انواع شورا قسمت2(سلسله مباحث تشکیلات اسلامی)

شورای تصمیم گیری:

در یک تشکیلات باید برای رسیدن به هدف تصمیم گیری شود ،حداقل بخاطر تفاوت روش ها تصمیم گیری افراد متفاوت است . در معنا باید تصمیم گیری را از اجرا جدا در نظر گرفت ، امکان دارد تصمیم گیرنده فرد یا افرادی باشند و اجرا کننده هم فرد یا افراد دیگری.

 مشخص است کس یا کسانی که میخواهند پیرامون موضوعی تصمیم گیری کنند باید متخصص آن موضوع باشند.

حال باید بررسی کرد آیا در یک ساختار تصمیم گیری فردی بهتر است یا تصمیم گیری جمعی (شورایی)

در این قسمت اختلاف نظر زیاد است ، برخی مطلقا تصمیم گیری فردی را قبول دارند و برخی مطلقا و برای هر ساختاری تصمیم گیری جمعی و در اکثر ساختارهایی که در جامعه می بینیم در این زمینه متفاوت عمل می شود و از بین انواع شورا ، این ساختار مورد بحث ترین است.

نحوه انتخاب تصمیم گیرنده یا تصمیم گیرندگان نیز بحث مهم این قسمت است ، زیرا باید برای تشخیص متخصص بودن فرد و اعلم بودن او باید ملاکی در نظر گرفت ، گاهی ملاک ، داشتن بالاترین درجه ی علمی است ، گاهی انتخاب توسط رای مساوی یا نامساوی اعضا ، گاهی انتصاب مسئول بالاتر ، انتخاب متخصصان دیگر و ملاک های دیگر انتخاب.

یک مثال جالبی که وجود دارد این است که فرض کنید عده ای می خواهند برای یک عمل جراحی تصمیم گیری کنند ،7نفر اینها قصاب هستند و 3نفر جراح.

1- می شود به صورت دموکراسی بگوییم همه ی جمع تصمیم بگیرند ، رای قصاب ها بر جراح ها غلبه می کند و احتمال بالا تصمیم غلطی می گیرند و مثلا می گویند دل و روده ی طرف را بکشیم بیرون!!

2- یک بار می شود انتخابات گذاشت و شورای 3نفره ای از جمع تصمیم بگیرند ، احتمال زیاد دارد در شورای 3نفره قصاب باشد ، یا اینکه قصاب ها قبول می کنند تخصص ندارند و 3نفر جراح از صندوق رای در خواهند آمد که مطمئنا بهتر از دموکراسی قبلی است ، یا اینکه 1یا 2نفر جراح و دیگران قصاب و یا اینکه قصاب ها به صنف خود رای می دهند و هر3نفر شورای انتخابی هم قصاب می شوند و چه بسا تصمیم بدتر از دموکراسی هم بشود.

3- به شکل دیگر می توان گفت 3جراح چون جراح اند تصمیم بگیرند ، این حالت قطعا بهتر از گزینه های قبلی است ، متخصصین تصمیم می گیرند.

4- روش دیگر این است که یک نفر از بین جمع 10نفره انتخاب شود و تصمیم گیرنده باشد ، در این حالت هم امکان دارد تصمیم گیرنده قصاب در آید ، که بدترین حالت است ، امکان هم دارد جراح در آید.

5- روش دیگر اینکه10نفر بیایند از بین جراح ها یک نفر را انتخاب کنند ، که یک جراج انتخاب شود و تصمیم گیرنده باشد.

6-خود 3جراح بیایند از بین خود 1نفر را انتخاب کنند.

نکته ای که اینجا هست این است خود جراح ها هم قطعا تفاوت مرتبه ی علمی دارند ، اگر یک نفر عالم تر باشد و دو نفر دیگر جاهل تر ، در تصمیم گیری جمعی ، رای دو جراح جاهل تر بر رای جراح عالم تر غلبه می کند.


در بحث انتخاب تصمیم گیرنده یا تصمیم گیرندگان باید روشی را دنبال کرد تا شخصی که بهتر است و عالم تر است ، انتخاب شود و در همین جا اختلاف ساختارها شکل می گیرد.

نکاتی درباب تفاوت های تصمیم گیری فردی و شورایی:

وقتی یک شخص تصمیم گیری می کند ، همه ی افراد او را مسئول آن تصمیم می دانند اما در تصمیم گیری شورایی همه ی شورا مسئول آن تصمیم هستند حتی کسی که رای خلاف آن تصمیم داده باشد.

در تصمیم گیری فردی می شود فرد را مواخذه کرد و با تکرار اشتباهات او را از مسند تصمیم گیری کنار گذاشت اما در شورای تصمیم گیری نمی دانیم کدامیک را باید مواخذه کنیم یا کدامیک را باید کنار بگذاریم.

در تصمیم گیری فردی احتمال استبداد و تکروی به نفع منافع خودی بالاتر می رود اما در شورای تصمیم گیری امکان استبداد به مراتب پایین می آید .

در تصمیم گیری فردی وحدت رویه وجود دارد اما در تصمیم گیری شورایی خیر.

در تصمیم گیری فردی امکان دارد مشورت صورت نپذیرد اما در تصمیم گیری جمعی ، حداقل افراد مجبورند با همدیگر مشورت کنند.

در کل ایده آل این است که اعلم و متخصص ترین فرد که مستبد نباشد در موضوع مورد تخصص خود تصمیم بگیرید اما آنچه باعث شده ساختار نویس های مجموعه ی مختلف بعضا همان ساختار شورایی را ترجیح دهند ، ترس از دیکتارتوری ، استبداد یا تکروی فرد تصمیم گیرنده است و همچنین ملاک چگونگی تشخیص فرد اعلم .

با این حال جالب است بدانید اغلب فلاسفه باستان از جمله افلاطون و ارسوط که از آنها آثاری در زمینه ساختارهای حکومتی بجا مانده است.

ضمن تشریح ساختار های متفاوت خود نظام فیلسوف شاه یا شاه عالم را ایده آل می دانستند.

می گفتند اول بهتر است عالم ترین فرد حاکم باشد و اگر اینگونه نبود باید حاکم را عالم کرد.

اما به هر حال این بحث بسیار دامنه دار است و بررسی کامل آن خود یک کتاب می شود.



انواع شورا (از سلسله مباحث تشکیلات اسلامی)

     بسم الله الرحمن الرحیم

نویسنده: عمادطیبی

وقتی میخواهیم یک مجموعه منابع انسانی ، طبیعی و مالی و...  را سازماندهی کنیم باید یک ساختار ، سازمان یا تشکیلات داشته باشیم یعنی به مجموعه شکل و ساخت مشخصی بدهیم و آن را سازماندهی

کنیم.

هر مجموعه ای حول یک هدف و مقصد مشخص جمع می شوند.

خیلی مهم است که بدانیم چگونه یک مجموعه را سازماندهی کنیم تا بهتر و زودتر و با اتلاف منابع کمتر به هدف برسیم.

اولین مسئله در سازماندهی منابع ، تقسیم مسئولیت هاست ، مشخصا دیگر منابع توسط منابع انسانی مدیریت می شوند یک نیروی انسانی نمی تواند همه ی کارها را انجام دهد.

برای تقسیم مسئولیت ها در هر ساختاری به مقتضای هدف اش باید توجه شود که هر فردی در بهترین جایگاه ممکن خویش قرار گیرد.

نوع مسئولیت ها می تواند از جهاتی تفکیک شود ، مثلا نظارتی ، مشورتی ، تصمیم گیری ،اجرایی و...

و هر کدام از این انواع مسئولیت می تواند توسط یک شورا (هیئت) انجام شود یا یک فرد.

شورایی یا فردی انجام شدن هر کدام از این مسئولیت ها نواقص و مزایایی دارد که قصد داریم بررسی کنیم.


کلمه ی شورا خود به معنی جمع مشورت دهنده است اما در اصطلاح عام به معنی جمع گرفته می شود اعم از مشاوره ، نظارت ، اجرا و... . ما هم منظورمان جمع است.

شورای مشورتی

مطمئنا شورای مشورتی مورد تایید در هر نوع ساختاری هست ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی . کلان یا خرد تفاوتی ندارد.

هر کسی تصدیق می کند در انجام امور مختلف باید از افراد مختلف ، متعد و متخصص و آگاه به مسئله مشورت گرفت.

دو نکته ی اساسی در مشورت این است که

اولا از افراد لایق ، متعهد و آگاه به آن امر مشورت بگیریم. اگر از فرد غیرمتعهد یا غیر آگاه به امر مشورت گرفتیم امکان دارد همین مشورت اشتباه باعث گمراهی ما شود.

دوما تا جایی که امکان دارد از افراد مختلف و از جنبه های مختلف مشورت بگیریم و به مشورت یک نفر اکتفا نکنیم ، شاید یک نفر در انجام یک کار توجیهاتی داشته باشد و ما قانع به امر او شویم اما با مشورت با یک شخص از آن دید توجیهاتی دیگری وجود داشته باشد.

به هرحال شورای مشورتی متعد و آگاه میتواند در انجام امور بسیار کارا باشد بخصوص که خود مشاوران جلساتی با همدیگر داشته باشند و خود بتوانند بهترین مشورت و خرد جمعی را به فرد ارائه دهند.

بر مسئله ی مشورت و شورا در دین عزیز اسلام نیز تاکیید فراوان شده است حتی تا جائیکه خداوند به پیامبر خود می فرماید با دیگران مشورت کن سپس تصمیم بگیر و به خدا توکل کن.

شورای نظارتی:

شورای نظارتی یعنی نظارت و بازرسی بر فرد یا افرادی و آگاه شدن و اطلاع پیدا کردن از تمام یا قسمتی از فعالیت ها و اموری که یک فرد یا افراد مسئول انجام می دهند.

امکان دارد نظارت بر قسمتی را فرد یا افرادی انجام دهند و بر نظارت بر قسمت های دیگر را فرد یا افراد دیگر.

این نظارت می تواند بر اجرا ، تصمیم یا حتی دوباره خود نظارت(نظارت چندلایه) باشد.

اگر یک فرد نظارت کند او را ناظر یا بازرس می نامند و اگر یک جمع آن را شورای نظارتی می نامند.

اینکه آیا این شورای مشورتی ، دارای قوه ی تصمیم گیری مثلا عزل و نصب هم باشد یا اینکه فقط وظیفه ی نظارت و آگاه کردن مسئول بالادست یا اعضا را بر عهده داشته باشد بستگی به نوع و هدف سازمان ما دارد و نمی توان یک قائده ی کلی برای هر ساختاری داد.

بحث نظارت در سازمان های اقتصادی و مالی بخصوص به شکل تعاون اعضا بسیار مهم است و نظارت از سوی نماینده ی اعضا بر هیئت مدیره و مدیرعامل صورت میگیرد یعنی پایین دست بر بالادست نظارت می کند.

اما در اغلب سازمان ها نظارت از بالادست بر پایین دست نظارت صورت می گیرد.

در سازمان ها اطلاعاتی و جاسوسی هم اصولا یک ساختار نظارتی چندلایه و حتی نظارت پنهان از اصول اساسی است.

در خود اصل نظارت نمی توان شکی کرد ، اما اینکه یک شخص نظارت کند یا شورا به طور کل بستگی به نوع سازمان دارد اما عموما شورای نظارتی بهتر است زیرا که شاید یک نفر ناظر نتواند همه ی اطلاعات را کسب کند حتی شاید در مسائلی با مسئول همدستی و خیانت کند. اما با بالا رفتن تعداد افراد و تبادل اطلاعات بین خود آنها و مشورت درونی درصد خطا کاهش می یابد و نظارت قوی تر می شود.

دو نکته اینجا هست

اولا اینکه باید دید در آن سازمان ما چند نفر ناظر نیاز است ، یک نفر یا یک شورای نظارت؟! آیا تامیین هزینه و نیروی نظارت را داریم یا نه و صرف می کند هزینه ی نظارت بیشتری را پرداخت کنیم ، چقدر احتمال کج روی ، انحراف در مسئولین ساختار وجود دارد؟!

دوما تعدد ناظر ، کار را بر مسئول تنگ می کند ، گاهی ممکن است خلاقیت را از او بگیرد چون می ترسد دسته ای از اخبار فعالیت های او به دیگران برسد و دسته ای خیر ، مصالحی که در کار در نظر گرفته توسط ناظران دیده نشود ، امکان دارد ناظران از قوه ی نظارت خود از او باج خواهی کنند و...

پس باید شرایط سازمان و نوع و هدف آن را دید و با توجه به آن تصمیم گرفت چه سیستم نظارتی را چید.

اما عموما شورای نظارتی یک امر لازم است.


دو بحث مهم شورای اجرایی و شورای تصمیم گیری که جای بحث اصلی است ، ان شاء الله در قسمت بعد توضیح خواهم داد.

در ضمن متن کاملا با دقت و خیلی مختصر و بدون مثال نوشته شده است لطفا چندبار بخوانید و فکر کنید.

انواع چارت سازمانی

دوستان عزیز چارت های زیر که می بینید چند چارت سازمانی مختلف هست.

روی روابط بین مسئولیت ها ، نحوه اجرا ، نظارت ، تصمیم گیری و... این چارت های مختلف تفکر کنید.

اینکه چرا هر کدام از این سازمان ها ، این گونه ساختار دهی کرده اند را توجه کنید ، مثلا آنها که اقتصادی تعاونی هستند به یک نحو ، آنها که دولتی هستند ، آنها که اقتصادی چند سرمایه دار یا یک سرمایه دار هستند فرق دارد.

امیدوارم دوستان کمی با این مسئله ی ساختار نویسی بیشتر آشنا بشوند.

آشنایی با این چارت ها برای کارگروه بررسی تشکیلات اسلامی خیلی مفید خواهد بود.

چارتی که بنده برای یک تشکیلات فرهنگی سیاسی مناسب می بینم خلاصه اش به این صورت است.

مجمع عمومی(اعضای فعال) ، شورای مرکزی(که شورای نظارتی است) را انتخاب می کنند ، شورای مرکزی ، دبیر (که مسئول کل اجرایی است) را انتخاب می کنند ، دبیر مسئول کارگروه ها( قوای اجرایی) را منصوب میکند و اعضا در کارگروه ها فعالیت می کنند.

چرایی این چارت و نکات آن بماند در جلسه ای که خدمت دوستان توضیح بدهم.

نمودارسازماني کشتیرانی والفجر

ادامه نوشته

تشکل دانشجویی حزب نیست

بیانات رهبر انقلاب در 87/9/24 در دانشگاه علم و صنعت ایران

«تشكل دانشجوئى، حزب به اين اصطلاحى كه امروز در دنيا هست و احزاب با آن اصطلاح شناخته ميشوند، نيست و با آن فرق دارد؛ تشكل دانشجوئى با حزب فرق دارد. احزاب و سازمانهاى سياسى در وضع رائج و متعارف عالم، تشكيلاتى هستند كه براى رسيدن به قدرت به وجود آمده‌اند. احزاب در دنيا اينجورند. يعنى مجموعه‌هائى تشكيل ميشوند براى اينكه قدرت سياسى را در جامعه در دست بگيرند. اين خاصيت حزب اين است. تشكل‌هاى دانشجوئى مطلقاً براى اين به وجود نمى‌آيند و نميخواهند قدرت را در دست بگيرند. تشكل‌هاى دانشجوئى براى رسيدن آرمانها به وجود مى‌آيند كه فراتر از مسئله‌ى به قدرت سياسى رسيدن و حكومت را به دست گرفتن، است. اين - قدرت سياسى - برايشان مطرح نيست. البته احزاب بدشان نمى‌آيد كه از اين مجموعه‌هاى دانشجوئى براى رسيدن به قدرت استفاده كنند. به نظر ما اين، روا نيست و خودِ دانشجوها بايد به اين توجه داشته باشند. احزاب ميخواهند چيزى به دست بياورند، قدرت را كسب كنند. دانشجوها غالباً با فعاليتهاى دانشجوئى، جان خودشان، توان خودشان، نشاط خودشان را مايه ميگذارند و چيزى تقديم ميكنند؛ آن جائى كه لازم بشود، جان را تقديم ميكنند؛ كما اينكه ديديد.»

سخنان آیت الله خامنه‌ای در مورد حزب جمهوری اسلامی

. نکاتی از سخنان آیت الله خامنه‌ای:(برای دانلود متن سخنان آیت الله خامنه‌ای در مورد حزب جمهوری اینجا کلیک کنید)
*حزب باید نیروهای بالفعل را منسجم کند و نیروهای حرکت‌دار را در حرکتشان شتابنده کند و نیروهای بالقوه را به فعل درآورد.
*جهتگیری منظم و خوب است که ضامن تداوم یک حرکت اجتماعی است.
*آنکه برای عضویت خود، موجبی الهی نمی‌یابد عضو حزب نیست
*پیوند حقیقی میان اعضا با یکدیگر و اعضا با مرکزیت پیوند اندیشه اسلامی است. برای استحکام این *پیوند باید آموزش‌های عقیدتی و سیاسی تقویت شود.
*اخلاق پایه اصلی ومهمترین ارزش است که در تکوین و ادامه حزب جمهوری اسلامی منظور و مطلوب بوده است.
*تحزب باید در خدمت وحدت جامعه و استحکام بخش بنیان آن باشد.
*حزب باید کمیت توأم با کیفیت را گسترش دهد
*آن چیزی که توانست این قدرت را به ما بدهد که مردم را آگاه کنیم همین تشکل بود.
*تشکیلات برای جامعه انقلابی یک ضرورت است.
*حزب نباید نردبان ترقی هیچ‌کس باشد.
*ما در حزب جمهوری اسلامی باید اصلا تعصب گروهی و حزبی نداشته باشیم. این توصیه قطعی ماست ما ظاهر سازی نمی‌کنیم این واقع قضیه است، اگر غیر این باشد ما دچار انحراف، خطا و گناه خواهیم شد. انگیزه برادران و خواهران از عضویت در حزب باید خدمت و هدایت باشد.
*توصیه شهید بهشتی در هنگام انتخاب اعضای اصلی حزب: کسانی که انتخاب می‌کنید یک خصوصیت را حتما در آنها ملاحضه کنید و آن خصوصیت این باشد که اینها حاضر باشند، سلیقه‌ها و هوس‌ها و خلاصه نیت‌های خود را قربانی جمعی کنند که آن جمع ناگزیر هدفگراتر و آرمانگراتر است.
*روایت آیت الله خامنه‌ای از یکی از جلسه‌های تشکیل حزب: در آن جلسه تصمیم گرفته شد که این جمع به دو بخش تقسیم شود، یک بحش به تهران بیاید و یک حزب را شروع کند و بخش دیگر در قم بماند و کارهای فکری و ایدئولوژیکی و پشتیبانی آن حزب را بر عهده بگیرد.
*ما از اول اعلام کردیم که مسئولیت و رسالت حزب این است که بتواند تفکر درست اسلامی را به زوایای جامعه برساند.
*یک تشکیلات مردمی، یک پیوند مستحکم میان آحاد ملت،یک رابطه فکری و آموزشی و یک هدایت همه جانبه برنامه‌ریزی شده و عمیق در میان توده‌های مردم، همان چیزی است که مراد و هدف ما از تشکیل حزب جمهوری اسلامی است.
*معتقدان به یک فکر تا وقتی به تشکل و انسجام و نظم و ترتیب نیروها و عناصر خود دست نیافته باشند در صحنه پیگیری از هدفها و آرمان‌هایشان جایی برای آنان نیست.
*...باید آن پختگی و اندیشه خط امام را آن‌چنان در مردم واضح و روشن و بی‌اشکال ترسیم کنند که مردم بیتوانند خودشان بفهمند که تصمیم بگیرند وبتوانند هرگونه حادثه سیاسی را تحلیل کنند..
*تشکل باید آنچنان ظریف عمل بشود که توده‌های عظیم میلیونی مردم را از دور خارج نکند.
*نظم و انظباط تشکیلاتی نخستین شرط کار جمعی و عامل بقا و ادامه آن است.
*حزب جمهوری مبتنی بر تفکر و اندیشه اسلامی است. همه موضعگیری‌ها، برخوردها و عملکردها باید با این اصل منطبق باشد.
*پیوند حزبی باید شما را از مردم جدا نکند
*ما از اول که این حزب را تأسیس کردیم برای هدایت شروع کردیم.
*حزب از لحاظ مادی صد در صد متکی به کمکهای مردمی است.
لینک دانلود متن سخنان آیت الله خامنه‌ای در مورد حزب جمهوری اسلامی