بیش از 120 روز از عمکرد دولت در بحث سیاست خارجه می گذرد. هرچند گذر این ایام نمی تواند به طور دقیق و جزئی بیانگر تمامیت عملکردی نگاهی و عملی دولت در حوزه سیاست خارجه باشد ولیکن به هر حال این ایام نیز به سهم خود، می توانند نشان دهنده بخشی (نه همه) از جهت گیری های دولت را در این زمینه نشان بدهند. هرچند مدت زیادی نگذشته، ولیکن در حوزه سیاست خارجه اتفاقات مهمی افتاده که برخی از آنها نسبت به تاریخ انقلاب برای اولین بار رخ داده است و عده ای آن را از روی تدبیر و برخی از روی بی تدبیری  و عجول بودن قلمداد می کنند.

با مبنای گفتمان انقلاب اسلامی، نقاط ضعف و قوت فراوانی را می توان برای عملکرد 120 روزه دولت برشمرد. هرچند در این نوشته، هدف پرداختن به نقاط ضعف سیاست خارجی دولت است ولیکن به طور کلی می توان موارد متعددی را نیز به عنوان نقاط مثبت دولت قلمداد نمود. انگیزه بالا مسئولان سیاست خارجه یکی از این نقاط مثبت است و به آن اضافه نمایید واکنش های مناسب قولی و عملی مسئولان در برابر رژیم جعلی صهینویستی.

 

در کل نقاط ضعف دولت جدید در سیاست خارجه را می توان در موارد زیر برشمرد:

 

1- کاهش تحرک دیپلماسی با سایر کشورها و تمرکز در مذاکرات5+1:

یکی از اتفاقات صورت گرفته در این ایام، کاهش تمرکزدولت ایران در ارتباط با سایر کشور های جهان و عمق دادن به روابط مشترک است. البته این مشکل نیز تا حد زیادی طبیعی به نظر می رسد و علت آن، این است که پرونده انرژی هسته ای، در دولت های آقایان خاتمی و احمدی نژاد در شورای عالی امنیت ملی پیگیری می شد، اما این پرونده در این دولت، به وزارت خارجه واگذار گشته است و لذا به علت سنگینی و حجم کار زیاد این برنامه،  وزرات خارجه نمی تواند مانند گذشته وقت خود را صرف سایر امور مربوط به سیاست خارجه ایران نماید. چنانچه جناب آقای روحانی با گذاشتن فردی مورد اطمینان خود در شورای عالی امنیت، پروژه مذاکرات را در همان مسیر قبلی پیگیری می کردند، این امر می توانست مانع از کاهش تحرک دیپلماتیک دولتمردان شود.

2- کم توجهی به عمق استراتژیک ایران در کشورهای مستضعف منطقه و جهان:

یکی از شاخص های رهبری در بحث سیاست خارجه (اینجا) توجه به عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در کشورهای بویژه اسلامی منطقه است. آنچه که امروزه کشور ایران را به عنوان یک ملت اثرگذار در معادلات جهانی تبدیل نموده است، نه پیروی کردن از سیاست های استعماری کشورهای مستکبر دنیا، بلکه همراهی نمودن با ملت های مستضعف جهان و اجرای یک دیپلماسی عمومی با ملت های جهان (نه فقط دولت ها) بوده است. محبوبیت بالای مسئولان ایرانی در سایر کشورها به همین دلیل است. استقبال بی نظیر مردم در سفر دکتر احمدی نژاد به لبنان و یا کشورهای آمریکای لاتین و بسیاری از کشورهای آفریقایی و آسیایی نیز، دقیقا به همین دلیل است. آنچه که باعث شده است 6 مدعی اصلی جهان در یک طرف میز با ایران مذاکره نمایند، ناشی از اقدامات یک شبه فرد خاصی نیست، بلکه به خاطر وجهه بین اللملی است که ملت ایران پس از انقلاب اسلامی در جهان در مدت 35 سال، پیدا کرده است و حتی الگویی برای بیداری های اسلامی صورت گرفته در منطقه شده است. به نظر می رسد آنچه دستگاه دیپلماسی دولت آقای روحانی در حال استفاده و خرج کردن از آن است ناشی از همان وجهه ای است که در مدت این سال ها با مدیریت حکیمانه رهبری تا به امروز به دست آمده است. آنچه که تا به امروز اتفاق افتاده این است که هنوز اقدام مؤثری در تقویت این عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران، از سوی دولت صورت نپذیرفته است. کم توجهی به این حوزه مهم در آینده می تواند موجب افول جایگاه و نفوذ بین المللی ایران و گستاخی های بیشتر دولت های مستکبر شود که البته امیدواریم، چنین چیزی هرگز اتفاق نیافتد و در آینده ی دولت، شاهد از سرگیری اینگونه حرکات نیز باشیم.

 

3- بی تدبیری خارجی:

منظور از بی تدبیری در اینجا، انجام اعمالی است که پس از انجام آنها، حتی خود دولت مردان نیز از انجام آن پشیمان می شوند و با اظهار اشتباه بودن و یا سکوت و یا عوض کردن موضوع در هنگام پرسش در مورد این سوالات، به نوعی ناراحتی خود را از این قضیه اعلام می کنند. گاه بی تدبیری های صورت گرفته به صورت اتفاقی صورت می گیرد و دیگر تکرار نمی شود ولیکن گاه مشاهده می شود که این موارد کم کم زیاد می شود و به صورت روال تبدیل می گردد. از این جمله می توان به سخنان رییس جمهور در شب مذاکرات ژنو مبنی بر خالی بودن خرانه کشور(اینجا،اینجا،اينجا) ، و یا سخنان وزیر امور خارجه در مورد حمله نابود کننده آمریکا به ایران(اینجا،اینجا) و یا اظهارات سیاست خارجه ای مشاور رسانه ای رییس جمهور، پس از تهدیدات نظامی رییس جمهور آمریکا، مبنی بر لزوم درک کردن آمریکا(اینجا) اشاره نمود. اضافه نمایید به این مثال ها، عجولانه نوشتن تعهدات کشورهای 5+1 نسبت به ایران در توافق نامه ژنو را، به گونه ای که دو طرف قرائت های کاملا متفاوتی را از یکدیگر ارائه می دهند و نگنجاندن مطالبات اصلی ایران در متن توافقنامه به گونه ای که تحریم های جدید آمریکا از نظر مردان دولتی، خلاف روح توافق نامه است و نه متن آن(اینجا).  امثال این بی تدبیری هرچند ممکن است سهواً اتفاق افتاده بیفتد، ولیکن ادامه این روند می تواند هزینه زیادی برای ملت ایران داشته باشد و به مذاکرات ضربه جدی وارد کند و طرف های مقابل را در روند کارها گستاخ تر نماید، همانطور که همین سخنان مطرح شده تا به امروز نیز، هزینه هایی را برای ملت ایران داشته است.

 

4- جرات دادن به بیگانه برای بی احترامی:

اتفاقی که در این ایام کوتاه گویا به یک روال تبدیل شده است، جرأت یافتن برخی از کشورهای خارجی برای بی احترامی و حتی بعضا تحقیر ملت ایران بوده است که متاسفانه دستگاه دیپلماسی از کنار این موارد با سکوت عبور کرده است. از جمله این موارد می توان به سکوت مردان سیاست خارجه در مقابل انواع تهدیدات نظامی آمریکا اشاره کرد . هرچند از نظر دیپلماتیک نیز ، پاسخ تهدید را با تهدید دادن کاملا پذیرفته شده است ولیکن دولتمردان طعم تلخ تهدیدات بی پاسخ آمریکا را ترجیح می دهند. عدم عکس العمل مناسب دولت مردان در اعطای "شیردال" تقلبی در سفر آمریکا و نشانه حسن نیت آمریکا معرفی کردن این عمل (اینجا،اینجا) و یا اقدامات صورت گرفته در سفر هیئت پارلمانی اروپا و بی احترامی در جلسه با رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام(اینجا) و تکرار آن در دیدار با وزیر خارجه(اینجا). اظهارات توهین آمیز رییس جمهور آمریکا نسبت به رییس جمهور ایران و بی اعتماد معرفی کردن ایشان و حتی اعلام بی اعتمادی به ماهیت کشور ایران (اینجا) و یا اظهارات توهین آمیز آنها در مورد انرژی هسته ای و اینکه "اگر بتوانیم حتی یک پیچ هم باقی نمی گذاریم" از جمله این موارد است و حتی بعضاً نه تنها به این اظهارات پاسخ مناسبی داده نمی شود بلکه با اظهاراتی خاص، طرف مقابل جسورتر می گردد، مثل سخنان رییس جمهور در مصاحبه با روزنامه فاینانشال تایمز که اعلام می نمایند "رییس جمهور آمریکا را فردی مؤدب و باهوش" یافته اند (اینجا) که این گونه پاسخ ها، پس از تهدیدات نظامی مکرر آمریکا و بی ادبی های آنها، مناسب به نظر نمی رسد.


 


5- بها دادن به آمریکا:

یکی از ویژگی های برجسته کشور ایران پس از انقلاب اسلامی تا به امروز بی توجهی به آمریکا و ایستادگی در مقابل سیاست های زورگویانه این کشور بوده است به گونه ای که این عملکرد موجب محبوبیت و الگوبرداری برای بسیاری از ملت ها شده است. به طوری که حتی به گواهی بسیاری از نخبگان خارجی، کشور ایران توانسته است به دنیا نشان بدهد که نه تنها می توان بدون وجود آمریکا به حیات خود ادامه داد، بلکه می توان با ایستادگی مقابل زورگویی های این کشور، در مدت زمان کوتاهی پیشرفت های چشمگیری را نیز به دست آورد. پیشرفت های جدی در امور نظامی، نفوذ سیاسی بین المللی ، پیشرفت های علمی(پرتاب موشک به فضا، سلول های بنیادین، انرژی هسته ای ) ، پزشکی و... علائم همین توانایی است. شاید بتوان یکی از عوامل اصلی در حرکت های بیداری اسلامی در منطقه را نیز وجود الگویی مانند ایران عنوان نمود که البته بسیاری از نخبگان همان کشورها نیز به الگو بودن ایران اشاره کرده اند.

 مقامات آمریکایی، این مطلب را نیز صراحتا در صحبت های خود بیان کرده اند که از الگو شدن ایران و بی توجهی ایران به آمریکا نگران هستند.

«مشکل اصلی ما با ایران، برنامه هسته ای این کشور نیست، مشکل آن است که ایران نشان داده است نه فقط بدون حمایت آمریکا، بلکه در حال درگیری و تخاصم با آمریکا می توان قدرت برتر تکنولوژیک و نظامی منطقه بود و این الگو بهار عربی- بخوانید بیداری اسلامی- در خاورمیانه و شمال آفریقا را درپی داشته است». این صحبت های یک فرد عادی نیست بلکه نظرات "جرج فریدمن" مسئول شورای راهبردی «استراتفور» است که دقیقا نگاه واقعی آمریکا نسبت به ایران را بیان می نماید.

انواع پیشنهادهای مذاکره که آمریکا در طی این سال به ایران می داده است نیز در همین جهت بوده است و مقام معظم رهبری چندین بار به این نکته اشاره کرده اند که این پیشنهادها نه برای حل مشکلات فی مابین، بلکه صرفا برای این مطلب است که ایران به وجهی خود را نیازمند مذاکره با آمریکا نشان بدهد و آمریکا از مذاکرات سوء استفاده تبلیغاتی نماید(اینجا).

بها دادن به آمریکا توسط ایران، دقیقا همان احتیاج وافر آمریکایی ها در طی این سال ها بوده است که با تماس تلفنی رییس جمهور در سفر نیویورک و گفت و گوی حضوری وزیر امور خارجه در آن سفر، این اتفاق برای اولین بار صورت پذیرفت و البته مقام معظم رهبری نیز بر نابه جا بودن آن تاکید کردند. پس از تذاکرات رهبری نه تنها این روند متوقف نشد، بلکه به روال قبلی خود ادامه پیدا کرد و تماس تلفنی اخیر آقای ظریف با جان کری(اینجا)، این برداشت را به اذهان متبادر نمود که از نظر ایران، دولت آمریکا جایگاه ویژه ای برای حل مشکلات داخلی ایران دارد. تبلیغات بی حد و حصر و حتی دروغ گویی های آمریکایی ها بلافاصله پس تماس تلفنی رییس جمهور ایران با اوباما ، مبنی بر تماس گرفتن ایرانی ها با آمریکا نیز دقیقا در همین راستای نیاز آنها به بها دادن ایران به آمریکا  بوده است.

 

6- امید به حل مشکلات در مذاکرات با آمریکا:

نکته ای که در این مدت رهبری بارها به آن تاکید فرموده اند، فراموش نکردن استکباری بودن دولت آمریکا و غیر صادق و غیر منطقی بودن آنهاست. با مثال های فراوانی می توان اثبات نمود که برای دولتمردان آمریکا جان انسان ها، هیچ ارزشی ندارد و آنها جز منافع خود، هیچ چیزی را به رسمیت نمی شناسند.(اینجاها + + +  +) حضور آمریکایی ها در مذاکرات و هدف آنها، همانطور که خودشان نیز بارها گفته اند، برچیدن تمامی امکانات هسته ای ایران است به گونه ای که حتی یک پیچ! هم باقی نماند(اینجا). در چنین شرایطی امید به بازی برد- برد با چنین کشوری، به گونه ای که هم کشور ایران به استفاده صلح آمیز هسته ای برسد و هم نظر آمریکایی ها جلب گردد، غیرممکن به نظر می رسد. عدم صداقت آمریکایی ها در اقداماتشان پس ازتعلیق 2 ساله انرژی هسته ای در ده سال پیش و یا بی­صداقتی آنها پس از تماس تلفنی با آقای روحانی و تحریم های آنها پس از توافق ژنو، اثبات های چندین باره ای بر این مدعاست. آنچه به نظر می رسد این است که دولت آقای روحانی به حل مشکلات کشور، از طریق آمریکا، امید زیادی بسته است. اظهارات دولتمردان مبنی بر واقعیت نداشتن بی احترامی های آمریکایی ها نسبت به ملت ایران و مصرف داخلی داشتن این بی احترامی ها به جهت راضی نگه داشتن اسرائیل، نشانه ای بر این خوشبینی است. تغییر لحن دولت ایران در دوران آقای روحانی، موجبات تغییر لحن طرف های مقابل را نیز فراهم آورده است، با این تفاوت که آنها در این ایام بی شرمانه تر از گذشته نسبت به ایران سخن می رانند و این نکته مثبتی به شمار نمی آید. هرچند مسئولان ایرانی در بیان خود گهگاهی اعلام می دارند که "ما به آمریکا خوشبین نیستیم" ولیکن در عمل به شکل دیگری عمل می نمایند، از جمله اینکه بر اثر همین خوشبینی، بسیاری از مفاد توافق نامه ژنو را در روح آن گنجاندند و نه در متن آن، به این خیال که آمریکایی ها خود را موظف و پایبند نه تنها به متن، بلکه به روح توافق نامه نیز می دانند.


7- بی تفاوتی در استکبار ستیزی:

یکی از شاخصه های انقلاب اسلامی ایران، استکبار ستیزی و مقاومت ایجابی نسبت به ظلم های صورت گرفته بوده است. نوع عکس العمل های صورت گرفته توسط امام و رهبری همواره به همین شکل بوده است. عدم سکوت ایران در مقابل کشت و کشتارهای مردم مظلوم فلسطین و سایر جنایات آمریکا در کشورهای جهان و اعتراض به تبعیضات بشری صورت گرفته مانند اختصاص حق "وتو" به کشورهای خاص از این نمونه است . استکبار ستیزی یکی از جذاب ترین نکات ملت ایران در نظر مردم بسیاری از کشورهای جهان است که بسیاری از ملت ها را عاشق این کشور و متنفر از آمریکا و اسرائیل کرده است. كم توجهي به پايه ها و اساس ظلم هاي جهاني (مانند حق وتو) زمينه ساز ايجاد ظلم هاي بيشتر به كشور ها مي شود. اين زمينه بحث هاي مفصلي دارد كه در اين متن نمي گنجد.

در پایان باید به این نکته اشاره نمود که هدف از بر شمردن نکات ضعف عملکردی سیاست خارجه دولت، نه از روی کینه، بلکه از روی علاقه وافر به دولت و کشور عزیزمان است و ذکر این نکات هرگز به معنای ندیدن نقاط مثبت موجود در دولت فعلی نیز نمی باشد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پي نوشت:

اضافه كنيد به موارد بالا:

- اظهارات وندي شرمن در مورد اينكه DNA ايراني ها دروغ گويي است(كوتاه آمدن در برابر بي احترامي ها)

- اظهارات خلاف واقع معاون آقاي ظريف در تاييد بندبند توافق ژنو توسط رهبري(بي تدبيري در سياست خارجه)