دانشنامه آزاد علوم حوزوی

به همت طلاب مشهد ، قم و نجف راه افتاد:

دانشنامه فقه و اصول و علوم حوزوی


http://www.wikifeqh.ir

غرب زده/جلال آل احمد

غرب زده

آدم غرب‌زده راحت طلب است. ماشینش که مرتب بود و سر و پزش، دیگر هیچ غمی ندارد...معمولا تخصص ندارد. همه کاره و هیچ کاره است... در هر جمعی حرفهای دهن پرکن میزند و خودش را جا میکند... آدم غربزده شخصیت ندارد. چیزی است بی اصالت. خودش و خانه اش و حرفهایش بوی هیچ چیزی را نمی دهد. بیشتر نماینده ی همه چیز و همه کس است... آدم غربزده قرتی است. زن صفت است... حتی گاهی زیر ابرو بر می‌دارد... همیشه انگار از لای زرورق باز شده است... آدم غربزده چشم به دست و دهان غرب است. کاری ندارد که در دنیای کوچک خودمانی، در این گوشه از شرق چه می‌گذرد

یک غرب زده که کاری به اساس فلسفه ی غرب ندارد، وقتی هم که بخواهد از حال شرق خبری بگیرد متوسل به مراجع غربی می‌شود.

به هیچ چیز اعتقاد ندارد. اما به هیچ چیز هم بی اعتقاد نیست...خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است. نه ایمانی دارد، نه مسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی، نه به خدا یا به بشریت.. حتی لامذهب هم نیست. هرهری مذهب است. گاهی به مسجد هم می‌رود. همانطور که به کلوپ یا سینما می‌رود. اما همه جا فقط تماشاچی است...

معلم: چرا خودم رشد نکنم؟ (از سلسله مباحث نقد آموزش و پرورش )

بسم الله الرحمن الرحیم

معلم: چرا خودم رشد نکنم؟ (از سلسله مباحث نقد آموزش و پرورش )

در ساختار کنونی آموزش و پرورش معلم نقش آموزگاری را دارد که باید مطالب مشخص یک کتاب درسی با یک محتوا و روش یکسان را سالیان دراز و به طور مداوم همان ها را در کلاس های مختلف به دانش آموزان مختلف بیاموزد.

اگر دانش آموزی سوالی خارج از متن کتاب کرد معلم به راحتی می تواند پاسخ دهد نمی دانم و وظیفه ام آموزش این کتاب است نه تحقیق پیرامون سوالات خارج از متن کتاب و جستجوی جواب آنها.

و اگر معلمی نیز اطلاعاتی خارج از متن کتاب کسب کند جایی برای ارائه ندارد و به این امر ارزش گذاری صورت نمی گیرد.

حتی شاید اگر معلمی مطلب علمی خارج از متن کتاب سر کلاس مطرح کند مدیر و دانش آموزان شاکی شوند که چرا به متن کتاب نمی پردازی!

معلم در این ساختار به مشابه ضبط صوتی است که مطالبی را بارها و بارها برای دیگران بازگو می کند و هیچ رشدی برای خود او صورت نمی گیرد

بدون شرح!

چرا کتاب را خود انتخاب نکنیم؟(از سلسه مباحث نقد آموزش و پرورش )

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا کتاب را خود انتخاب نکنیم؟(سلسه مباحث نقد آموزش و پرورش )

نویسنده : عمادطیبی

در ساختار کنونی آموزش و پروش  نه تنها دانش آموز حق انتخاب کتاب ندارد بلکه معلم نیز حق معرفی و تدریس کتاب از نظر خود بهتر را ندارد و معلمین موظف اند کتب تالیفی توسط مرکز تالیف کتب درسی را عینا بدون کم یا زیاد تدریس کنند. برخی مسئولین آموزش و پرورش معتقدند چون این کتب توسط متخصصین منتخب کتب درسی تالیف شده است قطعا بهترین کتاب خواهد بود و نیاز نیست اجازه داده شود کتاب دیگری تدریس شود.

جواب اینکه اولا تالیف این کتب توسط متخصصین منتخب ادعای غیرواقع است و در اجرا صورت نمی گیرد ثانیا اگر هم اینچنین باشد و کتب واقعا توسط متخصصین منتخب کشور نه گروه محدودی تالیف می شوند سوال این است مگر نه اینکه ادعا دارید کتاب تالیفی شما بهترین کتاب است چرا حاضر نیستید اجازه دهید با دیگر کتب تالیفی توسط متخصصین مختلف سراسر کشور رقابت کند.

و ثالثا اگر واقعا این کتب بهترین کتب تالیفی هستند پس چرا توسط معلمین و متخصصین کشور این همه انتقادات هم از نظر سرفصل بندی و هم محتوا و هم روش بیان بر آنها وارد می کنند.

شاید پاسخ دیگر برخی مسئولین در مورد عدم حق انتخاب کتاب برای دانش آموز و معلم این باشد که از امکان دارد کتبی در کشور انتشار یابد که یا از نظر محتوای علمی و یا از نظر محتوای عقیدتی دارای اشکال باشند و اجازه انتشار کتب درسی باعث شود کتب غیرعلمی یا دارای محتوای غیراسلامی توسط برخی انتشارات رواج پیدا کند.

جواب اینکه آیا واقعا نمی توان هیچ راه حل قانونی اندیشید تا چنین کتب غیراستانداردی به فرض استقبال توسط معلم یا دانش آموز اجازه نشر پیدا نکند؟! به طور مثال آموزش و پرورش می تواند مصوب کند هر کتابی که به نام کتاب درسی طبق سرفصل بندی های مصوب آموزش و پرورش بخواهد انتشار پیدا کند باید توسط گروه علمی منتخب مربوطه خود آموزش و پرورش تایید یا اصلاح شود.

در گروه معارف اسلامی دانشگاه ها که مسئول تدوین کتب معارف عمومی دانشگاهی است. در مورد هر درسی تلاش شده است چندین کتب توسط مولفین مختلف با سرفصل بندی مشخص زیر نظر مستقیم خود گروه معارف تالیف شود تا استاد و دانشجو بتواند متناسب با سلیقه ی خود و روش بیانی که می پسندد حداقل بین همین تعداد کتاب انتخاب داشته باشد.

در نظام آموزش و پرورش ما حتی همین قدر هم حق انتخاب و حداقل در دروس دبیرستان هم داده نشده است.

به نظر می رسد اجازه انتخاب کتاب به معلم و دانش آموز در کل باعث پیشرفت کتب درسی ، تالیف کتب با کیفیت بیشتر ، کتب با روش های بیان مختلف و از همه مهمتر از منظر روانشناسی پویایی و احساس انتخاب معلم و دانش آموز و در نتیجه بالا رفتن بازدهی مطالعاتی شود.

پایداری جواب داد!

1- انتخابات مجلس نهم شبیه‏ترین انتخابات به ریاست جمهوری نهم بود. سوم تیر، جریانی مردمی به مصاف احزاب شتافت تا گفتمان انقلاب را به پیروزی برساند؛ در مجلس نهم نیز همین‌گونه شد و این همه در حالی رخ داد که بسیاری از چهره‏های خوش‌نام چون لنکرانی، الهام، نادر طالب‏زاده، سعید قاسمی، پناهیان، وحید یامین‏پور، ماندگاری و... از کاندیداتوری عذر خواسته بودند. در واقع جبهه پایداری شايد از نيمي از ظرفیت خود استفاده کرد و نتیجه چنین شد.

انتخابات مجلس نهم پیروزی تمام عیار گفتمانی بود که این‌بار جبهه پایداری آن را نمایندگی می‏کرد و به واسطه این نمایندگی حتی گمنام‏ترین چهره‏های جبهه پایداری هم توانستند رقبای مشهور خود را عقب بزنند. علی اصغر خانی به عنوان مشاور قالیباف با آن تبلیغات عظیمش رقیب اسماعيل کفایتی بود و چهره‏هایی چون غفوری‏فرد، بادامچیان و حبیبی از چهره‏هایی چون طلا، سقای بی‏ریا، روانبخش و نبویان عقب ماندند. چهره‏هایی چون عباسپور و کاتوزیان نيز با کاهش محبوبیت بیش از 200 درصدی مواجه شدند. در واقع برخی اصول‌گرایان به جای آنکه با جبهه پایداری رقابت کنند با خودشان بر سر کاهش میزان محبوبیت رقابت می‏کردند! که البته به خاطر این رقابت سنگین، باید به آنان تبریک گفت!

2- انتخابات مجلس نهم دعوای ساختگی "صالح مقبول" و "اصلح نامقبول" را به موزه‏های عبرت تاریخ فرستاد. نشان داد كه اگر به جای حزب‏سالاری، سهم‏سالاری و کاندیداهای حزبی، دل‌سوزان انقلاب به کاندیدای اصلح فکر کنند و برای معرفی اصلح، خالصانه تلاش کنند، موفق خواهند شد. انتخابات مجلس نهم نشان داد تئوری "تنازل و تسامح" که چهره‏هایی مانند آقاي علیرضا زاکانی مدافع جدي آن بودند، وجهي ندارد.

به راستی اگر برخی اصول‌گرایان از همان روز نخست به جای آنکه خود را هزینه حضور چهره‏های مسئله‌دار در 8+7 کنند و روز و شب‌شان را وقف تخریب جبهه پایداری نمایند، مطابق توصيه‌ي آیت الله مصباح یزدی برای ارائه لیستی انقلابی و ولایت‌مدار، همراه و همگام پایداری می‏شدند، چه می‏شد؟ آیا تخریب شبانه‏روزی جبهه پایداری به خاطر ایستادن پای گفتمان امام و رهبری به نفع انقلاب بود؟

3- انتخابات مجلس نهم نشان داد كه می‏توان رقابت درون گفتمانی کرد و فضاي داغي براي مشارکت بالای مردم هم ايجاد كرد. برخی از همان روز نخست می‏گفتند كه مردم دوقطبی متحد و پایداری را ساختگی خواهند دانست و مشارکت به حداقل خواهد رسید. می‏گفتند اساسا رقابت درون گفتمانی به صلاح نیست. نتیجه انتخابات نشان داد می‏توان با رقابت درون گفتمانی، دعوایی را که پیش‌تر بین خارج نظام و داخل نظام تعریف می‏شد، به درون نظام و بر سر انتخاب خوب و خوب‏تر کشاند. سلایق میان اصول‌گرایان آنقدر متنوع هست که بتوان رقابتی از نوعی دیگر در میان مؤمنین ارائه کرد.

4- نتیجه انتخابات مجلس نهم نشان داد خبری از "لولو" نيست يا حداقل اينكه ديگر "لولو" آن "لولو"ي غدار گذشته نيست! می‏گفتند ممکن است یک روز مانده به انتخابات در فیس‏بوک و... اصلاح‏طلبان همه را دعوت به رأی دادن به کاندیداهای نه چندان مشهورشان کنند و آنها هم از خداخواسته همگی به یک‌باره به صحنه بیایند! می‏گفتند برای همین باید از ماه‌ها قبل به‌خاطر این احتمال عجیب و غریب بر سر لیست مشترک حزبی وحدت کرد!

انتخابات مجلس نهم نشان داد با این احتمال‌ها و تئوری‏بافی‏ها نمی‏توان از انتخاب اصلح عدول کرد و از گفتمان انقلاب عقب نشست. انتخابات مجلس نهم نشان داد كه اساسا برخی تحلیل‏ها از جایگاه اصلاح‏طلبان نادرست بود و حتی طیف خاکستری هم باز به نفع اصول‌گرایان فعال شد.

انتخابات مجلس نهم نشان داد آنچه برخی با خبرهای شبانه‏روزی و پی‏در‏پی می‏خواستند در باب برنامه‏ریزی سنگین جریان نفوذي و هزینه‏های میلیاردی آنان در سراسر کشور به خواص بقبولانند، چندان واقعی نبود. لولو ساختن از تلاش جریان نفوذي برای تصرف اکثریت کرسی‏های مجلس چه ميزان با واقعيت انطباق داشت؟ نتیجه انتخابات مجلس نهم نشان داد برخی اصول‌گرایان می‏خواستند با ترساندن خواص از غول فتنه و انحراف، جبهه پایداری را حذف كنند.

5- بطلان آنچه درخصوص مقبولیت‏ها گفته می‏شد و مثلا در باب پایگاه رأی قالیباف و بدنه اجتماعی و یاران پرتلاش او به میان می‏آمد نیز در انتخابات مجلس نهم ظاهر شد. رأی یاران قالیباف در تهران و رقابت سنگین آنان با چهره‏های گمنام و جوان جبهه پايداري مانند خطیبی و کفایتی را بايد در این خصوص مدنظر داشت! به این ترتیب می‏توان بار دیگر بر تحلیلی که به اضافه شدن قالیباف در ترکیب 8+7 حجیت می‏بخشید، نگریست و در خصوص آن قضاوت کرد.

6- انتخابات مجلس نهم نشان داد نه تنها مردم دیگر جایی برای فتنه‏گران در میان خود نمی‏بینند، بلکه مثل همان روزهایی که صف نهضت آزادی از صف ملت جدا شد و این جریان به معیار حق و باطل تبديل شد، مردم هم امروز به فتنه به مثابه یک خط‎کش و معیاری برای شناختن افراد نگاه می‏کنند. کسانی که در مواجهه با فتنه انقلابی‏ترند، محبوب‌تر هستند و کسانی که برای فتنه‏گران دل‌سوزی می‏کنند، یا در مقابل آنان صراحت لازم را ندارند، بین مردم از جایگاه کمتری برخوردار هستند. این پیام روشنی است برای اصلاح‏طلبان و نئواصلاح‏طلبانی که می‏خواهند از بطن اصول‌گرایی به پیش‌واز اصلاح‏طلبی جدید بروند.

7- انتخابات مجلس نهم نشان داد تاریخ مصرف حزب‏سالاری تمام شده است. انتخابات مجلس نهم نشان داد كه اکنون عصر انقلابی‏گری است. در شرایطی که کشورهای عربی مملو از شور انقلابی هستند، مردم ایران نیز نگاه‌شان به سوی انقلابی‏ترهاست. مردم دنبال گفتمان سوم تیرند؛ دنبال گفتمان خدمت هستند نه گفتمان قدرت. انتخابات مجلس نهم پایانی بر حاکمیت احزابی بود که در گفتمان‌شان خبری از خدمت نیست.

8- انتخابات مجلس نهم نشان داد پایداری همیشه جواب می‏دهد.


محمد مهدي تهراني

خدای فاطمه(س)

آقا ببین چیکار کرد با ما.

اول یه جوری مدارا کرد باهامون که انگار اصلا طرف گناه نرفتیم.

به این راضی نشد.

جوری تا کرد انگار ما داریم بهش لطف می کنیم نه اون.

باورت میشه!

از این بالاتر رفت. یه جوری که انگار ما آمریم و اون مامور

شنیدی گفتن:"ادعونی استجب لکم"

سید اسماعیل دولابی

ذوق لاریجانی

بازگشتی به انتخابات مجلس نهم

انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي به‌رغم اعمال تحريم‌هاي گسترده از سوي استکبار و تحريم انتخابات از طرف هواداران غرب در ايران و فعاليت گسترده رسانه‌هاي دشمن براي عدم حضور مردم، انتخاباتي دشمن‌شکن و حداکثري رقم خورد که در نوع خود کم‌نظير بود. بي‌ترديد يکي از عوامل پرشور شدن انتخابات، رقابت در خانواده نظام يعني در ميان اصول‌گرايان بود که به گونه‌اي زيبا تحقق يافت و مدعيان اصلاحات براي هميشه از صحنه رقابت‌هاي سياسي حذف شدند؛ از سوي ديگر، نمايندگان شايسته‌اي به مجلس راه يافتند و در مجموع مجلس بهتر از مجلس هشتم شکل خواهد گرفت. اميدواريم در حوزه‌هايي که انتخاباتشان به دور دوم کشيده شده، به‌ويژه تهران، در رقابتي سالم و پرشور، نمايندگان اصلح انتخاب شوند و در نهايت، مجلسي ولايي، مقتدر و در شأن نظام جمهوري اسلامي شکل بگيرد.
يکي از نکات مهمي که در اين انتخابات بسيار برجسته شد، ضرورت وحدت ميان اصول‌گرايان و اتهام وحدت‌شکني به جبهه پايداري بود، برخي افراد با بزرگ کردن جريان‌هاي اصلاح‌طلبي و انحرافي و خطر پيروزي آن‌ها اين‌گونه وانمود مي‌کردند که چنان‌چه اصول‌گرايان در اين انتخابات شکست بخورند، مجلسي شبيه مجلس ششم شکل بگيرد، مقصر اصلي جبهه پايداري است! آن‌ها اعضاي جبهه پايداري را متهم به توهم‌زدگي مي‌کردند و مي‌گفتند آن‌ها حقايق و واقعيت‌هاي جامعه را درست درک نمي‌کنند! برخي از تحليل‌گران جريان اصول‌گرايي ضمن شبيه‌سازي انتخابات نهم با دوم خرداد 76 و انتخابات شوراهاي سوم در تهران سعي مي‌کردند چنين وانمود کنند که اين انتخابات نيز نتيجه‌اي مشابه آن دو خواهد داشت و مقصر اصلي که جبهه پايداري است، بايد تنبيه شود. گاهي هم با تشبيه جدا شدن روحانيون از جامعه روحانيت و تشکيل مجمع روحانيون و نيز جمعيت دفاع از ارزش‌ها توسط آيت ا... ري‌شهري و آقاي پورنجاتي، اين‌گونه تحليل مي‌کردند که تشکيل دهندگان جبهه پايداري با تأسيس اين جبهه، اختلافي عميق و پايدار در ميان اصول‌گرايان ايجاد کردند که به هيچ وجه قابل حل نخواهد بود. سرنوشت اعضاي اين جبهه نيز شبيه اعضاي مجمع روحانيون و جمعيت دفاع از ارزش‌ها از جمله آقاي پورنجاتي خواهد شد!
البته ما در برابر اين همه حرف و حديث‌هاي بي‌سند سکوت کرديم تا رقابت در خانواده نظام به نزاع و درگيري تبديل نشود و خواست رهبر عزيزمان براي انتخاباتي پرشور، رقابتي و سالم، بر زمين نماند. ولي امروز که گرد و غبارهاي تبليغاتي فرونشسته، خوب است به تحليل آن تهديدها بپردازيم تا روشن شود که چه کساني دچار توهم شده بودند. شايد سخن آيت ا... حائري شيرازي در نطق قبل از دستور اجلاس خبرگان بهترين پاسخ به اين‌گونه افراد باشد. ايشان طي بياناتي اظهار داشت: برخي کارها ظاهري مناسب ندارد ولي باطن و عاقبتش بسيار خوب است و برخي کارها به عکس است. آن‌چه در انتخابات اخير اتفاق افتاد، از همين سنخ بود. ابتدا من هم معترض بودم که چرا جبهه پايداري به جبهه متحد نمي‌پيوندد. ولي امروز مي‌فهمم که چه کار مثبتي انجام شده است نپيوستن جبهه پايداري موجب تحقق انتخابات رقابتي و پرشوري گرديد و آدم‌هاي خوبي نيز به مجلس راه يافتند. به‌راستي اگر اين رقابت شکل نگرفته بود چگونه شور انتخاباتي به وجود مي‌آمد؟ در صورتي که مردم برخي اعضاي ليست جبهه متحد را نمي‌پسنديدند به کدام ليست رأي مي‌دادند و در نتيجه به نفع کدام جريان تمام مي‌شد؟! با مروري بر آن‌چه گذشت و نتيجه‌اي که حاصل شد، بايد بيش‌تر به معناي اين جمله امام خامنه‌اي که در وصف آيت‌ا... مصباح فرموده‌اند، پي‌برد: «ايشان عالمي است بصير به معناي حقيقي کلمه.»
بي‌ترديد اگر هدف اصول‌گرايان در رقابت انتخاباتي، خدا باشد؛ پيروزي و شکست ظاهري هر يک به جدايي و اختلاف نخواهد انجاميد بلکه بر وحدت و انسجام آن‌ها خواهد افزود؛ ولي چنان‌چه افراد شکست خورده خود را از نظام جدا کنند و به دليل نرسيدن به صندلي‌هاي بهتر مجلس – که به تيمچه تجارت براي برخي تبديل شده- انقلاب و نظام و مردم را مورد حمله قرار دهند، چنين افرادي اصول‌گرا نخواهند بود که از اختلاف ميان آن‌ها احساس نگراني کنيم.
2. اکنون در آستانه انتخابات مرحله دوم 28 حوزه از جمله تهران قرار گرفته‌ايم و رقابت اصلي در تهران ميان دو ليست جبهه متحد و پايداري است؛ به عبارت ديگر، اين دو جبهه پس از مبارزه انتخاباتي با ساير احزاب و گروه‌ها به فينال انتخابات رسيده‌اند، بنابراين بايد در يک رقابت سخت‌تر، از ميان صالحان، اصلح را شناخت و به آن‌ها رأي داد. البته بسيار روشن است که در اين دوره، به دليل وجود رقابت تنگاتنگ در ميان اصول‌گرايان امکان بروز برخي ادبيات ناشايست، فراوان است؛ از اين رو بايد بيش از پيش مراقب بود و از افتادن در ادبيات غير اخلاقي به شدت پرهيز کرد.
3. برخي افراد در مرحله دوم انتخابات از ضرورت ارائه ليست مشترک توسط اصول‌گرايان سخن به ميان آورده‌اند و دوباره، خطر پيروزي اصلاح‌طلبان را به رخ کشيده و در کنار آن، کم‌وزني جبهه پايداري را مطرح کرده‌اند؛ همچنين هشدار داده‌اند که اين جبهه به فراتر از رياست جمهوري مي‌انديشد! از اين رو پيشنهاد ليست مشترک با چنين جبهه‌اي مي‌دهند.
خوشبختانه اين‌گونه افراد در مدت کوتاهي متوجه اشتباه خودشان شده، در همان سايت که به تخريب پرداخته بودند عذرخواهي کردند. نکته عميق که بايد به آن توجه کرد اين است که اکثر قريب به اتفاق 50 نفري که در دور دوم تهران راه يافته‌اند، از دو جبهه اصول‌گرايان هستند و از مهم‌ترين ويژگي اصول‌گرايي، ولايت پذيري و ولايت مداري است و بي‌ترديد استفاده از ادبيات تخريبي برخلاف نهي رهبري است. و کساني که از اين نوع ادبيات استفاده مي‌کنند در واقع خودشان را زير سؤال مي‌برند.
4. درباره ارائه ليست مشترک در مرحله دوم نيز توجه به اين نکته لازم است که انتخابات در مرحله دوم، رقابت در فينال است و در هيچ مجموعه‌اي چنين نيست که مسابقه در فينال را به گفت‌وگو و توافق تبديل کنند. در مرحله اول که احتمال ضعيف خطر پيروزي اصلاح‌طلبان و جريان انحرافي وجود داشت، ليست مشترک ارائه نشد، اکنون که هيچ خطري از سوي آن‌ها وجود ندارد و براي حضور حداکثري در انتخابات، رقابت لازم است، با کدام توجيه بحث ليست مشترک مطرح مي‌شود؟ به نظر مي‌رسد طراحان ليست مشترک به‌دنبال اهداف ديگري هستند!

قاسم روانبخش

هفته نامه پرتو سخن

پند های عبودیت ( دعا به شاه !)

حاج آقا عبودیت نقل می کردند:

2سالی رفته بودم خرم آباد برای تبلیغ ، آمدند پیش ما گفتند میروید منبر دعا به شاه کنید .

بهشان گفتم آنها که ما را فرستادند یعنی مراجع به ما گفتند برید مسئله بگید ، ما هم دستور از بالا میگیریم.

ماموریم و معذور.

رفتند و بعد فهمیدیم آنهایی که میامدند پیش ما همشان ساواکی بودند.


در خاطره ای دیگر تعریف می کردند:

افسری بود ، روز عاشورا گفتند برو منبر و دعا به شاه بکن ، او هم آدم زرنگی بود.

رفته بود و همه دعاها را که کرد ، گفت خدایا شاه ما را با کوروش و داریوش و خشایارشاه محشور بفرما!

پندهای عبودیت(فکر بی جا)

حاج آقا عبودیت نقل می کردند:

روزی در راه منزل بودم ، از جلوی خانه ها و آپارتمان ها که رد میشدیم ، نیم ساعت با خودم فکر میکردم چطور می شد یک خانه داشتیم اتاق ش کجا ، مستراح ش کجا و... وقتی رسیدم منزل به خودم گفتم احمق خر! وقتتو تلف کردی ، هر وقت شرایط ش شد اونوقت فکر کن خونه ام چطوری باشه . میتونستی تو راه ذکر خدا بگی و نگفتی.

با عرض تسلیت

سلام

با عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا س

دو سخنرانی از حضرت آقا را در مورد زن و غرب به مناسبت این ایام روی سایت میگذارم

http://uplod.ir/bo6lgfvciizb/______________.doc.htm

هر دو سخنرانی در یک فایل ورد هستند

السلام علیک یا ایتها الصدیقه الشهیده

ویژه فاطمیه اول 1391

عمر برف است و آفتاب تموز...

سلام. با عرض تبریک سال نو.

یک کلیپ از سخنان رهبر معظم انقلاب دامت برکاته در مورد عمر انسان

اوقات شرعی اصفهان در سال 1391

رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم:

الدنیا دُوَلٌ فما کان لک اتاک علی ضعفک، و ما کان منها علیک لم تدفعه بقوتک، و من انقطع رجاوه مما فات استراح بدنه، و من رضی بما قسمه الله قرت عینه.

دنیا متغیر است، منفعتی که نصیب توست اگر ضعیف هم باشی به تو میرسد و ضرری را که نصیب توست دفع آن را با تمام قدرت هم نتوانی کرد. هرکس امید خود را از آنچه بر باد داده ببُرَد به آرامش دست می یابد و هرکس به آنچه خدایش قسمت کرده خشنود باشد چشمش روشن می گردد.

(تحف العقول)

چهل توصیه اخلاقی از آیت الله سعادت پرور

اشاره: آيت الله علي پهلواني تهراني (سعادت پرور)، در سال 1305 هجري شمسي در تهران تولد يافت. وي از نوجواني در محضر اساتيد بزرگي مانند شيخ محمد زاهد، آيت الله حاج شيخ علي اكبر برهان، آيت الله العظمي مرعشي نجفي، آيت الله العظمي بروجردي و حضرت امام خميني(ره) حاضر شد و تا مرحله اجتهاد پيش رفت.
از آنجا كه وي به مباحث اخلاقي- عرفاني و طي مراحل سير و سلوك علاقه فراواني داشت، مدت چهل سال در محضر علامه طباطبايي حضور يافت. آيت الله پهلواني به واسطه انجام دستورات اخلاقي و درك فيوضات روحاني مرحوم علامه، به درجاتي از عرفان و معنويت دست يافت كه پس از رحلت علامه طباطبايي، برخي از شاگردان آن استاد فرزانه، با اصرار فراوان، خوشه چين اخلاق و عرفان آيت الله پهلواني شدند و ايشان در طول حيات خود، شاگردان بسياري را تربيت كرد.
آثار قلمي به يادگار مانده از آن سالك الي الله عبارتند از:
-مجموعه نفيس و گرانقدر شرح غزليات حافظ با عنوان «جمال آفتاب» كه به عنوان كتاب برگزيده سال تاكنون چندين نوبت به چاپ رسيده است.
- قرآن و فطرت
-جلوه نور: در فضايل معنوي- توحيدي حضرت فاطمه زهرا(س)
-فروغ شهادت: تحقيقي نو در زمينه نهضت حسيني
-سرالاسراء: شرح و تفسير حديث شريف معراج
-معارف ادعيه
-راز دل: تقرير بيانات مرحوم علامه طباطبايي در شرح گلشن راز شبستري
سرانجام در سحرگاه پنج شنبه دوازدهم شوال 1425 برابر 5 آذر 1383قلب شان از حركت ايستاد و روح پر فتوحش در نزد پروردگار جاي گرفت. بدن مبارك ايشان را پس از غسل و كفن و خواندن نماز به امامت حضرت آيت الله بهجت(ره) در حرم مطهر حضرت معصومه(س) در مسجد شهيد مطهري(ره) در نزديكي مرقد مرحوم علامه طباطبايي(ره) به خاك سپردند. مقام معظم رهبري در پيام خود ضمن تفقد و دلجويي از خانواده محترم آن مرحوم، چنين مرقوم فرمودند: «آن بزرگوار عمر طيب و طاهر و همراه با تلاش مباركي را در تعليم و ترويج معارف الهي و توحيدي گذراندند و نمونه اي از صفا و اخلاص بودند.»

توصیه ها در ادامه مطلب

انشاءالله که تذکرات مفیدی برایمان باشد و بتوانیم استفاده کنیم

ادامه نوشته

متن نامه ی دانش آموزان روستای سرفراز ولندان در خصوص شهید احمدی روشن

متن نامه ی دانش آموزان بوستان ولندان در خصوص اربعین شهید احمدی روشن و پاسخ نامه

در تاریخ 20/11/1390 نامه ای توسط دانش آموزان دبستان بوستان از روستای ولندان، خطاب به خانواده شهید احمدی روشن نوشته شد و به لحاظ اینکه آدرسی از خانواده ی آن شهید قهرمان در دست نبود ، نامه به روابط عمومی دانشگاه صنعتی شریف تهران ارسال گردید تا به خانوده ی شهید احمدی روشن تحویل گردد . که در تاریخ 16/12/1390 پاسخ روابط عمومی دانشگاه به همراه هدایا و لوح تقدیر جهت دانش آموزان و آموزگاران به آموزشگاه رسید که بدینوسیله از جناب آقای دکترمحمد شریف خانی مدیر محترم  روابط عمومی دانشگاه شریف تشکر و قدر دانی می گردد

متن کامل نامه و پاسخ روابط عمومی دانشگاه بدین شرح می باشد:

 منابع:

سایت رسمی دانشگاه شریف

سایت بوستان ولندان

دانشنامه آزاد ویکیپدیا

ما ولندانی ها اینیم دیگه!!!

انواع شورا قسمت2(سلسله مباحث تشکیلات اسلامی)

شورای تصمیم گیری:

در یک تشکیلات باید برای رسیدن به هدف تصمیم گیری شود ،حداقل بخاطر تفاوت روش ها تصمیم گیری افراد متفاوت است . در معنا باید تصمیم گیری را از اجرا جدا در نظر گرفت ، امکان دارد تصمیم گیرنده فرد یا افرادی باشند و اجرا کننده هم فرد یا افراد دیگری.

 مشخص است کس یا کسانی که میخواهند پیرامون موضوعی تصمیم گیری کنند باید متخصص آن موضوع باشند.

حال باید بررسی کرد آیا در یک ساختار تصمیم گیری فردی بهتر است یا تصمیم گیری جمعی (شورایی)

در این قسمت اختلاف نظر زیاد است ، برخی مطلقا تصمیم گیری فردی را قبول دارند و برخی مطلقا و برای هر ساختاری تصمیم گیری جمعی و در اکثر ساختارهایی که در جامعه می بینیم در این زمینه متفاوت عمل می شود و از بین انواع شورا ، این ساختار مورد بحث ترین است.

نحوه انتخاب تصمیم گیرنده یا تصمیم گیرندگان نیز بحث مهم این قسمت است ، زیرا باید برای تشخیص متخصص بودن فرد و اعلم بودن او باید ملاکی در نظر گرفت ، گاهی ملاک ، داشتن بالاترین درجه ی علمی است ، گاهی انتخاب توسط رای مساوی یا نامساوی اعضا ، گاهی انتصاب مسئول بالاتر ، انتخاب متخصصان دیگر و ملاک های دیگر انتخاب.

یک مثال جالبی که وجود دارد این است که فرض کنید عده ای می خواهند برای یک عمل جراحی تصمیم گیری کنند ،7نفر اینها قصاب هستند و 3نفر جراح.

1- می شود به صورت دموکراسی بگوییم همه ی جمع تصمیم بگیرند ، رای قصاب ها بر جراح ها غلبه می کند و احتمال بالا تصمیم غلطی می گیرند و مثلا می گویند دل و روده ی طرف را بکشیم بیرون!!

2- یک بار می شود انتخابات گذاشت و شورای 3نفره ای از جمع تصمیم بگیرند ، احتمال زیاد دارد در شورای 3نفره قصاب باشد ، یا اینکه قصاب ها قبول می کنند تخصص ندارند و 3نفر جراح از صندوق رای در خواهند آمد که مطمئنا بهتر از دموکراسی قبلی است ، یا اینکه 1یا 2نفر جراح و دیگران قصاب و یا اینکه قصاب ها به صنف خود رای می دهند و هر3نفر شورای انتخابی هم قصاب می شوند و چه بسا تصمیم بدتر از دموکراسی هم بشود.

3- به شکل دیگر می توان گفت 3جراح چون جراح اند تصمیم بگیرند ، این حالت قطعا بهتر از گزینه های قبلی است ، متخصصین تصمیم می گیرند.

4- روش دیگر این است که یک نفر از بین جمع 10نفره انتخاب شود و تصمیم گیرنده باشد ، در این حالت هم امکان دارد تصمیم گیرنده قصاب در آید ، که بدترین حالت است ، امکان هم دارد جراح در آید.

5- روش دیگر اینکه10نفر بیایند از بین جراح ها یک نفر را انتخاب کنند ، که یک جراج انتخاب شود و تصمیم گیرنده باشد.

6-خود 3جراح بیایند از بین خود 1نفر را انتخاب کنند.

نکته ای که اینجا هست این است خود جراح ها هم قطعا تفاوت مرتبه ی علمی دارند ، اگر یک نفر عالم تر باشد و دو نفر دیگر جاهل تر ، در تصمیم گیری جمعی ، رای دو جراح جاهل تر بر رای جراح عالم تر غلبه می کند.


در بحث انتخاب تصمیم گیرنده یا تصمیم گیرندگان باید روشی را دنبال کرد تا شخصی که بهتر است و عالم تر است ، انتخاب شود و در همین جا اختلاف ساختارها شکل می گیرد.

نکاتی درباب تفاوت های تصمیم گیری فردی و شورایی:

وقتی یک شخص تصمیم گیری می کند ، همه ی افراد او را مسئول آن تصمیم می دانند اما در تصمیم گیری شورایی همه ی شورا مسئول آن تصمیم هستند حتی کسی که رای خلاف آن تصمیم داده باشد.

در تصمیم گیری فردی می شود فرد را مواخذه کرد و با تکرار اشتباهات او را از مسند تصمیم گیری کنار گذاشت اما در شورای تصمیم گیری نمی دانیم کدامیک را باید مواخذه کنیم یا کدامیک را باید کنار بگذاریم.

در تصمیم گیری فردی احتمال استبداد و تکروی به نفع منافع خودی بالاتر می رود اما در شورای تصمیم گیری امکان استبداد به مراتب پایین می آید .

در تصمیم گیری فردی وحدت رویه وجود دارد اما در تصمیم گیری شورایی خیر.

در تصمیم گیری فردی امکان دارد مشورت صورت نپذیرد اما در تصمیم گیری جمعی ، حداقل افراد مجبورند با همدیگر مشورت کنند.

در کل ایده آل این است که اعلم و متخصص ترین فرد که مستبد نباشد در موضوع مورد تخصص خود تصمیم بگیرید اما آنچه باعث شده ساختار نویس های مجموعه ی مختلف بعضا همان ساختار شورایی را ترجیح دهند ، ترس از دیکتارتوری ، استبداد یا تکروی فرد تصمیم گیرنده است و همچنین ملاک چگونگی تشخیص فرد اعلم .

با این حال جالب است بدانید اغلب فلاسفه باستان از جمله افلاطون و ارسوط که از آنها آثاری در زمینه ساختارهای حکومتی بجا مانده است.

ضمن تشریح ساختار های متفاوت خود نظام فیلسوف شاه یا شاه عالم را ایده آل می دانستند.

می گفتند اول بهتر است عالم ترین فرد حاکم باشد و اگر اینگونه نبود باید حاکم را عالم کرد.

اما به هر حال این بحث بسیار دامنه دار است و بررسی کامل آن خود یک کتاب می شود.



سوال؟

به نظر شما چرا آقا برای اولین بار ، در پیام نوروزی امسال دعای فرج خواندند؟

سال تو سال نو مبارک!

a940abae763a761db48a97f1b90e469a.jpg

دیدگاه ما در مورد زن

در فلسفه علوم اجتماعی گفته می شه که مشاهده برگرفته از نظریه است؛ خیلی نمی خوام این دیدگاه را بشکافم؛ اما شاید بشه این جوری خلاصشو گفت که ما نگاهمون از یک عقبه معرفتی برخورداره که بر اساس آن، دیدگاه های مختلف ما در زندگی شکل می گیره. حالا عامل این معرفت، خودش می تونه انواع مختلفی داشته باش، اما اجمالا می شه گفت که یک مقوله فرهنگیه. نوع نگاه هر جامعه ای به جنس زن هم از اون مقولاتیه که تفاوت های عجیب و غریبی داره؛ مثلا بعضیا زن رو بر اساس ذهنیت خودشون اینجوری می بینن:


نگاه به زن در جامعه



ادامه نوشته