حجت تمام شد!!!
چند ماهی است که دعوایی در پشت پرده در بین اصولگرایان در گرفته بود و موضوع این دعوا نیز بحث بر سر اتحاد و تشکیل یک جبهه متحد در بین تمام افرادی بود که به نحوی خود را اصولگرا می نامیدند.حال چه این اصول گرایی ظاهری باشد و چه حقیقی، فرقی نداشت .فقط این مهم بود که در کنار یکدیگر باشند . جالب این جا بود که پیش از آنکه از گروه های مختلف اصول گرا برای این وحدت دعوتی شود تا نظرات آنها نیز در مورد این وحدت بررسی شود، خود افراد بانی این کار (که بیشتر از اصولگرایان سنتی بودند) اقدام به تعیین ساختار این وحدت کردند و حتی داوران لازم برای این وحدت را نیز با سلیقه خود تعیین نمودند و پس از آن از همه گروه های اصولگرا دعوت به قرار گرفتن در این ساختار کردند.
واکنش گروه های مختلف اصول گرا در این بین کاملا متفاوت بود. افرادی که اصولگرا شناخته می شدند ولی جایگاه خود را در بین مردم به علت مواضع و عملکردهای خود از دست داده بودند با شور و شعف ، بلافاصله از این ساختار حمایت کردن و دم از وحدت و لزوم وحدت زدند. عده ای مثل اعضای جبهه پایداری هم بودند که این ساختار را عادلانه و برآمده از تفکر شایسته سالارانه و عدالت محورانه نمی دانستند و معتقد بودند که با وجود این ساختار و این افراد ، در واقع ذبح اصول با نام اصول گرایی صورت گرفته می گیرد.
بر همین مبنا بود که جبهه پایداری ضمن تاکید بر اصول ، خواستار وحدتی با ساختاری عدالت محورانه شد ،که طبیعتا به مذاق افرادی که با این ساختار معیوب 8+7 امیدی برای حضور مجدد در مجلس پیدا کرده بودند خوش نیامد و لذا این افراد معلوم الحال فارق از هر گونه تقوای سیاسی ، به جای استدلال نمودن شروع به تخریب جبهه پایداری به صورت مصداقی و کلی نمودند.(البته منظور همه جبهه متحدی ها نیست)
از تخریب تک تک اشخاص جبهه پایداری گرفته تا تخریب اهداف کلی جبهه پایداری.
گویا اعضای جبهه پایداری مفسیدنی بوده اند که در این کشور فساد می کرده اند و آقایان همین دم انتخاباتی به یاد فساد این افراد افتاده اند!!!
تخریب های شخصیتی مثل داستان گرین کارت اقا تهرانی ، تا داستان قدرت طلب بودن روح الله حسینان و لنکرانی (وزیر بهداشت) و....
تخریب های گفتمانی مثل همفکر بودن جبهه پایداری با جریان انحرافی ( با وجود افراد شاخص مخالف جریان انحرافی مثل ایت الله مصباح و با وجودی که اساس اعلام حضور پایداری در زمان خانه نشینی احمدی نژاد بود و......) و قدرت طلب بودن و تمامیت خواه بودن جبهه پایداری و...
ترجیع بند تمامی این اتهامات هم این بود که جبهه پایداری اهل وحدت نیست و قصد وحدت شکنی دارد. حتی از قول اقای حداد عادل همه جا نقل می کردند که حضرت اقا در یک جلسه خصوصی ،به ایشان بر لزوم وحدت اصول گرایان در انتخابات تاکید کرده اند .همچنین بخش ناقصی از صحبت های رهبری در جمع فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس (که در واقع همان اعضای جبهه پایداری اند) را در سال 88 منتشر نمودند و گفتند که منظور آقا وحدت اصولگرایان در انتخابات 90 بوده است و گفتند صحبت رهبری برای همه زمان هاست و.....
در این بین حتی بسیاری از افراد موجه اصولگرایی نیز لزوم وحدت با افراد با عنوان کلی اصول گرا تاکید کردند. ولو وحدت با ساکتین فتنه و ولو با وجود ساختار غلط وحدت 8+7 (داشتن حق امتیاز برای یک فرد به جای یک گروه، مثل لاریجانی و قالیباف) و ولو با حضور بسیاری از اشرافین اصولگرا (مرفهین بی درد به ظاهر اصول گرا) و استدلالشان هم این بود که اوضاع به قدری بحرانی است که برای حذف دشمن این وحدت ولو ناقص لازم است.می گفتند که جریان فتنه ، پس از فتنه ، برنامه وسیعی برای ورود به مجلس دارد و لذا برای جلوگیری از آن باید مثل انتخابات مجلس قبلی در مقابل اصلاح طلبان با هم متحد شویم.در واقع اتحادی با محور وحدتِ "اسم اصول گرایی" نه بر سرِ "اصول اصول گرایی"
افرادی نظیر حسین شریعتمداری (که عدم وحدت را نقشه رهبران انقلاب های مخملی مانند ریچارد رورتی و..... می دانست) ، صفار هرندی ، ولایتی ، حداد عادل و... از افراد موجهی بودند که تقریبا همین استدلال را داشتند.
دوستان جبهه پایداری هم در جواب ، معتقد به لزوم وحدت ، ولیکن با ساختار صحیح بودند و وحدت با مردود شدگان در آزمون های انقلاب را عدم تعهد بر ایستادگی بر اصول و در واقع ذبح مفهوم اصولگرایی و نوعی بازی با شعارهای انقلاب می دانستند و همچنین انتخابات مجلس جدید را موقعیت مناسبی برای جدا کردن ناخالصی های اصول گرا نما می دانستند .آنها معتقد بودند که انتخابات اخیر نه یک رقابت بین مخالفان اصول نظام و مخالفان آن (چیزی که در دوره های قبلی اتفاق می افتاد) بلکه یک رقابت بین معتقدین به ساختارهای قانونی نظام است ، تا کسانی که ایمان و پایبندی بیشتری به اصول نظام دارند انتخاب شوند و کسانی که تظاهر به پایبندی می کنند ولی هیچ پایبند نیستند ، از سوی مردم کنار گذاشته شوند. در مورد خطر نفوذ جریان فتنه هم می گفتند اگر در شهری چنین خطری بود (یعنی خطر انتخاب فرد اصلاح طلب) در آنجا به صورت خاص با جبهه متحد ، وحدت می کنیم و اگر کسی نبود با یکدیگر رقابت می کنیم. اعضای پایداری در مورد شایعه سخن خصوصی رهبری بر لزوم وحدت اصولگرایان در مجلس هم می گفتند ، که خود رهبری گفته اند که من اگر حرفی داشته باشم صریح می گویم و حرف درگوشی با کسی ندارم و لذا می گفتند ما منتظر صحبت های رهبری در مورد انتخابات می مانیم ولی فعلا با عقل خود ، وحدت با مردودین فتنه را قبول نداریم. در واقع تفاوت این دو جبهه یک تفاوت روشی بود و نه یک تفاوت اصولی.......
همه ی این مطالب که گفته شد مقدمه ای بود برای ذکر این خاطره که در ذیل می گویم:
چند روز پیش در جلسه ای بودم، در آن جلسه عزیزی که همواره آشنایی کافی با صحبت های رهبری داشته می گفت :
با شناختی که از رهبری دارم ، رهبری در سخنان مربوط به انتخابات خود حتما در مورد این اختلاف مطرح شده که مدت زیادی است افکار را به خود مشغول کرده ، گره گشایی خواهند کرد. می گفت که به نظرم رهبری در سخنرانی خود به یکی از دو سبک زیر صحبت می کنند
-یا رهبری در سخنان خود به نحوی لزوم وحدت افراد را اشاره می کنند و مثلا می گویند که این انتخابات نباید وحدت مردم و خواص را به هم بزند و...... به طور کلی حرف هایی که نشان می دهد که از نظر رهبری با دیدی که از بالا بر شرایط کشور دارند لزوم وحدت الزامی است
-یا اینکه رهبری از رقابتی بودن انتخابات صحبت می کنند و مثلا می گویند انتخابات فرصتی است برای اینکه افراد و دیدگاه های مختلف بایکدیگر رقابت کنند و تفکر و دیدگاه خود را به مردم عرضه کنند و هر کدام که مردم صلاح بدانند به همان رای می دهند و مثلا می گویند نباید از رقابتی شدن انتخابات ترسید و این نه تنها بد نیست بلکه حسن است و.........
نتیجه : حجت تمام شد !!!
اصلا باور نمی کردم ! ولی رهبری در صحبت های خود به مناسبت 19 دی دقیقا همین صحبت را کردند و به گزینه دوم رای دادند ! و فرموند که انتخابات باید به صورت رقابتی برگزار شود و آن هم یک رقابت سالم و اسلامی . بعد هم در تکمیل بحث خود مفهوم رقابتی بودن انتخابات را به خوبی توضیح دادند. ایشان فرمودند :
"انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمتزنىِ متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند. رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى جلب نظر مردم، وعدههاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند؛ اينها نبايد باشد. كسانى كه وارد عرصهى انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كسانى كه نامزد ميشوند، بايستى به آداب و شروط يك حركت عمومىِ سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است."
راهکار :
به نظرم حال که امام خامنه ای حجت را تمام کردند و انتظار خود را نیز از این انتخابات بیان داشتند ما هم باید تلاش کنیم که با ایجاد یک شرایط مناسب برای انتخابات با رعایت تقوای سیاسی، یک رقابت سالم انتخاباتی و پرشور را رقم بزنیم. اگر دقت بکنیم انقلاب اسلامی همواره در حال خالص سازی بوده است . امروز هم وقت آن است که حتی خود اصول گرایان با یکدیگر یک رقابت سالم را داشته باشند. تا نا خالصی ها باز هم بیشتر زدوده شود
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.