ویسایت اطلاع رسانی گروه فرهنگی ولایی معرفت

موضوعات
لینک دوستان
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
دیگر موارد
تیزر تبلیغاتی نرم افزار نقد توافقنامه ژنو
نویسنده : عمار
پنجشنبه ۲۴ بهمن۱۳۹۲
تیزر تبلیغاتی نرم افزار نقد توافقنامه ژنو

حتما ببینید

http://www.aparat.com/v/PHW5q

جلسه اعضای هیئت امنای مصلی اصفهان
نویسنده : عمار
جمعه ۱۸ بهمن۱۳۹۲
سلام

تصاویر جالبی است

نکات جالبی از توش در میاد

http://em-esf.com/8802.html

دیگر توان نداریم تحقیر دیگری را...
نویسنده : یحیی
سه شنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۲

20 دقيقه مختصر و مفيد در مورد ژنو
نویسنده : سیدعلی
شنبه ۵ بهمن۱۳۹۲

حجه الاسلام رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اخیرا در جمع تعدادی از دانشجویان به تشریح توافقنامه ژنو و برخی حواشی آن به زبان ساده پرداخته که نظر به اهمیت آن، می توانید این فایل صوتی را از اینجا مشاهده کنید.

کمی دقت بیشتر
نویسنده : یحیی
جمعه ۴ بهمن۱۳۹۲
موضوعی که دامن گیر خودم شده بود رو کسی برام ایمیل کرد ،گفتم به شما هم بگم شما هم روش فکر کنین و ایشالا به عمل برسین....

بشارت الهي
نویسنده : سیدعلی
پنجشنبه ۳ بهمن۱۳۹۲

 

صاحب نیوز: متن ذیل منبر شب ۲۸ ام ماه محرم است که توسط حجت الاسلام حمیدرضا مهدوی بیات در مسجد نورباران اصفهان ایراد شده و توسط سرویس دین و اندیشه صاحب نیوز پیاده سازی شده است. مهدوی بیات طلبه انقلابی جوانی است که هرچند تهرانی الاصل است اما سال هاست در میان دل های جوانان اصفهانی جای خود را باز کرده است. او که به زمان شناسی شهرت دارد در منبر خود از وعده های الهی گفته و از مذاکرات ژنو انتقاداتی را به میان می آورد.

بسم ا…الرحمن الرحیم. وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لَا یشْرِکُونَ بِی شَیئًا

مسأله­ ی وعده های خداوند متعال در قرآن کریم از آن مفاهیم دو بعدی قرآن است. از یک جهت جنبه ی تربیتی دارند و از یک جهت جنبه ی فتنه و ابتلا و آزمایش.

به عبارت دیگر، خداوند با وعده های به حقی که به مؤمنین می­دهد، هم امید و انگیزه را در آنها تقویت می­کند و با این امید و انگیزه آن ها را در رسیدن به آن کمالات متعالی کمک می کند و هم درعرصه امتحان وعده های الهی یکی از مواد آزمایش خدا هستند که آیا اگر کار سخت شد مومنین با دلگرمی به وعده های الهی به راه خودشان ادامه می ­دهند یا با سخت شدن شرایط، ضعف ایمان آشکار می شود و بر می گردند.

وعده های الهی از پرتکرارترین معارف قرآن است. خدا درباره ی وعده در قرآن صحبت کرده است. اگر وعده های خدا نبود چه بسا اکثریت انسان های مؤمن در مراحل مختلف بندگی خود در مسیر طاعت الهی کم می آوردند، جز تعداد معدودی از افراد که حتی به وعده های الهی به این معنی هم چشم ندارند و خدا را از باب حق الطاعه می ­پرستند و کاری به بهشت و جهنم ندارند؛ اکثریت انسان ها قوت قلبشان به این است که می­دانند در نهایت در همه ­ی عرصه ها کسانی که به پیروزی می رسند کسانی هستند که در مسیر ایمان و عمل صالح حرکت می­کنند، چون خدا وعده داده است.

خدا به کسانی از بین شما که هم باور دارند و هم عمل صالح متناسب با باورهایشان انجام می دهند وعده داده است؛ وعده های خیلی محکمی هم می دهد:

۱) قطعاً این ها جانشین خدا بر روی زمین خواهند بود. در هر عصری هم این حقیقت پیش می آید. چون خدا می فرماید، همچنان که در دوره های قبل از اینها، بعد از پایان گرد و غبار درگیری های میان حق و باطل، این اهل حق بودند که جایگاه پیدا کردند.

۲) همان دین و روش و سیره ای که در زندگی بر اساس چارچوب های ارزش های الهی تعریف شده را خدا در عالم برای اینها قدرتمند می کند و ایشان را به همه ی سبک زندگی ها غلبه می­دهد. همان دینی که خدا می پسندد.

۳) بعد از یک دوره ی شدید ترس و وحشت به خاطر نگاه کردن به مظاهر قدرت که در دست کفر و شرک و نفاق است، خدا این ترس را به آرامش مبدل خواهد کرد.

این ها کسانی هستند که در تمام طول این مسیر، چه در فرازها و چه در فرودها فقط بند­ه­ی خدا هستند. هیچ کسی و هیچ چیزی را شریک خدا قرار نمی دهند.

بنابراین وعده­ های الهی دو بعد دارند، از یک طرف توحید را مورد آزمایش قرار می دهند.

هرکسی که به هر میزانی که دعا می کند قلبش جز خدا قدرتی و قاهری نمی بیند باید به اندازه ی همین ادعایش امتحان پس بدهد.

بهترین امتحان ها آنجایی است که یک قدرت دیگری می خواهد بخشی از زندگی ما را بدست بگیرد و مورد تهدید قرار بدهد. آنجا موحد از مشرک جدا می شود، چون موحد همچنان پا برجا بر اصول و ارزش های خویش می ماند و هرگز حاضر نیست به بهانه های مختلف یک ذره تأثیر برای غیرخدا در تصمیمات خودش ایجاد کند. اما غیرموحد متأسفانه در آن گردنه ها نمی­تواند ادامه بدهد. معتقد است که بالاخره آمریکا و اروپا قدرت های جهان هستند و چون قدرت های جهان هستند باید یک سهمی هم آنها داشته باشند و نمی شود با آنها بدون تعارف رفتار کرد.

قرآن در مورد اکثر مومنین ننگ شرک را به آنها زده است (ترجمه آیه: اکثر این مردم ایمان به خدا نمی­آورند مگر اینکه در همان حال که مومن هستند، مشرک هم باشید) هنوز رگه هایی از شرک در قلب مومنین هست. کجاها این رو می شود و ایمان خالص از ایمان مخلوط به شرک جدا می شوند؟ آن جاهایی که دو قدرت به نظرت می رسد، یکی قدرت خدا که با وعده­ هایش خودش را نشان می ­دهد و یک قدرت غیرخدا که با تهدیدهایش خودش را نشان می هد. آن جا اگر سهمی برای غیرخدا قائل شدیم معلوم می شود ما هنوز به ایمان خالی از شرک نرسیده ایم. بنابراین به این نتیجه می رسیم که یکی از آثار تربیتی وعده های الهی برای فرد و امت این است که درجه ی توحید را می شود با آن اندازه گیری کرد. اگر دیدیم ضعفی داریم برویم خودمان را بسازیم، چون در بعضی از آزمون های خدا ممکن است فرصتی برای بازسازی پیدا نشود. امت هایی بودند که آزمون های کوچک آمد تا آن ها متوجه نقطه ضعف اصلی خودشان بشوند و متوجه هم شدند، اما نرفتند این نقطه ضعف را اصلاح کنند و آزمایش بعدی آنها را از بین برد.

ما در مشکلات هیچ وقت کم نمی آوریم

نداشتن نگاه توحیدی خالص بزرگترین نقطه ضعفی است که در امت اسلامی می شود پیدا کرد و اگر ما در امتحان های کوچک مثل داستان هسته ای و تحریم و… متوجه نشویم کجا کم آورده ایم، در آزمایش های بزرگتر دیگر نمی توانیم کاری بکنیم. ما باید در همین بچه بازی ها که دنیا برایمان درست می کند خودمان را محکم ببندیم. این نگاه به وعده های الهی از جنبه ی توحیدی اش.

خدا می گوید: خیال نکنید که اگر گفتید ما مومن هستیم همین طور می­روید بهشت. همه اتفاقاتی که بر سر امت قبل آمد بر سر شما هم می آید تا با امت های قبل بی حساب بشوید. همه باید با امتحان روبرو شوند.

اما جنبه ی دوم وعده های الهی اینکه این وعده ها به انسان قدرت و امید و انگیزه قوی می دهند. چون خدا وعده داده که زمین را در اختیار شما خواهم گذاشت ما در مشکلات هیچ وقت کم نمی آوریم و می گوییم این نیز بگذرد و شاید یک دوره ای است که ما آبدیده بشویم و تجربه جمع آوری کنیم برای آن روزی که می خواهیم جهان را هدایت کنیم. ما در تربیت بچه ی خودمان هم همین اتفاق را رقم می­زنیم و وعده های خوب می دهیم و از آن هیچ وقت تخلف نمی کنیم. نباید از اول وعده ای بدهیم که نمی­توانیم انجام بدهیم. چون خلف وعده خیلی کار ضد تربیتی است.

خداوند هم وعده می دهد و هم وعید می دهد. یعنی در برابر خوبی ها هم وعده می دهد به نعمت، رشد، بهشت و تشویقی­های مختلف و هم در برابر گناهان تهدید به کتک می کند. وعیدهای الهی حتمی نیستند اما وعده های الهی حتمی­اند. خدا از باب لطفش وعیدهای خودش را محقق نمی کند. اما وعده های خودش را محقق می کند.

این نکته اول اما نکته ی بعدی: برای اینکه انسان بتواند قلب خودش را آرام بکند و مطمئن باشد که وعده های خدا عملی می­شود باید به وعده هایی که خدا قبلاً داده است و عمل کرده مراجعه کند. آن موقع خواهد دید که وعده های خدا در جایی خودش را نشان داده که دو ویژگی با هم جمع می شوند:

۱) تمام حربه های طرف مقابل در یک آن رنگ می بازند. اما قبل از آن کارد به استخوان می رسد. این شاید سخت باشد. خوب خدا چرا همان اول کار را حل نمی کند که ما این قدر زجر نکشیم؟

خدا یک وعده ای داده به حضرت موسی که تو برو به سمت فرعون من کمکت می کنم. بنی اسرائیل را تو نجات خواهی داد. حضرت موسی می­توانست بگوید ما یک عمر با فرعون زندگی کردیم حالا ما بریم به این گردن کش چه بگوییم؟

ماجرای عبورشان از رود نیل آن نقطه ای که کارد به استخوان رسید و برای همین فرعون لشکر کشید تا بنی اسرائیل را نابود کند. از پشت سر، لشکر فرعون از پیش رو، رود نیل وحشی. اینجا بهترین موقع است که بفهمی اگر توحید داشته باشی نباید معطل بشی، باید بروی در دل دریا. اینجا اصحاب موسی بریدند. گفتند کارمان تمام شد الآن ما را می گیرند. موسی فرمود خدا با ماست، نترسید. خود خدا الآن راهی را برای ما باز می­کند. خدایی که می گوید برو در دل شیر، می­داند چکار دارد می کند و چون وعده ی نجات داده است موسی آسوده خاطر است. آنجا خدا قدرتش را نشان داد. آنجایی که یا باید تسلیم بشویم و نکبت گذشته را ده برابر از فرعون بخریم یا از این به بعد باید برویم در دل خطر. آن چیزی که مومنین و موسی را به دل خطر کشاند ایمان به وعده های الهی است.

قدرت های امروز اسم هایشان عوض شده، ابزارشان عوض شده ولی اصلشان که عوض نشده. ذیل اراده ­ی خدا هستند، کسی فوق اراده ی خدا نیست. همه در طول اراده ی خدا هستند، می خواهد فرعون باشد یا اوباما.

یک مثال دیگر آنجا که خدا به مادر حضرت موسی در بدترین شرایط سخت ترین پیشنهاد را می دهد. مدت ها است که اگر زنی باردار است و فرزند پسر به دنیا می آورد او را می کشند. در این وضعیت اولا خدا موسی را زنده به دنیا آورد، بعد هم مادر موسی نگران بود که تاکی می شود بچه را زنده نگه داشت. خدا به مادر موسی فرمود تو شیر به بچه بده و نگران نباش و هر وقت از جانش ترسیدی او را در یک سبد بگذار و به رود نیل بینداز. بچه کجا می رود؟ به دل شیر. خدا تعارف هم نمی کند. خدا می گوید قطعاً کسی این بچه را از آب می گیرد که هم دشمن من است و هم دشمن این بچه. ما آن جایی قدرت خود را نشان می­دهیم که کارد به استخوان می رسد.

برای اینکه نشان بدهیم قدرتی در برای خدا نیست باید آن جایی برویم جلو و دست به عمل بزنیم که فکر می کنیم یک قدرتی در برابر خدا هست. برویم جلو نه اینکه بیاییم عقب. برویم و آن قدرت را رسوا کنیم.

حضرت موسی را فرعون از آب گرفت و چه زندگی خوبی داشت. دشمنش شد نوکرش. خدا دو وعده به مادر موسی داد: یکی اینکه نترس ما به موقع او را به تو بر می گردانیم. وقتی برگرداند که خواهر موسی دنبال موسی رفت تا ببیند کجا می رود. خواهر موسی رفت به فرعون گفت: من یک خانمی را می شناسم که شیر به بچه ها می دهد. مادر موسی را آورد و موسی پستان او را گرفت درحالی که موسی قبل از آن از پستان هیچ کس شیر نمی خورد.

وعده ی دومی که خدا به مادر موسی داد و وعده ی بزرگتری هم بود اینکه من همین بچه را از پیامبران قرار خواهم داد و این وعده را هم محقق کرد. خدا با این مرد بزرگ حرف می زد. انسان به این وعده ها که فکر می کند می گوید: خوب این همان خداست و عالم هم همان عالم است. چرا ما از بعضی ها که به ظاهر قدرتی دارند نگرانیم. مشکل از خود ماست که توحید مان ضعیف است.

چون ما می خواهیم معادله را با ذهن خودمان درست کنیم، خراب می شود. خدا می گوید مثل اینکه خودت می توانی مشکلت را حل کنی، پس دیگر به من احتیاجی نداری.

هرجا عجله کردیم ضربه می خوریم

خدا در قرآن می فرماید آن کسی را که داخل شکم ماهی قرار دادیم پیغمبر بود و این کار را کردیم چون عجله کرد. خدا هنوز دستور خروج از شهر را نداده بود، برای چه از شهر خارج شدی؟ در داستان هسته ای یک ضربه از پشت به ما می زنند فکر می کنیم یک قدم رفته ایم جلو.

ابراهیم خلیل را در منجنیق می گذارند و پرت می کنند داخل آتش اما آب در دلش تکان نمی خورد. چون می داند خدایی که می خواهد دینش را حفظ کند باید با پیامبر خودش این کار را بکند. من وظیفه ام را انجام می دهم و به خدا می سپارم.

خیلی از اندیشمندان خوابش را هم نمی دیدند که در ایران یک انقلاب از دل حوزه شکل بگیرد و بزرگترین قدرت این منطقه را زمین بزند و ۳۴ سال عزت و احترام و قدرت کسب بکند. واقعه ی طبس چقدر زود اتفاق افتاد و چقدر زود خدا به ما قدرت نمایی کرد. جنگ تحمیلی همینطور، هشت سال خودشان را کشتند و یک وجب از خاک مان را نتوانستند نگه دارند. ما که آن زمان چیزی نداشتیم، یک هزارم چیزی را که امروز داریم آنوقت نداشتیم. کار با خدا بود ما که چیزی نداشتیم.

معاون شهید برونسی می گوید: در تاریکی شب در یک محل ناشناس گیر کردیم، دیدیم راهی پیدا نمی کنیم. شهید برونسی همه را دواند. صبح فهمیدیم همه از میدان مین رد شدیم و یک نفر روی مین نرفته است. وقتی وظیفه این است، دیگر باید رفت. بقیه اش باخداست.

وعده های الهی نقد نیست

ما در بحث وعده های الهی فتنه ی ۸۸ را دیدیم. دشمنان قطعی کرده بودند که حکومت سقوط می کند و حاکمش را هم تعیین کرده بودند. ایمان به وعده های الهی فتنه را جمع کرد و امروز یاران دروغین امام، منفور ملت شده اند و هر چه سعی می کنند این ها را تطهیر کنند بدتر خراب می ­کنند.

ما در بحث وعده های الهی یک وظیفه ی سختی داریم آن هم اینکه باور کنیم که هرچه خدا می گوید حتماً راست است. ایمان به وعده ای که همه ­ی مقدمات آن فراهم است خیلی هنر نیست. مثلا من همه امکانات برای رفتن به سفر کربلا را برای شما فراهم کنم و بعد به شما وعده ی سفر کربلا بدهم. ایمان شما به این وعده من هنر نیست. اما اگر بگویم شما خودت را برسان به مرز، من شما را می برم کربلا، چند نفر به این حرف من اطمینان می کنند؟

وعده های الهی که نقد نیست. همین مشکل ساز شده. خدا اگر این نتیجه را به ما بدهد چقدر ما بهتر بندگی خدا را می کنیم. اگر خدا پرده ها را کنار بزند و حقیقت آخرت را به ما نشان بدهد چقدر ما بهتر بندگی خدا را می کنیم.

این اصطلاح جدیدا زیاد به گوشتان خواهد خورد!

سنگینی وعده های خدا همین جا است. وعده های خدا را باید باور کرد و این باور کردن، آن نقطه ی اصلی حرکت تربیتی انسان ها روی خودشان و جامعه است. وقتی تعارض پیدا می­شود، شما باید آنجا ایمانت را قوی تر بکنی. چون خدا گفته که در برابر دشمن کوتاه نیایید ما اصلا کوتاه نمی آییم. نگو قرآن درست گفته اما با این زبان که نمی توان با دنیا تعامل کرد!

این اصطلاح جدیدا زیاد به گوشتان خواهد خورد: هشت سال بحران غیرضروری. ما که اولاً اهل بحران سازی نیستیم، بعد هم مگر بحران غیرضروری و ضروری داریم؟

زمان خاتمی که برای آمریکایی ها غش می­کردند گفتند «ایران محور شرارت است». آن چه بحرانی بود؟ ضروری بود یا غیرضروری؟

بحران غیرضروری آن بود که ما گفتیم هولوکاست یک دروغ است و به خاطر هولوکاست این همه فلسطینی کشتید؟ این بحران غیرضروری را ما ساختیم؟ این که گفتیم نباید حاکمیت جهان دست آمریکا باشد بحران غیرضروری بود؟ این ها که همه اش آیه ی قرآن بود. خدا می گوید: خاک برسر آن حزب الهی که زندگی می کند و دشمنش ناراحت نیست. یعنی برای دشمنش بحران نمی سازد. خاک بر سر آن حزب الهی که بود و نبودش برای دشمن فرق نمی کند.

بگویید: مرگ بر آمریکا، ما همین هستیم که هستیم.

اگر ما در آن لحظه ­ی آخر که لحظه ی حساس است، باور به وعده های الهی نداشته باشیم ممکن است که اول با توجیحات خوبی امتیازهایی به غرب بدهیم، اما نمی دانیم دفعه ی بعد چه امتیازهایی باید بدهیم. فعلا می گوییم خدا را شکر که شش ماه گذشت. ما الآن چه امتیازی دادیم و چه امتیازی گرفتیم؟ آن چه که ما در تلویزیون شنیدیم این بود که ما الحمدلله بیشتر از این تحریم نمی شویم، خیلی واقعا امتیاز گرفتیم الآن؟ یا حق غنی سازی را بر ما پذیرفتند. خوب هرکس در NPT بود حق غنی سازی داشت، برای چه این همه به ما فشار آوردین؟

 حالا چی دادیم؟ ۱- دیگه غلط می کنیم ۲۰% غنی سازی کنیم ۲- ۱۶۸ کیلوگرمی که غنی سازی ۲۰ درصد کرده بودیم را از بین می بریم ۳- آب سنگین اراک تعطیل ۴- سانتریفیوژهایی که خودمان ساخته بودیم و نصب کرده بودیم را نباید استفاده کنیم تا اعتمادسازی کنیم.

این حرف ها درست است. اما ما شش ماه بعد دوباره چه امتیازی می خواهیم بدهیم؟

وقتی بازی حق و باطل برد- برد تعریف می شود تو مجبوری به باطل یک ذره حق بدهی و این اول خطایی است که تو مرتکب شده ای. مثل این است که شما بروی مسافرت بعد برگردی ببینی یک طبقه خانه ات دزد و خانواده اش نشسته اند. بعد همسایه بیاید بگوید: دعوا نکنید، بازی برد- برد است، یک طبقه تو بنشین یک طبقه دزد محترم. حق ماست اما می گوییم برد- برد، بله برد، همه را برد!

در جواب نامه ی رهبر معظم انقلاب خیلی نکته ها پنهان بود. حمایت از این تیم و دولت جای خودش است و همه افراد هم باید حمایت کنند، اما حراست از حق ملت براساس نگاه قرآنی جای خودش را دارد. یک کم باید دقت کنیم.

در وعده های الهی از ما ایمان خواسته شده است. ما اگر باور داشته باشیم آنوقت ایمان می تواند اثرات خودش را بگذارد. اتفاقا باید در زمان گرانی و سختی ها ایمان خودمان را حفظ کنیم. اگر ما همه چیزمان ارزان بود، خوب غلط می کردیم حتی با آمریکا چای بخوریم!

کسی عالم تر و قادرتر از خدا نیست پس قطعاً وعده هایش عقلی است. اگر قرار باشد خدا کاری بکند، اول برای عزیزانش که مومنین هستند انجام می دهد. از ما خواست که استقامت کنیم.

تکلیف ما در عرصه های سخت زندگی باور به وعده های الهی است. نشانه این که ما به وعده های الهی ایمان داریم در سوره آل عمران آیه ی ۱۷۳ آمده است و آن اینکه: ۱- مردم و خیرخواهان ظاهری به کسانی که به وعده های الهی ایمان دارند می گویند: این دفعه همه ی دنیا علیه شما جمع شده اند یک کم نرمش به خرج دهید. بعد از این، تازه به حقانیت خودشان ایمان قوی تری می آورند ۲- می گویند ما دل به خدا بسته ایم و خدا وکیل خوبی است. اگر قرار باشد با کسی هم مذاکره کنیم، باید در چارچوب آن چیزی باشد که خدا می گوید. چون وعده را خود خدا داده است و ما به خدا اعتماد کرده ایم.

نشانه ی باور به وعده های الهی این است، نه اینکه دائم دولت قبلی را تخریب کنی. فردا برای تو هم می زنند. دولت بعدی هم تو را تخریب می کند. شهید آوینی می گفت انصاف نشانه ی شرافت آدم هاست.

برای خوشایند چه کسی همه ی زحمات هشت سال گذشته را خراب می کنی؟ شکی نیست که دولت قبلی هم مثل همه ی دولت ها خطاهای بزرگی داشته است؛ اشتباهش دانشگاه کلمبیا بود که حیثیت ابرقدرت جهان را نابود کرد؟

چرا همه ی دنیا خوشحالند و تبریک می گویند؟ یکدفعه همه ی دنیا با ما خوب شدند؟ به سعودی و اسرائیل هم نگاه نکنید. این ها سیاه بازی می کنند و می خواهند باج بعدی خودشان را از الآن آماده کنند. باید خیلی تیزهوش باشیم.

یک کاری می کردی که همه بسوزند و حقمان را هم می گرفتی. باید وعده های الهی را جدی می گرفتی. حالا البته شش ماه وقت داریم تا نتیجه اش را ببینیم. اما قواعد بازی دنیا نشان می دهد که هیچ کس برای ما دلش نخواهد سوخت.

دفعه بعدی اگر نگفتند باید دست از نهضت آزادیبخش بردارید. حزب الله و حماس و سوریه تعطیل.

ما آمده بودیم دنیا را از ظلم نجات بدهیم نه اینکه بیاییم کره و ماست را ارزان کنیم. ایمان ما در شرایط سخت، باید به حقانیت انقلاب اسلامی تقویت بشود. امام می گفت: ما در جنگ انقلابمان را به جهان صدر کردیم، چون گفتیم ما ذلت را قبول نمی کنیم.

می گویند چرا بعد از فتح خرمشهر قطع نامه را نپذیرفتیم؟ اولا بعد از فتح خرمشهر هنوز از خاک ما دستشان بود. دوماً حیثیت ما چه می شد؟ رفتیم فاو را گرفتیم بعد گفتیم حالا بیایید تا مذاکره کنیم.

ما کاری نکردیم که بخواهیم کوتاه بیاییم. اگر واقعا بمب اتم می سازیم که از اول دروغ می گفتیم و اگر نمی سازیم برای چه باید مذاکره کنیم.

روز اول آقای ظریف گفت: مردم ما مطمئن باشند که اصلا غنی سازی موضوع مذاکره نیست، ما سر تحریم ها می رویم مذاکره می کنیم. پس چی شد؟ اولین چیزی که قول دادیم غنی سازی ۲۰% بود.

از آثار لقمه ی ناپاک بی غیرتی است

ما باید باور داشته باشیم که اگر حق با ماست، ذره ای حق به باطل دادن، خودش باطل است. برای این که ایمان به وعده های الهی داشته باشیم یک لوازم و مقدماتی می خواهد که از قرآن خدمت شما عرض می کنیم: یکی عبادت و بندگی خداست، فقط خدا را بندگی کنیم. دوم طهارت است. سوم لقمه ی حلال. مال ناپاک انسان را از شرافت دور می کند. این که علما سخت می گرفتند معلوم بود یک خبری در این لقمه هست. از آثار لقمه ی ناپاک بی غیرتی است. چه بی غیرتی اخلاقی و چه بی غیرتی سیاسی. یکی دیگر از لوازم ادعای راستین به باورداشتن وعده های الهی تلاش است. خداوند وعده ی پیروزی مشروط می دهد نه مطلق. إن تنصرالله ینصرکم. تلاش مقدمه ی این است که وعده های الهی محقق بشوند.

مجاهد آخرین توان خودش را به میدان می آورد و به وعده های الهی مطمئن است. از تو حرکت از خدا برکت. ما در تلاش نباید کم بگذاریم. همچنان که در این سال ها واقعا مفتخریم. جوان های ما نشان دادند که اگر سعی بکنند، خداوند وعده های خودش را محقق می کند.

تیم مذاکره کننده ی سابق می نشستند فکر می کردند که دشمن می خواهد روی چه چیزی دست بگذارد. بعد برعکس خواست دشمن، سعی می کردند به آن دست پیدا کنند.

همین غنی سازی ۲۰ درصد افتخار ما شد. رفتیم گفتیم ما به فناوری غنی سازی ۲۰ درصد اورانیوم رسیدیم، همه خندیدند و باور نکردند که ما ۴ ماهه به این فناوری رسیدیم.

اگر تلاش کنید خدا کمک می کند. رهبر معظم انقلاب با اسم گذاری سال ها دارد به ما می فهماند که بیشتر تلاش کنیم.

نمی شود بدون اینکه ما تلاش بکنیم خدا قصه را برگرداند. ما باید در این شش ماهی که وقت داریم چیز دیگری روی میز بگذاریم.

یکی دیگر از مقدمات باور به وعده های الهی استقامت است. «الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا». ما اتفاقا امروز در دوره ی استقامت بودیم، یعنی باور کرده بودیم همه چیز دست خداست.

هشت سال جنگ بس بود تا بدانیم هیچ چیز قدرتی ندارد جز خدا. باید استقامت بکنیم تا به آن نتیجه ی مطلوب برسیم.

سید حسن نصر الله می گفت: ما تا حالا هر چه وعده از رهبر معظم انقلاب شنیده ایم محقق شده.

یکی دو نمونه اش را عرض می کنم. سید حسن نصرالله می گفت: آمدیم خدمت آقا و گفتیم آقای حافظ اسد دارد می میرد. آقا فرمودند دعا می کنم سر حال بشود. برگشتیم دیدیم حافظ اسد حالش خوب شده. چند وقت بعد مجدد مریض شد. به رهبر انقلاب خبر دادیم که حافظ اسد دوباره مریض شده است. آقا جواب دادند آن کسی که بعد از حافظ اسد می آید برای شما بهتر است. بعد از حافظ اسد بشار اسد روی کار آمد.

رهبر این ها را از کجا می گفت؟ غیب گویی بود؟ نخیر. ایمان به وعده های الهی بود. چون مسیر را درست می رویم وعده های الهی هم تحقق پیدا می کند.

وعده های الهی هیچ نقصی ندارند. به وعده های الهی باید ایمان داشته باشیم. مهمترین لوازم ایمان به وعده های الهی استقامت است.

خدا می گوید اگر استقامت بکنی من هم به وعده هایم عمل می کنم. کی پس؟ هنوز ما سختی نکشیده ایم! خدا می خواهد ما به جایی برسیم که ضرب المثل تاریخ بشویم. بگویند ببینید ایرانی ها تا کجا پای حرفشان ایستادند. ما هنوز برای انقلابمان سختی نکشیده ایم. و صل الله علی محمد و آل محمد.

اول افراطي مي كنند و بعد خفه مي كنند!
نویسنده : سیدعلی
سه شنبه ۱ بهمن۱۳۹۲


سيد حسن خميني: براي طرد افراطيون تلاش كنيم

حسن روحاني : ما با همه توان مي خواهيم افراطيون را به انزوا برانيم(ديدار با هنرمندان در تالار وحدت)


اون روزها مي گفتند بعضي ها كه قصد دارند به صورت كاملا شرعي! طرف مقابل خود را كنار بزنند به اين روش عمل مي كنند:

اول مخالف خود را فاسد مي كنند و بعد كه فاسد كردند هرگونه غيبت و تهمتي مجاز مي شود!

گذشت آن زماني كه هر كس مخالف دولت بود، صرفا يك منتقد دلسوز بود كه مي بايست داراي حق آزادي بيان باشد. امروز زمانه عوض شده. هركس مخالف دولت باشد افراطي است و افراطي نيز بايد حذف شود زيرا براي جامعه زيان آور است.

آزادي بيان، فقط براي مخالفان خوب است و نه براي افراطي ها

اي كاش ما هم مي فهميديم اين مخالفان چه كساني هستند كه هرچند حرفشان هم تند باشد، بايد به آنها آزادي داد. آيا در دولت جديد هم مخالف داريم يا مخالفان همه موافق شده اند؟

كسي نمي داند چرا وقتي هفته نامه يالثارات الحسين بسته شد و هفته نامه 9دي و روزنامه وطن امروز به علت انتقاد به دولت، اخطاريه توقف گرفتند، هيچ كدام از مسئولين دولتي و رسانه هاي اون ور آبي صدايي بلند نكردند كه پس آزادي بيان چه شد؟ ولي وقتي روزنامه بهار به دليل زير سوال بردن ولايت اميرالمومنين متوقف شد، همه صداي اي وااااااي .....آزادي بيان نداريم ...... بلند كردند؟

محمد علی شاه جدید ایران
نویسنده : یحیی
دوشنبه ۳۰ دی۱۳۹۲
با سلام خدمت رفقا

به نظرم لینک های زیر رو حتما مشاهده کنین.

به نطرم تعبیر "محمد علی شاه جدید ایران"

برای حجاریان تعبیر زیبا و به جایی بود.

http://www.snn.ir/NSite/FullStory/Video/?Serv=12&Id=287532&Sgr=137

http://www.snn.ir/NSite/FullStory/Video/?Serv=12&Id=286362&Sgr=137

به کجا می‌رویم ؟!
نویسنده : سیدعلی
دوشنبه ۳۰ دی۱۳۹۲
- رئیس جمهور کشورمان در جمع مردم خوزستان می‌گوید «می‌دانید توافقنامه ژنو یعنی چه؟ یعنی تسلیم قدرت‌های بزرگ جهان در مقابل ملت ایران» و چند ساعت بعد، «جی کارنی» در پاسخ به خبرنگاران که نظر دولت آمریکا را درباره دیدگاه آقای روحانی پرسیده بودند می‌گوید «سخنان رئيس‌جمهور ایران مصرف داخلی دارد» و تاکید می‌کند «این مسئله نه برای ما تعجب‌برانگیز است و نه باید باعث تعجب شما بشود. آنچه مقامات ایرانی می‌گویند اهمیتی ندارد، بلکه آنچه انجام می‌دهند مهم است»!
بعد از امضای توافقنامه ژنو- سوم ‌آذرماه جاری/ 24 نوامبر 2013- مقامات آمریکایی، از جمله باراک اوباما، جان کری و «وندی شرمن» در مصاحبه‌های پی‌درپی تصریح می‌کنند که در توافقنامه حق غنی‌سازی برای ایران به رسمیت شناخته نشده است- منظورشان غنی‌سازی صنعتی است که مطالبه اصلی کشورمان است و نه تحقیقاتی- و در مقابل آقای دکتر ظریف وزیر محترم امور خارجه کشورمان اعلام می‌کند که اظهارنظر مقامات آمریکایی عاری از واقعیت است و مصرف داخلی دارد و تاکید می‌کند که دولتمردان آمریکایی برای قانع کردن کنگره، لابی‌صهیونیستی و تندروهای آمریکا، به اینگونه اظهارات خلاف واقع درباره توافقنامه ژنو متوسل می‌شوند و با لفاظی تلاش می‌کنند نگرانی‌های داخلی خود را حل کنند.»
پس از توافق اخیر ایران و گروه کشورهای 5+1 درباره تفسیر ابعاد و جزئیات اجرایی توافقنامه ژنو- برنامه اقدام مشترک JPA‌- آقای دکتر عراقچی مذاکره‌کننده محترم و ارشد تیم هسته‌ای کشورمان، این توافقنامه را غیرقابل انتشار دانست و گفت «پس از توافق ژنو، مذاکراتی درباره چگونگی اجرای آن انجام دادیم که نتیجه آن برداشت‌های مشترک به صورت شفاهی بود و در قالب ‌NON  PAPER و به عنوان سند غیررسمی مکتوب شد». آقای عراقچی در ادامه می‌گوید «انتشار این سند، به معنای رسمیت دادن به آن است» و توضیح نمی‌دهد که اگر این سند «غیررسمی»! است چرا قرار است اجرای توافقنامه ژنو دقیقاً براساس آن صورت پذیرد؟!
و اما، بر خلاف نظر آقای عراقچی که متن توافق جدید را «غیر‌قابل‌انتشار» و حتی به زیان هر دو طرف مذاکرات دانسته بودند، کاخ سفید علاوه بر آن که متن کامل توافق یادشده را به کنگره تسلیم کرد، خلاصه‌ای 4 صفحه‌ای که اصلی‌ترین محورهای مورد توافق ایران و 1 + 5 در آن آمده‌بود را نیز منتشر کرده و در اختیار خبرگزاری‌ها قرار داد.
در پی این اقدام دولت آمریکا، سرکار خانم افخم سخنگوی وزارت امورخارجه کشورمان این بیانیه را «یکسویه» نامیده و گفت: «بیانیه کاخ‌سفید، برداشت یکسویه و یک جانبه‌ای از توافقات غیررسمی اخیر بین کارشناسان ایران و 5+1 می‌باشد و به هیچوجه ملاک ارزیابی یا قضاوت در مورد نحوه اجرای توافق ژنو نیست» و...
2- با توجه به نمونه‌های یادشده، آیا این پرسش بدیهی و منطقی در ذهن مردم کشورمان پدید نمی‌آید که واقعیت ماجرا چیست؟ و چرا بسیاری از آنچه که برای مردم ایران- و در مواردی حتی برای نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی- ناگفتنی است، از نگاه حریف محرمانه نیست؟! مسئولان محترم هسته‌ای کشورمان تقریبا در تمامی موارد یاد شده، قبل از انتشار متن توافقات از سوی حریف، انتشار آن را «محرمانه»! تلقی کرده و یا به مصلحت ندانسته بودند! و بعد از آن که طرف مقابل تفسیر خود از اسناد مورد اشاره -FACT  SHEET- را با صدور بیانیه و به گونه‌ای آشکار اعلام کرده است، مذاکره‌کنندگان کشورمان، این بیانیه‌ها را «یکسویه»، «غیرقابل اعتماد» و «دارای مصرف داخلی» معرفی کرده‌اند که باید گفت؛
الف: اگر متن‌های یاد شده غیر قابل انتشار بوده است چرا طرف مقابل بلافاصله دست به انتشار آن زده و می‌زند؟!
ب: چنانچه حریف در جریان مذاکرات متعهد می‌شود که متن مذاکرات و یا محتوا و جزئیات توافق‌ها محرمانه بماند ولی به تعهد خود عمل نکرده و دست به افشا و انتشار آن می‌زند، چرا با مشاهده اولین تخلف و عهدشکنی حریف، باز هم و برای چندمین بار، تعهدات طرف مقابل را می‌پذیریم و نهایتاً خود را در موضع انفعال قرار می‌دهیم؟!
ج: در عصر ارتباطات و در فرهنگ و قواعد شناخته شده آن، کسی که در اعلام نظر خود  پیشدستی می‌کند، برگ برنده بیشتر و مؤثرتری در اختیار خواهد داشت و با این پیشدستی، طرف مقابل را به موضع انفعال می‌اندازد. چرا که از این طریق، افکار عمومی را به نفع خود شکل می‌دهد و طرف دیگر را به جای پرسشگری که موضع برتر در اینگونه چالش‌هاست، به نقطه پاسخگویی، یعنی چند پله پایین‌تر می‌کشاند. متأسفانه و علی‌رغم احترامی که برای تیم محترم مذاکره کننده کشورمان قایل هستیم، باید گفت، در موارد یاد شده، از حریف رو دست خورده و عرصه افکار عمومی را برای شانتاژ و یکه‌تازی دشمن باز گذاشته‌اند!
د: طی چند ماه گذشته و تقریباً در تمامی موارد، بعد از آن که حریف دست به انتشار متن‌های - به اصطلاح- محرمانه زده است، تیم محترم هسته‌ای کشورمان، متن‌های منتشر شده را «یکسویه»، «غیر قابل اعتماد» و «دارای مصرف داخلی» دانسته‌اند ولی این انتظار منطقی و طبیعی را در افکار عمومی بی‌پاسخ گذاشته‌اند که در مقابل ادعای «یکسویه» حریف، واقعیت دو سویه چیست؟ و در حالی که می‌دانند و به تجربه دریافته‌اند، طرف مقابل اهل ادعاهای یکسویه است چرا در اعلام واقعیت دو سویه پیشدستی نمی‌کنند تا به جای خود، حریف را در موضع انفعال قرار دهند؟!
بدیهی است که مردم به تیم هسته‌ای مذاکره‌کننده کشورمان اعتماد و اطمینان دارند و دیدگاه و نظر آنان را به همان اندازه قابل قبول می‌دانند که ادعای حریف را فریبکارانه و به دور از صداقت تلقی می‌کنند.
3- «مذاکره» در عرف شناخته شده سیاسی، عرصه معامله است و معامله، میدان «بده و بستان» است. وقتی کار به مذاکره می‌کشد، هر یک از دو سوی مذاکره، در مقابل امتیازی که می‌دهند، امتیاز می‌گیرند و پایان مذاکره هنگامی است که طرفین، از مجموعه «داده‌ها» و «گرفته‌ها» به نقطه «توافق» می‌رسند.
بنابراین، برای ارزیابی دقیق یک توافقنامه باید مجموعه آنچه «داده‌ایم» را با مجموعه آنچه «گرفته‌ایم» مقایسه کنیم و تنها در این صورت است که می‌توان توافق به دست آمده را «مثبت» یا «منفی» ارزیابی کرد.
مسئولان محترم کشورمان در ارزیابی خود از توافقنامه ژنو و یا متن اخیر موسوم به برنامه اقدام مشترک - JPA - از «داده‌ها» کمتر سخن می‌گویند و بیشتر به «گرفته‌ها» اشاره می‌کنند تا آنجا که رئیس‌جمهور محترم در اظهاراتی که- با عرض پوزش- اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، اعلام می‌کند «توافق ژنو، یعنی تسلیم قدرت‌های بزرگ جهان در مقابل ملت ایران»! اما، وقتی به متن توافقنامه مراجعه می‌شود، آنچه «داده‌ایم» در مقابل آنچه «گرفته‌ایم» نه فقط قابل مقایسه نیست، بلکه بسیار کم‌اهمیت‌تر و ناچیزتر از آن است که با واژه «برد- برد» کمترین تناسبی داشته باشد، چه رسد به این که، توافقنامه یاد شده را «تسلیم قدرت‌های بزرگ جهان در مقابل ملت ایران» بدانیم. قدرت‌های بزرگ جهان صدالبته که بارها طی سی و چند سال گذشته، به اجبار- و نه به اختیار- در مقابل ملت ایران سر تسلیم فرود آورده‌اند اما در تمامی این موارد، ایستادگی و استقامت ملت ایران کارساز بوده است که فهرست آن نیز به درازا می‌کشد و شرح مبسوط و جداگانه‌ای می‌طلبد.
آیا توافقنامه ژنو که اجرای آن از امروز آغاز می‌شود، در این فهرست جای دارد؟! متأسفانه شواهد موجود حکایت دیگری دارند و این بیم جدی هست که حریف در مقابل برخی از کوتاه آمدن‌های ما، گام‌های بیشتری به جلو بردارد. به عنوان مثال، اوباما در توضیح توافقنامه ژنو تصریح کرده بود که در گام اول 6 ماهه، مبلغ 7 میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه شده ایران آزاد خواهد شد ولی در متن اعلام شده اخیر، این مبلغ به 4/2میلیارد دلار، آن هم در هشت قسط تنزل یافته است! و یا برنامه تحقیق و توسعه- R&D- ایران در توافق اولیه به رسمیت شناخته شده بود، اما در توافق جدید، حریف حتی نصب یک سانتریفیوژ در بخش روزمینی نطنز که مخصوص تحقیق و توسعه است را نپذیرفت! و موارد دیگری که سرنوشت راکتور آب سنگین اراک، افزایش فراقانونی مداخلات آژانس، پذیرش تلویحی بازرسی‌ها در سطحی بسیار فراتر از پروتکل الحاقی و... از جمله آنهاست و نیاز به تجدیدنظر و پیشگیری ضروری و به‌موقع مسئولان محترم دارد.

حسین شریعتمداری

امریکایی‏ها متن را در اختیار سنا قرار دادند ولی مجلس ایران هنوز از این متن بی اطلاع است
نویسنده : سیدعلی
یکشنبه ۲۹ دی۱۳۹۲


ابهامات پیش آمده پیرامون انتشار متن توافق ایران و 1+5 توسط امریکا، واکنش نمایندگان مجلس را به دنبال داشته است، به نحوی که مهرداد بذرپاش اعلام کرد، ما در مجلس اعلام می‌کنیم خانه ملت در جریان مذاکرات قرار ندارد و علت این پنهان‌کاری از نمایندگان مردم را متوجه نمی‌شویم.

به گزارش رجانیوز، مهرداد بذرپاش نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: کاش دولت به اندازه آمریکایی‌ها که به مردم و سنای خود اطمینان دارند به مردم و مجلس  ایران اطمینان داشت.
 
وی در گفتگو با فارس اضافه کرد: تیم مذاکره کننده ایرانی توافق نامه اجرایی را برای مردم و مجلس محرمانه می‌داند ولی طرف آمریکایی، هم این را با سنای خود در میان می گذارد و هم آن را منتشر می‌کند که نشان از اعتماد آنها به مردم و مجلس خود است.
 
نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه دلیل این پنهان کاری از طرف دولت و تیم مذاکره کننده معلوم نیست، تصریح کرد: اگر توافقی به نفع ملت و سرنوشت کشور انجام شده، پس دلیل این نامحرمی مردم چیست؟ اگر مشکلاتی وجود دارد که به نظر ما وجود دارد، چرا آنها را با مردم و مجلس درمیان نمی‌گذارید تا هم پشتیبانی بهتر انجام شده و هم جلوی اشکالات گرفته شود.
 
وی افزود: ما در مجلس اعلام می کنیم، خانه ملت در جریان مذاکرات قرار ندارد که علت این پنهان کاری از نمایندگان مردم را متوجه نمی‌شویم.
 
بذرپاش همچنین گفت: از طرف تیم ما اعلام می‌شود مذاکرات محرمانه است بعد آمریکایی‌ها توافق را منتشر می‌کنند، سپس سخنگوی دستگاه خارجه ما می‌گوید این برداشت یک سویه و یک جانبه از توافق است.
 
نماینده مردم تهران در مجلس خطاب به دولت گفت: آیا سرنوشت و اقتدار یک ملت را با توافقی که دو طرف برداشت‌‌های متفاوت دارند گره می‌زنید؟ کجای این، تدبیر و توان دیپلماسی است؟ تعطیلی نطنز و فردو و اراک در مقابل  8  قسط از پول‌های خودمان که گویا به ملت ایران می‌خواهند مستمری بدهند را در توافق تفسیرپذیر مطرح می‌کنید؟
 
وی ادامه داد: منتقدان را در کنار اسرائیلی‌ها می‌نشانید و بگم بگم راه می‌اندازید تا همه منتقدان را خفه کنید؟ آیا بازرسی‌های گسترده و سرزده روزانه در همه بخش‌ها چیزی از صنعت راهبردی هسته‌ای ما باقی می‌گذارد، آن هم بازرسی‌های تفسیرپذیر که می‌تواند پرونده ما را تا مدتی طولانی بلکه برای همیشه در نزد آژانس باز بگذارد. بازرسی‌هایی که بسیاری از تامین کنندگان تجهیزات و ابزارآلات هسته‌ای را زیر نظر می‌گیرد و همه امنیت همه عوامل و دست اندرکاران هسته‌ای به مخاطره می‌افتد.

ماجرای جالب انتخاب محل سکونت رهبر انقلاب
نویسنده : سیدعلی
چهارشنبه ۱۸ دی۱۳۹۲

 مقام معظم رهبری به‌علت تعلق اردوگاه شهید باهنر به ‌آموزش و پرورش و دانش‌آموزان،این مکان را برای اقامت خود انتخاب نکردند.

به گزارش عرش ، علی اکبر ناطق نوری، رئیس سابق مجلس شورای اسلامی در کتاب خاطرات خود در مورد انتخاب محل سکونت مقام معظم می‌نویسد: یکی از مباحثی که در آغاز مسئولیت جدید ایشان قابل توجه بود، بحث امکان استقرار مقام‌معظم رهبری بود. پیشنهاد بعضی‌ها این بود که آقا به‌جماران تشریف ببرند و از همان تشکیلات و امکاناتی که حضرت امام داشتند، استفاده کنند.
 
رئیس سابق مجلس می‌گوید: من خودم به‌چند دلیل معتقد بودم که ایشان به‌جماران یا منظریه تشریف ببرند. یکی‌به لحاظ امنیتی بود، زیرا در تمام دوران جنگ، شهر تهران را به راحتی بمباران و موشک باران می‌شد، اما جماران پای کوه قرار داشت، لذا پرواز و مانور در آنجا خیلی سخت بود.
 
دوم این‌که چون رهبری علی‌الدوام و شب و روز در محل سکونت‎‌شان هستند، از نظر آب‌و‌هوایی هم باید جای مناسبی فراهم شود. البته آقا به‌جهت عاطفی و احترام نسبت به‌امام و احمد‌آقا، جماران را نپذیرفتند.
 
همچنین اردوگاه شهید باهنر در منظریه تهران را قبول نکردند و فرمودند: اولا این قدر بالا و دور از مردم نمی‌خواهم بروم. ثانیا آموزش‌و‌پرورش و فرهنگیان و دانش‌آموزان به‌همین اردوگاه خوش است، من راضی نیستم که حالا این را بگیرم.

رجانيوز

به خفقان سازندگی عادت داریم
نویسنده : سیدعلی
چهارشنبه ۱۸ دی۱۳۹۲
گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، مهرداد بذرپاش صاحب امتیاز روزنامه وطن امروز و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به توقیف هفته‌نامه یالثارات و تذکر به هفته‌نامه9دی و روزنامه وطن امروز، گفت: از یک طرف ریاست محترم جمهور از نقد آزادانه و تحمل بالای دولت نکاتی را در جمع استانداران فرمودند ولی نگذاشتند ایشان تا دفتر کار خود برگردد و سریع به پیام رئیس جمهور لبیک گفتند.


 

وی افزود: این چنین تبعیت از رئیس دولت توسط اعضای دولت در نوع خود بی نظیر است، امیدوارم برخی از رسانه‌ها که دین مردم را هدف قرار دادند و یا برخی که ولایت اهل بیت را زیر سوال بردند و حتی برخی دیگر که معیشت مردم را هدف گرفتند، دچار الطاف این عزیزان نشوند.

 

«البته ما به خفقان دولت سازندگی عادت کردیم از سیاست مشت آهنین در دستکش مخملی هم شنیده‌ایم که انشاالله سیاست این دولت آنگونه نباشد.»

 

همزمان با گذشت دقایقی از کارت زرد مجلس به وزیر ارشاد، هفته نامه یالثارات توقیف و هفته‌نامه9دی و روزنامه وطن امروز از هیئت نظارت بر مطبوعات تذکر گرفتند.

مطهری به جای معرکه‌گیری آماده پاسخگویی به اتهاماتش باشد
نویسنده : سیدعلی
دوشنبه ۱۶ دی۱۳۹۲
مهدی محمدی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت: واکنش‌های عصبی جریان فتنه به حماسه ۹ دی را که بهتر از هر جای دیگر خود را در نطق عوامانه علی مطهری در مجلس نشان داد، باید به حساب ناامیدی آنها از فضای سیاسی و اجتماعی کشور گذاشت.

جریان فتنه در همان ساعت اول، رای به حسن روحانی در ۲۴ خرداد را رای به خود تحلیل کرد. انتظار این جریان این بود که دولت حسن روحانی با خوشحالی و افتخار، نقش خدمتکاری این جریان را بپذیرد و آبرو و امکاناتی اگر دارد همه را به سرعت صرف تولید مشروعیت سیاسی و آزادی عمل سیاسی و اجتماعی برای این جریان بکند.

جریان فتنه توقع داشت احزاب غیرقانونی آن یکشبه مجوز فعالیت بگیرند، کادرهای مجرم آن اگر وزیر و وکیل نمی‌شوند لااقل از محبس رها شوند و به عنوان قهرمانان ملی از آنها تجلیل شود، سران فتنه از حصر به در آیند و به اقطاب سیاسی کشور بدل شوند و از این به بعد هم دولت بپذیرد که ماهیتی عاریه‌ای دارد و باید هر چه سریع‌تر راه را برای بازگشت این جریان در انتخابات آینده مهیا کرده و خود از صحنه کنار بکشد. آزاردهنده‌ترین اتفاقی که برای این جریان رخ داده، این است که می‌بینند حسن روحانی آن کسی نیست که انتظار داشتند یا تصور می‌کردند و کادرهای دولت او هم قصد ندارند خود را به قربانگاه فتنه ببرند.

مهم‌تر از این، خشم توام با ترس این جریان از این است که هیچ خیزشی از جانب جامعه برای گرایش به سمت آنها یا سازمان دادن خود در قالب تشکل‌های مدنی که این روزها این گوشه و آن گوشه از سوی اصلاح‌طلبان علم شده، دیده نمی‌شود. برخلاف انتظار این جریان، مردم حادثه ۲۴ خرداد را از منظری اساسا اقتصادی- اجتماعی تحلیل کرده‌اند و برای آنها اساسا مهم نیست که میرحسین موسوی با دروغ‌های شاخداری که در سال ۸۸ سرهم کرد اکنون کجاست و بر او چه می‌رود.

بی‌اعتنایی سیاسی دولت و بی‌اعتنایی اجتماعی مردم، به معنای هیچ و پوچ بودن سرمایه سیاسی و اجتماعی‌ای است که جریان فتنه در سال‌های گذشته همواره ادعا می‌کرد از آن بهره‌مند است و فقط به دلیل سرکوب نظام اجازه بروز و ظهور نمی‌یابد.

اینکه می‌بینیم امروز این جریان تا سر حد مرگ عصبانی است و بیش از آنکه سخن به ادب بگوید فحش و ناسزا سر هم می‌کند، محصول از پرده برون افتادن این بی‌اعتباری عظیم است که تاکنون به این شکل مجال آن فراهم نشده بود.

حالا خوشمزه این است که فردی مانند علی مطهری که اگر نبود انتسابش به خاندان شریف و محترم استاد شهید، ارزش و اعتباری برای مطرح کردن خود در جامعه سیاسی و رسانه‌ای کشور نداشت، در حالی که فتنه‌گران حرفه‌ای در حال توبه‌اند، تازه تصمیم گرفته به یک عضو جریان فتنه تبدیل شود! آنچه مطهری در نطق روز ۸ دی خود در مجلس گفت، چیزی بیش از ادعاهای سازمان منافقین درباره جمهوری اسلامی در این سال‌ها نداشت. مطهری گفت فضا علیه جریان فتنه یکطرفه است و آنها اجازه دفاع از خود را ندارند.

لابد آقای مطهری حین گفتن این جملات از خود بیخود بوده و توجه نداشته که پشت تریبون مجلس نظام جمهوری اسلامی ایستاده و در حال دفاع از خائن‌ترین خائنانی است که پس از انقلاب اساسا نام و نشانی از آنها می‌توان یافت. برای اینکه معلوم شود این جریان و سران آن اجازه طرح مواضع خود را داشته‌اند یا نه، آقای مطهری را به حدود ۲۰ بیانیه‌ای ارجاع می‌دهم که میرحسین موسوی در فاصله ۲۲ خرداد ۸۸ تا ۲۵ بهمن ۸۹ (حدود دو سال) منتشر کرد و در آنها –که جملگی به قلم اردشیر امیرارجمند عضو جریان نفاق نوشته شده بود - از اهانت به ۲۴ میلیونی که به او رای نداده‌اند می‌توان یافت تا خداجو خواندن متجاسران به حضرت اباعبدالله در روز عاشورا. شاید موسوی و کروبی از ۲۵ بهمن به این سو سخن نگفته باشند ولی بوق‌های استعماری انگلیس و اسرائیل و آمریکا به نمایندگی از آنها – و به کمک امثال مطهری - در دروغ‌سازی و پرونده‌بافی علیه نظام مظلوم جمهوری اسلامی چیزی کم نگذاشته‌اند.

تازه!اکنون که محاکمه‌ای انجام نشده؛ روزی که شرایط مهیا شود و محاکمه‌ای صورت گیرد – که حتما آن روز خواهد رسید - به اندازه کافی فرصت حرف زدن به آن ۲ خائن هم داده خواهد شد. آقای مطهری از غیرشرعی بودن حصر هم سخن گفته است. جالب است در حالی که عمده مراجع معظم تقلید در روز ۹ دی سخن گفته و آن را گرامی داشتند، آقای مطهری خود را در جایگاه مفتیان نشانده، درباره شرعی و غیرشرعی حصر بودن نظر می‌دهد. من می‌خواهم بپرسم آیا کسی که به گفته برخی رسانه‌ها خود در مظان ارتباط با گماشتگان خارجی است، در موقعیتی است که درباره شرعی و غیرشرعی بودن رفتار نظام داوری کند؟جالب‌تر از همه، حمله علی مطهری به قوه قضائیه و رئیس شجاع آن است که چند ماهی است فتنه‌گران، او و سیستم تحت امرش را مهم‌ترین حریف خودمی‌دانند.

در ماه‌های گذشته و در حالی که کسانی می‌خواستند و به صراحت هم می‌گفتند باید بساط سخن گفتن درباره جنایات جریان فتنه را برچید، آیت‌الله آملی لاریجانی با احساس مسؤولیتی تاریخی پشت سر رهبر معظم انقلاب به یکی از طلایه‌داران اصلی مقابله با این جریان بدل شد و از جنبه‌های مختلف نقدهایی به این جریان وارد کرد که ثابت می‌کرد از دید نظام ذره‌ای از حساسیت نسبت به جریان فتنه کاسته نشده است. اکنون می‌بینیم دستگاه قضایی به سیبل حملات طرف خارجی، فتنه، ضدانقلاب و حتی بخش‌هایی از دولت که تمایلاتی به فتنه دارند، بدل شده است. عمق این حملات اتفاقا نشان‌دهنده آن است که مسیر اصلی این قوه کاملا صحیح و اقدامات آن بجا و موثر است. قوه قضائیه هم آنگونه که از ادبیات رئیس آن می‌توان فهمید عمل به وظیفه و تکلیف را اصلی‌ترین ماموریت خود می‌داند و به همه این فضاسازی‌ها بی‌اعتناست.

همین بی‌اعتنایی و منفعل نشدن در مقابل دشمن و نیفتادن در بازی آن است که این همه فتنه‌گران را برآشفته و باعث شده رئیس قوه قضائیه را حریف نخست خود در صحنه سیاسی کشور بدانند. مسلما برخورد موثر و پیگیر با جریان فتنه و هشدار درباره برخورد با هر نوع طراحی برای فتنه‌گری جدید جزو نقاط درخشان کارنامه دستگاه قضایی و رئیس عالم و شجاع آن است. موثرترین پاسخ به ناسزاگویی‌های جریان فتنه هم این است که این مسیر تقویت و گام‌هایی به همان استواری گذشته برای برخورد با کسانی برداشته شود که اکنون پنهان نمی‌کنند در پی علم کردن فتنه‌ای جدیدند.

آقای مطهری هم بهتر است به جای معرکه گرفتن، خود را برای پاسخگویی به اتهاماتی که تا قبل از این گماشتگان رجوی به نظام جمهوری اسلامی می‌زدند و حالا کسی مثل او سخنگوی آنها شده، آماده کند.

به اسم رهبري عليه رهبري
نویسنده : سیدعلی
دوشنبه ۱۶ دی۱۳۹۲
دکتر علی خرم مشاور وزیر امور خارجه چندی قبل در دانشگاه شیراز حضور یافته بود که سخنان عجیب و غیر منطقی او در دفاع از توافقنامه جنجالی ژنو، با انتقادات فراوان دانشجویان مواجه شد.

به گزارش رجانیوز، در همین راستا بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز کلیپ کوتاهی از سخنان خرم و پاسخ های دانشجویان به وی منتشر کرده است که آن را مشاهده می فرمایید.

دانلود

سبك زندگي يك مرد3
نویسنده : سیدعلی
شنبه ۷ دی۱۳۹۲

يك بار آقاي رفيق دوست كه فكر مي كرد زيلوي منزل ايشان بيش از حد كهنه شده، با پول خودش و مقداري از پول بيت المال، فرشي را براي آنها خريد، امّا به محض اينكه چشم ايشان به آن افتاد، فرمودند: اشتباه كرديد كه فرش را عوض كرديد، برويد و همان فرش را بياوريد

هفته نامه جبهه، اولين شماره

سبك زندگي يك مرد2
نویسنده : سیدعلی
پنجشنبه ۵ دی۱۳۹۲
زماني كه رييس جمهور شده بودند، اجازه ندادند براي منزل ايشان، سماور برقي خريداري شود چرا كه معتقد بودند در شرايط جنگي كه برق جنبه حياتي دارد، نبايد از سماور برقي در منزلشان استفاده شود

پرتويي از خورشيد،صفحه 65

سياست خارجه 120 روزه
نویسنده : سیدعلی
چهارشنبه ۴ دی۱۳۹۲
بیش از 120 روز از عمکرد دولت در بحث سیاست خارجه می گذرد. هرچند گذر این ایام نمی تواند به طور دقیق و جزئی بیانگر تمامیت عملکردی نگاهی و عملی دولت در حوزه سیاست خارجه باشد ولیکن به هر حال این ایام نیز به سهم خود، می توانند نشان دهنده بخشی (نه همه) از جهت گیری های دولت را در این زمینه نشان بدهند. هرچند مدت زیادی نگذشته، ولیکن در حوزه سیاست خارجه اتفاقات مهمی افتاده که برخی از آنها نسبت به تاریخ انقلاب برای اولین بار رخ داده است و عده ای آن را از روی تدبیر و برخی از روی بی تدبیری  و عجول بودن قلمداد می کنند.

با مبنای گفتمان انقلاب اسلامی، نقاط ضعف و قوت فراوانی را می توان برای عملکرد 120 روزه دولت برشمرد. هرچند در این نوشته، هدف پرداختن به نقاط ضعف سیاست خارجی دولت است ولیکن به طور کلی می توان موارد متعددی را نیز به عنوان نقاط مثبت دولت قلمداد نمود. انگیزه بالا مسئولان سیاست خارجه یکی از این نقاط مثبت است و به آن اضافه نمایید واکنش های مناسب قولی و عملی مسئولان در برابر رژیم جعلی صهینویستی.

 

در کل نقاط ضعف دولت جدید در سیاست خارجه را می توان در موارد زیر برشمرد:

 

1- کاهش تحرک دیپلماسی با سایر کشورها و تمرکز در مذاکرات5+1:

یکی از اتفاقات صورت گرفته در این ایام، کاهش تمرکزدولت ایران در ارتباط با سایر کشور های جهان و عمق دادن به روابط مشترک است. البته این مشکل نیز تا حد زیادی طبیعی به نظر می رسد و علت آن، این است که پرونده انرژی هسته ای، در دولت های آقایان خاتمی و احمدی نژاد در شورای عالی امنیت ملی پیگیری می شد، اما این پرونده در این دولت، به وزارت خارجه واگذار گشته است و لذا به علت سنگینی و حجم کار زیاد این برنامه،  وزرات خارجه نمی تواند مانند گذشته وقت خود را صرف سایر امور مربوط به سیاست خارجه ایران نماید. چنانچه جناب آقای روحانی با گذاشتن فردی مورد اطمینان خود در شورای عالی امنیت، پروژه مذاکرات را در همان مسیر قبلی پیگیری می کردند، این امر می توانست مانع از کاهش تحرک دیپلماتیک دولتمردان شود.

2- کم توجهی به عمق استراتژیک ایران در کشورهای مستضعف منطقه و جهان:

یکی از شاخص های رهبری در بحث سیاست خارجه (اینجا) توجه به عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در کشورهای بویژه اسلامی منطقه است. آنچه که امروزه کشور ایران را به عنوان یک ملت اثرگذار در معادلات جهانی تبدیل نموده است، نه پیروی کردن از سیاست های استعماری کشورهای مستکبر دنیا، بلکه همراهی نمودن با ملت های مستضعف جهان و اجرای یک دیپلماسی عمومی با ملت های جهان (نه فقط دولت ها) بوده است. محبوبیت بالای مسئولان ایرانی در سایر کشورها به همین دلیل است. استقبال بی نظیر مردم در سفر دکتر احمدی نژاد به لبنان و یا کشورهای آمریکای لاتین و بسیاری از کشورهای آفریقایی و آسیایی نیز، دقیقا به همین دلیل است. آنچه که باعث شده است 6 مدعی اصلی جهان در یک طرف میز با ایران مذاکره نمایند، ناشی از اقدامات یک شبه فرد خاصی نیست، بلکه به خاطر وجهه بین اللملی است که ملت ایران پس از انقلاب اسلامی در جهان در مدت 35 سال، پیدا کرده است و حتی الگویی برای بیداری های اسلامی صورت گرفته در منطقه شده است. به نظر می رسد آنچه دستگاه دیپلماسی دولت آقای روحانی در حال استفاده و خرج کردن از آن است ناشی از همان وجهه ای است که در مدت این سال ها با مدیریت حکیمانه رهبری تا به امروز به دست آمده است. آنچه که تا به امروز اتفاق افتاده این است که هنوز اقدام مؤثری در تقویت این عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران، از سوی دولت صورت نپذیرفته است. کم توجهی به این حوزه مهم در آینده می تواند موجب افول جایگاه و نفوذ بین المللی ایران و گستاخی های بیشتر دولت های مستکبر شود که البته امیدواریم، چنین چیزی هرگز اتفاق نیافتد و در آینده ی دولت، شاهد از سرگیری اینگونه حرکات نیز باشیم.

 

3- بی تدبیری خارجی:

منظور از بی تدبیری در اینجا، انجام اعمالی است که پس از انجام آنها، حتی خود دولت مردان نیز از انجام آن پشیمان می شوند و با اظهار اشتباه بودن و یا سکوت و یا عوض کردن موضوع در هنگام پرسش در مورد این سوالات، به نوعی ناراحتی خود را از این قضیه اعلام می کنند. گاه بی تدبیری های صورت گرفته به صورت اتفاقی صورت می گیرد و دیگر تکرار نمی شود ولیکن گاه مشاهده می شود که این موارد کم کم زیاد می شود و به صورت روال تبدیل می گردد. از این جمله می توان به سخنان رییس جمهور در شب مذاکرات ژنو مبنی بر خالی بودن خرانه کشور(اینجا،اینجا،اينجا) ، و یا سخنان وزیر امور خارجه در مورد حمله نابود کننده آمریکا به ایران(اینجا،اینجا) و یا اظهارات سیاست خارجه ای مشاور رسانه ای رییس جمهور، پس از تهدیدات نظامی رییس جمهور آمریکا، مبنی بر لزوم درک کردن آمریکا(اینجا) اشاره نمود. اضافه نمایید به این مثال ها، عجولانه نوشتن تعهدات کشورهای 5+1 نسبت به ایران در توافق نامه ژنو را، به گونه ای که دو طرف قرائت های کاملا متفاوتی را از یکدیگر ارائه می دهند و نگنجاندن مطالبات اصلی ایران در متن توافقنامه به گونه ای که تحریم های جدید آمریکا از نظر مردان دولتی، خلاف روح توافق نامه است و نه متن آن(اینجا).  امثال این بی تدبیری هرچند ممکن است سهواً اتفاق افتاده بیفتد، ولیکن ادامه این روند می تواند هزینه زیادی برای ملت ایران داشته باشد و به مذاکرات ضربه جدی وارد کند و طرف های مقابل را در روند کارها گستاخ تر نماید، همانطور که همین سخنان مطرح شده تا به امروز نیز، هزینه هایی را برای ملت ایران داشته است.

 

4- جرات دادن به بیگانه برای بی احترامی:

اتفاقی که در این ایام کوتاه گویا به یک روال تبدیل شده است، جرأت یافتن برخی از کشورهای خارجی برای بی احترامی و حتی بعضا تحقیر ملت ایران بوده است که متاسفانه دستگاه دیپلماسی از کنار این موارد با سکوت عبور کرده است. از جمله این موارد می توان به سکوت مردان سیاست خارجه در مقابل انواع تهدیدات نظامی آمریکا اشاره کرد . هرچند از نظر دیپلماتیک نیز ، پاسخ تهدید را با تهدید دادن کاملا پذیرفته شده است ولیکن دولتمردان طعم تلخ تهدیدات بی پاسخ آمریکا را ترجیح می دهند. عدم عکس العمل مناسب دولت مردان در اعطای "شیردال" تقلبی در سفر آمریکا و نشانه حسن نیت آمریکا معرفی کردن این عمل (اینجا،اینجا) و یا اقدامات صورت گرفته در سفر هیئت پارلمانی اروپا و بی احترامی در جلسه با رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام(اینجا) و تکرار آن در دیدار با وزیر خارجه(اینجا). اظهارات توهین آمیز رییس جمهور آمریکا نسبت به رییس جمهور ایران و بی اعتماد معرفی کردن ایشان و حتی اعلام بی اعتمادی به ماهیت کشور ایران (اینجا) و یا اظهارات توهین آمیز آنها در مورد انرژی هسته ای و اینکه "اگر بتوانیم حتی یک پیچ هم باقی نمی گذاریم" از جمله این موارد است و حتی بعضاً نه تنها به این اظهارات پاسخ مناسبی داده نمی شود بلکه با اظهاراتی خاص، طرف مقابل جسورتر می گردد، مثل سخنان رییس جمهور در مصاحبه با روزنامه فاینانشال تایمز که اعلام می نمایند "رییس جمهور آمریکا را فردی مؤدب و باهوش" یافته اند (اینجا) که این گونه پاسخ ها، پس از تهدیدات نظامی مکرر آمریکا و بی ادبی های آنها، مناسب به نظر نمی رسد.


 


5- بها دادن به آمریکا:

یکی از ویژگی های برجسته کشور ایران پس از انقلاب اسلامی تا به امروز بی توجهی به آمریکا و ایستادگی در مقابل سیاست های زورگویانه این کشور بوده است به گونه ای که این عملکرد موجب محبوبیت و الگوبرداری برای بسیاری از ملت ها شده است. به طوری که حتی به گواهی بسیاری از نخبگان خارجی، کشور ایران توانسته است به دنیا نشان بدهد که نه تنها می توان بدون وجود آمریکا به حیات خود ادامه داد، بلکه می توان با ایستادگی مقابل زورگویی های این کشور، در مدت زمان کوتاهی پیشرفت های چشمگیری را نیز به دست آورد. پیشرفت های جدی در امور نظامی، نفوذ سیاسی بین المللی ، پیشرفت های علمی(پرتاب موشک به فضا، سلول های بنیادین، انرژی هسته ای ) ، پزشکی و... علائم همین توانایی است. شاید بتوان یکی از عوامل اصلی در حرکت های بیداری اسلامی در منطقه را نیز وجود الگویی مانند ایران عنوان نمود که البته بسیاری از نخبگان همان کشورها نیز به الگو بودن ایران اشاره کرده اند.

 مقامات آمریکایی، این مطلب را نیز صراحتا در صحبت های خود بیان کرده اند که از الگو شدن ایران و بی توجهی ایران به آمریکا نگران هستند.

«مشکل اصلی ما با ایران، برنامه هسته ای این کشور نیست، مشکل آن است که ایران نشان داده است نه فقط بدون حمایت آمریکا، بلکه در حال درگیری و تخاصم با آمریکا می توان قدرت برتر تکنولوژیک و نظامی منطقه بود و این الگو بهار عربی- بخوانید بیداری اسلامی- در خاورمیانه و شمال آفریقا را درپی داشته است». این صحبت های یک فرد عادی نیست بلکه نظرات "جرج فریدمن" مسئول شورای راهبردی «استراتفور» است که دقیقا نگاه واقعی آمریکا نسبت به ایران را بیان می نماید.

انواع پیشنهادهای مذاکره که آمریکا در طی این سال به ایران می داده است نیز در همین جهت بوده است و مقام معظم رهبری چندین بار به این نکته اشاره کرده اند که این پیشنهادها نه برای حل مشکلات فی مابین، بلکه صرفا برای این مطلب است که ایران به وجهی خود را نیازمند مذاکره با آمریکا نشان بدهد و آمریکا از مذاکرات سوء استفاده تبلیغاتی نماید(اینجا).

بها دادن به آمریکا توسط ایران، دقیقا همان احتیاج وافر آمریکایی ها در طی این سال ها بوده است که با تماس تلفنی رییس جمهور در سفر نیویورک و گفت و گوی حضوری وزیر امور خارجه در آن سفر، این اتفاق برای اولین بار صورت پذیرفت و البته مقام معظم رهبری نیز بر نابه جا بودن آن تاکید کردند. پس از تذاکرات رهبری نه تنها این روند متوقف نشد، بلکه به روال قبلی خود ادامه پیدا کرد و تماس تلفنی اخیر آقای ظریف با جان کری(اینجا)، این برداشت را به اذهان متبادر نمود که از نظر ایران، دولت آمریکا جایگاه ویژه ای برای حل مشکلات داخلی ایران دارد. تبلیغات بی حد و حصر و حتی دروغ گویی های آمریکایی ها بلافاصله پس تماس تلفنی رییس جمهور ایران با اوباما ، مبنی بر تماس گرفتن ایرانی ها با آمریکا نیز دقیقا در همین راستای نیاز آنها به بها دادن ایران به آمریکا  بوده است.

 

6- امید به حل مشکلات در مذاکرات با آمریکا:

نکته ای که در این مدت رهبری بارها به آن تاکید فرموده اند، فراموش نکردن استکباری بودن دولت آمریکا و غیر صادق و غیر منطقی بودن آنهاست. با مثال های فراوانی می توان اثبات نمود که برای دولتمردان آمریکا جان انسان ها، هیچ ارزشی ندارد و آنها جز منافع خود، هیچ چیزی را به رسمیت نمی شناسند.(اینجاها + + +  +) حضور آمریکایی ها در مذاکرات و هدف آنها، همانطور که خودشان نیز بارها گفته اند، برچیدن تمامی امکانات هسته ای ایران است به گونه ای که حتی یک پیچ! هم باقی نماند(اینجا). در چنین شرایطی امید به بازی برد- برد با چنین کشوری، به گونه ای که هم کشور ایران به استفاده صلح آمیز هسته ای برسد و هم نظر آمریکایی ها جلب گردد، غیرممکن به نظر می رسد. عدم صداقت آمریکایی ها در اقداماتشان پس ازتعلیق 2 ساله انرژی هسته ای در ده سال پیش و یا بی­صداقتی آنها پس از تماس تلفنی با آقای روحانی و تحریم های آنها پس از توافق ژنو، اثبات های چندین باره ای بر این مدعاست. آنچه به نظر می رسد این است که دولت آقای روحانی به حل مشکلات کشور، از طریق آمریکا، امید زیادی بسته است. اظهارات دولتمردان مبنی بر واقعیت نداشتن بی احترامی های آمریکایی ها نسبت به ملت ایران و مصرف داخلی داشتن این بی احترامی ها به جهت راضی نگه داشتن اسرائیل، نشانه ای بر این خوشبینی است. تغییر لحن دولت ایران در دوران آقای روحانی، موجبات تغییر لحن طرف های مقابل را نیز فراهم آورده است، با این تفاوت که آنها در این ایام بی شرمانه تر از گذشته نسبت به ایران سخن می رانند و این نکته مثبتی به شمار نمی آید. هرچند مسئولان ایرانی در بیان خود گهگاهی اعلام می دارند که "ما به آمریکا خوشبین نیستیم" ولیکن در عمل به شکل دیگری عمل می نمایند، از جمله اینکه بر اثر همین خوشبینی، بسیاری از مفاد توافق نامه ژنو را در روح آن گنجاندند و نه در متن آن، به این خیال که آمریکایی ها خود را موظف و پایبند نه تنها به متن، بلکه به روح توافق نامه نیز می دانند.


7- بی تفاوتی در استکبار ستیزی:

یکی از شاخصه های انقلاب اسلامی ایران، استکبار ستیزی و مقاومت ایجابی نسبت به ظلم های صورت گرفته بوده است. نوع عکس العمل های صورت گرفته توسط امام و رهبری همواره به همین شکل بوده است. عدم سکوت ایران در مقابل کشت و کشتارهای مردم مظلوم فلسطین و سایر جنایات آمریکا در کشورهای جهان و اعتراض به تبعیضات بشری صورت گرفته مانند اختصاص حق "وتو" به کشورهای خاص از این نمونه است . استکبار ستیزی یکی از جذاب ترین نکات ملت ایران در نظر مردم بسیاری از کشورهای جهان است که بسیاری از ملت ها را عاشق این کشور و متنفر از آمریکا و اسرائیل کرده است. كم توجهي به پايه ها و اساس ظلم هاي جهاني (مانند حق وتو) زمينه ساز ايجاد ظلم هاي بيشتر به كشور ها مي شود. اين زمينه بحث هاي مفصلي دارد كه در اين متن نمي گنجد.

در پایان باید به این نکته اشاره نمود که هدف از بر شمردن نکات ضعف عملکردی سیاست خارجه دولت، نه از روی کینه، بلکه از روی علاقه وافر به دولت و کشور عزیزمان است و ذکر این نکات هرگز به معنای ندیدن نقاط مثبت موجود در دولت فعلی نیز نمی باشد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پي نوشت:

اضافه كنيد به موارد بالا:

- اظهارات وندي شرمن در مورد اينكه DNA ايراني ها دروغ گويي است(كوتاه آمدن در برابر بي احترامي ها)

- اظهارات خلاف واقع معاون آقاي ظريف در تاييد بندبند توافق ژنو توسط رهبري(بي تدبيري در سياست خارجه)

پایان جنگ بعد از فتح خرمشهر
نویسنده : عمار
سه شنبه ۳ دی۱۳۹۲
شاید این سوال را زیاد شنیده باشید که چرا حضرت امام (ره) بعد از فتح خرمشهر با پایان جنگ موافق نبودند؟ و تقریبا جوابی که تو ذهن من جای گرفته بود این بود که امام مخالف پایان جنگ بودند و خلاصه اینکه جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم.

تا اینکه به مطلبی از قول حاج احمد آقای خمینی برخوردم :

" بعد از فتح خرمشهر ، امام معتقد بودند که بهتر است جنگ تمام شود. اما مسئولان جنگ گفتند : « ما باید تا کنار اروند رود برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم. » امام اصلا با این کار موافق نبودند و می گفتند : اگر بناست که شما جنگ را ادامه بدهید ، بدانید که اگر این جنگ با این وضعی که شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید دیگر این جنگ تمام شدنی نیست و ما باید این جنگ را تا نقطه ای خاص ادامه بدهیم و الآن هم که قضیه فتح خرمشهر پیش آمده بهترین موقع برای پایان جنگ است. "

پا به پای آفتاب ج 1 ص 113


سبك زندگي يك مرد
نویسنده : سیدعلی
دوشنبه ۲ دی۱۳۹۲
يك بار معظم له درباره وجود ساده زيستي در زواياي زندگي خودشان به حضرت آيت الله مصباح فرمودند:

"من وقتي ازدواج كردم، همسرم از پدرش كه فرش فروش بوده، فرشي به عنوان جهزيه به همراه داشته است كه هنوز نيز، با وجود فرسودگي آن، در منزل ما از آن استفاده مي شود و به جز آن، قالي ديگري در منزل نداريم.چند مرتبه اخ الزوجه ها(بردارانِ خانم) گفته اند كه اين قالي نخ نما شده و خواسته اند كه آن را عوض كنند ولي من اجازه نداده ام.اصلا در طول زندگي خود، نه قاليچه اي خريده ام و نه فرشي به خانه اضافه كرده ام، حتي آنها را تبديل به احسن نيز نكرده ام. من در طول اين دوران يك مرتبه گوشت تازه نخريده ام. كوپن گوشت سردي كه همه مردم از آن استفاده مي كردند ما نيز استفاده مي كرديم، مگر آنكه گوشت نذري مي آورند. ساير ما يحتاج زندگي مثل پنير، نفت و كره نيز به همين صورت تهيه مي شود "

ويژه نامه جام جم،مرداد 1387، صفحه 21

يواش بخوانيد بلند عمل كنيد
نویسنده : عمار
چهارشنبه ۲۰ آذر۱۳۹۲
سلام خدمت رفقا

به وبلاگ برادر مصطفی قاسمی سر بزنید حتما

rigmatin.blogfa.com

یه کار خیر دارند انجام میدن. نیازمند کمک همگان است

در حد توان کمک بفرمایید.

یا علی



.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
آفتاب معرفت وبسایتی است متعلق به گروه فرهنگی معرفت ، که به تبادل نظر پیرامون موضوعات فرهنگی و سیاسی مختلف میپردازد.
اطلاع رسانی جلسات گروه نیز از این طریق صورت میگیرد.
منو اصلی
برچسب ها
نویسندگان
آرشیو مطالب