرب درس خوانده بوده اند درآمده که کار آن در حوزه های علوم تجربی است.

و حوزه هیچ فعالیتی در این حوزه نمیکند.

به عقیده ما این خود پذیرفتن سکولار است پدیده ای که ناخودآگاه در حوزه های علمیه ما پدید آمده.

حوزه علمیه ای که خود نهادعلمی است علوم تجربی را به دانشگاه سپرده و دانشگاه هم از غرب تغذیه میکند و در این حوزه هیچ تولید علم بومی که هیچ تولید علم اسلامی هم ندارد.

این پدیده ناشی از این است که حوزه علمیه این امر را پذیرفته که در حوزه تجربی هیچ فعالیتی ندارد.

و دین اساسا با علم رابطه ای ندارد حتی برخی به این تفکر افراطی گراییده اند که دین مخصوصا آخرت و علم تجربی مربوط به دنیاست.

ایشان هیچ رابطه ی درستی بین علم دین تبیین نکرده اند.

حال ما میخواهیم به علل این تفکر بپردازیم و مغالطات فراوانی که در مقایسه کلیسا و حوزه صورت گرفته است.


مهمترین مغالطه از اینجا نشئت میگیرد که غرب سریعا مفهوم کلیسا را به مفهوم دین پیوند زده و آن را به تمام ادیان و ازجمله اسلام بسط داده.

این مغالطه بزرگ در اینجا صورت گرفته است که در دوره رنسانس در غرب این تضاد دین و علم نبود.

بلکه تضاد تعصب اشتباه و برداشت غلط از متون مقدس در برابر علم تجربی بود.

در واقع این تعصب علمای کلیسا و برداشت اشتباه و ظاهری انان روی متون بود که پدیده ای انجامید که نتیجه اش پیروزی علم بر تعصب بود اما این امر به دین پیوند خورد و آن را پیروزی علم بر دین تفسیر کردند.

از آنجا دین اسلام را هم شامل دانستند.

اینجا بین مبانی اسلام و مسیحیت تفاوت های جدی وجود دارد.

دین اسلام دین بیگانه از علم نیست.

در قرآن بارها و بارها دعوت به تفکر و علم اندوزی شده.

در سیره ی پیامبر اسلام همین بس که هنگامی که وارد مسجد شدند دیدند دو حلقه در مسجد وجود دارد یکی درحال عبادت دیگری مشغول مباحثات علمی حضرت به حلقه ی علمی پیوستند و به مضمون فرمودند کار حلقه ی عبادی خوب است اما این حلقه بهتر است.

در سیره ی علی (ع) این بود که در طول عمر خود و در لحظات مرگ بارها میفرمود از من سوال کنید قبل از اینکه شما را ترک گویم.

در سیره ی دیگر امامان معصوم امامان باقرین(ع) مصداق کامل این امر هستند.

به امام محمدباقر(ع) شکافنده علوم و جامع العلوم میگفتند.

امام صادق(ع) در جهان اسلام از اولین پیشگامانی بودند که مکتب های علمی آن زمان را سروسامان دادند و سیستم دهی کردند و شیعیان خود را امر به نوشتن متون علمی کردند.

از این رو ایشان را موسس اولین دانشگاه اسلامی میدانند.

امام رضا(ع)مناظرات علمی فراوانی دارند.

در قرون بعدی دانشمندان مسلمان در همه ی حوزه های علمی کار میکردند.

از علوم اسلامی که تولید خود مسلمانان و مختص به آنان بود مثل فقه و تفسیر و حدیث و کلام و... گرفته

تا علوم ریاضی و نجوم و شیمی و فیزیک آن زمان.

و در این امر پیشتاز بودند.

پس جایگاه علم در اسلام بسیار متفاوت است.

از این امر که بگذریم رابطه ی علم با متون مقدس در اسلام به اینگونه بوده که

مسلمانان شیعه قائل به تفسیر و تاویل آیات هستند.

در طول قرون متمادی و در زمان خود ائمه معصومین (ع) بسیاری از علوم تجربی جایگاه درسی و به اصطلاح غربی کرسی علمی در دانشگاههای اسلامی داشته اند.

در این دوران خیلی از علوم از دیگر کشورها وارد میشده مورد بررسی قرار میگرفته و سپس نتیجه آن به عنوان متون علمی به جامعه عرضه میشده.

از بسیاری از اساتید خارجی استفاده میشده.

این حدیث از پیامبراسلام است که به دنبال علم بروید حتی اگر در چین باشد.

پس پیوند زدن کلیسا با اسلام که ارزشگذاری آن نسبت به اعم علوم متفاوت است اشتباه است.

با این حال ما به این تفکری که متاسفانه بر حوزه های علمیه ما تاثیر جدی گذاشته میگیم تفکر حوزه ی علمیه سکولار.

راه حل این مسئله واضح هست هرچند باید روش و مراحل ان در مجال متفاوتی بررسی شود.

و آن  وحدت حوزه و دانشگاه مقدمه ای برای یکی شدن

همین جدایی حوزه و دانشگاه آفت اساسی سکولار شدن است.

در این بین دانشگاه چون مبنای غربی و غیر دینی دارد سخت تر تحول اساسی و مبنایی پیدا خواهد کرد.

اما حوزه چون مبانی دینی قوی و تاریخ مستحکمی دارد میتواند با ورود علمی و منطقی در حوزه ی علوم انسانی و کم کم علوم تجربی سبب یکی شدن شود.

ورود حوزوی ها به دانشگاه و بالعکس میتواند این امر را تسهیل کند.

نکته ای که نباید فراموش شود منطقی بودن و قدم به قدم طی کردن مراحل است.

البته نظر ما در اینجا ارائه ی راهکار اجرایی نبود.

خواستیم این مفهوم را جا بیاندازیم که حوزه های علمیه ما هم سکولار فکر میکنند و در انتها بگوییم این امر راه حل هم دارد و آن همان شعاری است که خیلی وقت است مطرح میکنیم و معنای آن را در عمل نمیفهمیم یعنی وحدت حوزه و دانشگاه.

                                                                                                  و من الله توفیق

                                                                                                        عمادطیبی

حجت الاسلام والمسلمین هاشم فروزش

در  پی مجروح شدن دوست عزیز و هم جلسه ای گرامیان در  حرکتی نمادین اقدام به صدور بیانیه ای نمودم که متن آن بشرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حادثه ناگوار و تکان دهنده هجوم حامیان فرهنگ بی بند و باری و بی عفتی غربی به موضع اسلامی  روحانی متعهد حضرت حجت الاسلام هاشم فروزش، در راه اجرای فریضه‌ی واجب دینی نهی از منکر  و دفاع از حریم حجاب و احکام دین که منجر به مجروح شدن چشم راست ایشان گردیده موجب تاثر و تاسف شدید اینجانب گردید.
در شرایط فعلی که برخی التزامات اسلامی و انقلابی این ملت که با نثار خون پاک هزاران شهید و ایثارگر برپا گردیده مورد هدف قرار گرفته است و از جمله مساله حجاب را با ترفندهای مختلف تضعیف می نمایند و به شعارهای قرآنی و انقلابی بی اعتنایی می کنند و صریحا عدم تعهد خود را به حفظ این سنت های اسلامی ابراز می دارند، انتظار این است که قوه قضاییه وارد عمل شده و عاملان این هتاکی و موارد دیگر هتک حرمت دینی و سنت شکنی ها را تحت تعقیب قرار دهد و سریعا به جزای اعمال خویش برساند.در ادامه از همه دوستان و آشنایان و عموم مردم عزیز تقاضا دارم برای سلامتی ایشان دعا فرمایند.

والسلام علیکم و رحمة الله و بركاته

عبدحقیرمنصور مردانی

فقط اسلام محمدی نه اسلام آمریکایی نه اسلام ایرانی!

                                               «بسم الله الرحمن الرحیم»

نویسنده مقاله: عمادطیبی

اسلام چیست؟

نام یک دین یک مکتب یک تفکر اصلی ترین نشانه یک مکتب است.

اسم هر مکتب یا تفکر اون نقطه تمایز و اون تفکر اصلی یک مکتب رو نشون میده.

اصولا اسامی مکاتبی که میشنویم یا اسم پایه گذار اون مکتب گرفته شده یا نام همون شاخصه و تفکر اصلی

است.

مثلا مکاتب بر مبنای اسم میگوییم مارکسیسم که از اسم مارکس فیلسوف روسی گرفته شده.لنینیسم از اسم لنین

و بر مبنای اون شاخصه اصلی مثلا ماتریالیسم(ماده گرا) material که یعنی ماده یعنی اون مکتبی که همه چیز رو بر مبنای ماده و با نگاه مادی تفصیر میکنه.

یا امانیسم(انسان گرایی) مکتبی است که همه چیز رو بر مبنای شخصی انسان و تمام تمایلات او چه خوب چه بد تفسیر میکنه و انسان رو حاکم هستی میدونه.

یا میگیم ملی گرا یعنی مکتبی که ملیت رو اصل اساسی میدونه اندیشه پیروان این مکتب ملیت و کشور و به عبارتی نژاد است.

و اما اسلام چیست؟

مکاتب رو عموما میتوان به 2دسته تقسیم کرد.

1- مکاتب الهی  2- مکاتب بشری

مکاتب الهی مکاتب معتقد به وحی هستند و اصول تفکری خود را بر مبنای وحی تفسیر میکنند.

البته در مکاتب الهی اعتقاد بر این است که عقل صحیح بشری وحی را لازم میشمارد.و آن مبانی که از وحی میگیرد را مورد تایید عقل و فطرت میداند و در واقع وحی را وسیله بیداری و راهنمایی فکر بشر میداند.

مکاتب بشری مکاتب تولیدی فکر بشر هستند بدون قبول وحی و تنها با تکیه بر فکر.

این مکاتب بشری برخلاف مکاتب الهی تعداد زیاد و تفکرات متناقض و متفاوتی را شامل میشوند.


مکتب اسلام یک مکتب الهی است.

میخواهیم بدانیم آن نام و نشانه اصلی اسلام چیست.

اسلام از ریشه سلم بر وزن افعال.

در واقع یعنی تسلیم بودن کاملا مترادف با همان چیزی که ما مگوییم عبودیت.

یعنی تسلیم خدا بودن دین خدا را تمام و کمال پذیرفتن و اطاعت کردن.

اگر خدا را با تمام صفات نیک اش پذیرفتیم تمام فرمان های او را بپذیریم پیامبرش را بپذیریم کسی را که ولی قرار داده بپذیریم قبول کنیم روز رستاخیزی وجود دارد به او اطمینان داشته باشیم و ایمان بیاوریم.

این شعار اصلی اسلام است عبودیت.


در قرآن کریم دین خدا را یعنی مکتب الهی را یک دین واحد معرفی میکند یعنی اسلام.

همانا دین نزد خدا فقط اسلام است.

یعنی دینی که نوح ارائه کرد اسلام بود همچنین ابراهیم و موسی و عیسی و محمد سلام الله علیهم

البته این نکته اساسی است که هر وقت پیامبری با شریعتی نو میامد معنی آن بود که آنچه از دین قبل به عنوان دین و مکتب الهی معرفی میشد دیگر اسلام نبود بلکه اسلام تحریف شده بود.

مثلا وقتی عیسی(ع) آمد دین او در حقیقت اسلام ناب بود اما آنچه از شریعت موسی(ع) مانده بود جز تحریفاتی از اسلام نبود.

زمان محمد(ص) هم انچه از به اصطلاح مکاتب الهی گذشته مانده بود با آمدن این نسخه نو و خالص و ناب باطل بود و آنها هم قطعاتی تحریف شده از اسلام بودند.

نکته ی جالبی هم در اینجا هست اینکه مسیحیان زمان پیامبر خیلی راحت تر و صادقانه تر به ایشان ایمان آوردند اما یهودیانی که ادعای انتظار منجی را در منطقه حجاز داشتند با بعثت پیامبر ایمان نیاوردند.

( سهولت ایمان مسیحیان را جواب نامه هرقل امپراطور مسیحی روم هجرت مسلمانان به حبشه سرزمین حاکم مسیحی حبشه و علمای مسیح منطقه حجاز و...  میتوان فهمید.

و همچنین در عدم ایمان یهودیان با جنگ های متعدد پیامبر اکرم(ص) با قبایل یهودی اطراف مدینه و توطئه های متعدد آن در طول حیات و بعد از وفات پیامبر اکرم(ص) میتوان متوجه شد)

در واقع مسیحیان آن زمان آخرین نسخه الهی تا آن موقع یعنی شریعت عیسی را پذیرفتند در واقع به این معنی دین واحد اسلام آنها قبل از بعثت پیامبر مسلمان بودند.

اما یهودیان خیر چون انها نبوت عیسی را قبول نکرده بودند و در واقع تسلین امر خدا نشده بودند.

و با بعثت خاتم نبیین(ص) باز هم در برابر پیامبر خدا گردن فرازی کردند و نپذیرفتند.

اما تحلیلی از زمان حال

امام خمینی(ره) جمله معروفی دارند به نام اسلام ناب محمدی نه اسلام آمریکایی

سوال اول این است آیا آخرین نسخه اسلام یعنی اسلام محمدی قابلیت تحریف دارد یا نه.

مشخصا بله و همه علمای اسلام این را تایید میکنند که به عنوان تحریف معنوی نام برده میشود.

البته تحریف لفظی یعنی تحریف قرآن به معنای کم یا زیاد شدن آن امکان ندارد این اتفاق هم از نظر عقل و هم از آیات خود قرآن برداشت میشود و تاکنون هم هیچ تحریفی از نظر لفظ صورت نگرفته.

برخلاف تورات و انجیل که متون آنها علاوه بر تعبیر و تفسیر آنها هم دچار تحریف شد.

اسلام آمریکایی هم همان معنای تحریف معنوی اسلام را دارد اسلامی که بر مبنای تفکرات نظام استکبار تفسیر میشود.

اسلامی که همچون کلیسا فقط قوانین فردی اش گرفته شود و دیگر قوانین آن که اساسش را تشکیل میدهند کنار کذاشته شود مدیریت سیاست اخلاق اجتماعی امربه معروف و نهی از منکر آموزش فرهنگی تبلیغ و...

تعطیل شود و فقط اعمال فردی آن مد نظر قرار گرفته شود.

یا اسلام تحریف شده ای آنچه را که در بطن و حقیقت حرام است حلال کند و آنچه حلال است حرام.

مثلا همجنس بازی را  حلال و روشن فکری تلقی کند و جهاد در برابر ظالم زورگو و استکبار را حرام و حماقت و وحشی گری معرفی کند.

ما به این اسلام آمریکایی(کلمه امریکا به این خاطر به کاربرده میشود که نشان استکبار جهانی است) میگوییم نه.


اما امروزه واژه ی جدیدی را میشنویم که البته در گذشته هم به شکل های دیگری مطرح شده است.

اسلام ایرانی!

سخنگویان این تفکر میگویند به این خاطر میگوییم اسلام ایرانی که اسلام در ایران شکوفا شد مهد تمدن اسلامی ایران بود دانشمندان مطرح مسلمان ایرانی بودند.

و حتی انقلاب اسلامی ایران رو هم نقطه عطفی در تجدید مکتب ایرانی و اسلام ایرانی میدانند.

نکته اساسی این است اسلامی که در بطن و حقیقت خود جهانی است چه از نظر مکان و چه از نظر زمان و خود مخالف و مبارز نژادپرستی چه از نظر رنگ پوست چه از نظر ملیت و قوم و قبیله در اینجا محدود به ملیت  خاص میشود.

این صحبت کاملا از این جنبه شباهت با حرف اسلام عربی دارد که برخی به خاطر ظهور و انتشار اسلام از عربستان و عرب بودن پیامبراسلام و عربی بودن قرآن چیزی به نام اسلام عربی معرفی میکردند.

صحبتی که کاملا واضح است تا چه حد با اسلام محمدی در تضاد است.

این مکاتب که میخواهند اسلام را مقید به ملیت یا منطقه خاص کنند در واقع میخواهند اسلام را به عنوان ابزاری برای ملیت قرار دهند. و چهره ای تحریف شده از آن ارائه دهند.

در احادیث بسیار در باب آخر زمان و ظهور مهدی(عج) آمده است که هنگامی که ظهور میکند میگویند او دین جدید آورده است.

یعنی به حدی فضای قالب پر از اسلام تحریف شده است که گویا مهدی موعود دین جدیدی عرضه میکند در صورتی که او اسلام ناب محمدی را ارائه میکند. و احکام تعطیل شده آن را اجرا کرده و غبار از تحریفات آن بر میدارد.

ان شاءالله که پیرو و تسلیم اسلام ناب محمدی باشیم و بگوییم

فقط اسلام محمدی نه اسلام آمریکایی نه اسلام ایرانی!

                                                                                              وسلام

                                                                                             عمادطیبی

مزاج شناسی ، ازدواج و زناشویی

یکی از مسایل مهمی که در ازدواج مورد غفلت قرار می گیرد مسأله تفاوت مزاج آدمیان است. افراد انسانی بر اساس ترکیب سردی ، گرمی و تری ، خشکی (2*2) دارای 4 نوع مزاج مختلف هستند. این مسأله در امر ازدواج اهمیت فراوانی می یابد و به انتخاب صحیح تر منجر میشود

جزوه ای که تقدیم دوستان میگردد اطلاعات نسبتا کاملی در این زمینه در اختیار دوستان قرار می دهد. در جزوه به مواردی اشاره شده که افراد معمولا به بهانه حیا از پرداختن به آن خودداری می کنند در صورتی که بسیار مهم می باشد.لازم به ذکر است که استاد صمدی آملی در این زمینه (که بعدا خواهید خواند) 3 جلسه سخنرانی داشته اند.

دوستان برای اینکه دچار مشکل نشوند 1-حتما این جزوه را خوب بخوانند 2- فقط به آن اکتفا نکنند چون در بعضی موارد اختلافات علما مطرح است 3- در انتخاب خویش فقط این مسأله را مد نظر قرار ندهند 4- حتما با اهل فن در این زمینه مشورت کنند 4- خواندن این جزوه بیشتر به متأهلین توصیه می شود و مجردین بهتر است قسمت های انتهایی آن را نخوانند چون سودی برای آنها نداشته و فقط فکر و خیال بیخودی می کنند و ... استغفرالله

این جزوه فقط برای فتح باب در این زمینه است و البته بسیار مفید می باشد.

روی تصویر کلیک فرمایید


دوستان توجه داشته باشند: طرح اين بحث، فقط جهت آشنايي اجمالي با مقوله كاربرد مزاج شناسي در امر ازدواج و زناشويي است و مطالب اين جزوه تكليف ما را با اين بحث بطور كلي معلوم نمي كند، بلكه ريزه كاري هاي دقيقي در اين مورد وجود دارد كه خارج از بحث اين جزوه مي باشد. بطور كلي حالت مطلوب آن است كه مزاج مرد از مزاج زن گرمتر باشد و حالت نامطلوب آن است كه تفاوت بين زوجين از لحاظ مزاجي زياد باشد. (مثلا مرد خيلي گرم و زن خيلي سرد باشد). در اين جزوه مشابهت مزاج امري مطلوب گرفته شده اما ممكن است همين مشابهت مزاج نيز باعث عدم تعادل در زندگي شود. به عنوان مثال يك زوج صفراوي ممكن است هريك بخواهد حرف خود را به كرسي بنشاند! پس دوستان به اين نكته توجه داشته باشند كه اين جزوه جهت آشنايي با يكي از مقوله هاي مهم طب سنتي و اسلامي مي باشد و فقط به معرفي سرنخ هايي از اين عرصه مي پردازد و ادعاي يك بحث كامل و همه جانبه را ندارد اما مي تواند از بروز برخي مشكلات و عوارض شايعي كه پس از ازدواج گريبانگير زوجين مي گردد جلوگيري نمايد و روش صحيح حل مشكلات رفتاري و همچنين مشكلات جنسي و زناشويي را به آن ها آموزش دهد.

منبع : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-1103.html

جهاداقتصادی

جهاداقتصادي


رهبرمعظم انقلاب اسلامي ايران هرسال باتوجه به نيازهاي داخلي وفرصت هاوتهديدهاي خارجي يك موضوع رابعنوان اولويت اصلي كشورمعرفي مي كنند تاهمگان درهمه سطوح فعاليت وكاروهمت مضاعف خودراروي آن متمركزكنند.براين اساس تصميم گرفتيم درموضوع جهاداقتصادي هرچندكوتاه مطالبي ارائه دهيم ويالااقل ازسرفصل هاورهيافتهاي مورداشاره وتوجه مقام معظم رهبري دربياناتشان غافل نباشيم ووظيفه خويش رادرمقياس مسئوليتهاي اجتماعي وديني خودانجام دهيم.نكات زيزازبيانات رهبرمعظم انقلاب درپيام نوروزي،حرم مطهررضوي وبازديدصنعت نفت عسلويه استخراج شده است:

1. علت نامگذاري سال 1390:اساسي ترين فعاليت دشمن درمقابل كشورمااقتصادي است.

2. انتظاررهبري:مجاهدت مسئولان كشوردرزمينه اقتصاد،حركت جهادگونه ملت درعرصه اقتصادوحركت جهشي درميدان اقتصاد

3. شكل گيري زنجيره توليدعلم تاثروت دركشور:

توليدعلم ودانشïتوليدفناوريïتوليدمحصولïتجاري سازي محصولïتوليدثروت براي كشوركه سودش به همه مردم مي رسد.

4. اگربخواهيم اين حركت عظيم اقتصادي دركشورانجام گيردالزاماتي دارد:

I. روحيه جهادي:يعني كاربراي خدا،باجديت وبصورت خستگي ناپذيرانجام دهيم نه فقط بعنوان اسقاط تكليف

II. استحكام معنويت وروح ايمان وتدين درجامعه ،خيال نكنندمتدين شدن جوانان اثرش فقط درروزهاي اعتكاف درمساجدو...است.اگريك ملت جوانش متدين باشند استعدادآنهابكارمي افتد،كارمي كنند،تلاش مي كنند،درزمينه علم،درزمينه فعاليتهاي اجتماعي،درزمينه فعاليتهاي سياسي،كشورپيشرفت مي كنددراقتصادهم همينجوراست.روحيه معنويت وتدين نقش بسيارمهمي دارد.

III. كشوربه مسائل حاشيه اي مبتلانشود.

IV. حفظ اتحادوانسجام ملي ميان مردم ومسئولين،گله به حق مسئولين ازهم نبايددرمعرض افكارعمومي مطرح شود.

5. محوريت اقتصادبه معناي غفلت ازعرصه هاي ديگرتلقي نشود.

6. يك جمله خطاب به همه ملت ايران است ،وآن اينكه دراين جهاداقتصادي همه شريكند.

کتابشناسی و مطالعات ازدواج

متأسفانه یکی از اشکالات ازدواج های سنتی این است که پسر و دختر کار را کاملاً در اختیار والدین قرار می دهند و نقش مدیریتی خاصی را در زمینه ی ازدواج خویش انجام نمی دهند ، این می شود که مشکلات بسیار زیادی فرا روی افراد بعد از ازدواج قرار میگیرد ، به عبارت دیگر کاملاً ناپخته و بدون مطالعه وارد عرصه ی بزرگی مثل ازدواج می شوند

عده ای هم که می خواهند کار مدیریت ازدواج خویش را انجام دهند نمی دانند چه کار انجام دهند و منبع مطالعاتی درست و حسابی ای در این زمینه پیدا نمی کنند

اگر هم پیدا کنند منابع متعلق به یک سری روانشناس یا به تعبیر دقیق تر حیوان شناس است که ارزش واقعی چندانی در عالم حقیقی بشریت به معنای انسان بما هو روح ندارد.
مشکل اصلی از آنجاست که متخصصین دینی کمتر در این زمینه وارد شده اند.اگر هم کسی کاری انجام داده باشد اصلاً در دسترس نیست و شخص باید کلی بگردد تا یک مطلب خوب به دست بیاورد.
اکنون بنده تجربیات و پیشنهادات مطالعاتی چند نفر از دوستان در زمینه مسایل و مشکلات ازدواج را تقدیم می کنم. امیدواریم این مطالب بالأخص مورد استفاده ی اقرباءالتزویجین و دوستان متأهل قرار گیرد:

ادامه نوشته

طرح پیشنهادی شماره2 اصلاح نظام آموزش و پرورش(کلاس تک درس)

                                                    بسمه تعالی

یکی از طرح ها و کارهایی که در بهبود کیفیت آموزش موثر است و البته جزء طرح های شاید هزینه بر محسوب شود

طرح کلاس تک درس است

یعنی یک کلاس مخصوص فقط یک درس است در این کلاس گروه یا معلم مخصوص آن درس آن را با توجه به درس مخصوص خود مجهز کرده وسایل آموزشی مربوطه را در آن قرار میدهد و دانش آموز با ورود به آن کلاس به فضای آن درس وارد میشود.

در اینجا دانش آموز به کلاس های مختلف میرود نه اینکه معلم به یک کلاس ثابت بیاید.

تجهیز و تزئین این کلاس های تک درس متناسب با آن درس متفاوت است

مثلا در بعضی از دروس  آزمایشگاه در همان کلاس یا قسمتی از کلاس وجود دارد تا تئوری همراه با عملی شود.

این طرح در بسیاری از دبیرستان های اروپا وجود دارد.

مثلا در یک فیلم خاص یکی از معلمین تاریخ مدرسه نمونه دولتی انگلستان در تجهیز کلاس خود به این گونه عمل کرده بود که متناسب با دوره های مختلف تاریخی که قرار بود تدریس کند لباس هایی از آن دوره تهیه کرده بود و دانش آموزان هنگام ورورد به کلاس آن لباس را بر تن میکرد مثلا لباس امپراطوری روم یا سخنانی از بزرگان تاریخ را بر لوح هایی نوشته بود و بر درب کلاس نصب کرده بود و نظر دانش آموزان را در مورد آنهامیپرسید

بعضا دانش آموزان خود مواردی را تهیه میکردند و در همان کلاس تاریخ نصب میشد و...

در واقع این ذوق و مهارت معلم یا گروه درسی مربوطه را میطلبد تا چگونه کلاس را مجهز کند.

در باب اجرایی بودن این طرح باید گفت

در مدارسی که کلاس به اندازه کافی ندارند یا به عبارتی کلاس های تک درس آنها همیشه پر نخواهد بود میتوان تعدادی دروس نسبتا همسان را در یک کلاس ارائه داد و گروه های درسی مربوطه مشترکا آن را تجهیز و تزئین کنند.

مثلا درس آموزش زبان انگلیسی و عربی می تواند در کلاس درسی آموزش زبان های خارجه ارائه شود.

درس تاریخ و ادبیات در کلاس علوم انسانی

دروس شیمی و فیزیک در کلاس علوم پایه

و...

از جمله مزایای این طرح این است:

قرار گرفتن دانش آموز در فضای یک درس

تنوع و تغییر در کلاس و عدم یکسانی

همراه کردن تئوری و عملی

بروز خلاقیت هم استاد و هم دانش آموز در تجهیز و تزئین کلاس

ماندگاری و نمایش آثاری که توسط دانش آموزان ارائه میشود در استفاده در کلاس

و....

در واقع این راه حل پیشنهادی برای مدارسی است که به کیفیت آموزشی بیشتر فکر میکنند.

و در این بین امید است اگر مانع آموزشی وجود دارد از طرف آموزش و پرورش برطرف شود.

                                                                                                 وسلام

                                                                                               عمادطیبی