در این مقاله از نظریات دکتر

Michael S. Heiser

Ph.D. candidate, Hebrew Bible and Ancient Semitic Languages
University of Wisconsin-Madison

استفاده کرده ایم


خوانندگان کتابهای ذکریا سیتچین Zecharia Sitchin مخصوصا کتاب "دوازدهمین سیاره" حتما با تصویر این لوح گلی آشنا هستند.


اسم این لوح استوانه ای شکل VA243 است.این نام گذاری بدان علت است که این قطعه ،قطعه شماره 243 در موزه Vorderasiatische در برلین می باشد.

این لوح گلی نقش اصلی و کلیدی را در نظریه سیتچین ایفا می کند .او در نظریه خود ادعا می کند که سومریان باستان ساکن بین النهرین دانش فو ق العاده پیشرفته ای از اجرام سیاره ای و سیاره های منظومه شمسی را در آن زمان داشته اند.

در نظریه ایشان ادعا می شود که این دانش عظیم توسط موجودات فضایی به سومریان داده شده بود.سیتچین این موجودات و مسافران فضایی را همان خدایان انونکی Anunnaki در اسطوره های سومری می داند.

در بالا و سمت چپ این لوح تصویری وجود دارد که سیتچین درباره آن ادعاهای خود را مطرح می کند.

در این تصویر خورشید دیده می شود که با یازده جسم کروی احاطه شده است.

سیتچین ادعا می کند که مردم باستانی در عهد سومریان خورشید و ماه را جزو سیارگان در نظر می گرفتند.و سریعا با این فرض خود استنباط می کند که بنابر این تعداد سیارات منظومه شمسی به دوازده سیاره بالغ می شود.

اولا چرا باید سومریان که بقول سیتچین علم نجومی خود را از انونکی گرفته بودند،چنین سوتی بزرگی بدهند.

انونکی و فضانوردان باستانی و خالقین ما انسانهای هوشمند ،لا اقل باید زودتر از کوپرنیک و گالیله از واقعیت ماجرا با خبر بوده باشند.ولی فرض کنیم که این را هم بتوان نا دیده گرفت.

خوب ما در حال حاضر نه سیاره را می شناسیم و اگر ماه و خورشید را هم بحساب آوریم،پس با این استدلال آقای سیتچین باید سیاره دیگری نیز در ماوراء پلوتوPluto نیز باشد.

البته هیچ عقل سلیمی این احتمال که منظومه شمسی سیاره یا سیاره های دیگری را نیز داشته باشد ، رد نمی کند ولی با این ادعاها و آمیختن اطلاعات درست و تفسیرهای غلط، ایشان در نهایت نتیجه گیری عجیبی می کنند .

اینکه ما انسانهای هوشمند دوپا ،مخلوق آزمایشات ژنتیکی این فضانوردان باستانی هستیم.عین ادعای فون دانکن و عین ادعای رائیل شیرین عقل.(در کل یعنی: خدا کشک. احتمالا با ظهور مجدد این خدایان باستانی در 2012 باید به پرستششان نیز مشغول شویم؟!!)


البته برای کسانی که از باستان شناسی و اسطوره شناسی اطلاعاتی ندارند و در ضمن به اقتضای روحیه جوان و ماجراجو طلب خود ، مایلند اینگونه داستانها واقعیت داشته باشد ...ادعاهای چنین افرادی بسیار اغوا کننده و فریب دهنده خواهد بود.

سیتچین نتیجه گیری می کند که خوب حالا که سیاره دوازدهمینی هم هست ،حتما آن همان نیبیرو Nibiruست. همان سیاره ای که سکونتگاه خدایان سومری بوده و در متن ها و الواح سومری از آن نام برده شده است.

او در ادامه نتیجه گیریهای خود استدلال و تلاش زیادی می کند تا نشان دهد که نیبیرو ( سیاره دوازدهم) هر 3600 سال در گردش خود به دور خورشید به زمین نزدیک می شود.و پیروان و علاقمندان نظریه او نیز بر این باورند که این نزدیکی مجددا و بزودی اتفاق می افتد.2012.

برخی از علاقمندان نظریات سیتچین این سیاره نیبیرو را، سیاره ایکس Planet X نیز نام نهاده اند.



آیا سیتچین راست می گوید؟

درکلیات یا در جزئیات؟

آیا واقعا Nibiru سیاره دوازدهم منظومه شمسی است و بزودی باز می گردد؟

آیا لوح VA243 این فرضیه را تائید می کند؟

متاسفانه برای تمام علاقمندان نظریات سیتچین باید این را بگوییم که پاسخ به تمام سئوالات فوق " نه" است.

در این مقاله تمرکز خود را بروی لوح VA243 می گذاریم. ان شا الله اگر فرصتی باقی بود و مجالی دست داد ،از دیدگاه های دیگری نیز نظریات پوچ و هدفدار اینگونه افراد را بررسی می کنیم.و درباره Nibiru نیز جداگانه مطلب می گذاریم.



متد Method and Approach



مطالعه و خواندن الواح گلی رشته ای بسیار تخصصی و قانون مند در آشور شناسی و سومر شناسی می باشد. خواهید دید که تفاسیر ارائه شده توسط سیتچین فاقد ارزش علمی و آکادمیک است و سومر شناسان برجسته به آن بهایی نمی دهند.

خلاصه باید گفت که تئوری سیتچین اشتباه است و توسط خود لوح گلی باطل بودن آن اثبات می شود.

در مطالبی که در اینجا خواهید خواند ما اثبات می کنیم که لوح VA243 به هیچوجه تائید کننده نظریه سیتچین نیست.دلایل من به ترتیب:



1- نوشته هایی که بروی لوح وجود دارد(در سمت راست و چپ لوح) ، که البته آقای سیتچین هم هیچ حرفی از آنها نمی زند، هیچ مطلبی را درباره سیاره گان یا سایر اجرام سماوی ذکر نکرده اند.برای این منظور به مولفین مشهور در باره آثار و نوشته های سومری مراجعه می کنیم تا از اتهام گمراهی و ابزار سلیقه شخصی مبرا باشیم.

2- نماد و سمبلی که در این لوح از آن به عنوان نماد خورشید نام برده شده به خورشید ربطی ندارد و نماد خورشید نیست.ما این را از آنجا می دانیم که در سایر الواح و نقوش سومری به هیچ وجه از این نماد برای نشان دادن خورشید استفاده نشده است.صدها لوح گلی متعلق به سومریان در بین النهرین کشف شده و در هیچکدام از آنها از این نماد برای نماد خورشید استفاده نشده است.با اطمینان کامل نماد خورشید را در آثار سومریان به شما نشان می دهیم .نمادی که اتفاقا در متون الواح هم به آن به صراحت اشاره شده.در متون به خدای خورشید شامش SHAMESH اکدیان، با اتو ,UTU سومریان اشاره شده و از این نماد استفاده شده است.منابع را به شما معرفی می کنیم تا خودتان بررسیکنید.نمادی که در لوح VA243 اقای سیتچین آنرا خورشید معرفی می کند،خورشید نیست.بلکه در هنر سومری برای نشان دادن " ستاره" استفاده می شود.این نماد در هنرهای تصویرنگاری سومری با 8 اشعه یا بیشتر در اطراف یک دایره نشان داده می شود.

خوب ممکن است خوانندگان ما بگویند:"خوب، خورشید هم یک ستاره است؟"

لذا برای این دوستان تصاویری از الواح سومری را نشان خواهیم داد که نماد ستاره(همان که در لوح VA243 هست) و نماد خورشید را در کنار هم و بطور جداگانه و مستقل از یکدیگر نشان می دهد.پس وقتی برای خورشید نمادی مستقل در هنر سومری بوده، دلیلی وجود ندارد که از نماد ستاره برای استناد به خورشید استفاده شود.سومریان خورشید ر ا از ستارگان تمیز می دادند و از نماد جداگانه ای برای آن استفاده می کردند.

و هر نمادی از مظاهر طبیعت را چون خورشید، ماه ، ستارگان به خدایی جداگانه منسوب می کردند .مثلا خدای خورشید،خدای ماه و ....

لذا هیچ مدرک و شواهد سومری یا بین النهرینی نیست که ادعاهای عجیب آقای سیتچین را اثبات کند.



3-پس اگر آنچه که در تصویر است خورشید نیست.پس آن یازده نقطه اطراف آن چیستند؟

آن نقاط نیز ستاره هستند.این بهترین نگارگری سومری از صورت فلکی خوشه پروین Pleiades است.این صورت فلکی از هفت ستاره که با چشم غیر مسلح از زمان سومریان تا کنون قابل رویت است.

صورت فلکی خوشه پروین Pleiades به وفور در سایر الواح سومری نیز وجود داشته و به چشم می خورد.

همان گونه که خود سیتچین اقرار می کند و سایر اسطوره شناسان دیگر هم بر آن اذعان دارند،از نظر سومریان ستارگان به الهه ها و خدایان مربوط بودند.در نقش و نگاره های سومری این ستارگان هم به خدایان و هم اجرام سماوی اشاره می کنند.همین قضیه درباره خورشید نیز صادق است.آن ر ا هم می توان به خورشید تعبیر کرد و هم به خدای خورشید.



برای اینکه که لوح VA243به چه چیز استناد می کند ،سه احتمال وجود دارد:



A- در این لوح ستاره ای نشان داده شده و یا خدایی معرفی می شود و با نشان دادن آن در کنار سایر ستارگان تفسیری Zodiacal(ستاره شناسی زودیاک) از آن ارائه می دهد.

البته من بشخصه با این نظر موافق نیستم.زیرا تفاسیری روشن تر برای آن وجود دارد.



B-بسیار محتمل است که این ستاره نشان داده شده در لوح به الهه ای اشاره کند که به باروری و حاصلخیزی ارتباط داشته باشد.چون در متن این لوح به صراحت اشاره شده که فردی (با نام مشخص) در حال نیایش ،هدیه ای را به حضور خدایی که نشسته است تقدیم می کند.در تصویر این خدا با داس یا دروگر محصول مشخص شده است.

علاوه بر این خدای نشسته دو فرد دیگر نیز در این تصویر لوح وجود دارد.یکی فردی است که هدیه را تقدیم می کند و دیگری که آن فرد را همراهی می کند نیز احتمالا خدا یا الهه ایست که مراسم قربانی یا هدیه دادن ارتباط دارد.

شواهدی دیگری نیز در این تصویر وجود دارد که این ادعا را تائید می کند.آرایش موی خدای نشسته و خدایی که دست فرد را گرفته و به سوی او راهنمایی می کند مشابه است.علاوه براین صدها لوح مشابه که در آنها نیز هدایایی به خدایان تقدیم می شود و مشابه این لوح هستند نیز وجود دارد.

در آنها هم در بالای تصاویر ستارگانی نقش بسته اند که به خدا بودن این موجودات دلالت می کنند.

(مثالها را ببینید.)



C-از آنجاییکه در این تصویر ستاره ای بزرگتر نشان داده شده که در اطراف آن ستارگانی دیگر قرارگرفته اند.می توان این تصویر را نمادپردازی هنرمندانه ای از خدای بزرگ بین النهرینیان که رهبر خدایان و شورای خدایان است در نظر گرفت.در این تصویر این خدا با یازده خدای کوچکتر و همکار او نمایش داده شده اند.

بیاد داسته باشد که خود سیتچین هم به خدایان دوازدهگانه شورای خدایان در بین النهرین اذعان دارد.

البته در سایر مطالب خود نشان داده ایم که در ادیان بین النهرینی همیشه 12 خدا در شورای خدایان نبوده اند.گاهی اوقات 8 خدا در این شورا بوده اند ولی غالبا و اکثرا شورای خدایان 12 عضو داشته است. و عدد 12 شایعتر بوده است.

این نظریه نیز بسیار جالب است ولی من به شخصه نظزیه B را ترجیح می دهم.

زیرا خوانندگان ممکن است بگویند:خوب اگر این ستارگان به اعضاء شورای خدایان بین النهرینی اشاره دارد و ستاره بزرگتر و مرکزی بزرگترین خدای این مجمع باشد، خوب او خدای خورشید است.پس این نماد نماد خورشید است.

البته این استنباط و نتیجه گیری هم اشتباه است . زیرا در بین خدایان بین النهرینی (خدای خورشید-شامش Shamashبزرگترین و والامقامترین خدا نیست.بلکه خدای بزرگ آنو Anu است.همانکه بعدها به مردوک Marduk معروف شد.



البته هرکدام از نظریات فوق را بپسندید بازهم از تصور ذهنی و تفسیر ذهنی ناشی می شود.ولی آنچه که کاملا مسلم است این است که نمادی که در این لوح وجود دارد و آقای ستیچین آنرا به خورشید نسبت می دهد.اصلا نماد خورشید نیست.

نماد خورشید به وفور و مکررا در الواح سومری نشان داده شده و بر خورشید بودن آن در متون همان الواح هم تصریح شده است و این نماد ربطی به خورشید ندارد.

ستاره شناسی چون Tom Van Flandern سالها قبل به نکته دیگری نیز اشاره کرده بود.اگر فرض کنیم این نماد خورشید باشد،آنگاه اندازه اجرامی که در اطراف آن به تصویر کشیده شده اند به هیچ وجه متناسب با اندازه واقعی سیارگان منظومه شمسی نیست.و فاصله نشان داده شده در تصویر بین این مثلا خورشید با اجرام کناری نیز نشان دهنده فاصله مداری آنها نمی باشد.

می توانید نظر این ستاره شناس و متخصص را نیز در اینترنت پیدا کرده و مطالعه کنید.





4-در میان تمام متون و الواح به جا مانده از سومریان یا سایر ساکنین بعدی بین النهرین حتی یک سند وجود ندارد که نشان دهد آنها از وجود بیش از 5 سیاره آگاه بوده و اطلاع داشته اند.حتی یک سند.

این ادعا توسط تمام متخصصان ستاره شناسی میخی و سومری تائید می شود و در این میان فقط آقای سیتچین است که چنین ادعاهای دور از ذهنی دارد.در این مقاله ما لیستی از کتابها و کاتالوگها و مقالات مربوط در زمینه ستاره شناسی سومری و میخی را ارائه می کنیم و شما در صورت تمایل می توانید به آنها مراجعه کرده و خودتان مطالعه کرده و حرف ما را تائید کنید.

تمامی متون میخی که به نحوی به ستاره شناسی و نجوم و پیشگویی هامربوط باشد بطور کامل و به صورت لغت به لغت در مراکز آکادمیک و توسط متخصصین این رشته ترجمه شده و بررسی و ایندکس شده است.

تمامی این الواح دارای جزئیات دقیق و محاسبات دقیق ریاضی است که از پدیدار شدن مثلا فلان جسم سماوی در افق و آسمان صحبت شده است و جزئیات دقیق و ارتباط این جرم با سایر ستارگان به صراحت ذکر شده است.لذا این مسئله چیز جدیدی نیست و در این رشته بسیار کار شده است و آقای سیتچین اولین نفری نبوده که بروی این موضوع کار کرده باشد.

مسئله اینجاست که سیتچین از این تفسیر عجیب و غریب چه منظوری داشته و قصد فریب چه کسانی را داشته است؟!



حال در باره حقایقی که در بالا ارائه شد بطور دقیقتر و با ذکر منابع می پردازیم:



نوشته های ثبت شده بروی لوح VA243



لوح VA243 دارای سه خط متن با خط میخی است.(خط 1 در هر دو طرف لوح تکرار شده است)



این خطوط به زبان انگلیسی ترجمه شده است و در ضمن توسط سومر شناس معروف Anton Moortegat نیز ترجمه شده است.

ترجمه ایشان توسط انتشارات موزه Vorderasiatische برلین تحت عنوانWest Asian Cylinder Seals” "

در سال 1940 به چاپ رسیده است.خود الواح نیز متعلق به موزه Vorderasiatische برلین می باشد.


این کتاب به زبان آلمانی نوشته شده است.لذا من ترجمه آلمانی و انگلیسی را با هم می آورم.



خط 1: dub-si-ga “Dubsiga” (اسم یک شخص است و از قرار معلوم اسم شخص مهم و قدرتمندی هم هست)



خط 2 : ili-il-la-at “Ili-illat” (اسم یک شخص است.این بار نام صاحب و مالک این مهر و لوح می باشد.)



خط 3: ir3-su “dein Knecht” (به معنی خدمتگزار یا بنده شما می باشد.)



پس متون موجود در این لوح بدین صورت ترجمه می شود (ِDubsiga! ، بنده شما Ili illat)

پس می بینید که هیچ اشاره ای در متن این لوح به سیارگان یا خورشید یا ستاره شناسی نشده است.

اگر منظور سازندگان این مهر آن چیزی بود که آقای سیتچین ادعا می کند،به راحتی می توانستند آن را در متن ذکر کنند.



دکتر Rudi Mayr رساله خود را در مورد الواح سومری ارائه داده اند.ایشان نظریات خود را درباره نوشته های الواح در ایمیلی به من ذکر کرده اند:





فردی که نشسته است یک خداست.لباسهای دامن دار و چین دار معمولا برای پوشش خدایان استفاده می شده است.(پادشاهان نیز کمی بعدتر این نوع پوشش را برای خود انتخاب کردند).خدایان نشان داده شده در تصاویر الواح سومری آرایش موی مخصوص خود نیز بودند.پژوهشگران این نوع آرایش مو را آرایش موی شاخی شکل نامیدند.البته از نظر من این آرایش مو بیشتر شبیه شعله است تا شاخ.

در متون میخی الواح ذکر شده که خدایان سیمای درخشان و تابناک و روشنی نیز داشته اند.



نماد خورشید



این بزرگترین گافی است که سیتچین در تفسیر خود از این لوح به عنوان منظومه شمسی داده است.

لذا اگر ثابت شود که نماد مرکزی در این لوح اصلا نماد خورشید نیست کل نظریات او فرو می ریزد.قبل از آنکه شواهد خود را در این رابطه بیان کنیم لازم است تا کمی درباره نمادهای سومری-آکدی توضیحاتی را ارائه دهیم.



همانند بسیاری از ادیان باستانی ،ادیان باستانی بین النهرینی ارتباط بسیار زیادی با اجرام سماوی داشتند که با چشم غیر مسلح دیده می شدند، داشت.

از میان این اجرام سماوی خورشید،ماه و سیاره زهره Venus از اهمیت بیشتری برخوردار بودند و دلیل اصلی آن رویت راحتر آنها و درخشانتر بودن آنها بود.لذا هر کدام از این اجرام سماوی درخشان به خدای خاصی دلالت میکرد و نماد الهه خاصی بود.



در این ادیان بین النهرینی خورشید نماد خدای خورشید شامش Shamash یا همان اتو Utu در زبان سومری است.

نماد خورشید از یک دایره کوچک مرکزی تشکیل شده بود که در چهار طرف آن چهار بازو قرار گرفته بود و مابین آن بازوها خطوط موج شکلی قرار گرفته بودند. و یا یک دایره مرکزی که در اطراف آن خطوط موجی شکل فراگرفته است. در تمام این موارد کل این نماد در یک دایره بزرگتر قرار گرفته است.(من در این مورد استثنایی جز یک مورد سراغ ندارم)

همانند آنچه در تصویر مشاهده می کنید:


خوب آنچه واضح است این است که این نماد، نماد نشان داده شده در لوح VA243 نیست.

نماد نشان داده شده در لوح VA243 فاقد خطوط موجی شکل است و در ضمن درون یک دایره نیز قرار نگرفته است.

این نماد منحصر بفرد خورشید در تمام آثار هنری سومری-بین النهرینی وجود داشته و تکرار شده است.

نماد دیگری که برای خدای خورشید استفاده می شده است .به صورت خدایی بود که سوار بر یک دیسک بالدار پرواز می کرده است.(مشابه دیسک بالداری که در ادیان مصری استفاده می شده است.بعدها ایرانیان نیز به تقلید از آشوریان نماد فروهر را استفاده کردند)



از شکل و نماد ستاره برای مشخص کردن ستارگان یا سیارات در صور فلکی و یا خدایی که به آن مربوط می شده استفاده می کردند.مثلا برای خدای ایشتار Ishtar (اینینا سومری Inana) از نماد سیاره زهره استفاده می شد.چون زهره بعد از خورشید و ماه درخشانترین جرم آسمانی بود ،آن را به این خدا یا الهه که در مقام سوم قرار داشت ،منسوب کرده بودند.




البته نماد مربوط به ستارگان دارای 8 بازو بود و کاملا از نمادخورشید با 4 بازو متمایز بود.این روش برای نشان دادن این نماد رایجترین روش در هنر سومری-بین النهرینی بود.البته مشابه آنچه در لوح VA243 مشاهده می کنید،این نماد با 6 یا 7 بازو نیز نمایش داده می شده است.گاهی اوقات در درون یک لوح که این نماد تکرار شده بود تعداد بازو ها از 6 تا 8 بازو متغیر است.

تعدار بازوها متغیر بود ولی آنچه همیشه ثابت بود معنی است که این نماد بر آن دلالت می کند.یک ستاره،یک سیاره و یا یک خدا ...ولی نه یک خورشید.

گاهی اوقات این نماد درون دایره ای بزرگتر قرار می گرفته و اغلب اوقات هم درون دایره ای قرار نمی گرفته است.این نماد به خوبی و درستی از نماد خورشید قابل تمایز و تشخیص است.



شاید برای شما این سئوال پیش آمده باشد که من از کجا اینقدر مطمئنم که این نماد VA243 نماد یک ستاره است، و نه خورشید؟؟؟

علاوه بر شواهد بسیار واضحی که در بالا توضیح داده شد،به نکته دیگری نیز می توان اشاره کرد.

ادیان سومری-بین النهرینی نمادهای مربوط به خدایان مهم خود را به خوبی دسته بندی کرده بودند.

خدای خورشید،خدای ماه،خدای زهره .آنها اینکار را کرده بودند و در شناخت خدایان خود در الواح و کتیبه ها اشتباه نمی کردند، ما نیز نباید در تشخیص آنها دچار اشتباه شویم.

این تقسیم بندی سه گانه در هنر سومریان بسیار مشخص و واضح است.به تصاویر زیر دقت کنید:


در تصاویر زیر به تفاوت نمادهای خورشید و ستارگان و سایر سیارات در نمادهای ستاره شناسی سومری Zodiac دقت کنید:


در این تصویر نماد خورشید و ستاره در کنار یکدیگر و در زیر نماد مار (Draco) گرفته است.به خطوط موجی شکل در نماد خورشید دقت کنید.(نماد ستاره در اینجا هشت بازو دارد.)






یک مثال زودیاک Zodiac دیگر:


در تصویر فوق نیز نماد خورشید و ستاره زهره در کنار یکدیگر در زیر شکل مار قرار گرفته اند. در اینجا نماد ستاره 7 بازو دارد.



اگر در تصویر بالا بیشتر دقت کنید 7 ستاره کوچکتر در زیر نماد خورشید و زهره قرار دارند.آنها کوچکترند و 6 بازو دارند.آنها نماد صورت فلکی خوشه پروین Pleiades در هنر سومری هستند.
حال یک مثال زودیاک Zodiac دیگر:


در اینجا نماد ستاره نشان داده شده دقیقا مشابه نماد موجود در لوح VA243است. و دقیقا 6 بازو دارد.

تصاویر زیر سایر نمادهای ستاره را در سایر الواح سومری نشان می دهد:


تصویر فوق الهه ایشتار Ishtar است.ستاره ای که بالای سر اوست به خدا بودن او اشاره می کند

این نماد دقیقا مشابه نماد لوح VA243 است .


در لوح بالا نماد خدای خورشید به صورت یک دیسک بالدار است که بر فراز موجودی نیمه انسان نیمه عقرب قرار دارد.این نماد نماد خورشید است.
دقیقا در سمت راست این نماد نماد یک ستاره قرار دارد که 7 بازو دارد.مشابه لوح VA243.
7 ستاره اشاره کننده به خوشه پروین هم در سمت راست تصویر قابل رویت است.


گمان می کنم که مدارک فوق الذکر برای اثبات دروغگو بودن سیتچین کافی است.

انتخاب با شماست.

در تصویر زیر در ابتدای مصاحبه معروف سیتچین با جردن ماکسول Jordan Maxwell به نحوه دست دادن ان دو مشکوک شدم.

سیتچین و رائیل و امثالهم سربازان پیاده نظام فراماسونری برای خارج ساختن دین از زندگی مردم قرن 21 و جایگزین کردن خالقان فضایی به جای خالق واحد "الله" می باشند.


به دست دادن سیتچین (دروغگو) با ماکسول دقت کنید:

دست دادن دو ماسون با یکدیگر


دوست عزیز همه ی این افراد یک هدف را دنبال میکنند و آن همانطور که در بالا هم عرض شد حذف خدا از زندگی برای هدف والای اربابشان شیطان است.


لئو زاگامی (Leo Zagami) یکی از اعضای ایلومناتی بود یعنی یک فراماسونر سابق.

او در مصاحبه ای تلویزیونی چنین اشاره میکند :



ذکریا سیتچین با کورادو بالدوچی (Corrado Balducci) ملاقات میکرد.

قابل توجه شما که بالدوچی سخنگوی رسمی پدیده ی یوفوها در واتیکان است.






زاگامی در رابطه با او میگوید : بالدوچی تنها سخنگوی رسمی U.F.O ها نبود ، او یک جن شناس است، بزرگترین جن گیر در واتیکان. آلیستر کرولی بود که میگفت شما آنها را خدایان بنامید ، بعد ما آنها را فرشتگان مینامیم و در پنجاه سال بعد ما آنها را چیز دیگری خواهیم نامید. !


آیا شما هم فریب "نظم نوین جهانی " را خورده اید؟!

ببینید این توطئه جهانی با دقت مهندسی شده تا شما را از دیدن حقیقت ناتوان کند و نوجوانان امروز ایران نیز خواسته یا ناخواسته با انتشار این دروغ ها به هموار شدن مسیر شیطانی کمک میکنند . حقیقتی که ما تنها یک خدا داریم و در همه ی پیروانش سهیم هستیم. سلاح تکنولوژیک دولت های به اصطلاح آزادی خواه و خواهان دموکراسی ، یعنی یوفو ها ، کتاب های منتشر شده پیرامون مرموزاتی در تاریخ با نام خدایان و ... ، فیلم های آخرالزمانی درقالب تخیل و به اصطلاح علم همگی در مسیر یک هدف حرکت میکنند . پس هشیار باش.