به پرسش و پاسخ زیر که در سایت لب المیزان پیرامون عملکرد اخیر آقای احمدی نژاد و پس از سخنان تمام کننده رهبری منتشر شده است توجه فرمایید:

همه را با یک چوب نرانیم ( 3665(

س: سلام: شما در جواب سوال 3637 فرمودین از اشتباهاتشان بگذریم و خائن سازی نکنیم! حالا که نوبت خودتان رسید بله؟ پس آقای خاتمی هم اگر اشتباهی کرده بگذریم چرا شما نمیگذرید، چرا مرتب شما و روزنامه کیهان خطاهای خاتمی را پیراهن عثمان کردید و تو سر شون می کوبید. ما شاگرد شما هستیم اما خاتمی را دوست داریم و به این سید جلیل القدر افتخار می کنیم و به شما هم همچنین. اما انصاف داشته باشید! موسوی و کروبی که حسابشان جداست.

ج: باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جواب آن سؤال عرض کردم خائن‌سازی نکنیم و همیشه از این جهت نسبت به روزنامه‌ی کیهان گله‌مند بوده‌ام که همه را با یک چوب می‌راند و هرگز معتقد نیستم امثال آقای خاتمی اهل خیانت است هرچند انتقاداتی اساسی نسبت به ایشان دارم ولی ایشان در آخر دولت‌شان پیشنهاد رهبری را عمل کرد که فرمودند خودتان معاهده‌ی تعلیق در مورد انرژی هسته‌ای را تعلیق کنید و ایشان این کار را کرد. موفق باشید.

 

متنی که مشاهده فرمودید، متن پرسش و پاسخی است که از استاد طاهرزاده صورت گرفته است و در سایت ایشان قابل ملاحظه می باشد و ایشان به منظور توجیه عملکرد آقای احمدی نژاد و اتفاقات اخیر چنین بیان می دارند که:

هرگز معتقد نیستم امثال آقای خاتمی اهل خیانت است!

یعنی توجیه آقای خاتمی برای اینکه آقای احمدی نژاد توجیه گردد!!!

با وجود ارادت فراوانم به حضرت استاد طاهرزاده و اینکه حتی در همین ایام نیز بنده هنوز کتاب های ایشان را مطالعه می کنم، ولیکن با توجه به شفاف بودن نظر رهبری در موارد کلان دولت و اتفاقات اخیر، به نظر می رسد دیدگاه های سیاسی حضرت استاد، در واقع جفایی به نظرات رهبری است و به نحوی حمایت های همه جانبه و تقریبا مطلق ایشان از دولت نوعی پشت پا زدن به نظرات رهبری است. هر چند شاید خود انسان متوجه نتایج و لازمه های اظهار نظرات خود نشود.

در مورد این قضیه ذکر چند سوال اساسی لازم به نظر می رسد:

1- استاد محترم در توجیه خائن نبودن جناب آقای خاتمی به قضیه ی هسته ای آن ایام اشاره فرموده اند ولیکن سوال این است که آیا کوتاه آمدن آقای خاتمی در برابر نظر رهبری بر اساس ولایت پذیری آقای خاتمی بوده است یا بر اساس اجبار قانونی آقای خاتمی در تمکین به نظر رهبری؟ اگر آقای خاتمی ولایت پذیر بود که توصیه های 8 ساله رهبری را اینگونه نمی کرد که کرد!

2- آیا ارسال لوایح دو قولو به مجلس ششم از سوی دولت آقای خاتمی به منظور ایجاد حاکمیت دوگانه و دکوری کردن نقش رهبری در نظام جمهوری اسلامی خیانتی به انقلاب و اسلام و اصل ولایت فقیه و...نبود!

3- آیا حضور آقای حجاریان به عنوان تئورسین اصلاحات در دولت آقای خاتمی و پیاده کردن بسیاری از برنامه های اصلاحات و اتفاقات آن ایام و تشنج های سیاسی و غیر سیاسی خیانتی به نظام و مردم نبود؟

4- آیا لیبرالیزه کردن فرهنگ و اقتصاد و بها دادن به افرادی امثال دکتر سروش که با دیدگاه ها و تئوری پردازی های غلط خود بسیاری از جوانان را به انحراف کشاندند و آثار آن تا سال های سال در کشور باقی خواهد ماند خیانتی از سوی اقای خاتمی و امثال ایشان به کشور به شمار نمی رود؟

5- آیا توهین به حضرت زهرا س در روزنامه دولتی ایران در آن ایام را به یاد می آوریم؟زمانی که قوه قضاییه قصد برخورد با این بی حرمتی را داشت آقای خاتمی چنین گفت که اگر با این روزنامه برخورد شود از ریاست جمهوری کنار می روم! آیا این کار خیانتی به اسلام و اهل بیت ع نبود؟

6- آیا توهین به شهدا و خشونت طلب خواندن آنها و توهین به انقلاب، امام، رهبری و.... و زیر سوال بردن معصومیت ائمه و اصل ولایت فقیه و شهادت و.... خیانتی به مردم و اسلام و شهدا به شمار نمی آید؟

7- آیا اقدامات آقای خاتمی در همراهی کامل با فتنه گران در ایام فتنه که می رفت به براندازی اصل نظام منجر گردد خیانتی به مردم و انقلاب و اسلام به شمار نمی رود؟

8- آیا اقای خاتمی با همراهی خود با فتنه گران نباید پاسخ گوی خون جوانانی باشد که یا در اثر فریب خوردن، حامی جنبش سبز شدند و یا برای مقابله با فتنه به شهادت رسیدند؟

9- آیا 2 دیدار اقای خاتمی با جورج سوروس (از موثرین انقلاب های مخملی در دنیا) که در ادامه این دیدارها فتنه 88 را شاهد بودیم در جهت خیانت به مردم و انقلاب و شهدای آن نبود؟

10- آیا یادمان هست که در شهریور 87، شخص آقای خاتمی قرآن را زیر سوال بردند؟

آیا.................

البته زرنگی آقای خاتمی در جدا شدن از فتنه گران و همراهی نکردن در اعتراض 25 بهمن 88 را نمی توان در ولایت پذیر بودن او و یا جدا شدن از فتنه گران معنا نمود و باید این را قبول کرد که اقای خاتمی زرنگ تر از بقیه فتنه گران بود.

اقای خاتمی چه می دانسته و چه نمی دانسته که انجام اعمال اشاره شده در بالا و همراهی با آمریکا و اسرائیل خیانت به کشور است، در هر صورت به کشور خیانت کرده است.

چگونه است که استاد بزرگوار این ها را خیانت نمی دانند!! آن هم برای اینکه اشتباهات اقای احمدی نژاد را توجیه نماییم؟!!!

صحبت های رهبری صریح است و اینکه اقای احمدی نژاد در مسیر رهبری عمل نکرده امر واضحی است.پس چرا توجیه؟

آیا قضیه هسته ای مورد اشاره می تواند سایر اقدامات آقای خاتمی را پاک کند. اقداماتی که هنوز هم آقای خاتمی از آنها حمایت می کند.

البته اخیرا توجیه دیگری نیز در مورد اقدامات اقای احمدی نژاد صورت گرفته. به این شکل که گفته می شود: بله اقدامات اقای احمدی نژاد اشتباه بوده ولیکن این اشتباهات رییس جمهور تقصیر خودش نیست و مجلس با اقدامات غلط خود او را وادار به این واکنش ها می نماید. ضمن اینکه فشار کار بر اقای احمدی نژاد نیز زیاد است و به هر حال این اتفاقات پیش می آید....

در جواب این بحث نیز باید گفت که این نحوه استدلال را قرآن صراحتا رد نموده است. آنجایی که قرآن در جواب کسانی که در روز قیامت علت خیانت ها و اشتباهات خود را شیطان می دانند و می گویند شیطان ما را وسوسه نمود و ما را ترغیب به چنین کارهایی نمود. البته جواب قرآن نیز روشن است و به هر حال انسان عقل و اراده دارد و نمی تواند به بهانه ی کارهای دیگران اشتباهات خود را توجیه نماید. اگر این سبک استدلال غیر قرآنی صحیح باشد تمام جنایت کاران تاریخ از ابتدا تا امروز نیز توجیهی در روز قیامت در پیشگاه خداوند خواهد داشت!!! به هر حال اقای احمدی نژاد هم عقل و اراده دارد و حتی اگر مجلس هم اشتباهی کرد او نباید چنین کارهایی را بکند.

ضمن اینکه بهانه سنگین بودن کار ریاست جمهوری نیز دلیلی بر خلاف صراحت های رهبری عمل کردن نیست. اگر واقعا اقدامات آقای احمدی نژاد و خلاف نظر رهبری عمل کردن ایشان به خاطر سنگینی کار است بنابراین باید ارادتمندان آقای احمدی نژاد هم قبول نمایند که ایشان توانایی اجرایی برای تحمل بار ریاست جمهوری را نداشته است. البته به نظر شخصی بنده این اقدامات رییس جمهور به دلیل عدم توانایی اجرایی او نبوده و دلایل دیگری داشته است.

اگر امروز بخواهیم آقای خاتمی را توجیه نماییم، فردا روز دیگر نوبت توجیه چه کسی است؟

سید علی موسوی

صاحب نیوز

http://sahebnews.ir/?part=mynews&inc=mynews&id=1425