تو زنده ای برای خودم گریه می کنم

تو زنده ای برای خودم گریه می کنم
در مجلس عزای خودم گریه می کنم
پیچیده بانگ سرخ و رسای تو در زمین
بر مرگ بی صدای خودم گریه می کنم
تو سربلند و سرخ و رها پر کشیده ای
من مانده ام به پای خودم گریه می کنم
خیلی بد است حال دلم در غیاب عشق
بر قلب بی نوای خودم گریه می کنم
نفرین به شمر و ابن زیاد درون من
از نیش اژدهای خودم گریه می کنم
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
انسان... و با دعای خودم گریه میکنم
+ نوشته شده در دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰ ساعت 16:0 توسط یحیی
|
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.