چرا از مکتب ایرانی بترسیم؟
نویسنده:عمادطیبی
مکتب ایرانی نه ملی گرایی؟!!
شاید در دید اول که به مکتب ایرانی نگاه کنی آن را با ملی گرایی اشتباه بگیریم.
و آن را یک طرح و شکل نوین ملی گرایی بدانید. شاید در باطن مطلب این درست باشد اما در ظاهر مطلب اینطور نمایان نیست.
ملی گرایی یعنی ملیت اصل و دیگر مسائل اگر در راستای ملیت بود درست و اگر نبود غلط.
ملیت را تاریخ یک ممکلت میسازد یا تمام فراز و نشیب هایش و نوعی نژادپرستی همراه دارد.
اسلام گرایی یعنی اسلام اصل و دیگر مسائل اگر در راستای اسلام بود درست و اگر نبود غلط.
اسلام با عقائد افراد کار دارد حد و مرز ندارد نژاد ندارد برای قدرت و پیشینه مادی ارزشی قائل نیست.
اما مکتب ایرانی؟!
مکتب ایرانی با تعریفی که در بین مدافعان آن پیدا کرده بین این دو است.
مکتب ایرانی میگوید ملیت ایرانی برای من اصل اما در همین ملیت ایرانی هم اسلام وجود دارد.
مکتب ایرانی میگوید اسلام از ایران صادر شد اکثر دانشمندان مسلمان ایرانی بودند شکوه اسلام در ایران بود است در آل بویه و دوران صفویه. وقتی میگوییم ایران در دل این ایران اسلام هم گنجانیده شده.
در طرح جدید خود میگوید اصلا این انقلاب اسلامی هم در ایران بوجود آمد پس ایران نوین هم اسلام به همراه دارد و افتخار ایران این است که انقلاب اسلامی بوجود آورده.
چیه پرچمو دوست داری؟
تا حدودی تفاوت سخن ملی گرایی را با مکتب ایرانی متوجه شدیم و ظاهر فریبنده مکتب ایرانی را یافتیم.
به تمثیل اگر بگوییم ملی گرا میگوید عشقم پرچم سه رنگ ایران با شیر و خورشید!
مکتب ایرانی میگوید عاشق پرچم ایرانم با الله وسطش.
اسلام گرا میگوید عاشق الله وسط پرچم ایرانم.
اسلام ایرانی!
مکتب ایرانی یک شکل فریبنده است ادعا میکند ملی گرایی و اسلام گرایی را کاملا منطبق میکند در واقع میخواهد چیزی به نام اسلام ایرانی معرفی کند نه اسلام ناب محمدی!
در اینجا مشخص است اسلام ناب محمدی نژادپرستی را از هر نوعش قبول ندارد.
اما مکتب ایرانی چکار میکند نوعی از اسلام میسازد که در آن نه نژادپرستی صرف بلکه ایران به عنوان گهواره پرورش اسلام معرفی شود و بعد چیز تحریف شده ای از اسلام به نام اسلام ایرانی.
چرا از مکتب ایرانی بترسیم؟
اگر در شرایط کنونی جامعه نگاه کنیم این نگاه مکتب ایرانی با تعابیر رقیقی که بتواند از عقاید خود مطرح کند و چند تا نظریه پرداز هم پیدا کند میتواند عده ی زیادی را بفریبد.
عده ای از اصلاح طلبان. با این که اصلاح طلبی هم خود را شکل آزادگرایی و دموکراسی اسلام معرفی میکرد مکتب ایرانی از آن خطرناک تر است چون در درجه بندی مکتب ایرانی ملیت بالاتر از اسلام است اما در دیدگاه اصلاح طلبی اسلام بالاتر از دموکراسی قرار میگرفت.
در این بین از اصلاح طلبان کسانی که در واقع اندیشه مکتب ایرانی داشتند اما در جلگه اصلاح طلبان قرار گرفتند با پیدایش جریان مکتب ایرانی به آن خواهند پیوست و این جریان به مراتب از اصلاح طلبی تندرو تر خواهدد بود.
عده ای از اصول گرایان هم که دیدگاه آنها به اصول گرایی محکم نبوده و پیشرفت را فقط در ایران اسلامی طلب میکنند نه دیگر ملل اسلامی گول این جریان را میخورند و با پیدایش جریان آن به آن می پیوندند.
اینجا است که باید از ظاهر منطقی(برای بی بصیرتان) و باطن فریبنده مکتب ایرانی بترسیم.
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.