چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟!

از جمله محورهایی که پیش از انتخابات مجلس نهم بحث برانگیز شد، ماجرای وحدت و حدود و ثغور آن بود. برخی معتقد بودند می‏بایست به واسطه خطر اصلاح‏طلبان و جریان انحرافی که از نگاه آنان جدی و نگران‏کننده هم بود و می‏توانست بخش عمده‏ای از مجلس را در اختیار بگیرد، از انتخاب اصلح تنازل کنیم و اجازه دهیم لیستی واحد در میان اصولگرایان فارغ از آنکه اعضای لیست چه نگاهی به ماجرای فتنه یا چه قضاوتی در خصوص چهره‏هایی چون هاشمی رفسنجای دارند، منتشر شود. جبهه پایداری البته این تلقی را قبول نداشت و معتقد بود خواست رهبری انتخابات رقابتی است و البته وحدت لازم در این عرصه را می‏بایست به وحدت بر مراعات اخلاق انتخاباتی ترجمه کرد. جبهه پایداری معتقد بود برخی اینجا که رهبری امر به انتخابات رقابتی می‏کنند، دنبال وحدت آن هم وحدت لیستی می‏گردند و آنجا که دستور رهبری دایر بر وحدت بین قواست، رقابت بین قوا را کلید می‏زنند! پایداری معتقد بود در سایه حضور گرایش‏ها و سلایق مختلف است که رشد انقلاب حاصل می‏شود و انگیزه مشارکت نیز در بین مردم افزایش می‏یابد و در غیر این حالت خبری از آرمان‏خواهی و اصلح‏طلبی نخواهد بود.

با این همه اکنون و پس از روزهای پر فراز و نشیب انتخابات که در آن نه خبری از غول فتنه بود و نه دیو جریان انحرافی، تحلیل عملکرد مدعیان دیروز چه در همان روزها و چه اکنون در نسبت با همان وحدتی که ادعایش را داشتند جالب توجه است.

آن روزها برخی کسانی که مدعی وحدت بودند در رسانه‏هایشان فاز تخریب را کلید زدند یا حداقل آنکه در مقابل تخریب‏هایی که رسانه‏های هم جبهه‏ای‏شان پی گرفته بودند، سکوت کردند تا آنکه جبهه پایداری و حامیان آن، "مارگیر"، "کودتاگر"، "اخباری‏مأب"، "بانی سیاست‏ورزی مبتذل"، "دروغگو"، "خودخواه"، "سوء استفاده‏چی"، "کاسبکار"، "تمامیت‏خواه"، "بولتن‏نویس"، "اخباری‏مسلک"، "منحرف"، "مرتجع"، "سطحی‏نگر"، "کاسبکار"، "خودپیروزبین"، "تئوریزه‏گر مبانی شانتاژ" و... لقب بگیرند. آنچه بر سر روح الله حسیسنیان و مرتضب آقاتهرانی در آن میانه رفت نیز که نیازی به یادآوری ندارد. اینها همه و همه از معجزات همان پیامبر وحدت بود!

و اما اکنون بحث ریاست مجلس، انتخاب هیئت رئیسه و مسئولین نهادهایی چون مرکز پژوهش‏ها و نیز آینده فراکسیون اصولگرایان توجه زیادی را به خود جلب کرده است. با کناره‏گیری آقاتهرانی به نفع حداد عادل این روزها کرسی ریاست مجلس مترصد دو رقیب جدی یعنی حدادعادل و لاریجانی است. البته حدادعادل یقینا بر لاریجانی ارجحیت داشته و دارد و به واسطه حضور در صحنه‏اش خصوصا در ایام پسافتنه واجد امتیازهای مثبتی است. اما چند سوال در این میانه با توجه به اوضاع و احوال کنونی از مدعیان وحدت قابل طرح است:

1-    اگر بنای بر وحدت است چرا دوستانی که در روزهای انتخابات مجددّانه پیگیر مسئله وحدت بودند، اینجا نیز از همان مدل وحدت حمایت نمی‏کنند؟ به بیان واضح‏تر چرا اساسا با حمایت از یکی از گزینه‏های مطرح برای ریاست مجلس و نقد طرف دیگر درصدد ایجاد دوقطبی دیگری هستند که برابر استدلال‏های گذشته‏شان ممکن است مضرّ به حال اصولگرایی باشد؟ چرا باز ساز و کار وحدت دست و پا نمی‏کنند و به اصطلاح خودشان از انتخاب اصلح برای عدم ایجاد تفرقه و دودستگی تنازل نمی‏کنند؟! به خاطر داریم استدلال این دوستان این بود که ایجاد دوقطبی و دودستگی در فضای اصولگرایی و رقابت اساسا به نفع اصولگرایی نیست. باید پرسید چه شده که به یکباره نوبت به رقابت رسیده؟!

یکی از مدافعان سرسخت همان ایده وحدت در یادداشت خود می‏نویسد:«ما علاوه بر این‏که اصل وحدت را ضروری می‏ دانستیم و تفرقه را به عنوان یکی از نکات زشت و ناپسند بر می‏ شمردیم؛ سعی کردیم دوستان را به الزامات وحدت اصول‏گرایان توجه دهیم.» وی ادامه می‏دهد:«معتقد بودیم عدم وحدت اصول‏گرایان، دودستگی و شکافی را رقم می‏زند که قطعا ضربه سنگین و جبران‏ناپذیری را به دنبال دارد.» پرسش این است که چرا دوستان اینجا با راست سنتی بر سر ریاست لاریجانی وحدت نمی‏کنند؟! و مثلا به پیشنهاد لاریجانی مبنی بر سپردن ریاست فراکسیون به حداد تمایلی نشان نمی‏دهند؟!

2-    برخی دوستان اصولگرا که انتظار از آنان نمی‏رفت خودشان را تمام قد هزینه کسانی کردند که امروز هنوز مجلس نهم شکل نگرفته در برابرشان ساز مخالف کوک کرده‏اند و در کنار سخن گفتن از ریاست مجلس از فراکسیون مجزای رهروان ولایت نیز سخن می‏گویند و بعد مخالفان خود را هم وحدت‏شکن لقب می‏دهند! شاید بهتر باشد از همان دوستان اصولگرا بپرسیم با این مولودی که دست پروده شماست چه باید کرد؟! چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟!

این همه در مقام جدل و با استفاده از مبادی استدلالی دوستان بود. مسلم است که امروز حضور دکتر حداد عادل فارغ از انتقاداتی که می‏توان در جای خود به او داشت به عنوان کاندیدای ریاست مجلس ذی‏قیمت و لازم است. نه در روزهای قبل از انتخابات، با استدلال‏تراشی‏های نادرست وحدت لیستی سزا بود و نه اکنون عدول از حداد و تنازل از اصلح به نفع لاریجانی سزاست. البته در این میان رعایت تقوا و اخلاق اهمیت دارد که برخی دوستان نه در میدان نخست ملتزم آن بودند و نه اکنون هستند. شکل‏گیری فراکسیون‏های جداگانه ذیل فراکسیون اصولگرایان هم طبیعی و لازم است؛ چنان که در مجلس گذشته نیز چنین فراکسیون‏های بود. مهم این است که به جای انگ‏زنی‏ها و تلاش برای از میدان خارج کردن رقیب کمی هم آداب رقابت اخلاقی را بیاموزیم.

محمد مهدی تهرانی