کرامت زن از دیدگاه شیخ اکبر
شیخ اکبر در باب ۴۶۳ فتوحات مکیه نظر خود را در زندگی با زنان اینطوری می نگارد:
« من در آغاز ورودم در اين طريق ، مكروه ترين خلق خداي تعالي زنان و نزديكي آنان بود و بر اين نحو ، هجده سال باقي ماندم و چون نزد من اين خبر نبوي _ كه خداوند زنان را براي نبي خود دوست گردانيده است _ آگاهي يافتم ، خوف خشم نزد من تقدم يافت و فهمیدم که نزد پیامبر (ص) زنان نه از روي طبيعت بلكه به تحبيب الهي به سوي او ، دوست گردانيده شده بودند، پس به زنان محبت ورزيدم و اكنون بيشتر از همه به آنان مهر مي ورزم و بيشتر از همه حقوقشان را رعايت مي كنم زيرا اين از روي تحبب الهي ست نه حب طبيعي. »
درک مقام والای زن بسیار مشکل است شیخ
اکبر که از بزرگترین عرفای شامخین می باشد پس از ۱۸ سال گذران از سلوک خود
و در سن حدود ۳۸ سالگی می فهمد که این کراهت از زنان درست نمی باشد. چونکه
زنان در نزد انبیاء الهی خصوصا نبی مکرم اسلام (ص) بسیار مورد دوستی و
محبت بوده اند. او بدرگاه الهی ناله می کند تا این حکم برای او آشکار می
گردد و نتیجه حکم اینکه : « نزد رسول٬ زنان نه از روي طبيعت بلكه به تحبيب
الهي به سوي او ، دوست گردانيده شده بودند. » نکته
اساسی این مطلب این است که زن در نظر ابن عربی تغییر کرده است. او در
ابتدا با دید غلبه فلاسفه و عرفا به زن می نگریسته است که به سبب طبیعت و
دنیا او را بسمت پایین می کشاند. اما ازین نکته بزرگ که کرامت زن در این
است غافل بوده است که خداوند در عالم بطور کامل بر زن تجلی کرده است و زنان
آینه تمام نمای تجلیات حق است. حب و دوستی الهی در خیلی چیزها تجلی کرده
است اما اگر بواقع عارف بنگرد می بیند که این تجلیات به نحو اکمل در وجود
زن به اوج خود رسیده است. پس اگر کسی زن را از ناحیه طبیعتش بنگرد و در
ارتباط با زنان زیاده روی کند این طبیعت باعث می شود که او از درک
معقولات کلی برای فیلسوف و اوج مراتب عرفانی برای عارف باز ماند اما اگر
بواسطه دوستی الهی بنگرد همچنان که انبیاء الهی می نگرند این زیبایی و
تحبیب الهی به اوج می رسد. چون زن آینه تمام نمای عالم هستی است. حقیقت
زن نفس کلیه است که بدان تمام عالم بوجود آمده است و افلاک در پیدایش از
کنار او آفریده شده اند. اما مساله تحبیب الهی مساله ای دیگر است. البته
در حدیث نبوی آمده است: حبب الي من دنياکم ثلاث : النساء و الطيب و جعلت
قرة عيني في الصلاة (یعنی دوست گردانیده شد از دنیا شما سه چیز : زنان و
بوی خوش و نور چشمی من در نماز قرار داده شد.) حُبب
به صیغه مجهول یعنی حق تعالی برای من زنان را دوست گردانید. یعنی اینکه هر
که بدنبال زنان برود به طبیعت آنها دست می یازد مگر اینکه حق تعالی دوستی
خود را در زنان برای او مشهود کند. لفظ دنیاکم یعنی دنیا شما هم به این امر
اشاره دارد که دنیا برای شماست و اگر من بسمت زنان می روم بخاطر دنیا نیست
بلکه بخاطر تحبیب الهی است. نتیجه اینکه بزرگی زنان در دو امر است: (۱) طبیعت و نفس کلیه که تمامی عالم طبیعت بواسطه وجود آنان است و آنها همچون ماده ی جهان هستیند. (۲)
ذات حق تعالی غنی از عالمین است و حق تعالی فقط نزد تجلیاتش شناخته می
شود. پس اعظم تجلی و اکمل آن در زنان است برای کسی که عارف به این حق باشد.
آنچنان که شیخ اکبر در فص محمدی (ص) فصوص الحکم گوید: « فشهوده (الرجل)
للحق فی المراه اتم و اکمل. » و می گوید : « و برای همین دوست دارد زنان را
بخاطر کمال شهود حق در ایشان. چونکه حق تعالی مجرد از مواد اصلا مشاهده
نمی شود و از نظر ذات غنی از عالمیان است. » پس چون حق تعالی از نظر ذات
مشاهده نمی شود و از لحاظ تجلی در عالم مشاهده می شود٬ پس زنان بزرگترینِ
مجالی حق تعالی هستند.
http://ibnarabi.blogfa.com/
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.