با سلام خدمت دوستان عزيز

فرارسيدن دهه ي فجر انقلاب اسلامي را تبريك مي گويم و خدا را براي توفيق تنفس در فضاي انقلاب شكر گزارم.

مي خواستم هم يادي كرده باشم از امامان حضرت روح الله و هم در مورد انقلاب مصر مطلبي نوشته باشم. انشالله به زودي شاهد پيروزي قيام مردم مصر و فرار حسني مبارك خبيث اين جنايتكار هم آخور با اسراييئل خواهيم بود. متن زير قسمتهايي از سخنان امام است كه در آنها در به حسني نامبارك اشاره داشته اند:

و ملت‌هاي اسلا‌مي و مستضعفان جهان مفتخرند ‌که دشمنان آنها حسين اردني ‌اين جنايت پيشه دوره‌گرد، و حسن  و حسني مبارک  ‌هم آخور با اسرائيل جنايتکارند و در راه خدمت به آمريکا و اسرائيل ‌از هيچ خيانتي به ملت‌هاي خود رويگردان نيستند.
وصيتنامه ي سياسي الهي امام

 و من با آن که به همه شما اطمينان تعهد به اسلام دارم، لکن ‌از تذکر، ‌که براي مؤمنان نفع دارد، بايد غفلت نکنم؛ چنانچه ‌از نصيحت به حکومت‌هاي همجوار و منطقه دريغ ندارم. و آنان مي‌دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پيروزمند ما ‌از موضع قدر‌ت سخن مي‌گويد. و من به پيروي ‌از آنان به شما اطمينان مي‌دهم ‌که اگر ‌از اطاعت بي‌چون و چراي آمريکا و بستگان آن دست برداريد و با ما به حکم اسلام و قرآن کريم رفتار کنيد، ‌از ما جز خير و پشتيباني نخواهيد ديد. و شما بدانيد آن قدر ‌که ابرقدرت‌ها ‌از صدام، ‌اين نوکر چشم و گوش بسته، پشتيباني کردند ‌از شماها ‌که قدرت‌هاي کوچک و حکومت‌هاي ضعيف ‌هستيد پشتيباني نمي‌کنند. و شما عاقبت ‌اين جنايتکار و همقطار جنايتکارش شاه مخلوع را به عيان ديده‌ايد. قدرت‌هاي بزرگ بيش ‌از آنچه ‌از شما استفاده نمايند ‌از شما طرفداري نمي‌کنند. و شماها را براي منافع خويش به هلاکت مي‌کشند. و من نصيحت برادرانه به شما مي‌کنم ‌که کاري نکنيد ‌که قرآن کريم براي برخورد با شما تکليف نمايد و ما به حکم خدا با شما رفتار کنيم. و يقين بدانيد ‌که امثال حسني مبارک مصري «4»  و حسين اردني «5»  و ديگر ‌هم جنايتکاران آنان براي شما نفعي ندارند و دين و دنياي شما را تباه مي‌کنند. و اگر با نشستهاي خود بخواهيد طرح کمپ ديويد «6»  يا فهد «7»  را، ‌که مرده‌اند، زنده کنيد؛ ‌که ما خطر بزرگ براي کشورهاي اسلا‌مي خصوصاً حرمين شريفين مي‌دانيم، اسلام به ما اجازه سکوت نمي‌دهد. و اين جانب در پيشگاه مقدس خداوند تکليف الهي خود را ادا نمودم.
3 خرداد 1361حسني مبارك هم آخور با اسرائيل

 

اداره کنندگان کاخ سفيد بايد بدانند ‌که دنيا عوض شده ‌است، و قدرت‌هاي شيطاني ‌از حربه‌هاي استعماري کهنه و نو خلع سلاح شده‌اند. کارگزاران سياست آمريکا بايد طرز تفکر و سياست‌هاي خود را تغيير دهند. و گمان نکنند اداره کل جهان در دست آنهاست، و همه کشورها چشم و گوش بسته در اختيار آنان هستند. بايد توجه کنند ‌که قطع ر‌ابطه و تحريم اقتصادي و ليست‌هاي دروغين آنها دنيا را بر کشوري تنگ نخواهد کرد. چنانچه وارد نمودن مصر را در سازمان کنفرانس به‌اصطلاح اسلا‌مي «2» ، با آن مقدمات و مؤخرات و بست و بند نمودن با حسين «3»  و حسن «4»  و حسني «5»  ، عقده‌هايي را ‌که ‌از بيداري ملت‌ها و پرخاشگري آنها براي اينان حاصل شده ‌است حل نخواهد نمود. عجب نيست ‌که آمريکا و سرسپردگان او براي برگشتن مصر به جرگه اعراب به هر دري مي‌زنند؛ تأسف‌آور و عجيب وضعيت ‌سران اعراب ‌است ‌که پس ‌از آن مقدمات طولاني و تبليغات و رفت و آمدهاي پشت پرده و روي پرده و هياهوهاي عجيب و غريب و صحبت ‌از طرح‌هايي ‌که در اجتماع ملوک و رؤساي جمهور و ‌سران بلندپايه کشورهاي عربي و غير عربي مي‌شد شايد کساني ‌که آنان را نمي‌شناختند منتظر بودند ‌که در ‌اين گردهمايي ‌از مشکلاتي ‌که براي اسلام و مسلمانان و ملت‌هاي مظلوم جهان ‌از دست ابرقدرت‌ها پيش آمده بحث و گفتگو شود، و طرح‌هايي براي اصلاح حال ملت‌هاي دربند ريخته شود و راه حل مشکلات جهاني آنها را پيدا کنند با آن همه تشريفات نشستند و برخاستند و تمام مشکلات اسلام و مسلمين را خلاصه کردند در برگشت مصر معاهد بااسرائيل به حوزه اعراب! آن روز مصر را براي قرارداد با صهيونيست خارج کردند؛ و امروز به خاطر تثبيت و شناسايي اسرائيل برگرداندند! آن روز مصر را براي پشت کردن به خواست اعراب خارج کردند؛ و امروز آن را به خاطر بوسيدن دست آمريکا برگرداندند. آن روز مصر را براي خيانت به آرمان فلسطين خارج کردند؛ و امروز براي امضاي دستجمعي آن خيانت آن را برگرداندند. و تأسف‌آورتر و ننگين‌تر آن که مصر با کمال بي‌اعتنايي هيچ شرطي را قبول نکرد. و يکي ‌از مقامات بالاي قاهره گفت ‌سران عرب بايد به اشتباه خود اقرار کنند! مسأله لبنان، مسأله افغانستان، و مسائل ديگر ملت‌هاي عرب مشکلي نبود ‌که به‌اصطلاح ‌سران کشورهاي اسلا‌مي وقت عزيز خود را صرف امثال آن کنند! ملت‌هاي مظلوم و محترم غير عرب و عرب و مسلمانان ‌اين ننگ را چگونه تحمل کنند ‌که اينان فرمانروايان آنها هستند. آيا وقت آن نرسيده ‌است ‌که ملت‌هاي اسلا‌مي ‌از جاي خود برخيزند و سردمداران خود را يا در مقابل شرف اسلام خاضع کنند، و يا با آنان همچون ايران عمل کنند؟ آيا حکومت‌هاي به‌اصطلاح اسلا‌مي در خواباند و نمي‌بينند ‌که امروز وضع ملت‌ها غير ‌از سابق ‌است؟ نمي‌خواهند بفهمند ‌که چشم و گوش‌ها باز شده ‌است و فريبکاري‌هاي ‌از قماش شرقي يا غربي توان خود را ‌از دست داده ‌است؟ نمي‌دانند و نمي‌بينند ‌که انقلاب اسلا‌مي صادر يا در شرف صدور ‌است، و با تأييدات خداوند متعال پرچم اسلام در آتيه‌اي نه چندان دور به دست ملت‌هاي اسلا‌مي، بلکه مظلومان تشنه عدالت اسلا‌مي، در سراسر عالم به اهتزاز در خواهد آمد؟ پس بهتر نيست ‌که حکومت‌ها به خود آيند، و ‌از گناه بزرگي ‌که در کازابلانکا مرتکب شدند و به شرف اسلام و مسلمانان، خصوصاً اعراب، تجاوز کردند و براي خود ننگ تاريخي به جاي گذاشتند توبه کنند و بازگشت به خداي قادر قاهر نمايند، ‌که مبادا آتش قهر او تر و خشک را بسوزاند؟
22 بهمن 1362

 

صدام خائن امروز بهتر فهميده ‌است ‌که ‌از ‌اين دامي ‌که براي او گسترده‌اند نجات نخواهد يافت و او و ‌حزب کافر بعث عراق جز سرنگوني و هلاکت سرنوشتي ندارند. و ‌از ‌اين رو با آن همه رجزخواني و ادعاي پوچ سرداري قادسيه و کوبيدن طبل ميان تهي انقلا‌بي بودن و با اسرائيل دشمني آشتي‌ناپذير داشتن، امروز به دامان حکومت سرسپرده آمريکا، يار و همقطار اسرائيل، پناه برده و دست ذلت و دريوزگي به جانب دشمنان عرب و اسلام دراز کرده ‌است، ‌که نخست او را ‌از ‌اين مهلکه مرگبار ـ ‌که خود براي خود تهيه ديده ـ نجات دهند، و سپس اذهان را ‌از دشمن بزرگ اسلام و غاصب سرزمين‌هاي آنان منصرف و قرارداد ننگين کمپ ديويد را با برگرداندن حسني مبارک به جامعه عرب به کرسي نشاند، يا "طرح فهد" «2»  را ‌که براي ملت عرب و بالاتر براي اسلام ننگ‌آور ‌استاجرا کند.من به دولت‌هاي عربي منطقه هشدار مي‌دهم ‌که با تسليم شدن در مقابل اين گونه طرح‌ها، علاوه بر قبول اسارت خويش به دست آمريکا و ‌از آن ننگين‌تر اسرائيل، دشمني ملت و دولت و قواي مسلح نيرومند ايران را براي هميشه به بار مي‌آورد. و اگر امروز به دامن اسلام برنگرديد، فردا دير ‌است. شما را فريبکاري‌هاي آمريکا و رجزخواني‌هاي "حسني" «3»  و "حسن" «4»  و "حسين" «5»  و "قابوس" «6»  ـ ‌که حقاً احتياج به قيم دارند و سفيهانه جوانان کشورهاي خود و اسلحه و مهمات ارتش خويش را ‌که بايد در راه نجاتشان ‌از چنگال اسرائيل به کار برند ـ گول نزند.
6 خرداد 1361

 

 و سردار نگونبخت قادسيه دست دريوزگي به هر طرف دراز و چشم اميد به جنايتکاران ورشکسته دوخته ‌که چند روزي ديگر به جنايات خود نسبت به ملت مظلوم عراق و مسلمان عرب و غير عرب ايران و منطقه ادامه دهد. و آنچنان بيچاره و درمانده شده ‌است ‌که با وقاحت تمام، قلم سياه بر ادعاهاي پوچ خود کشيده، و با اسرائيل ـ ‌که تا ديروز ادعاي دشمني با آن را مي‌کرد ـ دوست صميمي شده، و با آمريکا ـ ‌که مدعي ترک روابط با آن بود ـ آرزوي وابستگي مي‌کند، و با دويله‌هاي وابسته به آمريکا ـ ‌که با اخافه و ارعاب و عربده جيب آنان را خالي کرده بود ـ اکنون با تملق و سرافکندگي چشم طمع دوخته ‌است، و به حسني «2»  و حسن «3»  و حسين «4»  و نميري «5»  و ديگر جنايتکاران تاريخ ـ ‌که خود ورشکستگاني بيش نيستند ـ اميد نجات بسته ‌است.
22 بهمن 1361

 

يکي ‌از مسائل، ‌اين کنفرانس ‌سران به اصطلاح غير متعهدهاست. ‌اين کنفرانسي ‌که ‌سران اول در سابق تأسيس کردند افراد بسيار متعهدي به اسلام و به کشورهاي خودشان بودند، وغير متعهد نسبت به قدرت‌هاي بزرگ. لکن امروز مخلوط شده ‌است ‌از يک جنس‌هاي مختلف، بسياريشان آنها هستند ‌که غيرمتعهدند و بعضي ‌از آنها، آنها هستند ‌که اگر اينها غيرمتعهد باشند ما متعهد نبايد داشته باشيم. اگر بنا باشد ‌که حسين اردني «2»  و حسن «3»  و حسني مبارک «4»  و امثال اينها غيرمتعهدند، همه غيرمتعهدند، پس نبايد بگويند ‌که يک دسته متعهد، يک دسته غيرمتعهد. و ‌از کارهايي ‌که بايد ‌اين کنفرانس غيرمتعهدين انجام بدهند ‌که در رأس همه کارهاست و بايد بعدها ‌هم ‌اين مطلب را انجام بدهند، ‌اين ‌است ‌که اول متعهد و غيرمتعهد را ‌از ‌هم جدا کنند.
22 اسفند 1361

 

و آيا خداوند با ذکروا الله لايهدي القوم الظالمين نمي‌خواهد بفرمايد خداوند سعودي‌هاي عصر را و تمام اعصار تاريخ را ستمگراني بيش نمي‌داند ‌که قابل هدايت نيستند و خداوند آنان را هدايت نمي‌فرمايد؟ آيا ستمکاري بر حق و خلق و بر رسول خدا و امت بزرگوار حضرت رسول خاتم، بالاتر ‌از آنچه آل سعود با کعبه و حرم امن الهي و با زائران مجاهدآن ‌که همه‌چيز و همه‌کس خود را در راه دوست و آرمان اسلام تقديم کردند، مي‌توان تصور کرد؟ آيا جرم ‌اين مجاهدان ‌که به فرمان خداوند تعالي نداي برائت ‌از مشرکين را انجام داده‌اند، جز برائت ‌از خدايان آل سعود و سعودي‌هاي عصر حاضر و شاه حسين و شاه حسن و مبارک نامبارک «7»  و صدام عفلقي ‌است؟ آيا سکوت در مقابل ‌اين ستمگري‌ها ‌که در طول تاريخ سابقه نداشته ‌است، چيزي جز رضاي به ‌اين جرم و شرکت در ظلم و ستم ظالمين و ستمگران ‌است؟ و در هر صورت آل سعود براي تصدي امور کعبه و حج لياقت نداشته و علما و مسلمانان و روشنفکران بايد چاره‌اي بينديشند.

«7»  حسني مبارک، رئيس رژيم حاکم بر مصر. او به همراه صدام حسين، ملک حسين و ملک حسن، پس ‌از واقعه خونبار مکه و شهادت صدها زائر ايراني به دست عوامل و دژخيمان آل سعود، پيام‌هاي تبريکي براي ملک فهد، پادشاه عربستان سعودي فرستادند!
12 مرداد 1366