|
| |||
|
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با توصیه به آحاد ملت بخصوص جوانان برای بهره گیری از ظرفیت عمیق و انسان ساز ماه معطر رجب، انتخابات 24 خرداد را آزمون افتخارآمیز دیگری برای ملت ایران دانستند و با تبیین «اهداف متضاد ملت و دشمنان ملت در این انتخابات» تأکید کردند: مردم برای تحقق اهداف خود و ناکام ماندن دشمن، با حضور پرشور و گرم در انتخابات، از میان نامزدهایی که شورای نگهبان براساس معیارهای قانون معرفی می کند، انسانی شایسته، وارسته، مؤمن، انقلابی، «اهل استقامت و عزم و ایستادگی» و برخوردار از همت جهادی را انتخاب کنند که بتواند بهتر از دیگر نامزدها، بار سنگین عزت و پیشرفت کشور را به دوش بکشد و به جلو ببرد. حال به نظر شما کدامیک از افراد تائید شده مشخصات بالا را دارند؟ ![]() برچسبها: ویژگی های فرد اصلح از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ا, ریاست جمهوری 92 [ سه شنبه 31 اردیبهشت1392 ] [ 21:5 ] [ صبور ]
![]()
[ سه شنبه 31 اردیبهشت1392 ] [ 19:7 ] [ عمار ]
اسامی کاندیداهایی تایید شده ریاست جمهوری 92 آخرین نتیجه بررسی صلاحیت کاندیداها توسط شورای نگهبان
بر اساس بررسی های شورای نگهبان صلاحیت هشت نفر برای حضور در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری احراز شده است . ![]() اسامی این هشت نفر به ترتیب حروف الفبا به این شرح است: 1- غلامعلی حداد عادل 2- سعید جلیلی 3- محسن رضایی 4- حسن روحانی 5- محمدرضا عارف 6- محمدباقر قالیباف 7- محمد غرضی 8- علی اکبر ولایتی برچسبها: آخرین نتیجه بررسی صلاحیت کاندیداها توسط شورای نگهب, اسامی کاندیدای تایید شده ریاست جمهوری 92, اعتراض, تائیدصلاحیت, ریاست جمهوری92 [ دوشنبه 30 اردیبهشت1392 ] [ 14:48 ] [ صبور ]
مطلبی از ده نمکی در مورد هاشمی :
خیانت پسر وحمایت پدر را نادیده بگیریم ... ؟ [ جمعه 27 اردیبهشت1392 ] [ 1:53 ] [ سیدعلی ]
بینی و بین الله شهادت می دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمی شناسم/ امیدوارم که این شهادت برگ زرینی در کارنامه 80 سالهام باشد به گزارش رجانیوز به نقل از صابرنیوز ،امروز بعد از ظهر شورای مرکزی جبهه پایداری به دیدار علامه مصباح رفتند و آیت الله مصباح در این دیدار بیانات مهمی را فرمودند که قسمتی از این بیانات در ادامه تقدیم می گردد: ![]() علامه مصباح در این دیدار این گونه اظهار داشتند : من در پیشگاه الهی شهادت می دهم در بین کسانی که در یازدهمین دوره ریاست جمهوری کاندیدا شده اند جناب اقای دکتر لنکرانی اصلح هستند و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی درنامه 80 ساله من باشد. [ چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ] [ 8:54 ] [ خورشید ]
اعلام موجودیت کمپین حمایتی پیرمردهای 80 ساله از هاشمی رفسنجانی+عکس ![]() سرویس سیاسی رویداد، این کمپین در فیس بوک خود بیانیه ای را هم صادر کرده است که در ذیل می خوانید:
موسس کمپین پیرمردهای 80 ساله
با تشکر دبیرخانه کمپین حمایت پیرمردهای 80 ساله از آیت الله هاشمی رفسنجانی برچسبها: کمپین حمایتی پیرمردهای 80 ساله از هاشمی رفسنجانی [ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 ] [ 21:44 ] [ صبور ]
پس از ثبت نام آقای جلیلی در صحنه ی انتخابات، سوالات زیادی ذهن ها را به خود مشغول کرده است.جلیلی یا لنکرانی ؟ از کدام یک حمایت کنیم؟ آقایان زاکانی و حداد عادل و حتی ولایتی ممکن است راضی شوند که به نفع آقای جلیلی کنار بروند ولیکن هیچ کدام حاضر نیستند برای آقای لنکرانی کنار بروند. از طرفی بین دوستان حزب اللهی نیز اختلافاتی در انتخاب بین جلیلی و لنکرانی به عنوان گزینه اصلح به چشم می خورد.
همه ی اینها به یک طرف و در طرف دیگر حضور خطرناک هاشمی رفسنجانی در معادلات، همه چیز را تغییر داده است. شاید در این شرایط وحدت بهترین کار باشد. شاید اگر حتی گزینه ای را اصلح می دانیم ولیکن لازم باشد به صالح مقبول رای دهیم تا فاسد رای نیاورد. چه کنیم؟............ این ها سوالاتی است که هر جا می رویم همه ی دوستان پس از تشریح فضای حاکم سیاسی کشور از یکدیگر می پرسند. جواب: به نظر می رسد مقام معظم رهبری تکلیف را برای همه تابعان و عاشقان خود در سخنرانی نوروزی روشن کرده اند. ایشان فرمونده اند که به اصلح رای بدهیم و این جوابی بود به همه کسانی که سوال انتخاب میان اصلح و صالح مقبول را پیش می کشیدند. برای کسانی که یاور ولایت خود را می دانند تکلیف از سوی ولی فقیه کاملا واضح و روشن است و جای هیچ گونه شبه ای ندارد. ما باید صراحتا از فرد اصلح حمایت علنی بکنیم اینکه در نهایت آقایان جلیلی و لنکرانی در صحبت های خود با یکدیگر چه نتیجه ای می گیرند به خودشان ربط دارد.ولیکن آن چیزی که مربوط به ما می شود این است که از اولین روز شروع تبلیغات با نیت قرب الهی به ستاد فرد اصلح برویم و برای رضای خداوند برای او تبلیغ کنیم. این تکلیف را رهبری برای ما معین کرده است. شاید در انتخابات های دیگر مانند انتخابات مجلس یا انتخابات ریاست جمهوری سال های آتی اگر بین اصلح و صالح مقبول گیر کردیم، شاید صلاح باشد که اصلح مقبول را حمایت نماییم . اما...اما.... در این انتخابات شخص ولی فقیه تکلیف ما را به صورت واضح معین کرده و ما نباید از ایشان تمرد کنیم و لذا محکم و استوار و بدون هیچ ترسی از اینکه آینده چه خواهد شد، به دستوری که فرمانده عزیزمان داده است عمل می نماییم والسلام [ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 ] [ 18:41 ] [ سیدعلی ]
حمید رسایی از خوش تحلیل ترین سیاسیون کشور به شمار می آید.
او در بهمن ماه سال گذشته از حضور قطعی هاشمی در انتخابات خبر داده بود و اینک تحلیلی جدید از عملکرد هاشمی ارائه داده است. تحلیلی که که تحقق آن به هیچ وجه دور از انتظار نیست. باید از همین الان خود را برای فتنه ای این بار پیش از انتخابات آماده کنیم.فتنه............
شورای محترم نگهبان ، در این تحلیل تأمل کند
حجت الاسلام حميد رسايي پیش از این در آستانه انتخابات مجلس نهم طی یادداشتی ادعا کردم که هاشمی رفسنجانی را باید مرد شطرنج باز سیاست دانست. هاشمی هرگز در میدان سیاست به بازی در یک صفحه شطرنج تن نمی دهد. او مردی است که چند صفحه شطرنج در مقابلش می گشاید تا اگر در یکی مات شد، بازی را در صفحات دیگر ادامه دهد. اکنون با نگاهی به آرایش صحنه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و تعیین صف بندی جریانات مختلف می خواهیم حضور هاشمی را تحلیل کنیم.
برای خیلی ها که خوش بینانه به هاشمی و مواضع سال های اخیرش نگاه می کردند، حضور این چهره سیاسی در عرصه انتخابات غیر قابل باور بود اما آنها که که واقع بینانه، هاشمی و جهت گیری ها و مواضع او را رصد می کردند، می دانستند که هاشمی با اهدافی خواهد آمد.
اکنون باید دید هاشمی با چه نیتی به میدان آمده. آیا واقعا هاشمی برای حضور در میدان رقابت و وزن کشی پا به عرصه انتخابات گذاشته است یا نه، هدف هاشمی از این حضور چیز دیگری است. هرچند در ابتدای امر اینگونه به نظر می رسد که او برای رقابت در میدان انتخابات و به دست گرفتن سکان ریاست جمهوری به این میدان پا نهاده اما تحلیل دیگری که از بسته انتخاباتی فتنه گران برداشت می شود، حضور رفسنجانی در انتخابات یازدهم، نشانه گرفتن سه هدف با یک تیر است، هاشمی برای احیای خودش آمده نه رقابت.
هدف اول _ کسب تایید صلاحیت از شورای نگهبان
کیست که نداند هاشمی رفسنجانی اصلی ترین عنصر محرک در فتنه سال ۸۸ بوده است. کیست که نداند او تنها رأس فتنه سال ۸۸ در داخل کشور بود و رؤس خارجی فتنه نیز از رفتار او و همراهانش در داخل بهره بردند. برای اثبات این مدعا نیاز نیست به خودمان فشار بیاوریم خصوصا که هاشمی خود به نقش محوری اش در فتنه ۸۸ معترف است و برای همین تاکنون از بکار بردن واژه فتنه در باره کودتای سال ۸۸ اکراه دارد.
از نامه بدون سلام والسلام هاشمی چند روز قبل از انتخابات سال ۸۸ به رهبر انقلاب که در آن از دود آتش خشم احزاب و گروه های هوادارش در آینده خبر داده بود تا تحرکات فرزندانش بویژه مهدی و فائزه در هدایت اجرایی کودتای سال ۸۸ و نقش کلیدی همسرش که فرمان به خیابان ریختن را در شبکه های اجتماعی صادر کرد تا آخرین نماز جمعه وی که با تبلیغ و تشویق رسانه ای بیگانه برگزار شد و بسیاری از امور دیگر که در جای خود به آن می پردازیم، همه در نگاه افکار عمومی هاشمی را متهم اول فتنه سال ۸۸ ساخته و تأییدیه شورای نگهبان یعنی برائت نامه ای در دستان هاشمی تا نه تنها او بلکه دنباله سیاسی و رسانه ایش بگوید که اگر حوادث سال ۸۸ فتنه بود و هاشمی در رأس فتنه بود، پس چرا تایید صلاحیت شد؟ بنابر این یا باید ما بپذیریم که حوادث سال ۸۸ فتنه و کودتا نبوده و یا باید بپذیریم که هاشمی و خانواده هماهنگ با او ، نقشی در این فتنه نداشته اند که هر دو نادرست است. واقعا اگر هاشمی تأیید صلاحیت شود افکار عمومی از خود سئوال نمی کند پس چرا هاشمی از ریاست مجلس خبرگان جابجا شد؟ پس چرا اجازه ایراد خطبه نیافت؟ و ... هاشمی به دنبال ایجاد این خراش ها در ذهن جامعه است.
هدف دوم _ استفاده از تریبون صدا و سیما
هاشمی که از شکست سال ۸۴ و "نه" بزرگ توده های مردم به خود عصبانی است، در همان ایام اعلام کرد که شکایت به خدا خواهد برد! او بعدها وقتی از خدا هم بابت این گلایه جوابی نشنید، انتقام این شکست را در انتخابات دهم و بواسطه فتنه سال ۸۸ گرفت. اما هاشمی در این مسیر آنقدر افراط کرد که جبهه ای از منافقین و سلطنت طلبان تا رسانه های کشورهای متخاصم را در پشتیبانی از خود دید بویژه در آخرین نماز جمعه ای که وی توانست از یک تریبون عمومی، اعلام موضع کرد.
از همان جا بود که وقتی مواضع هاشمی با استقبال دشمن و ناراحتی دوست مواجه شد، تنها تریبون عمومی هاشمی هم _ برای عدم بهره برداری دشمن _ قطع شد.
اکنون او می تواند بیاید و از تریبون باز صدا و سیما به بهانه انتخابات بهره برداری کند، او آمده تا از تریبون صدا و سیما خطبه نماز جمعه خود را تکمیل کند، او آمده تا از تریبون صدا و سیما انتقام هشت سال حمایت از تغییر و تحولات کشور به سمت آرمان ها و ارزش ها را بگیرد.
هاشمی در مرز هشتاد سالگی در جایی ایستاده که می داند چیزی برای از دست دادن ندارد چرا که هر چه داشت در قمار فتنه سال ۸۸ باخت و این تنها فرصتی است که او می تواند بیاید و خود را ثابت کند. در حالی که با هر استدلال و دلیلی هاشمی در بهره مندی از تریبون عمومی ای مثل نماز جمعه محروم شده _ که قطعا درست و به جا بوده _ باید در استفاده از تریبون صدا و سیما نیز محروم بماند. قطعا همانطور که دشمن از خطبه های نماز جمعه هاشمی بهره می برد و نظام اسلامی برای حفظ وی او را از این فرصت محروم و دشمن را ناامید کرد، اکنون نیز باید دشمن را ناامید کرد.
هدف سوم _ ایجاد انسجام در بدنه رای برای کاندیدای مطلوب
همه می دانند که هاشمی مرد همیشه بازنده انتخابات ها بوده است. تاکنون رقابت انتخاباتی ای نبوده الا این که آرای هاشمی در آن با کاهش نسبت به آرای قبلی مواجه شده. بنابر این هاشمی فقط در صورتی تا پایان این ماراتن، بازی را ادامه خواهد داد که یقین صد در صد کند رأی خواهد آورد. اما اگر اوضاع، طبق روال همیشه مناسب نبود و مردم باز هم به دنبال "نه" به هاشمی بودند، آن وقت چه اقدامی مناسب است؟
از طرفی همه می دانند که هاشمی تمایل داشت تا جبهه فتنه و اصلاحات بر گزینه مورد نظرش، یعنی حسن روحانی اجماع کند. این اتفاق حتی با طرح راهکار ۲+۱ از سوی هاشمی در جبهه اصلاحات و فتنه نیز تحقق نیافت. بنابر این هاشمی تنها راه را ورود خود می دید تا با این حضور هم برخی از گزینه های مدعی را به انصراف ترغیب کند و هم بعد از رسیدن به دو هدف قبل، در لحظات پایانی این رقابت به جای تن دادن به وزن کشی، از پشت تریبون صداو سیما همه آرای متمایل به خود را در سبد گزینه مورد نظر یعنی روحانی متمایل سازد.
روحانی اما روز گذشته با اظهارات خود در جمع دانشجویان بر تحقق این احتمال افزود. او رسما اعلام کرد که تا روز انتخابات در صحنه باقی خواهد ماند و بیست و چهارم خرداد یا او در صحنه انتخابات ایفای نقش خواهد کرد یا هاشمی. البته شاید گفته شود که با توجه به عمر ۸۰ ساله هاشمی، روحانی در انتظار حادثه طبیعی دیگری است که تقدیر الهی برایش رقم می زند! روحانی حتی برای این که مورد قبول افراطیون این جریان قرار بگیرد و این مرحله را در دقیقه ۹۰ با کمترین هزینه طی کند، اتخاذ مواضع افراطی را آغاز نموده و رسما اعلام می کند که آمریکا کدخدای دنیاست و باید با کدخدا ساخت!
بنابراین هاشمی خود را به وزن کشی نخواهد سپرد بویژه که تاکید می کنم وی همواره مرد کاهش رأی در انتخابات ها بوده است. او اولین بار که بعد از جنگ خود را در میدان اجرایی کشور با رأی مردم آزمود با ۹۴ درصد اقبال عمومی مواجه شد و بار دوم (دومین دولت سازندگی) این میزان به ۶۳ درصد رسید و بار سوم (انتخابات دولت نهم سال ۸۴) این میزان محبوبیت با ۶۰ درصد افت مواجه شد و هاشمی رفسنجانی تنها توانست ۳۶ درصد آرا را کسب کند!
با این حساب هاشمی برای رقابت انتخاباتی به میدان نیامده بلکه برای تکمیل خطبه نیمه تمام نماز جمعه سال ۸۸ به میدان آمده، خطبه ای که دشمن را امیدوار ساخت!
تکمله : این تحلیل در صورت انصراف روحانی تا قبل از شروع تبلیغات انتخاباتی و یا رد صلاحیت هاشمی یا رد صلاحیت روحانی قابل خدشه خواهد بود و الا در آن تردید نکنید.
[ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 ] [ 15:46 ] [ سیدعلی ]
1- شمارش معکوس براي رقم خوردن حماسهاي بزرگ در تراز شأن ملت سرزنده ايران آغاز شده است. 31 روز ديگر هرچند که هفتمين رئيسجمهور انتخاب خواهد شد اما در عين حال، اين روز تاريخي- 24 خرداد- «روز جمهور» است، هرچند که در ميان قطبهاي ثروت و نفوذ در همين روزهاي اخير چنان گفتوگوها و تبليغاتي برقرار بوده که گويا انتخابات ملک طلق طيف فتنه و انحراف است و اين اشراف سياسي دو طرف هستند که تکليف را مشخص ميکنند؛ «جمهور» نيز نهايتا سياهي لشکري هستند که بايد در زورآزمايي آن دو طيف پارسنگ اين طرف يا آن طرف باشند! کیهان [ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 ] [ 11:34 ] [ سیدعلی ]
[ یکشنبه 22 اردیبهشت1392 ] [ 17:44 ] [ سیدعلی ]
رسایی نماینده مردم تهران در مجلس: به نظرم پدیده انتخابات یازدهم جلیلی است و حماسه سیاسی به معنای واقعی آن با حضور وی رقم خواهد خورد چرا که جلیلی به نمایندگی از گفتمان انقلاب اسلامی در صحنه حضور یافته است. وی افزود: علامه مصباح یزدی در همایش پایداری تصریح کردند که همه باید با تحقیق به کاندیدای اصلح رأی دهند و حتی به نامزد انتخاباتی که در جلسه معرفی وی حاضر شده بودند اعلام کردند که حتی اگر آقای لنکرانی نیز کس دیگری را اصلح از خود بداند باید به نفع وی کنار بکشد. رسایی اظهار داشت: قطعا جریان تکلیف مدار و نامزدهای همچون دکتر لنکرانی، دکتر حدادعادل، دکتر زاکانی و دکتر جلیلی با هم رقابت نخواهند کرد. این مطالبه جریان عدالت طلب و سوم تیرها از کاندیداهایی که با این گفتمان به صحنه آمده اند است. [ یکشنبه 22 اردیبهشت1392 ] [ 0:33 ] [ خورشید ]
انتخابات ریاست جمهوری آنگونه نیست که هر طیف سیاسی بتواند بی تفاوت از آن بگذرد یا بخت خود را برای به قدرت گرفتن دولت و اجرای سیاست ها و برنامه های خود نیآزماید. احمدی نژاد که خود یک پدیده در عرصه ی سیاست بود ، بدلایل مختلفی که تحلیل گران بیان می کنند در دولت دهم از جریان اصیلی که حامی او بودند فاصله گرفت و خود یک جریان سیاسی را شکل داد. برای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری با توجه به اینکه احمدی نژاد خود دیگر در عرصه ریاست جمهوری نخواهد بود. بین تحلیل گران همواره این سوال وجود داشت که آیا این جریان سیاسی که با طیف حامیان سابق خود فاصله ی جدی گرفته بود برای حفظ قدرت در عرصه کشور کاندیدایی خواهد داشت. در اینجا 3 حالت وجود داشت 1- جریان سیاسی دولت دهم در عرصه ی انتخابات وارد نخواهد داشت. 2- جریان سیاسی دولت با یک کاندیدای مخفی وارد انتخابات می شود. 3- جریان سیاسی دولت دهم با حضور کاندیدای آشکار و از وزرا و معاونین وارد انتخابات می شود. اما حالت اول اتفاق نیافتاد به همان علت که جریانات سیاسی و مخصوصا دولت قبلی نمی تواند نسبت به ادامه ی جریان فکری و اجرایی خود بی تفاوت باشد. حالت دوم هم ممکن نبود ، کاندیدای مخفی برای ریاست جمهوری بی معنا است چون شخصیت غیرمطرح رای آوری ندارد و انتخابات ریاست جمهوری هم عرصه ای نیست که یک شخصیت مطرح نزدیک به جریان دولت بتواند دیدگاه های خود را مخفی نگه دارد. اما بالاخره حالت سوم البته با زیرکی خاصی اتفاق افتاد ،و آن این بود که جریان سیاسی دولت دهم با چندین نفر کاندیدا و ثبت نام آنها در روز آخر وارد عرصه ی انتخابات شد ، که مهمترین آنها مشایی بود که احمدی نژاد رسما و علنا به عنوان حامی با وی برای ثبت نام حضور یافت. ثبت نام رحیمی معاون ریاست جمهوری بود که توسط وکیل وی انجام شد ، جوانفکر و چندین نفر دیگر از شخصیت های همفکر جریان دولت اما نه چندان مطرح هم ثبت نام کردند. تحلیل بنده این است که جریان سیاسی دولت به این نتیجه رسیده است که مشایی به عنوان کاندیدای اصلی مطرح شود و احمدی نژاد و وزرا به عنوان حامی علنی او وارد شوند اما در صورت عدم صلاحیت وی دیگر چهره های دولت مثل رحیمی که به صلاح نبود خود او در ستاد ثبت نام حضور یابد ، چون حضور شخصی اش با همراهی شاید چند شخصیت جریان دولت ، تضعیف مشایی محسوب می شد و در صورت عدم صلاحیت مشایی و حمایت احمدی مژاد از رحیمی یک گام به عقب برای جریان دولت محسوب می گشت. در ضمن کنار رفتن کاندیداهای دیگر جریان دولت به نفع مشایی یا کاندیدای دیگر هم باعث می شود وی به عنوان شخص مطرحی محسوب گردد که چند نفر به خاطرش کنار کشیده اند و شاید ثبت نام وی در آخرین دقایق هم بدین جهت بوده است که دیگر کاندیداها بهانه داشته باشند که اگر می دانستیم او به میدان می آید کاندیدا نمی شدیم. بدین صورت کاندیدای جریان دولت به عنوان یک جبهه سیاسی و نه فقط یک چهره سیاسی مطرح خواهد داشت.
[ شنبه 21 اردیبهشت1392 ] [ 22:10 ] [ عمادطیبی ]
1. ما در نقطه اوج یک نبرد تاریخی قرار داریم، از همان روزی که قابیل هابیل را کشت، نبرد تاریخی حق و باطل شروع شد و پایانی بر آن نیست جز با ظهور امام... . انقلاب اسلامی نقطه عطف معاصر در جبهه حق است و رنسانس نقطه عطف جبهه باطل بود. با این عمق دید به مسئله انتخابات نگاه کنیم و بدانیم اگرکاری برای این انتخابات انجام میدهیم یک گام به سوی پیروزی نهایی جبهه حق بر می داریم، این عمق دید و نگاه جبهه ای به مسائل ما را از خرد نگری و سطحی انگاری حفظ میکند.
2. هر انتخاباتی که در این نظام برگزار می شود دو وجه دارد: انتخاب اصلح و رشد انقلاب. معمولا همه ی تلاش ما حزب الهی ها معطوف به انتخاب اصلح می شود، بگذریم که دربسیاری اوقات جریان ارتجاع در اصولگرایی ما را به انتخاب صالح مقبول ترغیب می نمود و البته این ترغیب ادامه دارد. اما معمولاً وجه دوم هر انتخابات یعنی انتخابات به مثابه "فرصت رشد ِانقلاب" برای ما انقلابی ها مغفول واقع می شد.
3. ما برای سکون انقلاب نکردیم، اسلام انقلابی یعنی رشد مُداوم، یعنی تو ای برادر ایمان بیاور که محافظه کاری قتلگاه انقلاب است! این انقلاب نیاز به رشد دارد و مهمترین چیزی که جلوی رشد این انقلاب را میگیرد نه اصلاح طلبان و نه لیبرال ها و نه مارکسیست ها بلکه حزب الهی ها هستند! حزب الهی هایی که به کم قانع اند و از ادامه راه انقلابی خسته شده اند. اینها در بهترین حالت بدنبال "اصولگرایی حداقلی" هستند و مطلوبی به نام حفظ وضع موجود! ولی "آرمان ما اصولگرایی حداکثریست"
4. باید در اصولگرایی انقلاب کرد، انقلابی از جنس عمق بخشی! نباید بگذاریم با پنبه اصولگرایی سر آرمانگرایی انقلابی را ببرند! نباید اصولگرایی حداقلی پوستینی باشد که بر روی منفعت طلبی برخی و ساده لوحی برخی دیگر کشیده می شود. اگر هنر نسل دوم انقلاب نجات نظام از جریان التقاطی اصلاحات بود، هنر ما نسل سومی ها نجات انقلاب از دست "اصولگرایی حداقلی" است.
5. باید که امروز دوقطبی منسوخ، تاریخ مصرف گذشته و کاذب اصولگرا-اصلاح طلب را شکست، تا کی باید رقابت بین دوقطبی انقلابی – نیمه وغیر انقلابی باشد؟ وقتی رقابت بین همه کسانی بود که در کلاس انقلاب حاضر هستند آن وقت امت حزب ا... حق بیشتری برای انتخاب دارد که به شاگرد زرنگ تر کلاس انقلاب رای دهد، قدرت انتخاب دارد که به اصلح قابل بجای صالح مقبول رای دهد. این است معنی رشد انقلاب! البته گاهی خطر فتنه و انحراف زیاد است، آنگاه باید تن به ائتلاف داد اما این خطر جدی نباید ناشی از یک خطای در تحلیل و یا فرصتی برای به صحنه آوردن ورشکستگان سیاسی باشد. دلسوزانی در سال 90 می گفتند که با رقابت بین اصولگرایان فتنه و انحراف راهی مجلس نهم خواهند شد، اما رقابت بین اصولگرایان شکل گرفت ولی نه فتنه به مجلس رفت و نه انحراف. لذا در برآورد حضور طیف های سیاسی نباید به دنبال برجسته سازی جناح های مقابل اصولگرایان بود.
6. هر جبهه ای که بر اصولگرایی حداکثری پایداری می کند حتماً و قطعاً در حال یک تلاش انقلابی و جهاد مقدس است وافسوس که امروز یک خط فکری- رسانه ای که آرمان شهر او "ژاپن اسلامی" است این جهاد را تحجر می خواند! غمی نیست ما را که "مصباحِ دوستان"ی داریم تا راه آرمانگرایی انقلابی را از چاه تحجر نشانمان دهد. البته شرط پیروزی این تلاش برای نیل به اصولگرایی حداکثری پرهیز از روحیات قبیله گرایانه سیاسی و حفظ اعتقاد به قدرت مستضعفین و توده های انقلابی است.
7. این روز ها از ائتلاف ها زیاد می شنویم، معنی ائتلاف در انتخابات ریاست جمهوری در این مقطع زمانی چیست؟ از دو حالت خارج نیست: اگر فردی دیگری را اصلح میداند چه لزومی دارد که با او ائتلاف کند؟ برود برای او که اصلح میداندش کار کند وکمکش کند و اگر فردی خود را اصلح می داند خودش به صحنه بیاید. در شرایط حاضر ائتلاف برای ریاست جمهوری در خوشبینانه ترین حالت تاسیس یک شرکت سهامی قدرت است. اگر مبنای انتخاب نامزد نهایی هم نظر سنجی باشد که اوضاع خیلی خراب تر است! برادران! این حرکات مضرِ به حال انقلاب است. این بار فرصت رشد انقلاب را از دست ندهیم...
رامین شمسایی رجا [ جمعه 20 اردیبهشت1392 ] [ 12:6 ] [ سیدعلی ]
به گزارش جهان به نقل از مشرق، بهمن شریفزاده، از چهرههای حامی اسفندیار رحیممشایی است. وی چند روز پیش با حضور در فرمانداری تهران برای انتخابات شورای اسلامی شهر تهران ثبتنام کرد. شریفزاده، این روزها در ساختمانی در خیابان وزرا مشغول رسیدگی به امور مشایی است. او که کنگره شعر «بهار» را برگزار کرده با قاطعیت میگوید: «مشایی ردصلاحیت نخواهد شد.»
وی در بخشی از مصاحبه خود می گوید : واکنش دولت به ردصلاحیت احتمالی مشایی چیست؟ مطالبه مردمی؛ من میگویم مطالبه حق مردم است. مردم اگر مطالبه کنند حقوقشان احقاق میشود. خودتان تفسیر کنید........ این حرف یعنی تهدید علنی نظام از سوی یکی از دست اندرکاران کاندیداتوری مشایی..... یعنی به مردم کشاندن قضایا در صورت عدم تایید صلاحیت این حرف ..... یعنی عدم پایبندی به قانون اساسی.... یعنی عدم پایبندی به سخن صریح ولی فقیه که علنا نظر شورای نگهبان را حرف نهایی خواندند.... یعنی.... =========================================== بعد نوشت: گویا پس از انتشار این مصاحبه در روزنامه شرق آقای شریف زاده گفته که من چنین چیزی نگفته ام این اظهار نظر جای خوشحالی دارد باید منتظر ماند و دید آیا در عمل هم ثابت می شود این تکذیبیه یا نه! یا اینکه این تهدیدی از نوع بزن و در رو بوده است! [ پنجشنبه 19 اردیبهشت1392 ] [ 19:47 ] [ سیدعلی ]
در آخرین سوال صورت گرفته از استاد طاهرزاده، ایشان مواضع جالبی را گرفته اند و تا حدودی نیز اشتباهات آقای احمدی نژاد را متذکر شده اند که در خور توجه است گوشه هایی از پاسخ های ایشان را در ذیل می آورم ......نظرم آن است که رفقا با آن هویت فرهنگی که باید مبیّن معارف الهی باشند، نباید وارد حمایت از آقای مشائی شوند. و نباید تصور کرد که شرایط مثل شرایط دو دوره انتخابات قبل است و فکر کنیم در این دوره هم با حمایت از آقای مشائی نتایج تاریخی مثل نتایجی که در دفاع از آقای احمدی نژاد حاصل شد نصیب انقلاب میشود.......ضعفهای شخصی و اجرایی آقای احمدینژاد اعم از آن یکشنبهی سیاه و یا ضعفهای اجرایی که مثلاً در وسط جلسهها وعدههایی میدهند که دولت ظرفیت اجرای آن را ندارد؛ فضا را سنگین کرده است. و از همه مهمتر آن ضعفی است که از آقای احمدینژاد ظهور کرد و از رهبری ظهور نکرد، و آن عدم تعامل با اصولگرایان حقیقی است، ضعفی که امروز حاصل آن را تقابل بسیاری از حوزویان و طلاب و پاسداران و نیروهای متعلق به انقلاب و ارزشهای انقلاب با دولت آقای احمدینژاد مییابید. متوجه باشید عرض بنده آن نیست که از آن طرف ضعف نیست، بلکه حرف آن است که سعهی صدری که برای ادامهی این گفتمان لازم بود بیشتر از آن اندازه ای بود که آقای احمدینژاد از خود نشان دادند. خوبیها و امتیازات ایشان به جای خود، این ضعفها به این گفتمان و به رهبر عزیز ضربه زد تا آنجایی که آقای احمدینژاد متوجه نیستند اگر همهی مردم به آقای مشائی رأی بدهند، باز آن روحی که فضای فرهنگی کشور را مدیریت میکند متمایل به آن دولت نخواهد بود و حتی اگر آن روح با دولت آقای مشائی مقابل جدّی هم نکند، همکاری نخواهد کرد و همین میشود که شما در متوقفکردن دولت دهم با آن روبهرو شدید که همه دست به دست هم دادند تا جلوی کارهای دولت را بگیرند. ....این روحیه- یعنی روحیهی آقای مشائی و آقای احمدینژاد- اگر مسائل تاریخی ما را خوب هم بفهمد، خوب عمل نمیکند، نمیشود با این گمان که چون آقایان فوقالذکر اهداف دولت را درست نمیفهمند و یا چون به شخصیت قدسی آقای مشائی – به زعم آقای احمدینژاد–توجه کامل ندارند باید حذف شوند..... به نظر بنده رفقایی که بنا دارند در تبیین موضوعات فرهنگی فعالیت کنند، نباید وارد حمایت از آقای مشائی بشوند زیرا حفظ هشتسالی که پشت سر گذاردیم با آقای مشائی نهتنها ممکن نیست بلکه آن هشتسال گم میشود... مواظب باشید یک حزب سیاسی و جریانی که معطوف به قدرت است نشوید و مطمئن باشید گفتمان آقای احمدینژاد از آن جهت که جنس انقلاب است مثل خود انقلاب حفظ میشود هرچند معلوم نیست آقای احمدینژاد خودشان بتوانند آن طور که شایستهی این گفتمان است عمل کنند. ما باید تلاش کنیم حتی آقای احمدینژاد را حفظ کنیم تا این گفتمان زیر سؤال نرود و بنده از آن جهت از ایشان دفاع میکنم که این گفتمان زیر سؤال نرود. ..... معتقدم صلاح نیست شما از ریاست جمهوری آقای مشائی دفاع کنید چون معتقدم ادامهی انقلاب و ادامهی گفتمان آقای احمدینژاد با ریاست جمهوری ایشان محقق نمیشود و سیل اصولگرایان که متأسفانه امروز تحت تأثیر اصولگرایی حزبی سیاسی هستند به مقابله با آقای مشائی برمیخیزند در حالی که کشور ما در شرایطی نیست که گرفتار این نوع تقابل ها شود
[ پنجشنبه 19 اردیبهشت1392 ] [ 8:6 ] [ سیدعلی ]
![]() اگر این تصور صحت داشته باشد این یک معجزه است که جسد وی تا به امروز سالم مانده است. متن کامل خبر را از اینجا بخوانید اینجا [ دوشنبه 16 اردیبهشت1392 ] [ 19:42 ] [ سیدعلی ]
[ یکشنبه 15 اردیبهشت1392 ] [ 19:13 ] [ سیدعلی ]
![]()
[ شنبه 14 اردیبهشت1392 ] [ 19:50 ] [ سیدعلی ]
جعفر فرجي برداشت اول: اندیشمند باهوش و نخبه انقلابی مهرماه سال 84 بود و از ریاست جمهوری
احمدینژاد چند ماهی گذشته بود. از رييس جمهور برای سخنرانی همایش
کانونهای نخبگان، دعوت کردم. گفت من سفر هستم، ولی یک جوان باهوش واقعاً
نخبه را هماهنگ میکنم جای من بیاید که همه بچهها را جذب کند. گفتم آقای
دکتر بچهها حتما میخواهند شما بیایید.
احمدي نژاد گفت: "این آقای لنکرانی به
درد جمع نخبگانی شما میخورد، او در کمترین زمان ممکن بالاترین مدارج علمی
را طی نموده است" رييس جمهور همچنان اصرار داشت که این وزیر نخبه را
ببینید ولي ما تهراننشینها -ولو جنوب شهری- بهدنبال يك چهره مشهور و
رسانهای بودیم.
این درست اولین باری بود که نام
"لنکرانی" بهصورت جدی به گوشم میخورد که رئیس جمهور همان زمان او را
جوان، باهوش و نخبه خطاب میکرد.
حقيقتا یکی از مهمترین ویژگیهای دکتر
لنکرانی هوش بالای او در فهم و تسلط به مطالب است؛ کسانی به تیزهوشی او
اذعان داشتهاند که خود از لحاظ علمی، اجرایی و هوش جز بهترینهای دولت نهم
بودهاند.
دکتر داوودی معاون اول خوشنام،
بیحاشیه و کارآمد دولت نهم و میرکاظمی وزیر بازرگانی دولت نهم و پرويز
فتاح وزیر نیروي دولت نهم او را به صفت تیزهوشی و نخبگی ياد میکنند. تعریف
این بزرگان نيز مطمئناً نه از سر تملق است نه چیز دیگر؛ بلكه از تجربه و
همكاري آنها با دكتر لنكراني نشات گرفته است.
با توجه به اینکه اداره کشور چه در
عرصههای اقتصادی، مدیریتی، سیاست خارجی و... احتیاج به اندیشمندی و هوش
بسیار بالا دارد؛ میتوان این ویژگی را به اذعان همگان در آقای لنکرانی
دید.
![]() برداشت دوم: تحول و مردمداری چهرهای جدید از وزارتخانه
چند ماهی از دولت گذشته بود که خبرهاي
خوشي از يكي از وزارتخانه ها به گوش مي رسيد؛ کشف داروهای مختلف، تحولات
علمی دانشگاههای پزشکی کشور در تراز ملی و بینالمللی، رویکرد جدید
وزارتخانهای بود که بهتدریج با همین عنوان در زمینههای مختلفی نظیر خبر
خوش هستهای، کشف داروی ایدز، ماهواره امید و ... در فضای نخبگانی و علمی
کشور جا افتاد و شنیده شد. البته حمایت رئیس جمهور نیز از فضای تحولات علمی
در آن سالها بینظیر بود.
حضور محسوس نظام سلامت در شبکههای
رسانهای، موج گرایش و توجه به طب اسلامی و سنتی، راهاندازی پایگاههای
اورژانس در راهها و جادهها به اندازه 3 برابر طول تاریخ گذشته و آغاز
نهضت تلاش برای کاهش شدید تلفات جادهای، ساخت و اتمام 73 بیمارستان جدید و
بازسازی اکثر خانههای بهداشت روستاها و بیمارستانهای کشور و تزریق و
تقویت آنان با نیروهای مجرب و تجهیز ناوگان سلامت، توجه به بیماریهای خاص و
شکستن انحصار دارو و... اخباری بود که بهصورت مستمر در دولت نهم شنیده
میشد و خبر از تحولی در نظام سلامت کشور توسط یک مدیر "نخبه ي جوان"
میداد.
لنکرانی جزء معدود وزرایی بود که در
همان ابتدای کار با گردهم آوردن همهی وزرا با هر گرایش، به مشورت با آنان
پرداخت و انصافاً در طول دوران مدیریت خود با تصمیماتی انقلابی و شکستن
حلقههای بستهی مدیریتی توانست کادری انقلابی و خوشنام و کارآمد را گردهم
جمع نماید.
علاوه بر آنچه که آمارها میگوید و مردم
در سراسر روستاها و شهرهای کشور شاهد بودند، بارها از دوستان برگزار
کنندهی سفرهای استانی شنیدم که لنکرانی جزء موفقترین وزرا در انجام و
پيگیری مصوبات سفرهای استانی بوده است؛ آنها بیان میکردند که لنکرانی جزء
وزرایی است با همه وجود به سفرهای استانی باور دارد و از حیث پرکاری و
مردمی بودن در طول سفر، همانند احمدي نژاد آن سالها تا نیمههای شب به حل
مشکلات مختلف مردم میپردازد. برخوردهای متواضعانه و بدون تبختر این وزیر
جوان در اذهان بسیاری از مردم شهرها و روستاهای بزرگ ایران اسلامی در طول
این سالیان بهخوبی باقیمانده است.
لذا تنها کسی امروز از تغییر ساختار
سازمان مدیریت و تمرکز زدایی و افزایش اختیارات استانها و وزارتخانهها
میتواند دفاع کند که بوروکراسی رانتی چند لایه فارغ از واقعیتها را از
نزدیک دیده باشد و به فرد فرد ایرانیان در سراسر این کشور معتقد باشد.
در دوره مدیریت لنکرانی بورسهای تحصیلی
که به افراد سیاسی داده میشد با ساماندهی در اختیار انقلاب قرار گرفت و
امروز صدها اندیشمند انقلابی با رویکرد و جهتگیری انقلابی این وزیر جوان
در اصل بودن تعهد در انتخاب افراد، درسراسر جهان مشغول اخذ تخصص و در نهایت
بازگشت با عناوین و تجربیات بزرگ برای خدمت به ایران اسلامی هستند.
برگزاری چندین دوره "طرح ولایت" برای
جامعه پزشکی و تلاش برای تعالی این قشر با وجود سختیهای راه، از لنکرانی
تنها وزیری را ساخت که علیرغم سختی کار با این قشر فرهیخته مباحث فکری و
عقیدتی نظام را بهصورت سازمان یافته و با برنامه بسط و گسترش داد.
![]() برداشت سوم: اولين رييس جمهور استاني و نگاه واقعي به استان ها
برای جهش و تحول در رشد و پیشرفت باید
در برنامهها کلیت کشور درنظر گرفته شود. تمام پتانسیلها و مزیتهای بومی و
منطقهای و استانی با کمک و توجه به رویشها و نخبگان منطقهای باید شکوفا
شود. يك فرد بدهکار به باندهای قدرت و ثروت مستقر در مراکز، که نجات کشور
را در سهمیهبندی قدرت و انحصار در حلقههای بسته مدیریتی میداند و تمام
ایران را منطقه شمیرانات تهران میپندارد و هیچ فهمی از روستاها و شهرهای
کشور پهناور ایران ندارد نمیتواند همه توانها را بسیج کند.
دکتر باقری لنکرانی که در طول این مدت
هیچگاه راضی نشده مرکز نشین باشد و حضور در استان خود را بر همه منافع
حضور در پایتخت ترجیح داده است به عنوان یکی از رویشهای استانی که از
نزدیک فاصله بین برنامهریزیها و وضع موجود را میداند و به جوانان اعتقاد
دارد و مسیر رشد و پیشرفتش مدیون رایزنی باندهای قدرت و ثروت نبوده، فرد
مناسبي برای فعال کردن پتانسیلهای بومی و منطقهای در سراسر کشور و ادامه
رویشهای بزرگ برای انقلاب است.
برداشت چهارم: من به لنكراني راي مي دهم!
من به لنکرانی رای میدهم: چون جزء تنها کسانی است
که برنامه اقتصادی و اجرایی مشخص تدوین شده دارد. حدود 40 نفر از وزرا و
معاونین وزرا و نخبگان برجسته کشور در تدوین برنامهها او را یاری میکنند و
بدون منت اعتبار و آبروی خود را برای او در طبق اخلاص گذاشتهاند؛ من به
کسانی که دولت نهم و دهم را نفي مطلق كردند ولی خودشان هیچ برنامهای
ندارند رأی نخواهم داد؛ من به کسی رأی میدهم که بیشتر وقتش در تبلیغات
انتخاباتی صرف تنظیم جلسات و تدوین برنامههای اقتصادی و فرهنگی شده باشد.
من به لنکرانی رأی میدهم: چون به روحانیت انقلابی
اعتقاد دارد. در زمان وزارت جز معدود وزرایی بود که به خدمت علمایی نظیر
آیتالله بهجت جهت کسب تکلیف میرفت و مورد تفقد ایشان قرار میگرفت. من به
لنکرانی رأی میدهم چون آیتالله خوشوقت فرمود: "بروید دست همین شیرازی را
بگیرید برای ریاست جمهوری بیاورید"؛ من به لنکرانی رأی میدهم چون علامه
مصباح به او گفت: "در شما متعین است و هیچ راه گریزی نیست چون پای دین و
ولایت و شهدا وسط است" من به کسی رأی نمیدهم که حضور و قعودش فقط مبنای
قدرت دارد؛ من به کسی رأی میدهم که حجت شرعی بر آن داشته باشم و با تکلیف
شرعی علما به صحنه آمده باشد. من به كسي راي مي دهم كه از نزديك ديده ام
حضور در اين عرصه را به او تكيلف كرده اند نه اينكه از سالها قبل دنبال
مانورهاي انتخاباتي و تشكيل ستاد و ... باشد و همين الان هم كه كمتر از دو
ماه تا انتخابات فرصت مانده، هنوز ستادهاي درست و درماني ندارد و بچه هاي
سوم تيري، دور هم جمع شده اند تا هر كاري مي توانند براي شناساندن او به
مردم انجام دهند.
من به لنکرانی رای می دهم: چون
کسی است که برای اداره کشور تیم منسجم و خوشنام اقتصادی و اجرایی دارد.
فتاح میگوید در تدوین برنامههایش کمکش میکند. داوودی معاون اول دولت نهم
کمک به او را افتخار میداند و تمام پتانسیل خود را برای کمک به او بکار
خواهد بست. میرکاظمی به هوش و قدرت مدیریت او اعتقاد دارد و دکتر سلیمانی
پدر علم مخابرات ایران و معمار ماهواره ایرانی، ریاست ستاد او را با افتخار
میپذیرد. من به کسانی که از الان بر سر سهمیهبندیها و تقسیم
وزارتخانهها دعوا میکنند و دولت غیر منسجم شرکت سهامی میخواهند شکل
بدهند رای نخواهم داد؛ من به دولت منسجم رأی خواهم داد.
من به لنکرانی رای میدهم: چون
از جامعه علمی کشور است؛ چون از نخبگان و اساتید برجسته دانشگاه است؛
نخبگی و تیزهوشی لنکرانی را سوابق روشن علمی و اخذ مدرک پروفسوری و مقالات
متعدد بینالمللی و داخلی گواه است، من به کسانی که از جامعه علمی کشور
نیستند و مدارک خود را از قشم و کیش و جزایر دیگر اخذ کردهاند رأی
نمیدهم، من به کسی رأی میدهم که دانشجو، دانشگاه و فضاي آن را بشناسد و
برای اخذ درک ارشد و دکترا، زحمت حضور در دانشگاه را کشیده باشد.
من به لنکرانی رأی میدهم:
چون در برهههای حساس تاریخ در این چند سال همواره شجاعانه اهل هزینه کردن
بوده است. در جریان انتخابات 88 جز معدود وزرایی بود که مردانه به میدان
دفاع آمد و از همه مهمتر اینکه تنها کسی است که توان و تسلط بیان عملکرد
در حوزههای مختلف و دفاع و اقناع در جمعهای سنگین دانشجویی را دارد.
بهراحتی وزارت را با دفاع از ولایت جایگزین کرد و در انتخابات مجلس هم در
وسط صحنه محاکمه سياست پيشگان و ساکتین فتنه بود. من به کسانی که برای جمع
آوری رأی، فتنه را "کدورت" مي نامند و همیشه حرفهای دوپهلو میزنند و در
فتنهها و موقع هزینه دادن صحنه را خالی میکنند رأی نمیدهم؛ من به کسی
رأی میدهم که برای دفاع از ولایت اهل هزینه دادن باشد.
من به لنکرانی رأی خواهم داد: چون
وزیری بود که پس از برکناری بدون هیچ حاشیهای به راحتی به شیراز بازگشت و
هیچگاه به پستها و عناوین روی خوش نشان نداد. وقتی همه تلاش کردند در
مجلس کاندیدا شود از قدرت فرار کرد و تا سه هفته مانده به ثبت نام انتخابات
ریاست جمهوری همه تلاش خود را برای حضور سایرین و فرار از قدرت صرف نمود؛
من به کسی رأی نمیدهم که سالها در ذهن خود بهدنبال قدرت است من به کسی
رأی میدهم که فراری از قدرت باشد.
من به لنكراني راي مي دهم:
چون مثل مردم زندگي مي كند، پس از دوره وزارتش نه محافظ دارد و نه راننده؛
حتي با اينكه از لحاظ علمي جزو متخصص ترين ها در رشته خودش است، هيچ گاه
مطب خصوصي براي خود درست نكرد و همواره در يك بيمارستان دولتي در شيراز به
طبابت خود ادامه داده است. قبل و بعد از وزراتش فرقي نكرده و هنوز همان
روحيه خاكي بودن، تواضع و سوم تيري اش را حفظ كرده است.
من به لنكراني راي مي دهم:
چون آدم با تقوا، اخلاقي و بي حاشيه اي است و اين همان چيزي است كه امروز
كشور بيش از همه به آن نياز دارد. چون آقا هم در آخرين سخنراني خود همين را
به عنوان يك معيار، براي يك رييس جمهور خواسته اند. من به لنكراني راي مي
دهم چون هر روز دروغ ها و تهمت هاي متعددي عليه او منتشر مي كنند اما او هم
چنان اخلاق مدارانه با آنها برخورد مي كند. از او نقطه ضعفي ندارند و رو
به انتشار شايعات مختلف آورده اند اما لنكراني با چهره آرام، متبسم و
هميشگي خود نشان داده است مي توان در سخت ترين عرصه هاي سياسي حضور داشت و
بيشترين اهانت ها را تحمل كرد، اما ذره اي از تقواي سياسي و اخلاق عدول
نكرد.
پايان قسمت اول/
[ شنبه 14 اردیبهشت1392 ] [ 18:42 ] [ سیدعلی ]
به گزارش جهان، مدیر مسئول کیهان در یادداشتی در شماره امروز این روزنامه با عنوان "چه کسي بايد شرمنده باشد؟!" نوشت: اصولگرايان به آن بخش از مواضع و عملکرد
دولت آقاي احمدينژاد اعتراض و انتقاد دارند که از اصول و مباني اسلام و
انقلاب منحرف شده و به مواضع و عملکرد دولتهاي سازندگي و اصلاحات نزديک
شده است.
الف- دولتهاي سازندگي و اصلاحات حلقه بستهاي از مديران و مسئولان را پديد آورده و مسئوليتها را به گونهاي که انگار ارثيه پدري آنهاست، در ميان خود تقسيم کرده بودند و اين مسئوليتها را با تغيير دولتها به يکديگر پاس ميدادند. احمدينژاد اين حلقه بسته را شکافت و مسئوليتها را به نيروهاي جديد و تازهنفسي واگذار کرد که عليرغم توانمنديهاي فراوان هرگز به آنان اجازه و فرصت ورود به حلقه مورد اشاره، داده نشده بود. 2- احمدينژاد امکانات و ثروت ملي را به تهران و چند شهر بزرگ ديگر اختصاص نداد بلکه دورافتادهترين نقاط کشور را نيز از اين موهبت برخوردار کرد. 3- دولت نهم با سفرهاي استاني، از نزديک با مشکلات مردم و نيازهاي آنان آشنا شد و به تعبير آقاي احمدينژاد کابينه 70 ميليوني تشکيل داد. اعضاي هيئت دولت در اين سفرها به نقاط دورافتادهاي از ايران اسلامي رفتند که تا آن هنگام پاي هيچ مسئول درجه چندمي هم به آنجا نرسيده بود. 4- دولت نهم با سادهزيستي و مردم دوستي خود، زندگي اشرافي برخي از دولتمردان و مسئولان دولتهاي سازندگي و اصلاحات را با چالش جدي روبرو کرد. 5- ميزان عمران و آباداني که از سوي دولت نهم در سراسر کشور انجام گرفت در بسياري از موارد کمنظير و دهها برابر دولتهاي سازندگي و اصلاحات بود و در برخي از نمونهها نيز بينظير بوده است. 6- برخلاف دولتمردان سازندگي و اصلاحات، دولت نهم بيشترين خدمترساني را به اقشار محروم و مستضعف جامعه- يعني ولي نعمتهاي انقلاب- اختصاص داده بود. 7- رئيس دولت نهم برخلاف دولتمردان سازندگي و اصلاحات در مقابل اخم وتشر و باجخواهي قدرتهاي استکباري کوتاه مخالفتها و دشمنيهاي جريان مدعي اصلاحات و
سازندگي با دولت احمدينژاد در آن هنگام که دولت پا به پاي گفتمان امام و
انقلاب حرکت ميکرد فقط ميتواند لکه ننگ ديگري باشدکه بر پيشاني آنها نقش
بسته و پاک شدني نيست، چرا که آنان در آن هنگام، آشکارا با گفتمان امام و
انقلاب دشمني ورزيده بودند.
8- دولت نهم، گفتمان امام و انقلاب را سرلوحه برنامههاي خود قرار داده بود تا آنجا که رهبر معظم انقلاب اين دولت را در ميان دولتهاي ايران از مشروطه تا آن هنگام بينظير معرفي کردند. 9 و 10 و 11 و 12 و... کداميک از اين امتيازات برجسته دولت نهم که به نمونههايي از آن اشاره شد قابل انکار است؟! ب: اکنون بايد پرسيد که آيا دولتي با اين امتيازات برجسته و بعضا منحصربفرد قابل حمايت و شايسته تقدير نبود؟! و آيا افراد و جرياناتي که در آن هنگام با دولت احمدينژاد مخالفت ميکردند نبايد از آن همه مخالفت و سنگاندازي خود شرمنده و خجالتزده باشند؟! به بيان ديگر و با توجه به امتيازات ياد شده، حمايت از رياست جمهوري احمدينژاد در انتخابات 84 و 88 يکي از برجستهترين افتخارات اصولگرايان و تودههاي مردم خداجوي و انقلابي بوده است و از سوي ديگر درباره افراد و جرياناتي که در آن هنگام با دولت احمدينژاد مخالفت ميورزيدند، با جرأت ميتوان گفت که فقط يک لکه ننگ پاک نشدني بر پيشاني خود نهادهاند. چرا که در آن هنگام مخالفت با دولت احمدينژاد بدون کمترين ترديدي به مفهوم مخالفت با ارزشهاي اسلامي و انقلابي بود و جريانات مخالف تنها به اين علت که احمدينژاد حلقه بسته مسئوليتهاي موروثي آنها را شکسته، ثروت ملي را به ميان تودههاي مردم کشانده، در مقابل زورگويي قدرتهاي استکباري ايستاده و دهها ويژگي مثبت ديگر دولت احمدينژاد به مخالفت با آن برخاسته بودند و آيا، اين مخالفت در آن هنگام ننگآور نبود و مخالفان آن روز- از جمله دولتمردان سازندگي و اصلاحات- نبايد به خاطر آنهمه مخالفتها وکينهتوزيهاي خود، از خجالت آب شده و در زمين فرو بروند؟ 3- متأسفانه طي 2 سال اخير دولت احمدينژاد به هر علت- از جمله نفوذ حلقه انحرافي و مشکوک- سير قهقرايي داشته و به مواضع و عملکردي روي آورده که با مواضع و عملکرد اوليه در دولت نهم و اوايل دولت دهم فاصلهاي پرنشدني و در برخي از موارد تفاوت يکصد و هشتاد درجهاي دارد و همين تغيير مسير و زاويه گرفتن با خط اصيل اسلام و انقلاب رويگرداني اصولگرايان و انتقاد و اعتراضهاي فراوان به دولت آقاي احمدينژاد را در پي داشته است که در اين باره گفتني است؛ الف: نه فقط حمايت اوليه اصولگرايان از دولت احمدينژاد به دليل آن که حمايت از گفتمان امام و انقلاب بوده است، سند افتخار اصولگرايان است بلکه اصولگرايان با اصولگرايان حق دارند که هم به حمايت اوليه
خود از دولت احمدينژاد افتخار کنند و هم اعتراض و انتقاد اين روزها به
برخي از مواضع و عملکرد دولت را سند افتخار خود بدانند.
به بيان ديگر اصولگرايان نشان دادند که «قبيلهگرا» يا «حزبگرا» و «گروهگرا» نيستند و به توصيه اميرمؤمنان عليهالسلام افراد را با حق ميسنجند و محک ميزنند و نه حق را با افراد و يا به تعبير حضرت امام(ره) «ميزان» را حال فعلي افراد ميدانند، بنابراين اصولگرايان حق دارند که هم به حمايت اوليه خود از دولت احمدينژاد افتخار کنند و هم اعتراض و انتقاد اين روزها به برخي از مواضع و عملکرد دولت را سند افتخار خود بدانند. گفتني است، دولتمردان سازندگي و اصلاحات از اين نقطه نظر دقيقا در مقابل اصولگرايان قرار دارند و به شدت قبيلهگرا و حزبگرا هستند. تا آنجا که بعد از پناهندگي دهها نفر از حزب و گروه خود به آمريکا و انگليس، باز هم حاضر به مرزبندي با آنها نيستند و دهها نمونه ديگر که شرح آن فرصت ديگري ميطلبد. و اما، مخالفتها و دشمنيهاي جريان مدعي اصلاحات و سازندگي با دولت احمدينژاد در آن هنگام که دولت پا به پاي گفتمان امام و انقلاب حرکت ميکرد فقط ميتواند لکه ننگ ديگري باشدکه بر پيشاني آنها نقش بسته و پاک شدني نيست، چرا که آنان در آن هنگام، آشکارا با گفتمان امام و انقلاب دشمني ورزيده اصحاب فتنه و برخي از دستاندرکاران
دولتهاي سازندگي و اصلاحات با کدام احمدينژاد مخالفت ميکردند و کداميک
از ويژگيها و خصوصيات ايشان را نميپسنديدند؟!
ب: اکنون به برخي از عملکردها و مواضع اخير دولت که مورد انتقاد و اعتراض اصولگرايان است، نگاهي بيندازيد. چه ميبينيد؟ آيا اين دسته از عملکردها و مواضع اخير دولت دقيقا و بيکم و کاست، با مواضع و عملکرد دولتهاي سازندگي و اصلاحات همخواني ندارد؟! رها کردن مسائل اقتصادي و معيشتي مردم، حاشيهسازي به جاي انجام وظايف قانوني، رويکرد به جريانات فاسد و بيهويت، حمايت از مفسدان اقتصادي و... آيا غير از اين است؟! خب! حالا به آساني ميتوان نتيجه گرفت که اصولگرايان به آن بخش از مواضع و عملکرد دولت آقاي احمدينژاد اعتراض و انتقاد دارند که از اصول و مباني اسلام و انقلاب منحرف شده و به مواضع و عملکرد دولتهاي سازندگي و اصلاحات نزديک شده است. ج: در پايان اين وجيزه بيآن که قصد مقايسه مثل به مثل باشد و تنها به عنوان يک نکته عبرتانگيز و درسآموز بايد پرسيد؛ آيا حضرت امير عليهالسلام مادام که طلحه و زبير در رکاب رسول خدا(ص) شمشير ميزدند، از آنها تقدير و حمايت نميکرد؟ ولي پس از آن که به انحراف کشيده شدند، ابتدا آنان را نصيحت کرد و سرانجام وقتي به مقابله با حاکميت عدل اميرالمؤمنين عليهالسلام برخاستند در مقابل آنها ايستاد و کار به جنگ جمل کشيده شد. حالا بايد از آن دسته از دولتمردان سازندگي و اصلاحات و اصحاب فتنه که به حمايت اوليه اصولگرايان از دولت آقاي احمدينژاد- باز هم تاکيد ميشود که قصد مقايسه مثل به مثل نيست- اعتراض ميکنند، پرسيد؛ اگر در دوران حضرتامير(ع) حضور داشتيد، به حمايت اوليه آن حضرت از طلحه و زبير اعتراض نميکرديد؟!... يادتان هست که در جريان حاکميت دولت و مجلس اصلاحات ميگفتيد ائمهاطهار(ع) هم قابل نقد هستند؟!
[ شنبه 14 اردیبهشت1392 ] [ 14:52 ] [ سیدعلی ]
|
| ||