تفاوت عمده

کوتاه و ساده

به نظر می رسد یکی از مهمترین اختلافات جبهه پایداری و ائتلاف 2+1 در نحوه ی رسیدن به کاندید نهایی این است که جبهه پایداری به دنبال "اصلح" است اما 2+1 به دنبال آدم رأی آور صالح است (نمونه های آن در کلام افراد هر دو جبهه کاملاً مشخص است مثل این صحبت آقای حداد : http://rajanews.com/detail.asp?id=155267)

و رسیدن به اصلح چنیدن بار در صحبت های آقا تا به حال آمده است.

پس نتیجه می گیریم جبهه پایداری به آقا نزدیک تر است

یک کلام ، ختم کلام


رهبر جمهوری اسلامی ایران ثروتمند ترین فرد جهان + اسناد

سید علی خامنه‌ای ثروتمندترین رهبر دنیاست؛
چرا که:
خونی که در رگ ماست،
همه هستی‌مان،
جان ناقابل‌مان،
و مختصر آبرویی که داریم،
همه و همه،
از آن خامنه‌ای است.
که با این کلکسیون،
با این همه ثروت،
ویلا ندارد، بیت دارد…
خانه اش به جای فرش،
عرش دارد و گلیم و چند تکه آسمان.
همه چیز ساده است.
مثل خانه زهرا(س).
مثل خیمه حسین(ع).
و حسینیه امام خمینی(ره) دارد.
و چفیه دارد.
و عصایی که چوبش از شجره طوباست.
و دست مجروحی،
که ریشه در "کف العباس" دارد.


و آقای ما، خامنه‌ایست…


منبع: +



بصیرت



نامه حسین درخشان به مجری بی‌بی‌سی

 حسین درخشان، فعال سیاسی مقیم کانادا بود که سال 87 پس از بازگشت به ایران، بازداشت و به جرم‌ همکاری با دولت‌های متخاصم، تبلیغ علیه نظام اسلامی، تبلیغ به نفع گروهک‌های ضد انقلاب، توهین به مقدسات و راه اندازی و مدیریت سایت‌های مبتذل و مستهجن به 19 سال زندان محکوم شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، حسین درخشان که 5 سال است برای گذراندن دوره محکومیت 19 ساله اش در زندان اوین به سر می برد، در نامه ای خطاب به فرناز قاضی زاده مجری بی بی سی فارسی مطالبی را مطرح کرده است که شرح کامل این نامه از نظرتان می گذرد :

 
به نام حق
 
خانم فرناز قاضی زاده‌، دوست و همکار قدیمی،
 
سلام بر تو و خانواده‌ی گرامی‌ات. کاش بجای زندان اوین، این نامه را از روی نیمکت‌های مورد علاقه‌ام کنار بی.اف.آی (موسسه فیلم بریتانیا) در کرانه‌ی جنوبی رودخانه‌ی تِیمز می‌نوشتم تا تو و خوانندگانِ دیگر فکر نکنید حبس پنج ساله‌ی من تاثیری در محتوای این نوشته دارد. اتفاقا خوب است نگاهی به یکی از آخرین نوشته‌های وبلاگم، پیش از اینکه در آبان 1387 بازداشت شوم، بیندازی که دقیقا همین مضمون را داشت؛ به بهانه‌ی اخراج رفیقمان مهدی جامی از رادیو زمانه و با تیتر: «نان‌خورهای دولت‌های متخاصم، بیدار شوید». 1
 
یازده آبان هشتاد و هفت نوشته بودم: «دوستان روزنامه‌نگار رفرمیستی که سرشان را توی برف کرده‌اند و فکر می‌کنند رسانه‌ای که تمام پولش را یک دولت بدهد می‌تواند مستقل باشد، بهتر است بیشتر از این خودشان را گول نزنند. همین تلویزیون بی.بی.سی فارسی هم که قرار است راه بیفتد و آب از لب و لوچه‌ی خیلی از شماها راه انداخته است هم تمام خرجش از دولتی می‌آید که می‌خواهد با تحریم اقتصادی خانواده‌ و مردم و کشور شما را نابود کند. شرف و آبروی خودتان را نفروشید و وقتی کار یادگرفتید به ایران برگردید. فضای رسانه‌ای در ایران هرگز از این بازتر نبوده است و برای همه‌ی شما کار و موقعیت در ایران هست. هرچند کمی سخت‌تر از بی.بی.سی، ولی در عوض عذاب وجدان نخواهید داشت. وقتی در ناباوری محض، صدا و تصویر عبدالمالک ریگی یا رهبران پژاک یا امثال آن را از بی.بی.سی فارسی دیدید، می‌فهمید چه می‌گویم. شما فعلا مست و سرخوش از معاشرت با موبورها و چشم‌آبی‌ها، یادتان رفته است که تاریخِ چیزی به نام استعمار هرگز پایان نیافته است. امیدوارم وقتی این مستی از سرتان می‌پرد،‌ با خودتان روراست باشید.»
 
حتما یادت هست که پس از سالها همکاری و دوستی در رسانه‌های اصلاح‌طلبان در ایران و رفت و آمد خانوادگی در فرنگ، آخرین بار تو را در آمفی‌تئاتر خلیلی در زیرزمین دانشگاه سواز لندن دیدم. آنجا، وسط آن جمعیت، با سماجت با تو رودرو شدم و پرسیدم که چرا تو و حتی سینا مُطلبی، که این همه رفیق بودیم و برای آزاد شدنش از بازداشت بیست‌روزه‌اش دنیا را به هم ریختم، حالا این‌قدر آشکارا از من فرار می‌کنید و جواب دادی: «ما از تو می‌ترسیم.» منظورت واضح بود. مرا مثل خیلی‌های دیگر مامور جمهوری اسلامی می‌دانستید، چون چهارتا مطلب در نقد اصلاح‌طلبان و در حمایت از امام خمینی و انقلاب اسلامی نوشته بودم. حالا سرنوشت‌هایمان را ببین.
 
خیلی چیزها در این پنج سال عوض شده است. از همه مهم‌تر این‌که پسر دوست‌داشتنی‌ات، مانی، دارد بزرگ می‌شود و کم‌کم می‌فهمد دنیا چه خبر است. کم‌کم در اثر معاشرت با جوان‌های فراوان مهاجر لندن می‌فهمد که استعمار یعنی چه، سرمایه‌داری چیست، مسلمان یعنی چه، قدرت و هژمونی چیست، و صهیونیزم و اسراییل یعنی چه. دور نیست روزی که او را با چفیه‌ای فلسطینی دور گردن در بازگشت از یکی از راهپیمایی‌های بزرگ ضداسراییلی لندن ببینی و تمام بدنت یخ کند. چون فکر نمی‌کردی پسرت در قلب بریتانیا -و نه ایران- به شکل بسیجی‌ها از آب درآید. آیا این بقول انگلیسی‌ها آیرانیک (Ironic) نیست؟
 
واقعیتی است که بخش مهمی از ساکنان لندن، بخاطر مهاجران انبوه و محیط آکادمیک نسبتا آزاد و سابقه‌ی طولانی سندیکاهای کارگری و گروه‌های بانفوذ ضدسرمایه‌داری‌اش، تمایلات ظلم‌ستیزانه‌ی قابل توجهی دارند. و لابد شنیده و دیده ای که بخاطر همین ویژگی‌ها، بیشترین جمعیت (به نسبت اروپا) در راهپیمایی‌های گوناگون لندن بر ضد حمله به عراق، ضد حمله به لبنان، ضد سرمایه‌داری، ضد بی‌عدالتی، ضد حمله به غزه -و حتی ضد پوشش جانبدارانه‌ی بی.بی.سی از اسراییل- شرکت می‌کند.
 
خب، اگر پسرت فردا، پس فردا، غمزده و گرفته از دبیرستان برگردد و معلوم شود دوستانش، بخاطر اینکه تو و سینا برای وزارت خارجه بریتانیا کار می‌کنید، او را اذیت و مسخره کرده‌اند، چه می‌کنی؟ اگر بپرسد «مگر ما ایرانی نیستیم، پس چرا شما برای دولتی که با ایران دشمنی می‌کند کار می‌کنید» چطور اقناعش می‌کنی؟ 2
 
مطمئنم که خوب این واقعیت‌ها را می‌دانی و به هر دلیل این انتخاب فعلی توست. ولی نکته اینجاست که هنوز بسیاری از جوان‌های روزنامه‌نگارِ خسته از فضای سیاسی و پرتلاطم ایران، هر شب در آرزوی بیرون آمدن از ایستگاه متروی هالبورن، و قدم زدن در پیاده‌روهای کینگزوِی به سمت ساختمان بوش هاوس و کارت زدن در آن درهای چرخان و وارد شدن و کار کردن در آن ساختمان قدیمی می‌خوابند. (فقط امیدوارم در خیالاتشان موقع رد شدن از خیابان‌های لندن با ماشین‌هایی که بر عکسِ ایران از سمت راست می‌آیند، تصادف نکنند. و البته بدانند که مدتی است دیگر در بوش هاوس خبری نیست و همه را تخلیه کرده‌اند و کل بی.بی.سی رفته به برودکاستینگ هاوس در پورتلند پلیِس!)
 
همین بچه‌ها که این‌قدر در ایران استقلال حرفه‌ای برایشان مهم است و مثلا حاضر نیستند حتی یک روز برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا روزنامه‌‌های وابسته به حاکمیت کار کنند (مگر اینکه پولش خوب باشد و کسی هم نفهمد!)، حاضرند بیایند برای سرویس جهانی بی.بی.سی که حتی در وب‌سایت دولت بریتانیا، در کنار سرویس مخفی اطلاعاتی (اس.آی.اس) زیر مجموعه‌ی وزارت خارجه تعریف شده است و همه‌ی خرج دویست و چهل، پنجاه میلیون پوندی سالانه‌اش را هم وزارت خارجه (اف.سی.او) می‌دهد(3) ، کار کنند. (در همان پورتال دولت بریتانیا خواهی دید که بخش داخلی بی.بی.سی زیر نظر وزارت فرهنگ تعریف شده است.)4
 
من شرمنده‌ام که بخشی از رسانه‌های حکومتی، بجای اینکه با ابزار تاریخ و استدلال منطقی درباره‌ی بی.بی.سی و کارکرد استعماری‌اش روشن‌گری کنند، وارد بازی‌های غیراخلاقی و زشت و تهمت‌های اثبات‌نشدنی شده‌اند. من از آنها و از بحث‌هایشان تبری می‌جویم.
 
اما سوالم این است که اگر خدای نکرده و به فرض محال (چون فعلا نه جراتش را دارند و نه توانش را) یک روز آمریکا و انگلیس و اسراییل بخواهند به بهانه‌های دروغین به ایران حمله کنند و متوجه شوی بی.بی.سی هم، درست مانند دوران پیش از جنگ عراق (و دوران ملی شدن نفت در دهه‌ی 1330)، دارد به این جوسازی‌ها دامن می‌زند و برای حمله‌ی نظامی به وطن‌مان زمینه می‌سازد، چه خواهی کرد؟ می‌مانی و بر اساس سیاست‌هایی که از وزیر خارجه –طبق روش اروپایی بطور نامحسوس- ابلاغ می‌شود، جلوی دوربین با صورتی آهنین از تعداد کشته‌ها و زخمی‌های هم‌وطنانت و تلاش نیروهای «اتحاد» برای کمک به زخمی‌ها و آسیب‌دیدگان حرف می‌زنی؟ شک ندارم که جوابت منفی است. تو و تقریبا تمام بچه‌هایی که من می‌شناسم و الان در بی.بی.سی کار می‌کنید، مثل ابوالقاسم طاهری در زمان ملی شدن نفت، آن‌قدر عزت و شرف و انسانیت و وطن‌دوستی دارید که استعفا دهید یا حداقل اعتصاب کنید.
 
ولی مگر الان جنگ اقتصادی‌ای که علیه موجودیت ایران راه انداخته‌اند، کمتر از حمله‌ی نظامی است؟ خودت که بارها از زبانشان شنیده‌ای که جنگ نظامی را، بخاطر همبستگی‌ای که در داخل ایران تولید می‌کند، مردود می‌دانند. ولی آیا به نظرت اینکه خانواده‌‌‌ی عزیز در ایران، بخاطر دسترسی نداشتن به ساده‌ترین امکانات پزشکی، در اثر جنگ اقتصادی‌ای که بی‌رحم‌ترین شیک‌پوشان عالم با چهار تا امضا و لبخند علیه مردم ما راه انداخته‌اند، سلامتی‌شان را از دست بدهند قابل توجیه است؟ تو که هر روز سرت توی خبرهاست بهتر می‌دانی که در تاریخ سابقه نداشته است که بانک مرکزی کشوری تحریم شده باشد و عملا تمام راه‌های انتقال پول و ارز را به آن ببندند. مگر ایران چه گناهی کرده است، جز اینکه مثل سال 1330 که سعی کرد حق مردمش را از سرمایه‌های خدادادی زیرزمینی‌اش از بریتانیا بازپس گیرد، حالا هم می‌خواهد همان نفت گران‌قیمت را بجای اینکه برای تولید برق مفت بسوزاند، صرف سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و تولید محصولات شیمیایی پرارزش کند و در عوض برقش را از راه ارزان و پاک اتمی بدست بیاورد؟ اگر برق اتمی اشکال دارد، پس چرا فرانسه 77 درصد و آمریکا 19 درصد و بلژیک 50 درصد و سویس 40 درصد و کانادا 15 درصد و آلمان 18 درصد و انگلیس 16 درصد و ارمنستان 33 درصد و اسلونی 41 درصد و مجارستان 43 درصد و تایوان 20 درصد و سوئد 40 درصد برق خود را از رآکتورهای روزبه‌روز پیشرفته‌تر خود می‌گیرند؟ 5
 
این وحشیانه‌ترین جنگ غیرنظامی‌‌ای است که در تاریخ بشر علیه کشوری راه افتاده و اگر هر کشوری جز ایران بود، تاحالا شکست خورده بود. مردم ایران واقعا صبور و نجیب و مقاوم‌اند و جمهوری اسلامی هم، با وجود همه‌ی ندانم‌کاری‌هایش، با خلاقیت‌های استثنایی و پوست‌کلفتی خیلی خوب مقاومت کرده و اجازه نداده که مردم شرایط جنگی را خیلی حس کنند.
 
این جنگ خونریزی ندارد. بی‌صدا تضعیف می‌کُند و آرام می‌کُشد. ولی نباید موجب شود اصل جنگ را فراموش کنیم و فکر کنیم چون چهارتا راهنمای تنظیم خبر و قواعد سردبیری داریم، از منافع دولتی که این جنگ اقتصادی را علیه مردم‌مان راه انداخته است، مستقل‌ایم. خودمان را گول نزنیم که کارمان بر اساس معیارهای حرفه‌ای است. بی.بی.سی بریتانیایی همان‌قدر در راستای منافع دولت گرداننده‌اش عمل می‌کند که پرس تی.وی جمهوری اسلامی. فقط اروپایی‌ها بخاطر سابقه‌ی استعماری‌شان بهتر بلدند روند تامین منافعشان را در پوشش‌های موجه مخفی کنند.
 
سوال باز هم اینجاست: طرف ظالم بایستیم یا مظلوم. برای مسلمان شیعه‌ای که حداقل یک‌بار در زندگی‌اش جمله‌ی «انی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم» را شنیده باشد، همین دو طرف بیشتر نیست. ولی اگر برای کسی هر روز عاشورا و همه‌جا کربلا نیست، می‌تواند انتخاب کند که، اگر توان دفاع از مظلوم را ندارد، حداقل طرف مهاجمِ ظالم نایستد.
 
و کاش جمهوری اسلامی آن‌قدر درایت داشت که فضای رسانه‌ای سومی برای همین بچه‌های روزنامه‌نگارِ خسته و بریده در بیرون از ایران -چیزی شبیه به تلویزیون «المیادین»- درست کند که اگر کسی به هر دلیلی تاب ایستادن در این طرف را ندارد، مجبور نشود بخاطر یک لقمه‌ نان و یک نفس آسایش، با هزار توجیه و عذاب وجدان، دست با دامن مهاجمان به سرزمین و مردم خود شود.
 
خانم قاضی زاده‌، تهیه‌کننده و مجری گرامی بی.بی.سی فارسی،
 
به من که پنج سال از بهترین سالهای جوانی‌ام را تا حالا در مشهورترین زندان جمهوری اسلامی گذرانده‌ام و هنوز هم چهارده سال دیگر از حکم حبسم باقی است، اجازه بده تا به سبک ابوالقاسم طاهری، همکار قدیمی‌ات در بی.بی.سی (که در جریان ملی شدن صنعت نفت در دهه‌ی1330 از ملی‌شدن نفت دفاع کرد و از سیاست‌های بریتانیا تبری جست 6) به تو و دیگر همکارانت بگویم: این مردم، این کشور، و این انقلاب ارزشش را دارد که آدم با وجود همه‌ی سختی‌ها و دلخوری‌ها پای ان بایستد -یا حداقل دست در دست مهاجمان بی‌رحم به آن نگذارد.
 
حالا شاید اثر این نامه از داخل زندان اوین بیشتر باشد تا از روی آن نیمکت‌های بزرگ چوبی محبوبم در ساوث بنک در کنار بریتیش فیلم اینستیتوت.
 
 
 
با دوستی و آرزوهای خوب،
 
حسین درخشان
 
تهران، زندان اوین
 
26 فروردین 1392
 
15 آوریل 2013
 
 
 
پی نوشت:
 
 
 
1  http://web.archive.org/web/20081121081835/http://hoderiniran.com/
 
2  می‌دانم که از سال 2014 وزارت خارجه دیگر به سرویس جهانی و مانیتورینگ پول نمی‌دهد و هزینه‌های آن مثل بخش داخلی بی.بی.سی باید از حق اشتراک مردمی پرداخت شود. ولی این را هم می‌دانم که مدیریت سرویس جهانی و مانیتورینگ کماکان توسط وزارت خارجه و مشارکت تراست بی.بی.سی (هیات مدیریتی کلان بی.بی.سی که به پیشنهاد کابینه توسط ملکه منصوب می‌شوند) اداره خواهد شد. بطوری که ویلیام هیگ، وزیر خارجه‌ی کنونی، در گزارشی به پارلمان تاکید می‌کند: «بی.بی.سی، مانند حالا، همراه با وزیر خارجه، به تعیین اهداف، اولویت‌ها و مقاصد سرویس جهانی بی.بی.سی ادامه خواهد داد و برای ایجاد یا تعطیل کردن هر سرویسی به زبان‌های مختلف باید ک.افقت کتبی وزیر خارجه را اخد کند.» http://www.publications.parliament.uk/pa/cm201012/cmselect/cmfaff/1058/1058.pdf  3  
 
4  https://www.gov.uk/government/news/foreign-office-will-provide-additional-funding-for-the-bbc-world-service
 
5  https://www.gov.uk/government/organisations
 
  http://www.iaea.org/pris/
 
6 در مرداد 1330 و اوج درگیری ایران با بریتانیا برای ملی کردن صنعت نفت، ابولفاسم طاهری، از کارمندان واقت بخش فارسی سرویس جهانی در واکنش به رادیو ایران که او و دیگر کارکنان بی.بی.سی را خاین خوانده بودند، نامه‌ای به روزنامه‌ی «باختر امروز » که مهمترین مدافع ملی شدن نفت بود نوشت. در این نامه آورده بود «از طرف دو، سه نفر از همکارانم... به صراحت اعلام می‌کنم که ما از دولت‌مان تبعیت می‌کنیم، هر چه که باشد. مهم نیست که وطنمان چقدر در مقایسه با کشورهای دیگر عقب‌مانده است، ما باز هم عاشق حتی خرابه‌ها و گورستان‌هایش هستیم.»
 
منبع: http://www.cira-jira.com/Vol%20%2017.1%202%20Shahidi%20April%202001.pdf


منبع : رجانیوز


یک عهد عالی (رفاقت با شهید)

روشی عملی و مستند و تست شده برای دوستی و انس با روح یک شهید

تا حالا شده با شهیدی رفاقت کنید


 هممون میدونیم شهید زندست و به انقلابی که به ثمر رسونده, سر میزنه و مدام اونو از گزند خطرات و تهدیدات حفظ میکنه. 


حالا تصور کنیم یا یکی از شهدا بتونیم رابطه دوستی - عاطفی برقرار کنیم.... 

فکر میکنین چه اتفاقی میفته !؟


      روح شهید با روح شما رفیق و همراه میشه.

      از فردا حضور شهید رو همیشه کنار خودتون احساس میکنید چون روح شما همیشه همراهتونه !

      در طول روز هواتونو داره ( موقع درس خوندن, نماز و انجام طاعات, غذا خوردن, مسجد رفتن, گردش و همه فعالیته ها.... ) 

      براتون مدام دعا میکنه چون شهدا فوق العاده رفیق باز بودن و هستند !

      نه تنها برای نماز صبح که بعد از مدتی برای خوندن نماز شب هایی باصفا بیدارتون میکنن.

      در هر مرحله از زندگی که چند گزینه انتخاب داشته باشید, به راحتی گزینه اصلح رو نشونتون میدن.

      لذت بندگی, عبادت, طاعت و معنویت رو به دوست خودشون خواهند چشاند.

      برای جوونهای در آستانه ازدواج, یه همسر خوب پیدا میکنن. یه دختر خانم یا آقا پسر خوب که اتفاقا اونم به شهید شما ارادت داره !!!

حالا به این مثلث فکر کنین :

     شما + دوست شهید شما + همسر شما (ارادتمند دیگر شهید)

     

     و در نهایت و اوج این رابطه این مثلث شکل خواهد گرفت :

     شما + دوست شهید شما + خــدا

      نسئل الله منازل الشهداء


 گام (1) : انتخاب فقط 1 شهید

  گام (2) : عهد بستن با شهید

  گام (3) : شناخت شهید

  گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید

  گام (5) : درگیر کردن خود با شهید(عملی و نه لفظی)

   گام (6) : عدم گناه در حضور رفیق ! 

  گام (7) : اولین پاسخ شهید!

  گام (8) : حفظ و تقویت رابطه تا شهادت


  گام (1) : انتخاب فقط 1 شهید :

                               خیلی مهمه فقط یک شهید انتخاب کنید. نگید من به یه گُردان شهید رو میزنم بلکه یکیشون جوابمو بده ! شهدا در آخرالزمان اینقد غریب و مظلوم اند که منتظر یه نیت پاک و باصفا هستن تا خودشونو نشون بدن.

                                آلبوم شهدا رو باز کنید یا میتونید از عکس بالا کمک بگیرید. اولین ملاک انتخاب شهید قیافه و صورت شهیده. ببینید با لبخند کدوم شهید ته دلتون خالی میشه، ذوق میکنید، به وجد میایید !؟

                                آفرین. درسته. این همون دوست شماست.


  گام (2) : عهد بستن با شهید :

                              یه جا که جلو چشمتون باشه بنویسید و امضاءکنید :

                     با دوست شهیدم عهد میبندم پای رفاقت او تا لحظه شهادت خودم خواهم موند و از تذکرات دوستانه او به هیچ وجه رو بر نمیگردونم.


  گام (3) : شناخت شهید :
                            
                                 تا میتونید از دوست شهیدتون اطلاعات جمع آوری کنید. ( عکس, متن, صوت, کلیپ, دستنوشته, وصیتنامه, خاطرات همرزمان, خاطرات همسر شهید, پوستر و ....)
بصورت خرید از فروشگاه و  دانلود از اینترنت.


  گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید :

  از همین الان هر کار خیر و ثوابی انجام میدید مثل ( نماز واجب و مستحبی, ادعیه, زیارات, صدقه, حتی درس خواندن برای رضایت خدا, روزه و خمس و زکات و ....) سریع در ابتدا یا انتهای آن به زبان بیاورید :

( خدایا طاعت من اگرچه ناقص است ولی یه نسخه از ثوابشو هدیه میکنم به روح دوست شهیدم )

طبق روایات نه تنها از ثواب شما کم نمیشه بلکه بابرکت تر هم خواهد شد !

     توجه : مطمئناً شهید با کمالات و رتبه ای که داره نیازی به ثواب ماها نداره. پس دلیل این گام چیه !؟؟

    جواب : شما با اینکار ارادت و خلوص نیت و علاقتونو به شهید نشون میدید. یعنی به شهید میگید چیزی بهتر از ثواب اعمال یافت نکردم که تقدیم دوست کنم.


  گام (5) : درگیر کردن خود با شهید :

 سریعا همین الان عکس بک گراند گوشی موبایلتونو عوض کنین و عکس شهید رو بذارید.

از امروز همه پیامک ها و تماس هاتون توسط دوست شما بررسی میشه !

░ همینکارو برای دسکتاپ کامپیوتر هم انجام بدید.

░  محل کارتون, کیف جیبی, داشبورد ماشین, هرجا میتونید یه عکس یا نشونه از شهیدتون بذارید.

  صبح اولین نفر به دوست شهیدتون صبح بخیر بگید و شب هم آخرین شب بخیر...

▒ در طول روز تا میتونید با روح شهید حرف بزنید.

▒ مدام به او فکـــــــر کنید.


   گام (6) : عدم گناه در حضور رفیق ! :

                                خود شهید اسم این گام رو گذاشته : آخرین حجاب !

روح شهید تا این گام 5 بسیار بسیار از شما راضیه و تمایل شدیدی به شروع رابطه داره ولی !

 آیا در حضور دوستی معنوی روحانی به این باصفایی میتوان گناه کرد !؟

 نگاه هامون, رابطمون با همکلاسی های نامحرم و اساتید نامحرم, چت با نامحرم, غیبت, دروغ, کاهل نمازی, کم فروشی, کم کاری در شغل, بداخلاقی در منزل و ..... 

                                                  جواب این سوال با خود شما....

  گام (7) : اولین پاسخ شهید :

                              کمی صبر و استقامت در گام 6 آنچنان شیرینی ای در این گام برای شما خواهد داشت که در گام بعدی انجام گناه براتون سخت تر از انجام ندادن اونه !

                      ░ با افتخار منتظر برخی نشانه ها باشید  :

                                                               خواب دوست شهیدتونو میبینید.

                                                               مکاشفه ای در روز.

                                                               دعوت به قبور شهدا و راهیان نور جنوب و غرب.

                                                              پیامی, نشانه ای, گفتگویی و ......

                                                               انواع روزی های معنوی جدید...


  گام (8) : حفظ و تقویت رابطه تا شهادت :

              گام های سختی را گذرانده اید. درست است ؟

مطمئناً با شیرینی ای که چشیده اید از این مسیر خارج نخواهید شد.


     

      نسئل الله منازل الشهد


منبع: http://mirzabeigi.com/category/27/shahid_friend

اولین­های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت نهم



حوزه سلامت

  • تاسیس دبیرخانه مبارزه با دخانیات و تدوین آئین­نامه­های اجرایی آن.
  • ایجاد اتاق هدایت عملیات بحران (EOC) در اورژانس کشور.
  • تأسیس اداره سالمندان در حوزه معاونت سلامت وزارت متبوع.
  • اجرای طرح سطح­بندی خدمات بستری در کشور.
  • ایجاد «آزمایشگاه مرجع سلامت»
  • ایجاد قطب­های درمانی برای بیماران سرطانی، هموفیلی، تالاسمی و مولتیپل اسکلروزیس (MS).
  • راه­اندازی پورتال سلامت و ارتباط الکترونیک با دانشگاهها.
  • تدوین پروتکل درمان و پیشگیری از تالاسمی.
  • غربالگری بیماری فنیل کتواوری (PKU) در نوزادان.
  • درمان رایگان بیماری هپاتیت C در افراد مبتلا به تالاسمی و هموفیلی.
  • حمایت مالی تا سقف 250 میلیون ریال برای پیوند کبد.
  • ثبت بیش از 10 هزار مورد بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) و تدوین پروتکل درمانی و حمایتی.

 

حوزه دارو و غذا

  • تولید داروهای مقابله با ایدز (IMOD)، زخم پای دیابتی (Angipars) و مولتیپل اسکلروزیس (سینووکس)
  • صدور پروانه ساخت 200 قلم داروی جدید
  • کاهش میزان اسید چرب ترانس از رژیم غذایی مردم کشور به میزان حداقل 50%
  • اعطای نشان ایمنی و سلامت به فرآورده­های غذایی مؤثر در ارتقای سلامت.
  • تفویض اختیار صدور پروانه­های مسولین فنی و تاسیس مؤسسات داریی، آرایشی و بهداشتی به دانشگاها.

 

حوزه آموزشی، دانشجویی و فرهنگی

  • ایجاد 11 واحد بین­المللی دانشگاههای علوم پزشکی در مناطق آزاد و پذیرش دانشجو.
  • راه­اندازی آموزش مجازی (الکترونیک) در برخی از رشته­های تحصیلی (e-learning).
  • راه­اندازی تله کنفرانس و تله مدیسین.
  • ثبت نام اینترنتی آزمون­های تخصصی پزشکی.
  • پذیرش دانشجوی پزشکی از مقطع کارشناسی.
  • ایجاد کتابخانه الکترونیک علوم پزشکی.
  • تأسیس چند رشته جدید کارشناسی ارشد، دکترای تخصصی (PhD) و فلوشیپ.
  • اجرای طرح ارتقای دینی اساتید دانشگاههای علوم پزشکی کشور.
  • تجهیز تمام خوابگاههای دانشجویی سراسر کشور به امکانات فرهنگی، ورزشی و سمعی بصری.
  •  برگزاری همایش سراسری طب­النبی (ص)

 

سازمان انتقال خون ایران

  • دستیابی به هدف اهداء خون داوطلبانه به میزان 100%
  • دستیابی به تکنولوژی چسب فیبرینی و آغاز تولید آن.
  • مکانیزاسیون و اتوماسیون آزمایشگاههای غربالگری و بخش فرآورده­گیری.
  • ارسال بیش از 500 هزار واحد (120 هزار لیتر) پلاسمای ایرانی به اروپا و صرفه جویی ارزی به میزان ده میلیون دلار و تهیه 50% داروهای مشتق از پلاسما از این طریق.

 

انستیتو پاستور ایران

  • تشکیل تیم پاسخ سریع بیماری­ها در انستیتو پاستور ایران.
  • کسب مقام اولین تولیدکننده صنعتی واکسن و داروهای بیوتکنولوژی و نوترکیب در غرب آسیا.
  • عضویت انستیتو پاستور ایران در هیأت اجرایی شبکه انستیتو پاستور جهان.
  • ایجاد شبکه شرق مدیترانه ژئومیکس و بیوتکنولوژی سلامت و استقرار آن در جمهوری اسلامی ایران.
  • ایجاد پارک بیوتکنولوژی پاستور و راه­اندازی کانون تفکر پاستور.

http://lankaran.blogfa.com

دو نکته از یک کلام رهبری


نكته‌ی آخر: این را همه بدانند كه آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی كه وجود دارد. این را همه توجه كنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد...... یعنی ما در سلسله‌‌ی دولتهائی كه پشت سر هم می‌آیند، بايد رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تكامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم؛ ..... اینجوری باید این كشور را اداره كرد.

 

متن بالا برگرفته از عبارت های پایانی صحبت های رهبری در اولین روز سال 92 در حرم مطهر رضوی است. نکته های جالبی در همین یک پاراگراف وجود دارد که به دو مورد آن که اساسی به نظر می رسد اشاره می کنیم

1- رهبر معظم انقلاب در مورد نحوه انتخاب مسئولین معتقد به خالص سازی هستند و دلیل خود را نیز به روشنی بیان کردند. استدلال ایشان این بود که در گذر زمان مسئولین و خادمان جمهوری اسلامی باید روز به روز تواناتر و شایسته تر باشند و از نقاط ضعف کمتری برخودار باشند.البته این معنای خالص سازی به مفهوم حذف کسانی که پیش از این خدمت کرده اند از صحنه ی انقلاب اسلامی نیست و طبق روش جذب حداکثری و دفع حداقلی، باید سعی نمود همه را تا حد امکان در دایره انقلاب اسلامی نگه داشت ولیکن این مطلب ربطی به دادن مسئولیت های مهم ندارد و طبق نظر رهبری در هر دوره باید تلاش نمود که مسئولیت ها را به افراد تواناتر داد که ضعف های کمتری دارند.

جالب اینجاست که این دیدگاه دقیقا توسط جبهه پایداری نیز در ایام انتخابات مجلس نهم نیز مطرح گشت که متاسفانه عده ای که هم اصلاح طلب و هم اصولگرا شناخته می شدند با این دیدگاه مقابله کردند و آن را تندروی سیاسی نامیدند در حالی که این مطلب برگرفته از یک منطق قوی دینی است که حضرت علی (علیه السلام) نیز در نهج البلاغه به آن تاکید فرموده اند که مسئولیت ها باید به افراد تواناتر و اصلح داده شود و در گذر زمان نیز باید این روند به طور دائم ادامه یابد به طوری که حتی اگر کسی بهتر از خود ما می توانست مسئولیتی را بر عهده بگیرد ما موظف هستیم که از سمت خود کنار برویم و مسئولیت را به او بسپاریم.

به نظر می رسد کسانی با دیدگاه خالص سازی مخالف هستند که به خوبی می دانند که نتیجه این دیدگاه در مرحله اول به کنار رفتن خود آنها از مسئولیت ها و دادن آن مسئولیت ها به افراد تواناتر منجر می شود




2- از دیدگاه رهبری انقلاب برای داشتن دولتی کارآمدتر از قبل، نباید در انتخابات ریاست جمهوری اخیر به کسانی رای داد که در امتداد و ادامه دهنده سیاست های دولت های قبلی هستند.از آنجایی که هر کدام از آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و احمدی نژاد قصد دارند نامزدی را به نمایندگی از خود در این انتخابات معرفی نمایند تا دیدگاه های آنها را مجددا پیگری نماید لذا با توجه به این نکته رهبری ، مردم باید به هوش باشند تا به نمایندگان این افراد مجددا رای ندهند زیرا که این افراد هیچ گفتمان جدیدی نسبت به قبل ندارند و ادامه دهنده سیاست های قبلی خواهند بود در حالی که این انتخابات باید سکوی پرشی باشد به سوی گفتمانی جدید تر که نقاط قوت گفتمان های قبلی را دارا باشد و نقص های آنها را نداشته باشد

چه کسانی بعد از انقلاب پاپیون تکنوکراسی را بر سینه خود نصب کردند؟


"آمریکا اظهار خوشحالی کرده و گفته فلانی اعتراف کرده تحریم‌ها بی اثر نبود. بله، تحریم‌ها اثر داشت. این اشکال اساسی در خود ماست که اقتصادمان وابسته به نفت است. ما باید اقتصادمان را از نفت جدا کنیم. بله؛ تحریم‌ها اثر گذاشت اما نه آن اثری که دشمن می‌خواست. من 17-18 سال قبل به دولت وقت(دولت سازندگی) گفتم کاری کنید که بتوانیم در چاه‌های نفت را هر وقت که اراده کردیم ببندیم. آقایان به قول خودشان تکنوکرات لبخند اکراه زدند که مگر می‌شود؟ بله می‌شود."

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ اینها جملاتی از سخنان رهبر انقلاب در مشهد بود  که هر چقدر 0معتقدان به تکنوکراسی (فن سالاری) از لحظه ی بیان این جملات توسط مقام معظم رهبری، در تلاش هستند تا توجیهی به سود خود پیدا کنند، یا حداقل بتوانند بار منفی این جملات دقیق و بجا را علیه خود کم کنند، موفق نمی شوند.

در بعضی رسانه های تکنوکرات ها سعی شده است با تغییر تعریف فن سالاری کمی بار این جملات را کاهش بدهند، در بعضی از  رسانه های آن ها نیز عدم اشاره به فرمایشات رهبری در این موضوع را دست مایه ی سیاست های خود قرار دادند،بعضی نیز مانند آن است که در سالیان اخیر هیچ زمانی نبوده است که تکنوکرات بودن خود را اعلام کنند.(چه رسیده به کمتر از یک ماه پیش)

با توجه به اینکه رهبر انقلاب، صراحتا مشکلات فعلی اقتصاد نفتی کشور را به این قشر نسبت دادند، اطلاع و علم به تعریفی از تکنوکراسی و تاریخ تکنوکرات ها بعد از انقلاب اسلامی زوایایی هر چند اندک از فرمایشات رهبری را باز می کند.

مولفه های رفتار تکنوکراتی

اولا تکنوکراسی دارای مولفه هایی است که در حوزه ی حکومت داری پنج مولفه ی آن دارای اهمیت بیشتری است:

1.نخبه گرایی 2.عقل ابزاری  3.هدف گرایی  4.علم گرایی 5.تخصص گرایی

1.نخبه گرایی: این مولفه بیانگر آن است،که افرادی درون  سازوکارهای حکومت به عنوان نخبه(با هر تعریفی متفاوتی اهمیت ندارد،که عدم تعریف مشخص از ویژگی های همیشگی مکاتب غربی است)پرورش یابند، و تصمیم گیری های مهم کشور در آینده توسط این افراد گرفته شود و مهم تر از آن اجرا شود.نقص بزرگ این مولفه این هست که همیشه قبیله گرایی باعث می شود افراد خاصی بر کشور حاکم بشوند و مفاهیمی مثل اقتصاد مردمی و تمام کنندگی مردم در مردم سالاری دینی زیر سوال می رود.نمونه ی این مولفه را می توان در شیوه ی حکومت داری دولتمردان انگلستان دید،که مجلس و دولت همواره از بین نخبگان سیاسی دو حزب سیاسی کارگر و محافظه کار انتخاب می شوند و یا در خوش بینانه ترین حالت جضور حزب سومی در ائتلاف، می تواند این فضا را تلطیف کند.

2.عقل ابزاری:این مولفه بیانگر آن است که عقل وسیله ای برای رسیدن به ابزاری می شود، که قرار است ما را به هدفی تجربی یا مادی رساند.در عقل ابزاری دیگر مساله ای که دارای جنبه ی ماوراءالطبیعه باشد قابلیت مطرح شدن ندارد، و این بار عقل ابزاری در مقابل عقل دینی تعریف می شود و احداث مسجد یا حسینیه مساله ی غیر عقلانی است.

3.هدف گرایی:مهم ترین ویژگی این مولفه این است که وسیله ی رسیدن به هدف توجیه می شود.بنابراین برای رشد اقثصادی و سود آوری بانک ها گرفتن دیرکرد از اقساط وام های قرض الحسنه که به فتوای اکثریت مراجع تقلید حرام و رباست توجیه می شود.

4.علم گرایی :مهم ترین پیام علم گرایی این است،که قدرت مطلق در دست کسانی است، که علم استفاده از ابزار را برای رسیدن به اهداف مادی و تجربی را دارد.این مسئله وقتی حاد می شود که سرمایه گذاری برای علم فلسفه توجیهی ندارد، و امروزه علوم پایه منبع فلسفه ی جدید شده است.

5.تخصص گرایی: هر فرد با توجه به تخصص خود قبول مسئولیت می کند، و مهم نیست اصولا قائل به ایدئولوژی حکومت باشد و یا اینکه چقدر قدرت مدیریت دارد.تخصص در مقابل تعهد تعریف می شود، که رهبری در این مورد می فرمایند:بحمداللَّه، امروز بعد از چهارده، پانزده سال كه از انقلاب مى‌گذرد، ديگر آن دعواى تعهّد و تخصّصى كه اوّل انقلاب بود، وجود ندارد. معنى ندارد كه ما بگوييم تعهّد يا تخصّص؟ هم تعهّد، هم تخصّص؛زيرا، بحمداللَّه، مديران خوبى تربيت شده‌اند و شخصيتهاى برجسته‌اى هستند."

ولی اینکه کدام مولفه مهم تر است بستگی دارد به اینکه، چه کسی در چه زمانی چه استفاده ای می خواهد از تکنوکراسی بکند.

تاریخ تکنوکراسی بعد از انقلاب اسلامی:


مرحله ی اول(دولت موقت):


در این مرحله تکنوکراسی برای اولین بار بعد از انقلاب مطرح شد و بکار گرفته شد و مهندس بازرگان مدعی بود انقلابیون که تجربه و تخصص کشورداری ندارند، باید فعلا در مسئولیت های پایین دستی بمانند وسران نهضت آزادی که تجربه ی زیادی دارند،باید امور کشور را به دست گیرند.نتیجه آن شد که اکثریت اعضای کابینه ی موقت کسانی شدند که اعتقادی به آرمان های ملت در هنگام انقلاب نداشتند و تضادهای سنگینی بین شورای انقلاب و دولت موقت بوجود آمد.

مرحله ی دوم(دولت بنی صدر):http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTH1WTFK5v07lHl7vzBwArmDoQf8rFKSlH7nigYedHcIGGls85o
اما این مفهوم  شکافی بزرگ بین بنی صدر و شهید رجایی در معرفی وزرا به مجلس اول ایجاد کرد.بنی صدر افرادی را که مورد تایید خودش بود را معرفی می کرد و لقب متخصص به آن ها می داد.وی همچنین کابینه ی رجایی را فاقد تخصص مربوط می دانست،در حالی که شهید بهشتی در سخنرانی ای یک یک وزرا و تخصصشان  را نام برد و منظور بنی صدر از تخصص را خواست.

مرحله ی سوم(دولت سازندگی):
از نتایج مهلک تکنوکراسی در این دولت آزادسازی قیمت ها بود، که وقتی به دولت اعتراض می شد که طبقه ی فقیر در حال نابود شدن است،اینطور پاسخ داده شد که زیر چرخ توسعه مردم له می شوند،چاره ای نیست، واین توسعه دقیقا توجیهی بود که رضاشاه برای کشف حجاب مطرح می کرد.

پرویز امینی محقق و پژوهشگر علوم سیاسی با اشاره به مصادیق تکنوکرات‌ها در جامعه ایران می گوید: باید منظور ما از تکنوکرات به لحاظ مصداقی نیز مشخص شود؛ در ایران امروز و در بین کسانی که در جمهوری اسلامی مدتها زمام امور را در بخش های از کشور به عهده داشتند، می توان  سه نفر را از مصادیق تفکر تکنوکراسی دانست که در واقع تیم تکنوکرات کشور ما را می‌سازند و یک حلقه مشترک هستند؛ در راس این تفکر هاشمی رفسنجانی و بعد جاسبی با گرایش راست سیاسی و کرباسچی با گرایش چپ سیاسی است.http://www.00397.com/wp-content/uploads/2011/12/119813_924.jpg

مرحله ی چهارم:(دولت اصلاحات):

در این دولت به معنای واقعی کلمه تمام مولفه های ذکر شده اجرا می شد، . این بار هیچ اسمی از اهداف دینی آورده نمی شد و به وضوح مفاهیم غربی مانند فرا ارزش آزادی،جامعه ی مدنی،پایان ایدئولوژی و... مطرح شد،و اتفاقا تکنوکراسی حالا با این اهداف می سازد،لیکن باز هم مشکل تفاوت بافت جامعه ی مذهبی با فضای تعریف شده در دوران اصلاحات بود.این مدل بدین صورت پیاده می شد که فن سالاران(تکنوکرات ها) به خوبی مدل های غربی را در ایران (که اتفاقا با علمی که آموخته بودند برابری می کرد)پیاده می کردند.

مرحله ی پنجم(دولت دهم):
اضافه شدن افراد اجرایی تحت فرمان رئیس جمهور احمدی نژاد که بعضا با شعارهای 3تیری بیگانه بودند به دولت،به خوبی بار دیگر گرایش به فن سالاری را نشان داد، که ضربه ای مهلک به کارهای اجرایی دولت زد که نمونه ی اصلی آن شکست هدفمند کردن یارانه ها بود.

حضور چهره هایی که بازماندگان دولت موسوم به سازندگی بودند در صدر هیئت دولت و حتی در مقام معاون اولی ریاست جمهور نماهایی از این رویه بود.

دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت دولت نهم در تشریح این آفت می گوید:« به نظر من یکی از آفاتی که به مرور در جریان دولت نهم و دهم شکل گرفته و الان شاید جلوه و بروزش یک مقدار بیشتر شده، این است که گفتمان این دولت که قرار بود تداوم گفتمان انقلاب اسلامی و تداوم ارزش‌ها و آرمان‌هایی باشد که امام در این کشور معرفی کردند و اساس انقلاب را تشکیل می‌داد و رهبری معظم انقلاب اسلامی هم همواره مطالبه‌گر آنها بوده‌اند، تبدیل به گفتمانی از جنس گفتمان‌هایی شد که قبلاً هم در دوران سازندگی حرف‌هایش را می‌شنیدیم و یک نقطه قوت برای دولت تلقی نمی‌شود. »

مرحله ی آخر(کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری92)

کاندیداهای تکنوکرات دو طیف اند:

الف:هاشمی ویارانش(خاتمی،حسن روحانی،محسن رضایی):واکنش یکی از سایت های وابسته به این گروه به فرمایشات اخیر رهبری:

متاسفانه این سخنان به سرعت مورد سوء استفاده دو دسته از رسانه ها قرار گرفت . یک عده از رسانه ها که مدعی ولایت مداری هستند و در نوشته های خود رهبر انقلاب را امام خامنه ای می نامند. برخی از رسانه های این گروه، بلافاصله پس از پایان سخنرانی رهبر انقلاب به تکنوکرات ها (بخوانید رقبای سیاسی که باید حذف شوند از اصلاح طلب و اصولگرا)حمله کردند و از بیانات رهبر انقلاب، برداشتی ضد تکنوکراتی کردند. در حالی که تکنوکرات یعنی متخصص! رهبر انقلاب به صورت روشن اظهار داشتند: برخی آقایانی که به تعبیر خودشان تکنوکرات هستند ، در مقابل این سخن لبخند معنا داری زدند و گفتند مگر چنین چیزی امکان دارد ؟

کجای این سخنان علیه تکنوکرات ها (بخوانید متخصص ها)است؟  اکنون بحث دفاع از تکنوکرات ها نیست. بحث این است چرا نخستین سخنان رهبر انقلاب باید استفاده ای جناحی از آن شود و سخنرانی رهبر انقلاب را بهانه ای برای حذف رقیب کنند؟ مهم این نیست رقیب چه کسی است ؟ اصلاح طلب تکنوکرات یا اصولگرای تکنوکرات! مهم این است که ایده ی رهبر انقلاب را مبنی بر تلاش برای قطع وابستگی به نفت را در سال حماسه اقتصادی فرو گذاشته اند و به حاشیه ها چسبیده اند

ب)جریان وابسته به شهردار تهران_قالیباف_: محمد باقر قاليباف در يكي از همايش هاي شهرداري تهران كه سال گذشته در برج ميلاد برگزار شده، با تاكيد هميشگي خود بر تعابيري مانند "عقلانيت" و "اعتدال"،  "تكنوكرات" بودن خود را پذيرفته و می گوید: " ما نباید اقتصاد مقاومتی را یک تئوری علمی بدانیم ، بلکه اقتصاد مقاومتی ، یک رویکرد و یک باور است و موضوعات آن از جنس کمی نیست که به آن کمی نگاه شود و کیفی است که باید نگاه خاص خود را داشته باشد و از ابزار تکنوکراسی و بروکراسی برای پیاده سازی آن استفاده کنیم ، البته ممکن است که بگویند قالیباف ، انسان تکنوکراتی است که باید بگوییم تکنوکرات بودن چیز بدی نیست و به معنای استفاده درست از ابزار خوب و مدرن است که برای پیاده سازی یک آرمان و یک عقل متصل به وحی الهی استفاده می شود و اگر نخواهیم از آن استفاده کنیم باید به عقلمان شک کنیم."http://www.parsine.com/files/fa/news/1391/9/27/31567_622.jpg


این سخنان قالیباف که  8اسفندماه 91 منتشر شد، با واکنش های شدیدی مواجه شد.

الیته پیش از آن هم روزنامه امریکایی کریستین ساینس مانیتور در سال 86 طی مقاله ای درباره قالیباف نوشته بود:«قالیباف مردی عمل‌گرا و تکنوکرات است نه فردی ایدئولوژیست. قاليباف كه خود را به عنوان مرد عمل و فردي مبتكر به مردم نشان داده و نوآوري‌هاي زيادي در تهران داشته، هم اكنون به دنبال كسب وجهه جهاني است"

البته رسانه های نزدیک به محمد باقر قالیباف  طی روزهای اخیر با متهم کردن دولت های نهم و دهم به نداشتن تخصص سعی در آن داشتند تا تفسیری حق به جانب نسبت به تکنوکراتی بودن از سخنان رهبری نشان دهند.

واقعیت این است که تکنوکرات ها باید بدانند که اهداف انقلابی و آرمانی با تکنوکراسی تضاد سنگین دارد و الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت با تکنوکراسی پیاده سازی نمی شود.

منبع : رجا نیوز