به یاد خادم کوچولوی هیات

این آقا جواد گل و نازنین که می بینید

 کوچکترین عضو هیات ابناءالفاطمه سلام اله علیها از لحاظ سنی بود اما معرفت ادب و اخلاصش در کار برای همه بچه های هیات مثال زدنی و بزرگوارانه بود

جواد برخلاف خیلی از ماها با واژه غرور و عصبانیت آشنا نبود و اصلا تعریفی ازش نمی دونست

قلب رئوف و مهربونی داشت و یکی از کارهایی که در مراسمات روضه بهش خیلی علاقه مند بود توزیع برگه های ختم قرآن و مسابقات فرهنگی بود.

کمتر اونو تو جمع های پرهیاهو می شد پیدا کرد چون همیشه فارغ از جنجالها با عشقی که به کارش و هم هیاتی ها داشت هیچوقت مسئولیتش را رها نمی کرد و دست آخر هم که با یه مهربونی معصومانه می خواست خداحافظی کنه آروم می گفت: اجازه می دید. کار دیگه ای نیست؟

من از زمانی که پنجم دبستان بود باهاش آشنا شدم اونم وقتی که مشغول برپاکردن خیمه برای روضه حضرت زهرا علیهاسلام بودیم....بادستهای کوچیکش خیلی کمک کارمون بود یادش بخیر

...ولی حیف

چیزی که فکرش را هم نمی کردیم اتفاق افتاد

جواد در اثر یک حادثه تصادف مدت ۶ ماهه که رفته توی کما

دیگه نمیشه از نزدیک اون چهره معصومانه و مهربونش را تشخیص داد و وضعیت جسمی مساعدی نداره

 پزشکها گفتند الان در حیات نباتی بسر میبره و فقط دعاست که می تونه اونو به زندگی برگردونه

لطفا صمیمانه و از ته قلب برای این دوست کوچکمون دعا کنید و از خداوند متعال براش بهترین خیر را طلب کنید

یادمون نره قدر نعمت سلامتی را با شکرگذاری بیشتر بدونیم

یاحق

که جایی که دریاست من کیستم؟

سلام

این روزها اینقدر ماجراهای اختلاس و تحلیلها و شایعات پیرامون آن بر جامعه دینی و غیر دینی ما سایه انداخته که روح و روان همه را آزرده کرده و با هرکی و از هر دری صحبت می کنی مخلص کلام به این فساد دولتی ختم می شه و سرکوفتیه برا اعضای محترم ستاد جناب دکتر! به هر حال در این جنگ روانی حضرت آقا هم وارد میدون شدند و نفس گرم خودشون را جهت التیام و آرامش یاران و دلسوزان در هیاهوی جامعه طنین انداز نمودند:

"وقوع چنین مسائلی، ذهن و دل مردم را مشغول، و دل بسیاری را نیز می شکند و آیا این سزاوار است که بخاطر عمل نکردن مسوولان، مردم به سبب این حوادث ناراحت شوند و حتی برخی امید خود را از دست بدهند"

در این میان حاج حسین کیهان که گیرنده خوبی داره متن جالبی را پس از شنیدن پیام ره بر در ستون گفت و شنود روزنامش آورده بود که در عین اینکه بخشی از وجود پاک فطرتان امت روح الله در جبهه ها را توصیف می کرد آهی هم از سرافسوس به جان می نشاند

که جایی که دریاست من کیستم؟ گر او هست حقا که من نیستم

شما هم اگه قبلا مطلب رو خوندید اینبار به قصد قربت و وصال آن بزرگ مردان تاریخ اسلام متن را مرور کنید.صلوات هم یادتون نره

"امروز نمي دونم چرا دست و دلم به «گفت و شنود» نميره؟ سوژه كه اين روزها تا دلتون بخواد هست، اما امروز، مخصوصا بعد از صحبت هاي آقا و غبار غمي كه از پلشتي غارت ۳هزار ميليارد تومني به چهره ايشان دويده و بر صداي هميشه ملكوتي آقا سايه انداخته بود، حيفم اومد اين چند خط رو ننويسم. آخه آقا، امام همه بسيجي هاست و با صحنه اي كه قراره از اون روزها نقل بشه، بيشتر از همه آشناست... امروز هم ، همه اونا پا به ركاب آقا ايستادن و...
طي چند روز اخير، بروبچه هاي بسيجي اين پيامك رو از طريق تلفن هاي همراه خود براي يكديگر مي فرستند. پيامكي كوتاه با معنا و مفهومي بلند. بخونيد؛
«گردان پشت ميدون مين رسيده و زمين گير شده بود. چند نفر رفتند معبر باز كنند. او هم رفت، ۱۵ ساله بود. چند قدم كه رفت، برگشت. يعني ترسيده؟! خب! ترس هم داشت! او اما، پوتين هايش را به يكي از بچه ها داد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حيفه! بيت الماله!... پابرهنه رفت!... راستي ۳هزار ميليارد تومن چندتا پوتين ميشه؟!»"

کاسه لیسی از نوع یحیی

و اما قسمت دوم سفرنامه

ادامه نوشته

دستهایی در کار است..!

سلام خدمت دوستان بصیر جلسه

اول این روایت زیبا را بخونید تا بعد

رسول اکرم صل الله علیه و آله:

ای مردم جز این نیست که خداست و شیطان ، حق است و باطل ، هدایت است و ضلالت ، رشد است و گمراهی ، دنیاست و آخرت ، خوبی هاست و بدی ها ، پس همه خوبی ها از آن خداست و همه زشتی ها از آن شیطان ملعون است.

قصه قصه ی دست شیطان و ورود تفکر انحرافی در بین برخی افراد معلوم الحال جلسه است

خط انحراف از دولت خدمتگزار تا بیخ گوش ما رخنه کرده

بزودی ابعاد آشکار و نهان این ماجرا را به اطلاع دوستان خواهم رسانید.. 

اندر احوالات شیخ یحیی طائر السلوک

با خبر شدیم جناب شیخ یحیی که اخیر به دلایل خاصی طائرالسلوک هم شده یهویی به مشهد مقدس مشرف شده و به شدت و حدتُ (شاید شبیه این طفل بینوای درد عشق کشیده ) مشغول دعا و استغفار و تحجد و تفکر شده!

ظاهرا این حیونکی یحیی امید زیادی به بخشش حضرت حق و سفارش حضرت ثامن (علیه السلام) داشته و حال عجیبی در مدت اقامت بهشون دست داده.

اینجور که ناقلان اخبار و راویان سفر برای ما نقل کرده اند کثرت گناه و شرمساری از روی برخی از دوستان جلسه و استاد عزیز از طرفی و گرفتاری در دام عشق(ظاهرا اینبار غیر کاذب) و درد وجدان از اقدامات موزیانه فشار زیادی را به ایشان تحمیل نموده و صبر و طاقت و هوش ببرده و تنها راه خلاصی و نجات را چنگ انداختن به دامن پربرکت امام معصوم(علیه آلاف التحیه و الثنا) دانسته.

که زهی خیال باطل و امید واهی...(جناب خلیل و صبور مهربان لطفا تحویل بگیرید)

اما اخبار موثق دیگر حاکی از آن است که اهم موضوعات و اطلبه ایشان چون با حالت ضجه و گریه و شیون بلند بوده و اطرافیان و مجاوران حرم قدس رضوی را مشوش و متحیر نموده به این شرح است:

۱) حل شدن فوری و عاجل و خیلی زود و همین حالا که رسیدم خونه ازدواج بنده

۲) تور رو خدا گزینه یک(باخواهش و التماس زیاد)

۳) گزینه یک و ۲ به انضمام ختم قرآن و صلوات و ۳۳۳ روز نذر روزه

۴) اتمام موفق و آبرو مندانه مقطع ارشد بدون سفارش و التماس رکن ۲

۵) موفقیت در دروس حوزوی به گونه ای که جلوی عارف زاهد علیرضا کم نیارم!

۶) تشکیل و بازسازی گروهک منحله هام به صورت مخفیانه و زیرکانه

۷) موفقیت و همراهی دوباره مالک(هْونگ رو خونه حاجی)

۸) کسب محبوبیت از دست رفته در جلسه توسط برخی اعضای اغفال شده قبلی

۹) گزینه ۱ دوباره از نو

این حالات قهرمان شکست خورده داستان نویسنده را یاد ضرب المثل معروف یه بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک......زیاد جستی ملخک آخر به دستی ملخک انداخت

شما هم اگه یاد چیزی افتادید برای تنویر افکار نظر بدید

پایان قسمت اول سفرنامه

 

یک سفر یک عاشقی یک معرفت

 

سلام به همه رفقای جلسه

تا قبل از اینکه به ادامه مطلب بری و حس خوندن مطالب طولانی را نداشته باشی اجازه بدید از همتون خداحافظی کنم

ظاهرا خدای مهربون دریای بی کرانه لطف و مهربونیش را باز هم برای همصحبتی بدون فواصل مادی و فقط از دریچه و روی سیاه من قسمتم کرده

از همتون حلالیت می طلبم و محتاج دعای خیر شما عزیزان هستم

دعاکنید با معرفت از این سفر عارفانه بازگردیم...یاحق

ادامه نوشته

دعوت به همکاری و خرد جمعی

فکر می کنم حالا اینجوری خیلی بهتره

در پاسخ به کسانی که رد همکاری می کنند و از فضای غبارآلود بیشتر سود می برند!

ادامه نوشته

حذف اخلاق مدارانه!

 فکر می کنید پشت پرده عزل وزیر امورخارجه چی می تونه باشه؟!

ادامه نوشته

روشهای جدید سرقت!

هرچقدر سکوت کرده ایم, بس است. هرچقدر مماشات کرده ایم, بس است. هرچقدر نادیده گرفته ایم, بس است. شما را به خدا بیایید به خاطر  آینده مان, و نه حتا آیندگانمان, بلاهایی را که بر سرمان می آورند, بعد هم به حساب وزارت اطلاعات و بسیج و لباس شخصی ها و اینکه قوه قضاییه دست خودشان است, گذاشته و ساکتمان می کنند, افشا کرده و به یکدیگر اطلاع دهیم. به نام مقدس ایران سوگند که اینطور هم که میگویند نیست, که اگر این چنین بود, خود من را تا به حال صدبار زیر آب کرده بودند. اگر بازهم همت همین کار را ندارید, و یا اگر می ترسید, لطفا روش های جدید سرقت را با صرف یک تلفن دو دقیقه ای به من اطلاع دهید, تا من آن را به یک مکتوب تبدیل کرده وبرای همه بفرستم. کمترین کاری که شما می توانید بکنید, ارسال همین مطلب برای دوستانتان است.

(این نقل یکی از برو بچ است که شاید خواندنی باشد)

ادامه نوشته

ویژه اعضای شورا 2

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت دبیر و اعضای مخلص شورا

توی این مدت سه ماهه یا بیشتر به نظر حقیر تلاش خیلی خوبی انجام شده

و اما نکاتی را در ادامه اشاره می کنم:

 

ادامه نوشته

دىگه چه خبر؟

سلام به همه دوستان که ابراز لطف کردند.

من اینجا هر جه در توان داشتم از ایران و اسلام دیپلماسی ایران باهمه صحبت کردم

بعضی از کشورها با ما موافق بودند و ایران را کشور موفقی می دونستند

مثلا نماینده کشور ازبکستان ایراتی ها را خیلی جسور و امریکا را دیوانه می دونست می گفت شما درسته که باهوش هستید و توانمند اما امریکا ممکنه با این کارهایی که شما می کنید هرلحظه به شما حمله کنه. از سخنرانی محمود در سازمان ملل ترسیده بود!

نماینده کشور مالزی و هند ایران را در علم و تکنولوزی خوب ارزیابی می کردند و هندیه از وضعیت درامدی خودش و اعضای هیات علمی رضایت نداشت.

این شخصی که سمت راست من ایستاده(از چپ سوم) پروفسور فیلیپه از کشور امریکا باهاش در باره دموکرات و جمهوری خواه و انتخابات مجلس صحبت کردم با اینکه قبول داشت دولت اوباما ضعیف عمل کرده اما دموکراتها را بهتر از جمهوری خواه ها می دونست.

این مطلب را هم که ایران دنباله سلاح هسته ای نیست را خیلی قبول نداشت.

صحبت زیاده اما من دیگه حوصله نوشتن ندارم

به امبد دیدار

امین-کره جنوبی

از کره جنوبی

سلام به  همه دوستان خوب و با صفا و همچنین استاد گرانقدر جلسه

از اینکه نشد از همتون خداحافظی کنم عذرخواهم.

اینحور سفرهای کاری  اونم به سرزمین کفر برای نمایش و توسعه مجد و عظمت اسلام و مسلمین خیلی وقتها عجله ای و شتابزده می شه و مثل شبهای عملیات نباید زیاد معطل کرد.

از اونجایی که این یحیی فتنه گر از موضوع رفتن من زودتر از بقیه خبر دار شده بود و پشتوانه معنوی شورای جدید را به ظاهر خالی می دید دست به کار این اقدامات و افتراهای ننگین خودش شد. منم که تازه امشب رسیدم و وب را ملاحظه کردم بهتر دیدم برای تنویر افکار عمومی و نیز تشکر ویژه از صبور جونم و برادر عزیزم عکسی از فرودگاه امارات را در وب قرار بدم و اگر تونستم در ادامه سفر عکسهای بیشتری براتون به نمایش بزارم.

اینم بگم که حدود ۱۲ ساعت پرواز ما به شهر سئول طول کشیده و زمان ۶ساعت جلوتره و دمای هوا ۱۵ درجه سردتر.

به امید دیدار همه دوستان فتنه گر صبور و با مرام

۱:۳۰ بامداد شهر دیجون کره جنوبی

 

ادامه نوشته

به بهانه سفر آفتاب

آب زنید راه را هین که نگار می​رسدراه دهید یار را آن مه ده چهار راچاک شدست آسمان غلغله ایست در جهانرونق باغ می​رسد چشم و چراغ می​رسدتیر روانه می​رود سوی نشانه می​رودباغ سلام می​کند سرو قیام می​کندخلوتیان آسمان تا چه شراب می​خورندچون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما مژده دهید باغ را بوی بهار می​رسدکز رخ نوربخش او نور نثار می​رسدعنبر و مشک می​دمد سنجق یار می​رسدغم به کناره می​رود مه به کنار می​رسدما چه نشسته​ایم پس شه ز شکار می​رسدسبزه پیاده می​رود غنچه سوار می​رسدروح خراب و مست شد عقل خمار می​رسدزان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار می​رسد

ادامه نوشته

طوطی مُرد!

بچه ها حدس می زنید این جمع سالوس دارند برای کی تفرقه افکنی می کنند؟

نقشه های بعدیشون برای شورای جدید چی می تونه باشه

بگو یحیی افشا کن

شاید این بار و به دنبال ناکامیهای قبلی بخواند از اجنه استفاده کنند!!!

ادامه نوشته

یک پیام آسمانی

شهید برونسی در کلام رهبر

شهید برونسی و شهید شوشتری در کنار هم

ادامه نوشته

تساوی!(صدای مخالف)

برام جالبه بدونم از این مطلب چه برداشتی می کنید؟

ادامه نوشته

حکایتی خواندنی از آیت الله صدیقی(حفظه الله)

 

یکی از دوستان که به مهدیه تهران رفته بود، این ماجرای جالب و شنیدنی را در مورد مقام معظم رهبری(دام ظله) از قول حضرت آقای صدیقی، امام جمعه موقت تهران نقل کردند که سعی میکنم مختصرا اینجا بیان کنم:

ادامه نوشته

هشدار وزیر اطلاعات

سلام

این مطلب را که خوندم خیلی دردم گرفت از اینکه دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

(البته خیلی از جاها هم دست ما کوتاه نیست اما...)

شما هم بخونید و نظر بدید...

ادامه نوشته

خط و نشان!

.... ناچاریم به طور خلاصه و صریح به آقایان بقایی، مشایی و حامی ایشان در دولت اعلام کنیم که پنبه نشنیدن یا خود را به نشنیدن زدن یا بی توجهی به به اوامر ولی فقیه را از گوش خود درآورند. می دانیم که ممکن است افراد مذکور به هر دلیل تاسف بار، طالب ورود به این بازی و تنش آفرینی و مهم کردن مسایل فرعی مورد نظرشان باشند، اما باید بدانند فارغ از موضوع مورد بحث، نافرمانی از فرمان ولایت، نه تنها مهم است که نادیده گرفتنی نيست و عاقبت این رفتارها، چنان که برای تعدادی از پیشینیان در سال های دور و نزدیک رقم خورد، برای آن ها نیز دردناک خواهد بود. بی توجهی به سخنان ولایت یا مرجعیت، که متاسفانه قبلا نیز در دفعات مکرر از برخی افراد سر زده است، عرصه تاکتیک و بازیگری سیاسی نیست و می تواند برای بازیگران این عرصه، هرچند خود را بسیار ماهر تصور کنند، بسیار گران تمام شود.    

 

مادر آبها

غزلی نذر حضرت زهرا(سلام الله علیها)

 همین که دست قلم در دوات می لرزد

به یاد مهر تو چشم فرات می لرزد

نهفته راز «اذا زلزلت» به چشمانت

اگر اشاره کنی کائنات می لرزد

«هزار نکتهء باریک تر ز مو اینجاست»

بدون عشق تو بی شک صراط می لرزد

مگر که خار به چشمان خضر خود دیدی

که در نگاه تو آب حیات می لرزد

تو را به کوثرو تطهیرو نور گریه مکن

که آیه آیه تن محکمات می لرزد

کنون نهاده علی سر،به روی شانهء در

و روی گونهء او خاطرات می لرزد

□□□ 

غزل تمام نشد،چند کوچه بالاتر

میان مشک سواری فرات می لرزد

سپس سوار می افتد ،تو می رسی از راه

که روضه خوان شوی اما صدات می لرزد

□□□

وعصر جمعه کنار ضریح روی لبم

به جای شعر دعای سمات می لرزد ...

سید حمیدر

سید حمیدرضا برقعی

برقعی

ما ایستاده ایم

- 308982 طرح/ما ایستاده ایم