سکوت

تحلیل:عمادطیبی

چند وقته سکوت مد شده! با خودم میگفتم چرا دمه بزنگاه بعضی ها سکوت میکنن!!

گفتم خب حتما دلیلی داره میدونی اصلا زیاد حرف زدن خوب نیست مثل همین الان من اگه زیاد حرف بزنم یه بلایی سرم میاد!!

تو اون دنیا رو که نمیدونم اما تو این دنیا قطعا!!

اصلا میدونی هرچیزی دلیلی داره.

شنیدم تو این گیر و دار سکوت یکی(منظورم اصلا آقای هاشمی نیستا!) یه حرفایی میزد میگفت شورای رهبری

من که نمیدونستم این دیگه چه صیغه ایه اما گفتم اینم حتما دلیل داره!

حرف بدی که نیست میگن خب اگه اینجوری باشه بالاخره ما که تا حالا رئیس مجلس و رئیس جمهور و رئیس مجمع بودیم اگه اینم روش باشه کارنامه کاریمون تکمیل میشه! و سربلند بیرون میایم.

حالا اون دنیا رو که نمیدونم اما تو این دنیا قطعا!!

آخ رئیس خبرگان رو یادم رفت آخه شنیدم دو روز قبل انتخابات88 یکی به امام خامنه ای نامه نوشته یکم از جایگاه رفیعش در خبرگان گفته حالا تو این نامه چرا من که اصلا نمیدونم!(سکوت...)

میگم حالا که دور دور سکوته بزار ما هم سکوت کنیم یک دوری بزنیم تو بعضی جاهایی که آقای خاص الخواص سکوت رو رعایت نکردن همینم الان مکافات شده!

حقیقتش نه ما پول چاپ داشتیم نه تو حوصله خوندن!

اما شما در حد همین چند دیدگاه اول یک نگاهی به صحبت ها بنداز بعدشم یک نگاه به خودت!


چندی از مواضع آقای هاشمی:

نامه ی آقای هاشمی چند روز قبل از انتخابات به امام خامنه ای

تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلاف‌گويي‌ها قرار مي‌گيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب مي‌دانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليت‌هاي رسمي ام در رسانه ها مطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفته‌ام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌ها و سلامت انتخابات اكتفا كرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شركت در انتخابات ندارم.

...

خطبه های نماز جمعه 26تیرتهران آقای هاشمی

چند تا پیشنهاد به ذهن من می رسد که البته این پیشنهادها را با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که به فکرشان من اعتماد دارم مطرح کردم و به این جا رسیدیم و من اینها را عرض می کنم به عنوان راه حل شاید هم دیگران هم بپذیرند و عمل کنند و انشاالله که با اخلاص مساله مهم ما اینست که آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این اعتماد را برگردانیم و این هدف مقدس ما باید باشد و این اعتماد باید برگردد و اینکه چگونه برگردانیم را حالا عرض می کنم

....

سخنرانی آقای هاشمی در دیدار با دانشجویان در مشهد

خیال مهدی از پرونده‌هایش راحت راحت است. بارها در این مسایل به مراكز مسئول جواب داد. در جریان استات اویل مجلس وارد شد و پس از تحقیق و تفحص اعلام كرد كه ایشان مبرّاست. وزارت اطلاعات دو سال‌ كاركرد و گزارش داد كه مبرّاست. وزارت نفت یك تیم را مشخص كرد و من از رهبری خواهش كردم برادر ایشان هم عضو آن تیم باشد تا همه شرایط را به ایشان بگوید كه آن تیم گزارش داد ما دلیلی برای این اتهام ندیدیم.

...

صحبتهای آقای هاشمی در زندگینامه خود در مورد فرزندانش:
بچه‌های ما در کار سیاست نیامدند. اما حُسن یا اشکالی وجود دارد که خیلی بی‌رودربایستی برخورد می‌کنند. مخفی‌کاری و ریاکاری نمی‌کنند و هر چه هستند، نشان می‌دهند. در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت می‌کنند.

این روش در جامعه ما باب نیست. به معنای مصطلح وارد سیاست نشدند، ولی وارد میدان شدند. البته یک بحث اساسی دارم که می‌توانستم جلویشان را بگیرم که معلم شوید و یا درس بخوانید و اینکه پسر رئیس‌جمهور هستید، برایتان بس است!

اظهار نظر آقای هاشمی در مورد شورای رهبری:

براي اداره يك حكومت نمي‌توان به فتواي يك نفر, خواه هر فردي باشد, عمل كنيم. بايد شورايي در كشور باشد كه مسائل اساسي جامعه را بررسي كند تا نظرات اين شورا پشتوانه قوانين باشد. در اين صورت شوراي نگهبان اگر مي‌خواهد مصوبات مجلس شوراي اسلامي را تصويب يا رد كند بايد به استناد به فتواي شورايي عمل كند.”(روزنامه مردم‌سالاري26/06/82 ص 3)

امام با شورا مخالف بود امّا من و آقاي طالقاني طرفدار شورا بوديم و حذف شوراي رهبري در قانون اساسي سال 68 بي خود بود.”(سالنامه شرق,1383 , ص 27)

اظهار نظر آقای هاشمی در مورد مشروعیت رهبری و تحریف سخن امام(ره):

“ما از همان روز اوّل به پديد‌ه قدرت، نگاه زميني و واقع‌بينانه داشتيم كساني آمدند و نگاه صرفاً متافيزيكي به قدرت را دامن زدند و آن را مرتب مطرح مي‌كنند قبول نداريم. از همان ابتدا امام خميني هم همين را مي‌گفت. شما حرف‌هاي ايشان را ببينيد كه مشروعيت را به مردم مي‌دهد اين چالش نيست و دردسري هم به وجود نمي‌آورد البته اگر تعصب‌هاي بي جا برداشته شود” (روزنامه اعتماد،‌ويژه سياست‌نامه، 27/8/81، ص8)