جهاد
سلام الله علیکم
در ابتدا سال نو را به برادرانم تبریک میگم و آرزوی دیدار آن مه جبین را برای همه دارم. ای کاش دیگر فراق به پایان رسد و جان به جانان. ای کاش ابن الزهرا قدم بر چشم نهد و جام هایمان را پر کند
همیشه آرزو و سودای کربلا داشتم، همیشه با شنیدن اسمش صدایم می لرزید و دلم آتش می گرفت. دوستان با خداحافظی برای رفتن به کربلا داغ دلم را تازه می کردند.
اما اکنون که از اردوی جهاد برگشتم تنها سودای جهاد دارم. برادرانم، ای کاش می بودید و لذت می بردید. چه روزهای معنوی و رویایی بود. تاکنون طعم بازی با بچه یتیم را نچشیده بودم، تاکنون حتی در زیارت امام رضا (علیه السلام) انقدر حس نزدیکی نداشتم. وای، عمه کوچک سادات چه منتی بر بنده نهاد، هیچ موقع به این راحتی گریه نکرده بودم. خاطرات و حالات زیاد است دوستان
حیف که آن دولت شیرین گذشت
یازهرا
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 14:47 توسط محمد
|
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.