استاد طاهرزاده و احمدی نژاد


پنجشنبه 20 مرداد استاد طاهرزاده در پاسخ سوالی در مورد دکتر احمدی نژاد مطالبی را بیان فرموده اند که قابل تأمل است و جای کار و فکر دارد.
نکته ی جالب توجه این پاسخ این است که استاد چقدر دقیق مسایل سیاسی را پیگیری می کنند و از ریزترین اخبار سایت ها آگاه هستند
نکته ی دیگر اصرار ایشان بر روی دکتر احمدی نژاد به عنوان سردار سوم تیر است. نگاه ایشان به دکتر همان نگاه 84 است که عجیب می نماید.
البته شاید این نوع نگاه ایشان گفتمانی باشد و نتوانند اشتباه کسی را که یک تنه در مقابل مدرنیته ایستاده است را بپذیرند
شاید اگر ایشان از برخی مسایل و اطلاعات پشت پرده اطلاع داشتند این طور موضع نمی گرفتند.البته دفاع ایشان در کنار تخریب امثال حاج منصور می تواند یک نگاه جامع به ما بدهد

در پایان فایل برنامه گره با حضور استاد طاهرزاده با موضوع ما و مدرنیته تقدیم میگردد

ادامه نوشته

جولان باطل و فراموشی نگاه اجتهادی در عرصه سیاست

اين مطلب مناسب از وبلاگ دهه چهارم آقاي قاسم بهراميان است
ايشان را نمي شناسم ولي خيلي به مطالبشان و تفكرشان علاقه پيدا كرده ام
سيد علي

 

حال بسیار بسیار ناخوشایندی دارم این روزها، وقتی می بینم بعضی فقیهان و درس خوانده های حوزه های علمیه که برای ارائه یک حکم ساده در مسائل فقهی فردی، کلی روایت و آیه و تفسیر بررسی می کنند، به اصل منابع مراجعه می کنند، درایه و رجال را زیر و رو می کنند، بر سر معنای یک حدیث و آیه کلی کتاب لغت را بررسی می نمایند، اما نوبت به موضع گیری سیاسی که می رسد، گویا همه روشهای اجتهادی فراموش می شود، اطرفیان و بولتن ها و سایت ها و روزنامه ها میدان دار اصلی برای قضاوت می شوند، یا اگر خودشان هم به اصل منابع مراجعه می کنند، گویا آن فضاسازیها کار خودش را کرده و منبعی را "تماماً" فاسد می بینند و خوبها اصلاً به چشمشمان نمی آید.

کسی دیگر می گوید "اگر بخواهم عناوين مطالبش را بگويم، تشیيع فاحشه است." و کاش فقط فهرست مطالب را می خواند تا مردم بدانند آیا همه این 260 صفحه تشییع فاحشه است؟ و مردم خواهند دانست. دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد!

بدتر آنکه ادعای تبیین و روشنگری کنیم، اما درباره حرفی تحریف و تقطیع شده. حرف غلطی درباره رنگ چادر را تبدیل به خود چادر کنیم و بعد تبدیل به اصل حجاب کنیم، و بعد بکشانیم به تعارض با قرآن و مقدسات!

حرف غلط یا غیرمنطقی یا ناقصی تقطیع و تحریف می شود، فضاسازی رسانه ای می شود و عده ای به وسط میدان کشیده می شوند تا اعلام موضع کنند، نه در نتیجه مطالعه دقیق و کامل، که وقت تنگ است، به همین چیزی که ما منتشر کرده ایم اعتماد کنید و... .

بگذریم. و بگذریم که تکرار این گونه اشتباهات از سمت بعضی نخبگان دینی و سیاسی به کجا منجر می شود، که گذر زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد.

«اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده‌ى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.... درباره‌ى زيدى كه شما او را قبول نداريد، دو جور ميشود حرف زد: يك جور آنچنانى كه درست منطبق با حق است، يك جور هم آنچنانى كه در آن آميزه‌اى از ظلم وجود دارد. اين دومى بد است، بايد از آن پرهيز كرد. درست همانى كه حق است، صدق است و شما در دادگاه عدل الهى ميتوانيد راجع به آن توضيح دهيد، بگوئيد، نه بيشتر.»(بیانات رهبری در سالگرد ارتحال امام-14/3/89)

«در دورانهاى مختلف هر جائى كه اين اختلاف سليقه ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب ميشود. به خودمان در فريب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشيم. نگاه كنيم ببينيم كجا نفس است و هوى‏ هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكليف است؛ و در احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايره‏ ى تكليف آنطرف‏تر نبايد گذاشت؛ زياده‏روى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست.» (88/5/3

و کلام آخر: کف روی آب، همیشه روی آب نخواهد ماند. حتی اگر این آب کمی ناخالصی هم داشته باشد.


مرتبط:

منصفانه بنگریم        *** نامه سرپرست روزنامه ایران به حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي

از پندار تا واقعيت(1)  *** 

اظهارنظر  خوب  و مطابق با واقع در مورد ويژه نامه ي خاتون از زبان یامین پور

مرا متهم كنيد! يك برخورد بد با يك نشريه بدتر

وحيديامين پور در مطلبي با عنوان:"مرا متهم كنيد! يك برخورد بد با يك نشريه بدتر" در وبلاگش نوشت:

ديروز صبح بيدار شده و نشده، پيامكهايي با مضمون هاي مشابه از سوي سايتهاي خبري بدستم رسيد در محكوم كردن ويژه نامه اي بنام «خاتون» كه گفته بودند منتسب به جريان انحرافي است. حرفهايي از قول علي اكبر جوانفكر و مهدي كلهر در پيامكها آمده بود كه سكر و خواب آلودگي ماه رمضان را از سرم پراند. بعد تر هم رفقا زنگ زدند و نخوانده از من خواستند كه در رد و نقد آن يادداشت و مقاله بنويسم.

ويژه نامه را خريدم؛ مطالب اعم از يادداشت ها، گزارش ها و مصاحبه ها آنگونه است كه در زير مي آيد:

آغوش والدين، نوشته دكتر فريده خلج آبادي فراهاني
مصاحبه خواندني با آيت الله حائري شيرازي
مقاله مريم ارشدي در عظمت حضرت زهرا (س)
تلخيص مقالات مكتب اسلام با عنوان اخلاق جنسي از آزادي تا لذت، با تلاش عاطفه يزداني
مصاحبه هاي علمي آقايان فياض و قائم مقامي
مصاحبه حجت الاسلام حاج ابوالقاسم در حول و حوش مفاهيم عرفاني و قرآني
مصاحبه خانواده محور بهمن شريف زاده
گزارش خواندني با عنوان چرا با حجاب شدم؟ از روي آوردن سرخوردگان فرهنگ غرب به حجاب اسلامي
يادداشت فائزه نوروزي با عنوان علم حاكميت خداوند بر زمين در دفاع از حجاب اسلامي در برابر فمينسم
يادداشت فلسفي غرب ستيزانه اكبر جباري
نقد مدگرايي در يادداشت نگار طاهري با عنوان مانتوهاي تابستاني و مدهايي براي ديده شدن
گزارش كامل و بي سابقه درباره مروه شربيني شهيده حجاب
يادداشت «دژي براي حيا» در تبيبن اسلامي مفهوم حيا نوشته اعظم بهرامي
گزارش هشت سخنراني رحيم پور ازغدي درباره حجاب كه براي اولين بار اتفاق مي افتد
زندگي نامه اسماء بنت عميس به عنوان زن برتر اسلامي
نقد بنيادي فمينيسم در مصاحبه با شهريار زرشناس
خلاصه چند سخنراني حجت الاسلام قاسميان در تحليل قرآني پديده زوجيت
يدداشت وبلاگي جالب «چادر، قانون و اجبار» نوشته ريحانه ذوالفقاري كه بدرستي نكته اي مبتلابه را گوشزد ميكند و آنهم توهين به چادر در استفاده هاي نابجا مانند دادگاههاست. او در آخر مينويسد: «بايد در قوانين تجديد نظر شود كه كجا بايد چادر اجباري باشد چرا كه چادر نماد مبارزه و اسلام خميني است و ارزشمند است و...»
سيره اهل بيت در برخورد با خانواده در مصاحبه با حجت الاسلام فضلعلي
يادداشت حزب اللهي دوست خوبم حميدغريب رضا با عنوان «زن ايراني مادر معنوي تمدن اسلامي-ايراني»
يادداشتي خواندني از مرحوم عين صاد(علي صفايي) درباره لباس برتر
تبار شناسي پوشش در مقاله سيد عباس صالحي
و... اينها فقط صد و سي صفحه اول اين ويژه نامه است. نام ها آشناست. علي الاغلب حزب اللهي و متعلق به گفتمان انقلاب اند.

بعد از اين بيست صفحه به گزارش و نقد عملكرد پليس در طرح امنيت اخلاقي و گشت ارشاد اختصاص دارد. كه به نظر من ورود در بررسي و نقد آن اشكالي ندارد هرچند اپروچ و شيوه نقد آن را نپذيرفته باشم و يا در نتيجه با آنها مخالف باشم ولي اصل نقد حق رسانه است. آنهم طرحي كه اكنون يكي از مهمترين مسائل اجتماعي جامعه ماست. هرچند بوي لاپوشاني در كم كاري دولت در مبارزه با بدحجابي را هم مي دهد ولي بجاي ذهن خواني بهر است به سوالهايي كه پرسيده مي شود پاسخ دهيم.

مصاحبه ها و يادداشتهاي بعدي از آيت الله خاتمي، حسين الله كرم، فاطمه رجبي ، مسعود دهنمكي، سيد مهدي شجاعي، مجيد ابهري و... است كه همگي حال  و مواضعشان معلوم است و محتوا هم كاملا ديني و انقلابي است.

چند صفحه اي هم گزارشي  است از برتري بانوان محجبه ايراني در عرصه هاي مختلف از جمله ورزش قهرماني
بعد هم گزارشي تاريخي و خواندني از پيشينه حجاب در ايران با محوريت ريشه يابي نجابت گرايي و پوشش براي زنان ايراني دوران هخامنشي و پس و پيش آن كه گزارش جالبي است.

بعد هم بيست صفحه مواضع امام راحل(ره) و حضرت آقا درباره حجاب اسلامي است.
و البته در لابلا تبليغاتي هم براي احمدي نژاد و دولتش شده است.
و تمام....   !!!

اين يك نشريه ضد ديني و ضد اسلامي است كه از نخستين ساعات روز موضوع فحاشي همه قرار ميگيرد و هنوز ظهر نشده عليه آن اعلام جرم مي شود! شما پاسخ دهيد: چگونه يك نشريه 260 صفحه اي هنوز 10 صبح نشده به محور اصلي يك هجمه رسانه اي بدل ميشود؟ چند نفر آنرا خوانده اند؟ و چند نفر نهايتا فرصت تحليل محتواي آنرا داشته اند؟ آيا اين هجمه و موضعگيري عادي است؟!

آنچه درباره علي اكبر جوانفكر آمده بود دروغي بيش نبود. مصاحبه كلهر را هم با دقت خواندم. مواضع كلهر درباره تهاجم فرهنگي غرب، تحقير فرهنگ برهنگي، لزوم اطاعت از قانون حجاب، تاكيد بر عمل دقيق به شريعت و رساله هاي عمليه، حيثيت  لباس ايراني و اسلامي و حقوق زن سعي شده بنابرفهم ديني بخصوص فهم شهيد مطهري ارائه شود. حتي انقلابي تر و ديني تر ازآنچه از كلهر انتظار داشتم. نسبت دادن آن حرفها به كلهر بي انصافي، ظلم و حتي افتراست. در مورد آمدن چادر سياه تحت تاثير مجالس شبانه انگليسي حرفهايي تاريخي زده شده كه اشتباه برانگيز است ولي اصل حجاب و چادر زير سوال نرفته است.(هرچند بهتر بود با اين صراحت گفته نمي شد تا امكان سوءاستفاده فراهم نشود) ولي درمجموع جملات تقطيع شده و منتزع شده متن مصاحبه يك اجحاف تمام عيار است. فهم جملات در كانتكست بايد صورت گيرد و نه در يك پيامك چند كلمه اي.(رفقا در اين مورد ذهن خواني كرده اند كه من نمي كنم)

بطور مثال اين پيامك نسيم آنلاين را ببينيد: «روزنامه ايران در ويژه نامه خود چادر را بدترين نوع پوشش و آنرا حاصل مراسمهاي عياشي شبانه اروپا دانست»!!!

هرگونه ارتباطي با گردانندگان اين ويژه نامه و كل موسسه ايران و حتي كل خبرگزاري جمهوري اسلامي و حتي تر كل دولت را انكار ميكنم، ضمن اينكه به علت بي اعتمادي و بدبيني به اسفنديار دولت و مجموعه هاي متصل به او، تاكيد من هم بر مراقبت بر رفتارهاي فرهنگي و رسانه اي آنهاست، ليكن حتي اگر انتتقادي به محتوا داريم -كه داريم- اين ملاحظه قطعا زياده روي در نقد، بي انصافي و جوسازي رسانه اي را توجيه نمي كند.

آنهم در دوراني كه نشريات زرد و ضد حجاب ديگر، براحتي و در حاشيه امن منتشر مي شوند. اگر من به ويژه نامه خاتون از صد نمره بيست نمره منفي بدهم، بايد نشريات زرد و مروج فرهنگي دم غنيمتي و اباحيگرايانه اي مثل ... را چطور ارزيابي كنم؟

ديروز دقيقا زماني كه جنجال ها درباره خاتون بالا گرفته بود من همزمان «همشهري جوان» را ورق مي زدم. هفته نامه اي براي جدي نگرفتن هيچ چيز! آويزان به آدم هاي مشهور و مشغول به خنديدن به همه كس و همه چيز! درست چند روز پس از تقدير بي بي سي از لوسين فرويد، نقاش مبتذل كار انگليسي(نوه زيگموند فرويد معروف) حالا نوبت همشهري جوان بود كه او را به هنردوستان وطني معرفي و مورد تقدير قرار دهد. فرويد معروف است به نقاش نقاشي هاي زشت. تابلوهايي كه زنان برهنه و گوشت آلود و زشت را در حالتهاي مختلف ترسيم مي كند و با سبكي سوپررئاليست، به حالتهاي افسرده جنسي مي پردازد.

سرتاسر اين هفته نامه زرد تكريم روزمرگي هاي رسانه اي و خوشي هاي بالا شهري و دختران خوش پوش و موفق(!) است. ولي چرا هيچكس به اين هفته نامه، و به نمونه هاي ديگري چون چلچراغ و چندين و چند هفته نامه زرد كه در عناوين آنها كلماتي چون زندگي ايده آل، موفق، خانواده، سبز و... ديده مي شودو نقش آنها در نهادينه كردن سبك زندگي غير ديني نمي پردازد؟!

از اينها گذشته يك نشريه حرف و حديث دار با تيراژ محدود مهمتر و شايسته جنجال است يا سريال هاي معلوم الحال سيما با رسالت روشن تخريب سبك زندگي ديني و ترويج غربگرايي: ساختمان پزشكان را ملاحظه فرموديد؟! اينرا مي دانيد كه سرجمع تيراژ كل نشريات كشور از مخاطب يك سريال هم چندين مرتبه كمتر است؟!

حتما دريافتيد كه چرا اين مطلب را منتشر كردم. نگراني من از بايت برخورد سياسي با مقوله فرهنگ است. در كنج و كنار عالم فرهنگ جانواران بسياري درحال جويدن ريشه هاي انقلاب و اسلام اند.  دم رفتارهاي خصمانه با انقلاب از تيترهاي برخي نشريات و تيتراژهاي برخي سريال ها و فيلم ها بيرون زده، ما منتظريم ريشه ها را درست ببينيم و زوائد را درست بتراشيم.

کمک به مردم سومالی

من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین و لم یجبه فلیس بمسلم

با توجه به اطلاعیه دفتر مقام عظمای ولایت در مورد کمک به مردم قحطی زده سومالی یه جورایی قضیه حالت وجوب کفایی پیدا میکنه.

و خلاصه رفقا به راحتی از کنار موضوع عبور نکنند

این هم آدرس سایت پرداخت اینترنتی برای سهولت کار

www.emdad.ir/epay

دانلود كتاب: امام علي، صداي عدالت انساني اثر جرج جرداق

ادامه نوشته

آریایی گرایی یکی از ایدئولوژی های خطرناک / نژاد آریایی ساخته یهودیان است

ایدئولوژی آریایی‌گرایی را نخستین‌بار فریدریش ماکس مولر تدوین کرد؛ وی در ۱٨۶۱ با قاطعیت حکم کرد که هزاران سال قبل اجداد هندی‌ها، فارس‌ها، رومن‌ها، اسلاوها، سلت‌ها و جرمن‌ها در یک منطقه از آسیای مرکزی زندگی می‌کرده‌اند. بعداً اجداد هندی‌ها و فارس‌ها بسوی جنوب و اجداد اقوام امروز اروپا بسوی غرب کوچیدند و گویا این نژاد آریایی تمدن ساز بوده است(!) و... به این ترتیب مفهومی به نام “قوم آریایی” درست شد
ادامه نوشته

درگذشت فرزند و اکرام مهمان

آیت الله فهری نقل می کنند :
« میرزا جواد آقا ملکی تبریزی پسری داشته که شمع فروزان شبستان خانواده بوده است .
در روز عید غدیر که ایشان در منزل جلوس کرده و قشرهای مختلف به زیارتشان می آمده اند، خادمه  منزل به کنار حوض خانه می آید و ناگاه چشمش بر پیکر بی جان پسر که بر روی آب بوده می افتد. بی اختیار فریاد می زند، اهل خانه که از اندرون به صدای خادمه بیرون می آیند و با منظره دلخراشی این چنین مواجه می شوند، بی اختیار همه فریاد می کشند.

 مرحوم ملکی متوجه می شود که صدای شیون، خانه را پر کرد، از اطاق خود بیرون می آید. می بیند که جنازه پسرش در کنار حوض گذاشته شده است. رو به زنها کرده و خطاب می کند: ساکت!

همگی سکوت می کنند و همین سکوت ادامه می یابد تا آنکه مرحوم ملکی از همه میهمانان پذیرایی می کند و طبق معمول سنواتی ، عده ای از آنان ناهار را در منزل ایشان صرف می کنند و پس از پایان غذا که عازم رفتن می شوند، مرحوم ملکی به چند نفر از خواص مهمانان می فرماید که شما اندکی تأمل کنید که با شما مرا کاری است و چون بقیه مهمانان بیرون می روند، واقعه را برای آنان بازگو می کند و از آنان برای مراسم تجهیز فرزند از دست رفته کمک می گیرد.
این داستان گذشته از آنکه حاکی از اعلا درجه مقام رضا و تسلیم آن بزرگوار است، نشانگر قدرت روحی و نیروی تصرف در نفوس دیگران نیز هست .

داستان درویش و زاهد

زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:
«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.»
درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»

رضا کیانیان هم طلبه بوده

گویا برخی هنرمندان هم طلبه بوده اند

رضا کیانیان هم اعتراف کرد که طلبه بوده

خاطره رضا کیانیان از مشهد و یک روز تا عمامه‌گذاری‌اش/ پیش آقای خامنه‌ای درس می‌خواندم

شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن

img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg

قال الله تبارك و تعالى:

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.

خداوند تبارك و تعالى مي ‏فرمايد:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بوده‏اند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد.

سوره بقره آيه 183


 ماه رمضان

ماه رمضان نهمين ماه از ماههاي قمري و بهترين ماه سال است. واژه رمضان از ريشه «رمض» و به معني شدت تابش خورشيد بر سنگريزه است.
می‌گويند چون به هنگام نامگذاري ماه هاي عربي، اين ماه در فصل گرمي تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» ناميده شد، ولي از سوي ديگر، «رمضان» از اسماء الهي است. اين ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب قدر در آن قرار دارد. فضيلت ماه رمضان بسيار زياد و نامحدود است.
 به برخي از حوادث و رويدادهي مهم ين ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خديجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبي عليه السلام نيمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
مراسم عقد اخوت و پيمان برادري ميان مسلمان، و يجاد اخوت اسلامي بين پيامبر و امام علي عليه السلام.
بيعت مردم به وليت‌عهدي امام رضا عليه السلام


ادمه مطلب

ادامه نوشته

بازیگران و فرزنداشون!!

  www.pix2pix.org
ادامه نوشته

شوق وصال استاد

تأملاتي در باب عقبه فکري گروه انحرافي1

تأملاتي در باب عقبه فکري گروه انحرافي1

 

بسم الله الرحمن الرحيم

«... فاذا برق البصر. و خسف القمر. و جمع الشمس و القمر. يقول الانسان يومئذ اين المفر. کلا لا وزر. الي ربک يومئذ المستقر. ينبئوا الانسان يومئذ بما قدم و اخر. بل الانسان علي نفسه بصيره. و لو القي معاذيره ...»

مقدمه

«گروه یا جريان انحرافي» نامی است که مدتي است از سوي طبقه وسيعي از علما و دلسوزان اسلام و انقلاب به بخشی از دولت آقاي احمدي نژاد ـ که محوريت آن آقاي اسفنديار رحيم مشايي است ـ اطلاق مي شود. بی گمان، هر فکري که در عرصه اجتماعي جريان پيدا مي کند، داراي عقبه تئوريکي نيز خواهد بود. اگر اين فکر انحرافي دانسته شود آن عقبه نيز چنين تفسير مي شود و بالعکس. براي مقابله با هر پيچک انحرافي نيز بايد به هدم ريشه هاي فکري آن در عرصه فرهنگي، علاوه بر مقابله سياسي اهتمام داشت. گام نخست در درگيري، شناخت است، چه، مواجهه بي معرفت محکوم به شکست است. پس اگر افسران نرم جبهه انقلاب اسلامی، کمر به مواجهه با يکي از بزرگ ترين فتنه هاي تاريخ اسلام و انقلاب بسته اند، بايد نيک بدانند با چه هيولاي هفت سري پنجه در پنجه شده اند.
ادامه مطالب یکشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۹۰

. بناي ايشان بر انسجام عقلاني مطالب و تسخير روحي مخاطب است. اگر کارآمدي عيني نيز در حوزه هايي به مخاطب ارایه شود، قطعا مريدهاي بسیاري جلب خواهد کرد. جهت مقابله با چنين تفکري، بايد علاوه بر حمله در حوزه فکري و نمايان کردن نقاط ناهماهنگ مبنايي و ساختار مطالب، بايد به جايگزين هاي مبتني بر فقه نظير مرحوم آيت الله بهجت(ره) و آيت الله بهاالديني(ره) اهتمام داشت.

3.
ايشان در غالب سخنراني‌هاي خود ادعا مي‌کند، مطالبي که مي‌گوید، در تاريخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و اين سخنان حتي براي علماي شيعه نيز تازگي داشته و آنان از آوردن مثل آن و يا تکميل آن عاجز هستند.

4.
تقسيماتي که انجام مي دهند، هرچند ظاهر جذابي دارد، عمدتا حدود منطقي مشخصي نداشته و بيشتر به لفاظي شبيه است تا بحث فکري.

5. با مردم سالاري بسيار مخالف است و آن را در مقابل خداسالاري و امام سالاري مي داند. لازمه سخنانش، نفي مردم سالاري ديني نيز هست، زيرا هيچ نوع مردم سالاري را نمي پذيرد. مردم سالاري ديني را بيعت مردمي معنا کرده و انحراف از اين تعبير را انحراف از تشيع مي داند و بر این باور است، جامعه را بايد براي مهدي سالاري آماده کرد و نه مردم سالاري، وگرنه بويي از انتفاع از امام زمان(عج) نبرده ايم، ولي باز هم چندان راهکار اثباتي براي تحقق اين آرمان در عرصه اجتماعي ارائه نمي کنند.



ادامه نوشته

الساكت عن الحق شيطان أخرس

این میل رو یکی از دوستان فرستاده:
بسم الله الرحمن الرحيم
 
اللهم صلِّ على محمد وآل محمد
 
 
 
 
 
 
 این ای میل را به سرعت و به هرکس که می شناسید بفرست
 
 
 
http://i4.tagstat.com/image05/1/1ff7/000g06h8h_T.jpg
 
 
 
دوست عزیز و گرامی انسان ساکت در مقابل باطل شیطان لال و اخرس می باشد
 
این کفش در فروشگاههای کفش به فروش می رسد در حالی که به طور عمد روی آن نقش و کلمات ( الله - محمد - الاسلام) نگاشته شده
 
  چون شرکت فلاي فيت مرکزش در هيوستن/ آمریكا می باشد 
 
خداوند به شما اجر جزیل عنایت خواهد کرد 
به قیمت کفش لطفا توجه کنید

خواهش می کنم که این را منتشر کنید
 
تا توطئه این شرکت به خودش برگردد و شکست سختی بخورد 
به یاری خداانشاء الله تعالی

الساكت عن الحق شيطان أخرس

عقل ، وحی ، خیال ، حس و سینما در کلام آیت الله جوادی

مدتی پیش مطلبی در وبلاگ نوشتم با عنوان : سینما ، مخرب یا مفید؟

و در اون در مورد "خیال" و سینما و موسیقی صحبت ها و سوال هایی مطرح کرده بودم.

در خبرها ، متن کامل صحبت آیت الله جوادی در دیدار با مجید مجیدی که قصد دارد فیلمی درباره حضرت رسول بسازد را مشاهده کردم که بسیار زیبا رابطه ی خیال ، عقل و وحی را بیان کرده و ارتباط اینها با هنر را ذکر کرده بودند که بسی جالب بود

قسمت هایی از صحبت ایشان :

"مطلب سوم اين‌كه يهوديت و مسيحيت در جريان فيلم‌سازي پيشرفت كردند، اما ما در اسلام به خودمان اجازه نمي‌داديم كه مسائل‌مان به زبان سينما درآيد. اين پرهيز يا به‌خاطر ابتذال سينما بود يا به‌خاطر اين‌كه ما هنرمندي نداشتيم كه بتواند مفاهيم وحي را از مرحله‌ي شهود به عقل دربياورد، عقل را به مرحله‌ي خيال درآورد، خيال را حسي كند تا بشود سينما. قالب سينما از خيال به حس مي‌آيد. توجه داشته باشيد كه در فرهنگ قرآن به خيالباف مي‌گويند مختال. اما اختيال از باب افتعال است، تخيل از باب تفعل. خداوند، خيالباف و خيال‌ساز را دوست ندارد: «لايحب كل مختال فخور». اما اگر انسان عاقل باشد و آن عقل را به خيال منتقل كند، و از خيال به حس بياورد، اين مايه‌ي علمي دارد. اما اگر از خيال نشأت گرفته و به حس تبديل شده، اين مي‌شود مختال. در سينما، فيلم‌ها غالباً مختالانه است. يعني خيال است و بعد به حس تبديل مي‌شود. يك هنرمند سينمايي بايد وحي را خوب بشناسد، آن مشهود را از دالاني صحيح به معقول تبديل كند، بعد معقول را متخيل كند و متخيل را محسوس كند تا قابل عرضه باشد. وگرنه علمي نيست. و اين معنا چون نبوده كسي دركش نكرده."

حتماً متن کامل صحبت ها را مطالعه بفرمایید.

 توصیه های کلیدی آیت الله جوادی آملی درباره فیلم مجید مجیدی

how is he

در این مقاله به رونمایی از شخصیتی با روحیات و نگرشهای عجیب وصاحب دیدگاههایی تکان دهنده میپردازم.

او را میشناسید؟؟!

قبل از خواندن این متن جنجالی بهتر است کمی فکر کرده و خودتان حدس بزنید::

 امید است تا چراغی گردد برای حرکتی نو

 

ادامه نوشته