سرگشاده با آقایان فدایی و زاکانی
سرگشاده با آقایان فدایی و زاکانی
آقای فدایی! آقای زاکانی!
سلام
گفتم در پاسخ به تخریبها و بیانصافیها و بداخلاقیهایتان علیه جبهه پایداری کمی برایتان بنویسم. تخریب بد است؛ نوشتن که بد نیست! دیگران هم این نوشته را میخوانند؛ حرفهای شما را هم میشنوند و در نهایت قضاوت میکنند. مردم همان طور که در سوم تیر معنی "تخریب" را فهمیدند و معنی "منطقه ممنوعه" را فهمیدند، اکنون نیز میفهمند. راستی! شما سوم تیر هم آن طرف بودید نه این طرف! یاد خاطرات آن زمان افتادم. یاد دوستانتان که آن روز هم همین گونه برخورد کردند و وقتی "اصلح مقبول" بافیشان جواب نداد، گفتند احمدینژاد اصلا نباید تایید صلاحیت میشد! چقدر بداخلاقی بد است. بگذریم...
آقایان!
شما میگویید ارادتمند به آیت الله مصباح هستید. جز این است؟ مگر آیت الله مصباح نفرمود بروید با جبهه پایداری وحدت کنید؟ چرا به حرف استاد که شاهکلید را دستتان میداد گوش نکردید؟ خوب میدانید آیت الله، وحدت به سبک جبهه متحد را قبول نداشته و ندارد. پیش استاد رفتید تا اعضای جبهه پایداری را نصیحت کند، اما استاد شما را نصیحت کرد! چرا به نصیحت استاد گوش نکردید؟ دیگر علامه مصباح، مطهری زمان نیست؟ دیگر نظر ایشان اهمیتی ندارد؟ چرا آن ساز و کار سهمخواهانه که آقاتهرانی هم در آن جایی ندارد را رها نکردید و به جای بداخلاقی کودکانه برای وحدتی عدالتخواهانه و آرمانخواهانه پیش قدم نشدید؟ چرا خودتان را هزینه باهنر و حبیبی و کازرونی و... کردید؟ چرا فاصلهتان با یاران قالیباف و لاریجانی کمتر است تا کسانی که مورد حمایت علامه مصباحند و به قول ایشان خالصترند؟ شما از آنها دفاع میکنید و اینها را تخریب. یعنی تفکراتتان به راست سنتی نزدیکتر است تا جریان سوم تیر؟ اصلا با کدام حجت شرعی جبهه پایداری که از نظر آیت الله مصباح جزو خالصترینها هستند را تخریب میکنید؟ واقعا سیاست این قدر ارزش دارد که برای پیروزی، اخلاق را له و لگدمال کنیم؟ آیا آقاتهرانی و حسینیان و الهام و لنکرانی و سلیمانی و رسایی و زارعی و سقای بیریا و نبویان و... جزو سربازان و سرمایههای انقلاب نیستند؟ چرا این قدر کینه اینها را دارید؟
آقایان!
مشکل ما با بعضیها کوتاه آمدن از اصول و ارزشها و تساهل و تسامح است. با شما اما مشکل ما تئوریزه کردن کوتاه آمدن از اصول و ارزشها توسط شما و امثال شماست! شما تئوریسن تسامحید. کسی که فتوا میدهد و برای مسامحه مشروعیت ایجاد میکند، جرمش دوچندان است. راستی شما مقابل چه کسی و از ترس کدام لولو وحدت کردهاید؟! از ترس جلودار زاده در تهران وحدت کردهاید؟! چقدر شجاعتتان کم شده! کاندیداهای جریان انحرافی در تهران چه کسانی هستند؟ چرا از اصلح حمایت نکردید؟ کدام مصلحت مد نظرتان بود؟ اصلا واقعا مسئله شما مصلحت بود یا مصلحت را ساختید تا یک جریان را از میدان خارج کنید؟
میدانید! ما باید در سخن گفتن با شماها خیلی مراعات کنیم. رسانههای جبهه شما هر حرفی بخواهند بزنند آزادند. چون از قبیله شما هستند، خم به ابرو نمیآورید. ولی ما که هیچ کس را جز خدا نداریم، حق حرف زدن هم نداریم. چون به خاطر کوچکترین حرفمان ممکن است شما بیانیه رسمی صادر کنید و به صرف هزینههای میلیاردی و تخریبهای آن چنانی متهممان کنید. فکر میکردم به اینکه این سیاست چقدر کثیف است!
آقایان اصولگرا!
آنقدر حرفها نگفته مانده که مدام حرف روی حرف میآید. داشتم میگفتم مشکل ما بیش از همه با کسانی است که تسامح را تئوریزه میکنند. ببخشیدها شریح قاضی نقشش کم نبود. وقتی حقوق مادام العمر در مجلس مطرح بود هم برخی مصلحتاندیشی کردند. گفتند استفساریه را حذف میکنیم و اصل حقوق مادام العمر را نگه میداریم. گفتند مردم را فریب میدهیم تا نفهمند در کشور چه میگذرد. در مقابل حق مسامحه کردند. شما و دوستانتان مسامحهها را تئوریزه میکنید. به مسامحه فتوا میدهید.
آقایان اصولگرا!
همه چیزتان شده است سیاست و حزب. مردم، سوم تیر از همین حزببازیها خسته شده بودند. از اینکه حزب جای خدا و حقوق مردم بنشیند، خسته شده بودند. در سیاست شما خبری از خدا نیست. خبری از مردم نیست. خبری از اخلاق نیست. راستی فرق ما با اصلاحطلبان کجاست؟!
آقایان!
چون بعدا ممکن است متهمم کنید، به همین میزان فعلا کفایت میکنم. شما هم مثل دوم خردادیها فقط شعار آزادی بیان میدهید و مثلا میگویید حرفهای افروغ باید شنیده شود. من که هم قبیلهای شما نیستم؛ افروغ هم قبیلهای شماست. بنابراین من حق ندارم بنویسم. آزادی بیان و ضرورت فضای آزاد و بحث و مدارا فقط برای دوستان شماست که باید باشد. من که افتخار دوستی با شما را ندارم. بنابراین حق نوشتن ندارم چون آن وقت ممکن است هزینههای میلیاردی....
ما کسانی را میخواهیم که اخلاقسالار باشند؛ نه غوغاسالار، آرمانگرا باشند؛ نه مسامحهگرا، عباس باشند؛ نه ابنعباس، جبههگرا باشند؛ نه قبیلهگرا. با تمام وجود خرسندم از اینکه نامتان در فهرست کاندیداهای جبهه پایداری نیست. پایداری برای رأی آوردن مسامحه و معامله نکرد.
نکته آخر اینکه دوست دارم شما هم به جمع ما بپیوندید. بس کنید. هزینه شدن برای این آقایانی که این قدر سنگشان را به سینه میزنید، برازنده شما نیست. این انتخابات که عملا گذشت. برای بعدها به حرف استادتان گوش دهید. حرف علامه مصباح را پشت گوش نیاندازید.
خدا همه ما را عاقبت به خیر کند
والسلام
برگرفته از وبلاگ میثم تمار
نوشته اقای محمد مهدی تهرانی
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.