وصال ...
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
لب باز نکردم به خروشی و فغانی من محرم راز دل طوفانی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی یک عمر پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکر خنده لبش جان نسپردم شرمنده ی جان و ز گران جانی خویشم
شعری از رهبر معظم انقلاب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۹ ساعت 20:9 توسط علیرضا
|
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.