سور!

سلام

 

ادامه نوشته

عجب صفایی داره ضریح خوشکل آقام ابالفضل...

بسم رب الحسین

رفقای عزیز سلام>دلم برا تک تکتون یه ذره شدس

در عین روسیاهیم به خود مولا همه جا به یادتون بودم و به اسم دعاتون کردم علی الخصوص تحت قبه ارباب

از خدا خواستم دسته جمعی قسمتمون بشه با معرفت بریم عتبات

شمام دعا کنید

انشاالله به زودی خاطرات این سفر روحانی رو منتشر خواهم کرد

منتظر باشید

یاحق

حوله ای برای اشک های امام

حوله ای برای اشک های امام

زمین فوتسال

سلام

بالأخره پس از پیگیری های دوستان سالن فوتسال ورزشگاه شهید آقابابایی گرفته شد

زمان : 6 تا 7:30 روزهای جمعه به مدت 10 جلسه

از دوستان دعوت میشود حضور بهم رسانند


مرکز مشاوره انشاء

پس از رفتن حجت الاسلام میرزایی از مدرسه میرزاحسین اصفهان ، اولین مرکز مشاوره بر اساس مبانی دینی توسط ایشان راه اندازی شد

این مرکز دوشنبه با حضور آیت الله مهدوی رسما افتتاح گردید

مهمترین ویژگی این مرکز حضور مشاورین روحانی ای است که هر کدام در زمینه ی خاصی تخصص دارند. فعالیت‌های این مرکز در موضوعات مشاوره حقوقی، قضایی، استعداد یابی، تحصیلی، شغلی، اخلاقی و روحی، خانواده، ازدواج، احکام و اعتقادات می باشد

حضور خود آقای میرزایی به عنوان کسی که سالها روی رشته های انسان شناسی اسلامی (معرفت النفس) و روانشناسی اسلامی کار کرده اند از نقاط بی نظیر این مجموعه است

یکی از کارهای خاص این مرکز انجام تست استعداد یابی است.که به شما نشان می دهد که به درد چه کاری میخورید

آدرس : خیابان شریعتی، حد فاصل چهار راه پلیس و محتشم کاشانی، مسجد و مجمع امام حسن عسکری، طبقه سوم

تلفن : 6666864 و 6260205

http://rasanews.ir/Nsite/FullStory/?Id=114635

أین المنصور

منصور کجاست؟

چرا گوشیهایش را جواب نمی دهد؟


ادامه نوشته

ورزش گروهی

به اطلاع دوستان میرساند

قصد داریم فعلا برای چند جلسه سالن ورزشگاه شهید آقا بابایی(همون استخر بختیار) را بگیریم. زمانی که خالی بود و فکر کنم رفقا بتونن بیان 6 تا 7:30 صبح جمعه است

البته این مربوط به سالن چند منظوره است که هم میشه توش فوتبال و هم والیبال و ... بازی کرد قیمتش هم با تخفیف بسیجی که جناب صابری صبوریان برامون میگیره جلسه ای 18هزار تومن درمیاد

سالن سرباز چمن مصنوعی هم موجوده ولی چون به زمستون میخوره شاید خیلی جالب نباشه.(البته ساعت های اون بهتر بود ، قیمتش هم 20هزار تومن)

از دوستان چهارشنبه ای هم دعوت میشود که ما را در این امر خیر یاری فرمایند.

نظرات خویش را در این باره بفرمایید

که جایی که دریاست من کیستم؟

سلام

این روزها اینقدر ماجراهای اختلاس و تحلیلها و شایعات پیرامون آن بر جامعه دینی و غیر دینی ما سایه انداخته که روح و روان همه را آزرده کرده و با هرکی و از هر دری صحبت می کنی مخلص کلام به این فساد دولتی ختم می شه و سرکوفتیه برا اعضای محترم ستاد جناب دکتر! به هر حال در این جنگ روانی حضرت آقا هم وارد میدون شدند و نفس گرم خودشون را جهت التیام و آرامش یاران و دلسوزان در هیاهوی جامعه طنین انداز نمودند:

"وقوع چنین مسائلی، ذهن و دل مردم را مشغول، و دل بسیاری را نیز می شکند و آیا این سزاوار است که بخاطر عمل نکردن مسوولان، مردم به سبب این حوادث ناراحت شوند و حتی برخی امید خود را از دست بدهند"

در این میان حاج حسین کیهان که گیرنده خوبی داره متن جالبی را پس از شنیدن پیام ره بر در ستون گفت و شنود روزنامش آورده بود که در عین اینکه بخشی از وجود پاک فطرتان امت روح الله در جبهه ها را توصیف می کرد آهی هم از سرافسوس به جان می نشاند

که جایی که دریاست من کیستم؟ گر او هست حقا که من نیستم

شما هم اگه قبلا مطلب رو خوندید اینبار به قصد قربت و وصال آن بزرگ مردان تاریخ اسلام متن را مرور کنید.صلوات هم یادتون نره

"امروز نمي دونم چرا دست و دلم به «گفت و شنود» نميره؟ سوژه كه اين روزها تا دلتون بخواد هست، اما امروز، مخصوصا بعد از صحبت هاي آقا و غبار غمي كه از پلشتي غارت ۳هزار ميليارد تومني به چهره ايشان دويده و بر صداي هميشه ملكوتي آقا سايه انداخته بود، حيفم اومد اين چند خط رو ننويسم. آخه آقا، امام همه بسيجي هاست و با صحنه اي كه قراره از اون روزها نقل بشه، بيشتر از همه آشناست... امروز هم ، همه اونا پا به ركاب آقا ايستادن و...
طي چند روز اخير، بروبچه هاي بسيجي اين پيامك رو از طريق تلفن هاي همراه خود براي يكديگر مي فرستند. پيامكي كوتاه با معنا و مفهومي بلند. بخونيد؛
«گردان پشت ميدون مين رسيده و زمين گير شده بود. چند نفر رفتند معبر باز كنند. او هم رفت، ۱۵ ساله بود. چند قدم كه رفت، برگشت. يعني ترسيده؟! خب! ترس هم داشت! او اما، پوتين هايش را به يكي از بچه ها داد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حيفه! بيت الماله!... پابرهنه رفت!... راستي ۳هزار ميليارد تومن چندتا پوتين ميشه؟!»"

ناگفته هایی ناب از آقا و آیت الله بهجت

ناگفته‌هايي از نامه آيت‌الله بهجت به آقاتهراني و ديدار اعضاي فراكسيون انقلاب مجلس با مقام معظم رهبري

همايش‌هاي استاني جبهه پايداري انقلاب اسلامي كه هفته گذشته با گردهمايي در مشهد مقدس آغاز شده بود، در دومين ايستگاه به استان فارس رسيد و در حالي كه در همايش مشهد، حجت‌الاسلام روح‌الله حسينيان سخنران اصلي بود، در شيراز، حجت‌الاسلام و المسلمين آقاتهراني به‌عنوان سخنران اصلي ناگفته‌هايي از نامه آيت‌الله بهجت درباره نمايندگي مجلس و ديدار اعضاي فراكسيون انقلاب اسلامي با مقام معظم رهبري بيان كرد.

در ادامه اين همايش نيز جلسه پرسش و پاسخ با حضور حجت‌الاسلام آقاتهراني، دكتر لنكراني و دكتر زارعي برگزار شد. همچنين لنكراني به‌عنوان دبير جبهه پايداري استان فارس معرفي شد.

به گزارش رجانيوز، آقاتهرانی در بخش اول سخنان خود به توحید و مراتب آن پرداخت و این موضوع  را یکی از ضروری‌ترین مباحثي که باید مورد توجه قرار بگیرد، عنوان کرد.

وی در این بخش توحید در ربوبیت را یکی از مراتب توحید و ولایت را یکی از زیرمجموعه های توحید در ربوبیت دانست و در تعریف ولایت گفت: ولایت یعنی اینکه تدبیر موجود ذی شعور با خداست.

عضو جبهه پايداري انقلاب اسلامي در ادامه به روایت امام صادق(ع) در تبیین مسئله ولایت اشاره کرد و گفت:  يكي از اصحاب امام صادق عليه‏السلام به نام عمربن حنظله مى‏گويد درباره دو نفر از شيعيان كه ميان آنان در مورد وام يا ميراث نزاع درگرفته بود و قضاوت را نزد حاكم ستمگر برده و از داوران وى درخواست حكم كرده بودند، سؤال‏كردم كه آيا چنين كارى رواست. حضرت فرمودند: «من تحاكم اليهم فى حق أو باطلق فانّما تحاكم الى الطاغوت و ما يحكم له فانّما يأخذ سحتا و ان كان حقا ثابتا له لأنّه اخذه بحكم الطّاغوت و ما امروالله ان يكفر به قال‏الله تعالى "يريدون ان يتحاكم الى الطّاغوت و قد أمروا ان يكفروا به" قلت فكيف يصنعان؟، قال: ينظران من كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضو به حكما فانّى قد جعلته عليكم حاكما، فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانّما استخفّ بحكم اللّه و علينا ردّ و الرّادّ علينا الراد على اللّه فهو بحد الشّرك باللّه».

هركس در مورد حق يا باطلى قضاوت را نزد آنان (حاكم ستمگر) ببرد، يقينا داورى را نزد طاغوت برده است و چيزى را كه حاكم به نفع وى داورى مى‏كند، هر چند حق مسلّم او باشد، اگر بگيرد حرام است زيرا آن را به حكم طاغوت گرفته و خدا فرمان داده است كه مردم به طاغوت كفر ورزند، سؤال كردم پس چه كنند؟ حضرت فرمود: ببينند از ميان شما هر كس حديث ما را روايت كرده و در حلال و حرام ما نظر كرده و احكام ما را شناخته است، بايد به داورى او راضى شوند، زيرا من او را حاكم شما قرارداده‏ام، پس اگر او با استناد به احكام ما حكم كند و از او پذيرفته نشود، همانا حكم خداى متعال ناديده گرفته شده و ما را رد كند خدا را رد كرده است و كسى كه حكم ما را رد كرده و [گناه اين عمل] در حد شرك به خداى متعال است.

رییس مجمع نمایندگان تهران در مجلس در ادامه با يادآوري سخنانی از امام(ره) به تببین جایگاه ولایت فقیه پرداخت.

بخش دوم سخنان عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی به چرایی و فرایند تشکیل این جبهه اختصاص داشت كه متن کامل این بخش از سخنان حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی در ادامه آمده است:

رفتار برخی از اصولگرایان طوری است که مشارکتی‌ها هم به  آنها رأی می‌دهند

در زمان فتنه در مجلس از یک موضوع بسیار رنج می‌بردیم، برخی دوستانی که مدعی اصولگرایی هستند، در اوج فتنه‌گری فتنه‌گران با مواضع خود گاهی به نعل می زدند، گاهی به میخ؛ خودشان هم البته در مصاحبه‌هایشان تایید می‌کنند و می گویند اگر ما نبودیم، مجلس دو دسته و اوضاع خراب می شد، ما بودیم که مجلس را نگه داشتیم. اتفاقا راست هم می گویند چون رفتارشان طوری بود که مشارکتی ها هم به آنها رأی می‌دهند!

این دو دوزه بازی کردن ها در حالی بود که آقا مداوم بر شفاف سخن گفتن تاکید می کردند. طبیعی است وقتی شفاف سخن بگوییم عده ای ما را طرد کرده و کنار می‌گذارند.

آرام آرام یک جلساتی در مجلس گذاشتیم و در نهایت دوستان فراکسیون انقلاب اسلامی راه‌اندازی و نوشته ای جهت کسب تکلیف تقدیم رهبر معظم انقلاب شد. تلاش هم بر این بود که این نوشته حتما به دست مبارک ایشان برسد تا هرچه نظر مبارک معظم له است، به آن عمل شود.

آقا پیام دادند که این نوشته مبهم است و امر به توضیح بیشتر کردند دوستان چند پاراگراف اضافه و ارسال کردند دوباره پیام رسید که این متن نیز گویا نیست و بعد آقا فرمودند که برای ارائه توضیح بیشتر به محضرشان شرف‌یاب شویم.

زمان دیدار روز دوشنبه ساعت 10 صبح  تعیین شد که ایام شهادت امام سجاد(ع) هم بود. همراه با حدود 20 تا 30 نفر از نمایندگان به خدمت ایشان رسیدیم. پیش از این دیدار بنا بر این شد تا هرکدام از دوستان نکات مورد نظر خود را یادداشت کنند و شب قبل از این دیدار این نکات در قالب یک متن 12 صفحه ای جمع‌بندي شد تا در دیدار با آقا قرائت شود.

برنامه ریزی دوستان بر این منوال بود که بنده در ابتدا چند دقیقه ای در خصوص امام سجاد(ع) سخن بگویم و بعد توضیح مختصری از خواسته جمعی دوستان ارائه شود تا فضا برای قرائت آن متن آماده شود.

تعریف از خود کردن کار خوبی نیست اما در محضر آقا صحبت خیلی خوبی در خصوص امام سجاد(ع) مطرح کردم؛ بحثی کردم که خودم بلد نبودم! موضوع  این بحث حدود شش، هفت دقیقه ای نقش امام سجاد(ع) در بین اهل بیت(ع) بود و اینکه امام سجاد(ع) در زمان خود خیلی نرم افزاری عمل کرده و برنامه ایشان برای امروز ما برنامه بسیار مناسبی است که حضرت آقا نيز مورد لطف قرار دادند و بیان کردند که درباره امام سجاد(ع) اینگونه تا به‌حال نشنیده بودند.

بعد هم توضیح دادم که دوستان حاضر درجلسه برای این آمده اند که فقط این نکته را بگویند که "آقا ما هستیم. شما اگر صلاح می دانید روی ما حساب کنید"، در ادامه هم نوشته آیت الله بهجت را توضیح دادم. ماجرای نوشته آیت الله بهجت هم از این قرار است که بنده واقعا علاقه ای به شرکت در انتخابات مجلس نداشتم با اساتید محترم مشورت زیادی کردم اما به نتیجه ای نرسیدم بنا شد که از آیت الله بهجت مشورت بگیرم که ایشان چند سطری برای من نوشتند که خیلی عجیب است.

پیش گویی آیت‌الله بهجت که محقق شد

آیت الله بهجت همان ابتدای نوشته خود تاکید کردند که اگر می دانی به گناه می افتی، ورود شما به مجلس حرام است. بعد هم می فرمایند ولی به مجلس بروید اما تلاش نکنید اول باشید، همیشه خودتان را دوم قرار دهید، به این دلیل که اگر زمینه عقب نشینی فراهم شد، بتوانید عقب نشینی کنید. جالب بود وقتی این سطور را برای آیت الله مصباح خواندم، ایشان فرمودند که صبر کن چند ماه دیگر در انتخابات دوم می‌شوی! آیت الله بهجت غیب می گوید و البته همین طور هم شد، بنده علی رغم اینکه اصلا احتمال نمی دادم اما در تهران بعد از آقای حدادعادل با آن همه سابقه و فعالیت دوم شدم.

آیت‌الله بهجت شأن نمایندگان را دانستن و عمل به خواسته های زعیم می دانست

اما در نوشته آیت الله بهجت یک نکته بسیار برجسته وجود داشت. ایشان تاکید کردند که در مجلس، وظیفه شما این است که خواسته های زعیم را بدانی و دقیقا به خواسته های او عمل کنی والسلام. منظور آیت الله بهجت هم از زعیم حضرت آقا است. ایشان شأن رفتن ما به مجلس را تحقق خواسته های آقا برشمردند نه چیز دیگر.

از منظر شیعه، فقط ولی فقیه حق مصلحت اندیشی را دارد که به آن "مصالح مرسله" می‌گویند. در فقه ما جایگاه مصالح مرسله به دست ولایت فقیه است نه کس دیگر. ما باید به مُرّ احکام و قوانین عمل کنیم و اگر بنا باشد تغییري انجام شود، باید از سوی مقام ولایت باشد؛ مثلا باید دست دزد بریده شود، هر کس كه می خواهد باشد، مگر آنکه مقام ولایت منع كند.

بنده همین مطلب آیت الله بهجت را خدمت آقا عرض کردم که آمده ام به مجلس تا خواسته زعیم را محقق کنم و در اين زمينه خواهم ایستاد. احساس می کنم که بقیه دوستان هم حرف‌شان همین بود.

بعد هم آن متن 12 صفحه ای خوانده شد که در آن انتقادهايی از وضع مجلس و هیات رئیسه و اشکالاتی که در مجلس است و همچنین کارهایی که در مجلس لازم است، انجام شود مطرح شد تا در صورت صلاح‌دید راهکاری از سوی آقا بیان شود. صفحه آخر این مقاله هم در رابطه با همراهان رییس جمهور بود که دوستان نسبت با اين جريان احساس خطر مي‌کردند.

آقا این نوشته را نوشته ای عادلانه، شجاعانه و بی پیرایه توصیف و نسبت به آن ابراز رضایت کردند. نکات دیگری هم فرمودند. البته ایشان تاکید کردند که شما آرمانی فکر می‌کنید، بدانید که آرمان‌ها به طور کامل محقق نمی شود اما باید پای آرمان‌ها ایستاد تا به آن رسید. آقا در سخنان‌شان به نکاتی هم راجع به فتنه اشاره کردند.

بر مبنای قرآن فتنه یکی از سنت‌های الهی است و بالاخره رخ می‌دهد؛ چه بخواهید و چه نخواهید. "احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا وهم لا یفتنون" آیا مردم خیال می کنند همین که بگویند ایمان آوردیم، ما می پذیریم و آنها به فتنه نمی افتند؟ قطعا مبتلا به فتنه می شوند. "و لقد فتنا الذین من قبلهم" قبلی‌ها هم به فتنه افتادند، شما هم مبتلا مي‌شويد. "فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین" تا معلوم شود چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ. این فتنه ها بالاخره ریزش دارد.

آقا در سخنان خود یک تحلیلی داشتند که این تحلیل مرا به وحشت انداخت. البته عین عبارت آقا در خاطرم نیست اما نقل به مضمون این است که ایشان با یادآوری فتنه سال 1378 اشاره کردند که این فتنه در عرض چند دقیقه تمام شد.

بنده یادم است که در آن زمان با هشدار مختصر فرمانده سپاه پاسداران وقت به وزیر کشور چند دقیقه ای موضوع جمع شد.

بعد آقا اشاره داشتند به فتنه اخیر که ده سال بعد از فتنه سال 78 روی داد که جمع شدن آن حدود یک سال به طول انجامید. در ادامه فرمودند که اگر 10 سال دیگر فتنه ای رخ بدهد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

خلاصه باید حواس‎مان باشد، وظیفه ما هم مشخص است همان نکته همیشگی رهبر انقلاب؛ بصیرت.

عبارت ایشان این بود که باید نورافکن بین آنها بیندازید. برای توضیح این مطلب آقا خاطره ای عرض می کنم. یک زمانی سقف خانه ما در قم ریخت و دست ما به خشت و گل بند شد. خانه ما در کوچه ای بن بست قرار داشت و تنها ما در آن کوچه بودیم. چهار چراغ در کوچه نصب کردم، بعد از چند روز دیدم که لامپ ها را شکسته اند. لامپ ها را عوض کردم دوباره شکستند، به خانواده گفتم بشارت می دهم که خانه ما را دزد می زند! چرا که شکستن این لامپ ها به کرات نمی تواند کار بچه ها باشد، این کار کسی است که روشنایی مزاحمش است و می خواهد در تاریکی به کارش برسد. جالب است که چند روز بعد خانه ما را دزد زد!

اگر دیدید که چراغ ها را می شکنند، بدانید که قصد سويي در سر دارند و حتما در تاریکی می آیند.

بعد از پایان این جلسه، دوستان احساس مسئولیت بيشتري کردند تا در محور ولایت و با ولایتمداری حرکت کرده و پای آن بایستیم. به نظرم کار درستی انجام می دهیم ان‌شاءالله خدا توفیق دهد بتوانیم آن طور که شایسته و بایسته است، از ولایت حمایت کنیم.

دوستان حواس‌مان باشد خدای نکرده اگر مشکلی پیش بیاید، بی شک ولایت‌مداران برنده خواهند شد و آنها که فقط شعار می دهند اما در عمل کارهای دیگری انجام می دهند، درمانده خواهند شد.

کاسه لیسی از نوع یحیی

و اما قسمت دوم سفرنامه

ادامه نوشته

آخرین اخبار و تحولات جلسه

خشم حاج اقا

حاجاغا وارد میشود

طی آخرین دیداری که "مثلث ماه" در شب گذشته با حاج اقا داشتن و البته یکی از اعضای ناظر ودر  آستانه جذب هم در آن حاضر بود طی مباحثاتی حاج اقا به شدت از کم کاری دوستان در جلسه گلگی کردن و با چهره ای بر افروخته از دیر آمدن دوستان به جلسه، مطالعه نکردن مباحث و بدتر از همه یادداشت نکردن موضوعات عصبانی بودند و اعلام داشتند که این موضوع را به جدیت پیگیر خواهند شد و حتی دوستانی را که این هفته قلم و کاغذ به همراه نداشته باشند از جلسه بیرون خواهند کرد!!!.حاج آقا صحبت های خودشان را با قسم جلاله به مثلث ماه نیز موکد نمودند و گفتند حتی اگر این بار یحیی و مالک هم واسطه بشوند من کار خودم را خواهم کرد و دوستان باید با خشم من مواجه شوند. بعد هم نکاتی را پیرامون اهمیت عمر و کارهای بسیار روی زمین مانده ایراد فرمودند. وقسمتی از خشم خودشان را هم به ان نفر 4 ام چشاندند و برجک وی را با یک عدد آر پی جی نابود کردند.

ادامه نوشته

مکاشفات یوحنا( ابو یحیی) یا دیدار با امام رضا از نوع سوم

هر چند که رغبتی به افشای اسرار ندارم ولی چه میشود کرد با این عهدی که خداوند از علمای امت ستانده تا با جاهلان سخن ها کنند و در هدایت آنها تلاش ها!!!آنچه در پی می آید رقیق شده و تنها قسمت کوچکی از آن حقیقت بزرگ است که در قالب سفرنامه برای شما بازگو می کنم و آن هم صرفا به خاطر اصرار زیاد دوستان که در غیر این صورت افسار شتر خلافت را رها می کردم.تقدیم می شود به پیگیری های بنیامین که مرا در نوشتن این متن ترغیب کرد. به زودی مجموعه ای چند جلدی از این جانب با عنوان " ال مکاشافات" به زیور چاپ آراسته می گردد.

در روایات وارد شده که میهمان عزیز است و صاحب بیت در اکرام مهمان باید هر چه بهتر بکوشد چه آنکه مهمان لوث و پر رویی را به خانه دعوت کرده باشد که در ان صورت باید سنگ تمام بگذارد.و من ان مهمان لوث بودم.

ادامه نوشته

دستهایی در کار است..!

سلام خدمت دوستان بصیر جلسه

اول این روایت زیبا را بخونید تا بعد

رسول اکرم صل الله علیه و آله:

ای مردم جز این نیست که خداست و شیطان ، حق است و باطل ، هدایت است و ضلالت ، رشد است و گمراهی ، دنیاست و آخرت ، خوبی هاست و بدی ها ، پس همه خوبی ها از آن خداست و همه زشتی ها از آن شیطان ملعون است.

قصه قصه ی دست شیطان و ورود تفکر انحرافی در بین برخی افراد معلوم الحال جلسه است

خط انحراف از دولت خدمتگزار تا بیخ گوش ما رخنه کرده

بزودی ابعاد آشکار و نهان این ماجرا را به اطلاع دوستان خواهم رسانید.. 

صل الله علیک یا ابا عبدالله

سلام

کربا کربلا ما داریم میاییم

اگرم نیاییم   یارم میایه دلدارم میایه.....

ایشالا چندروز دیگه عازم سفر کربلا هستم

اونجا برا شفای مالک!وصال یحیی!تعالی منصوروبنیامین وسلامتی حاجاقا دعا خواهم کرد

مثل بعضیا بخیل نیستیم که برا اینکه یه سور خشک وخالی ندن میگن یهویی جور شد تو نیم ساعت جور شد و...

ماچ و موچ مشتی

داشتم از پای تلویزیون رد میشدم دیدم آقا دارن یه عده ای را حسابی ماچ و موچ میکنن!!! تا حالا ندیده بودم آقا این طوری کسی رو تحویل گرفته باشن. یه کم حسودیم شد. بعد که با حاج اقا صحبت می کردیم  ایشون هم همین رو گفتن و خیلی دوست داشتن اونجا باشن.حاج اقا میگفتن بعضی جاها اشک به تمام وسعت چهره از چشم آقا جاری بوده.گشتم دنبال عکس ولی چیزی پیدا نکردم

بقبه عکس ها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

وقتی خودشون طلبیده باشن

(بدو ورود به مشهد- خیابان امام رضا)

وقتی خودشون طلبیده باشن این جوری میشه که میگن" بیاد یحیی"

و ما هم گفتیم " چشم"

در لحظه ورود حکمت این تصویر را نمی دانستم ولی امام رضا به دلم انداخت که عکس بگیرم و امروز حکمتش رو می فهمم. حمکتش این بود تا یه روز به عنوان سند استفاده بشه و آبی باشه بر آتش شایعات. شایعاتی که بارها و بارها از سوی مثلث فتنه و سید قاسم به صورت هرزنامه،کرم نامه، شب نامه، پایان نامه و ... در فضای حقیقی و مجازی و شبه مجازی بر علیه من پخش شده بود.

جای دوستان خیلی خالی بود وسفر پر از مکاشفه ای بود که به زودی پرده از مکاشفات آن برداشته می شود.

مکاشفات در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اندر احوالات شیخ یحیی طائر السلوک

با خبر شدیم جناب شیخ یحیی که اخیر به دلایل خاصی طائرالسلوک هم شده یهویی به مشهد مقدس مشرف شده و به شدت و حدتُ (شاید شبیه این طفل بینوای درد عشق کشیده ) مشغول دعا و استغفار و تحجد و تفکر شده!

ظاهرا این حیونکی یحیی امید زیادی به بخشش حضرت حق و سفارش حضرت ثامن (علیه السلام) داشته و حال عجیبی در مدت اقامت بهشون دست داده.

اینجور که ناقلان اخبار و راویان سفر برای ما نقل کرده اند کثرت گناه و شرمساری از روی برخی از دوستان جلسه و استاد عزیز از طرفی و گرفتاری در دام عشق(ظاهرا اینبار غیر کاذب) و درد وجدان از اقدامات موزیانه فشار زیادی را به ایشان تحمیل نموده و صبر و طاقت و هوش ببرده و تنها راه خلاصی و نجات را چنگ انداختن به دامن پربرکت امام معصوم(علیه آلاف التحیه و الثنا) دانسته.

که زهی خیال باطل و امید واهی...(جناب خلیل و صبور مهربان لطفا تحویل بگیرید)

اما اخبار موثق دیگر حاکی از آن است که اهم موضوعات و اطلبه ایشان چون با حالت ضجه و گریه و شیون بلند بوده و اطرافیان و مجاوران حرم قدس رضوی را مشوش و متحیر نموده به این شرح است:

۱) حل شدن فوری و عاجل و خیلی زود و همین حالا که رسیدم خونه ازدواج بنده

۲) تور رو خدا گزینه یک(باخواهش و التماس زیاد)

۳) گزینه یک و ۲ به انضمام ختم قرآن و صلوات و ۳۳۳ روز نذر روزه

۴) اتمام موفق و آبرو مندانه مقطع ارشد بدون سفارش و التماس رکن ۲

۵) موفقیت در دروس حوزوی به گونه ای که جلوی عارف زاهد علیرضا کم نیارم!

۶) تشکیل و بازسازی گروهک منحله هام به صورت مخفیانه و زیرکانه

۷) موفقیت و همراهی دوباره مالک(هْونگ رو خونه حاجی)

۸) کسب محبوبیت از دست رفته در جلسه توسط برخی اعضای اغفال شده قبلی

۹) گزینه ۱ دوباره از نو

این حالات قهرمان شکست خورده داستان نویسنده را یاد ضرب المثل معروف یه بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک......زیاد جستی ملخک آخر به دستی ملخک انداخت

شما هم اگه یاد چیزی افتادید برای تنویر افکار نظر بدید

پایان قسمت اول سفرنامه