ميلاد حضرت عيسی مسيح (علیه السلام)، مبارک باد
ميلاد حضرت عيسی مسيح (علیه السلام)، پيام آورصلح با خوبان، محبت به ستمديدگان و دوری از ستمگران برهموطنان مسیحی مبارک باد

بشارت عيسي
و ياد كن آنگاه كه فرشتگان گفتند: «اي مريم، خدا تو را به كلمه اي از خود كه نامش مسيح، عيسي بن مريم است، نويد مي دهد كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان (الهي) و با مردم در گهواره و در بزرگسالي سخن مي گويد و از نيكان و شايستگان است.
ـ مريم گفت: «من از تو به خداي رحمان پناه مي برم، اگر پرهيزگار باشي.»
ـ (جبرئيل) گفت:«همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسري پارسا و پاكيزه ببخشم.»
ـ مريم گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندي باشد و حال آنگه هيچ بشري به من دست نزده است؟»
ـ گفت: «اين چنين است، خدا آنچه بخواهد، مي آفريند، چون اراده چيزي كند، به او گويد: («باش») پس مي شود. اين بر من آسان است و تا او را نشانه اي براي مردم و رحمتي از سوي خويش كنيم؛ اين كاري است حتمي و شدني.»......
قرآن مجيد، سوره مريم آيات 16 تا 22
ـ پس به او عيسي (ع) بار گرفت و با وي به مكاني دور بيرون رفت. آنگاه درد زايمان او را به سوي تنه درخت خرمايي كشانيد؛ گفت:
«اي كاش پيش از اين مرده بودم و به فراموشي سپرده شده بودم». پس (كودك) از زير او ندايش داد: «غمگين مباش، پروردگار تو از زير پايت جويي روان ساخت، و خرما بن را به سوي خويش بجنبان تا بر تو خرماي تازه چيده فرو ريزد؛ بخور و بياشام و چشم روشن دار و اگر از آدميان كسي را ديدي، بگو: «من براي خداي رحمان روزه (سكوت) نذر كرده ام و امروز مطلقاً با هيچ انساني سخن نمي گويم».
پس مريم او را برداشته، نزد كسانش آورد؛ گفتند: «اي مريم، چيزي شگفت آورده اي. اي خواهر هارون، نه پدرت مرد بدي بود و نه مادرت! » مريم به او (کودک) اشاره نمود؛ گفتند: «چگونه با كودكي خرد كه در گهواره است، حرف بزنيم؟»
ـ (كودك) گفت: «من بنده خدا هستم، به من كتاب داده و پيامبرم گردانيده است و مرا هر جا كه باشم، با بركت ساخته و تا زنده ام به نماز و زكات سفارش نموده و مرا به مادرم نيكوكار كرده و گردنكشي بدبخت نگردانيده است و درود بر من، روزي كه زاده شدم و روزي كه بميرم و روزي كه زنده برانگيخته شوم».
+ نوشته شده در سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۱ ساعت 16:39 توسط صابر
|
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.