حاج آقا عبودیت نقل می کردند:

2سالی رفته بودم خرم آباد برای تبلیغ ، آمدند پیش ما گفتند میروید منبر دعا به شاه کنید .

بهشان گفتم آنها که ما را فرستادند یعنی مراجع به ما گفتند برید مسئله بگید ، ما هم دستور از بالا میگیریم.

ماموریم و معذور.

رفتند و بعد فهمیدیم آنهایی که میامدند پیش ما همشان ساواکی بودند.


در خاطره ای دیگر تعریف می کردند:

افسری بود ، روز عاشورا گفتند برو منبر و دعا به شاه بکن ، او هم آدم زرنگی بود.

رفته بود و همه دعاها را که کرد ، گفت خدایا شاه ما را با کوروش و داریوش و خشایارشاه محشور بفرما!