کدام تحقیر از این بالاتر است؟! کدام نقض شخصیّت و شرف و کرامت انسانى از این بالاتر است؟! صبح تا شب کار کند، آخرش به من یا به شما یا به آن مسؤول دیگر نامه بنویسد که من دو ماه است به خانه‌ ام گوشت نبرده ‌ام! یک وقت در جامعه گوشت و میوه نیست، من و شما هم نمى‌خوریم؛ یک وقت در جامعه امکانات رفاهى نیست، من و شما هم استفاده نمى ‌کنیم؛ یک وقت ایام عید که مى‌شود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمى ‌کنند. در این حالت کسى احساس سرشکستگى نمى‌کند - البلیة اذا عمت طابت - اما وقتى همه چیز هست، وقتى کسانى در جامعه با استفاده از فرصتهاى نامشروع توانسته‌ اند براى خودشان آلاف و الوف و زندگیهاى تجمّلى فراهم کنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند که برایشان پول خرج کردن هیچ اهمیتى ندارد، جمع کثیرى از مردم که در بین آنها رزمندگان و عناصر نظامى و کارمندان دولت و معلمان و روستاییان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنیر بچه‌ هایشان را فراهم کنند، کدام شکستن شخصیّت و شرف انسانى از این بالاتر است؟! شما مى‌خواهید جواب چه کسى را بدهید؟ شما مى‌خواهید دل چه کسى را خوش کنید؟ شما مى‌خواهید چه کسى از شما راضى باشد؟

مسأله معیشت قطعاً در اولویّت اوّل است. معیشت که نبود، دین هم نیست؛ اخلاق هم نیست؛ حفظ عصمت و عفت هم نیست؛ امید هم نیست. کسى را که به موقعیتى دست پیدا کرده، به خاطر این که براى رفع نابسامانى و فقر، تلاش و مجاهدت کند و شب و روزِ خودش را صرف نماید، ملامت نخواهند کرد. اولویّتها را پیدا کنید. مسائل اساسى جامعه اینهاست. عزیزان من! شما بدانید که دشمن شما، دشمن این انقلاب، دشمن این نظام، بُرنده ‌ترین حربه ‌اى که در اختیار خواهد داشت، فقر و گرفتارى اقتصادى مردم است. روى این مسأله باید فکر کرد. ‏

گرفتاریهاى اقتصادى مردم، همین بیکارى ‌اى است که در کلمات شما تکرار مى‌شود و درست هم هست؛ همین کمبودها و همین مشکلات فراوان است. البته فسادهاى گوناگون، سوء استفاده ‌هاى گوناگون، تبعیضهاى گوناگون، مشکلات ادارى و مشکلات قضایى هم در کنارش هست. اولویّت اوّل براى شما این است که امید مردم را حفظ کنید. اولویّت اوّل این است که شکم مردم را سیر کنید. مى‌شود نشست و حرفهاى روشنفکرى زد: اگر فلان ‌طور نشود، فلان ‌طور نخواهد شد؛ اگر چنین نشود، چنان نخواهد شد؛ اما باید دید واقعیت چیست.‏

ان ‌شاءاللَّه خداى متعال به شما کمک کند و توفیق دهد که این چهار سال را با عافیت دین و دنیا بگذرانید و خداى متعال را از خودتان راضى کنید و آن وقتى که از این مسؤولیت جدا خواهید شد، با احساس این که کارى براى این کشور و این ملت کرده‌ اید، جدا شوید.‏


بیانات در دیدار با نمایندگان دوره ششم مجلس شوراى اسلامى‌ - ۱۳۷۹/۰۳/۲۹