که جایی که دریاست من کیستم؟

سلام
این روزها اینقدر ماجراهای اختلاس و تحلیلها و شایعات پیرامون آن بر جامعه دینی و غیر دینی ما سایه انداخته که روح و روان همه را آزرده کرده و با هرکی و از هر دری صحبت می کنی مخلص کلام به این فساد دولتی ختم می شه و سرکوفتیه برا اعضای محترم ستاد جناب دکتر! به هر حال در این جنگ روانی حضرت آقا هم وارد میدون شدند و نفس گرم خودشون را جهت التیام و آرامش یاران و دلسوزان در هیاهوی جامعه طنین انداز نمودند:
"وقوع چنین مسائلی، ذهن و دل مردم را مشغول، و دل بسیاری را نیز می شکند و آیا این سزاوار است که بخاطر عمل نکردن مسوولان، مردم به سبب این حوادث ناراحت شوند و حتی برخی امید خود را از دست بدهند"
در این میان حاج حسین کیهان که گیرنده خوبی داره متن جالبی را پس از شنیدن پیام ره بر در ستون گفت و شنود روزنامش آورده بود که در عین اینکه بخشی از وجود پاک فطرتان امت روح الله در جبهه ها را توصیف می کرد آهی هم از سرافسوس به جان می نشاند
| که جایی که دریاست من کیستم؟ | گر او هست حقا که من نیستم |
شما هم اگه قبلا مطلب رو خوندید اینبار به قصد قربت و وصال آن بزرگ مردان تاریخ اسلام متن را مرور کنید.صلوات هم یادتون نره
"امروز نمي دونم چرا دست و دلم به «گفت و شنود» نميره؟ سوژه كه اين روزها تا دلتون بخواد هست، اما امروز، مخصوصا بعد از صحبت هاي آقا و غبار غمي كه از پلشتي غارت ۳هزار ميليارد تومني به چهره ايشان دويده و بر صداي هميشه ملكوتي آقا سايه انداخته بود، حيفم اومد اين چند خط رو ننويسم. آخه آقا، امام همه بسيجي هاست و با صحنه اي كه قراره از اون روزها نقل بشه، بيشتر از همه آشناست... امروز هم ، همه اونا پا به ركاب آقا ايستادن و...
طي چند روز اخير، بروبچه هاي بسيجي اين پيامك رو از طريق تلفن هاي همراه خود براي يكديگر مي فرستند. پيامكي كوتاه با معنا و مفهومي بلند. بخونيد؛
«گردان پشت ميدون مين رسيده و زمين گير شده بود. چند نفر رفتند معبر باز كنند. او هم رفت، ۱۵ ساله بود. چند قدم كه رفت، برگشت. يعني ترسيده؟! خب! ترس هم داشت! او اما، پوتين هايش را به يكي از بچه ها داد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حيفه! بيت الماله!... پابرهنه رفت!... راستي ۳هزار ميليارد تومن چندتا پوتين ميشه؟!»"
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.